Forwarded from dystopia.
آجیا اول یک چیز بیسیکی رو خدمتتون عرض کنم بعد برم سر کلام اصلیام
یک مکانیزمی هست توی حقوق بینالملل و حقوق معاهدات، اسمش شرط ئه. شرط اصولا کاربردش اینه که گستره حکومت معاهدات بینالمللی و بینالدولی رو زیاد کنه و نظم حقوقی رو بهتر اجرا کنه. توی این مکانیزم، تحت یکسری شرایطی دولتا میتونن عضو یک معاهدهای، یک سند حقوقی بینالمللی تحت هر عنوانی که بگن حالا بشن ولی روی یکسری مقرره هاش دست بذارن و بگن ما عضو میشیم ولی این مقرره رو اجرا نمیکنیم یا اینکه آثار حقوقیاش رو توی مملکت خودمون تغییر میدیم. این شرط دلایل مختلفی میتونه داشته باشه مثلا اینکه آقا فلان مقرره، یه تناقض داره با بنیادین ترین اصول حقوقی تو فلان دولت. یا هر چیز دیگهای. ولی یکی از مهمترین چیزایی که باعث میشه یه شرط بتونه متولد شه، اینه که ثابت بشه اون شرط مخالف اهداف اصلی و ماهیت معاهده نباشه. فکر کنم دیگه در این حد کافیه و یک کلیتی ازین مکانیزم دست همه میده
یک مکانیزمی هست توی حقوق بینالملل و حقوق معاهدات، اسمش شرط ئه. شرط اصولا کاربردش اینه که گستره حکومت معاهدات بینالمللی و بینالدولی رو زیاد کنه و نظم حقوقی رو بهتر اجرا کنه. توی این مکانیزم، تحت یکسری شرایطی دولتا میتونن عضو یک معاهدهای، یک سند حقوقی بینالمللی تحت هر عنوانی که بگن حالا بشن ولی روی یکسری مقرره هاش دست بذارن و بگن ما عضو میشیم ولی این مقرره رو اجرا نمیکنیم یا اینکه آثار حقوقیاش رو توی مملکت خودمون تغییر میدیم. این شرط دلایل مختلفی میتونه داشته باشه مثلا اینکه آقا فلان مقرره، یه تناقض داره با بنیادین ترین اصول حقوقی تو فلان دولت. یا هر چیز دیگهای. ولی یکی از مهمترین چیزایی که باعث میشه یه شرط بتونه متولد شه، اینه که ثابت بشه اون شرط مخالف اهداف اصلی و ماهیت معاهده نباشه. فکر کنم دیگه در این حد کافیه و یک کلیتی ازین مکانیزم دست همه میده
Forwarded from dystopia.
و برای تبریک خدمت دوستانی که معتقدن فمینیسم به طور کلی بجز یک سری اعتراضات محدود چیز خاصی نیست و پیشرفتهایی تو سیستم های رسمی -چه بزرگ مثل مجامع بینالمللی و چه کوچیکتر مثل نهادای رسمی کشورها- نداره میخوام درمورد یکی از اسناد مهم تاریخ فمینیسم و حقوق زنان حرف بزنم.
Forwarded from dystopia.
یک کنوانسیون/معاهده ای وجود داره تحت عنوان ”امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان”
این معاهده قدم بزرگی تو قرن بیستم در راستای رسمیت بخشیدن به حقوق زنان و مبارزه با تبعیضهای جنسیتی در مقیاسهای بزرگتر، یعنی همون حقوق بینالملل موضوعه برمیداره. معاهده رفع تبعیض سال ۱۹۷۹ تصویب میشه و بعد طی کردن تشریفاتِ شکلی مربوط بهش، تو سال ۱۹۸۱ لازمالاتباع میشه. این معاهده ۳۰ ماده اگر اشتباه نکنم داره که از اول تبعیض جنسیتی رو بصورت منسجم تعریف میکنه، مصادیقش رو مطرح میکنه و هرکدوم رو ممنوع اعلام میکنه و بعدم نهادهای حل اختلافش رو معرفی میکنه.
این معاهده قدم بزرگی تو قرن بیستم در راستای رسمیت بخشیدن به حقوق زنان و مبارزه با تبعیضهای جنسیتی در مقیاسهای بزرگتر، یعنی همون حقوق بینالملل موضوعه برمیداره. معاهده رفع تبعیض سال ۱۹۷۹ تصویب میشه و بعد طی کردن تشریفاتِ شکلی مربوط بهش، تو سال ۱۹۸۱ لازمالاتباع میشه. این معاهده ۳۰ ماده اگر اشتباه نکنم داره که از اول تبعیض جنسیتی رو بصورت منسجم تعریف میکنه، مصادیقش رو مطرح میکنه و هرکدوم رو ممنوع اعلام میکنه و بعدم نهادهای حل اختلافش رو معرفی میکنه.
Forwarded from dystopia.
این کنوانسیون در راستای عملی کردن پایبندی منشور ملل متحد به حقوق اساسی بشر، و همچنین این موضوع که تو اعلامیه جهانی حقوق بشر اصل مهم ”ممنوعیت تبعیض” رو بیان میکنه تهیه و تصویب شده.
طبق ماده اولش، تبعیض علیه زنان یعنی :
قائل شدن هر نوع تمایز، استثناء یا محدودیت ایجاد کردنی که بر اساس جنسیت باشه.
این قائل شدنها روی به رسمیت شناختن حقوق بشر زنها، آزادیهای اساسیشون، بهره مندیشون از حقوق مختلف تو هر حیطهای که فکرش رو بکنید و اجرای مساوات بین زن و مرد تاثیر مخرب میذارن و گاهاً حتی مستقیماً تلاش بر حذف این امتیازها دارن.
طبق ماده اولش، تبعیض علیه زنان یعنی :
قائل شدن هر نوع تمایز، استثناء یا محدودیت ایجاد کردنی که بر اساس جنسیت باشه.
این قائل شدنها روی به رسمیت شناختن حقوق بشر زنها، آزادیهای اساسیشون، بهره مندیشون از حقوق مختلف تو هر حیطهای که فکرش رو بکنید و اجرای مساوات بین زن و مرد تاثیر مخرب میذارن و گاهاً حتی مستقیماً تلاش بر حذف این امتیازها دارن.
Forwarded from dystopia.
معاهده رفع تبعیض بعنوان یه سند بینالمللی حقوقی که واسه گسترش حقوق بشر تدوین شده، یکی از ابزارهایی که لازم داره اینه که از دولتهای عضو بخواد برای رسیدن به اهدافش و مبارزه با تبعیض سیستماتیک جنسیتی، یکسری تغییراتی توی حقوق داخلیشون و حتی قانون اساسی کشور هاشون بدن.
برای مثال این معاهده از دولتها میخواد که :
۱. توی قانون اساسیشون و به تبع اون بقیه قوانین داخلی اصل مساوات جنسیتها رو به صراحت جا بدن و تمام و کمال اجراش کنن.
۲. حتی توی قانون کیفریشون، بررسی کنن و هر مادهای که مبتنی بر تبعیض جنسیتهاست (یعنی مجازات بر اساس جنسیتا فرق داره، و اگر قانونایی که جرائم رو مشخص میکنن هم بر مبنای تبعیض علیه زنان هستن نسخ صریح بشن)
۳. دولتا وظیفه دارن حتی الگوهای اجتماعی و فرهنگی که تو سطح جامعه هستن و مردسالاری رو تقویت میکنن رو، تا جایی که دخالت دولت امکانپذیر باشه تغییر بده.
۴. دولتها وظیفه دارن هر اقدامی که برای جلوگیری کردن از معامله کردن زنها و سوءاستفاده جنسی از اونهاست رو انجام بدن.
۵. حقوق سیاسی از جمله حق رای، حق تعیین سیاست کشور و شرکت در سازمانهایی که مربوط به سیاست کشور هست باید بین زنان و مردان مساوی باشه.
برای مثال این معاهده از دولتها میخواد که :
۱. توی قانون اساسیشون و به تبع اون بقیه قوانین داخلی اصل مساوات جنسیتها رو به صراحت جا بدن و تمام و کمال اجراش کنن.
۲. حتی توی قانون کیفریشون، بررسی کنن و هر مادهای که مبتنی بر تبعیض جنسیتهاست (یعنی مجازات بر اساس جنسیتا فرق داره، و اگر قانونایی که جرائم رو مشخص میکنن هم بر مبنای تبعیض علیه زنان هستن نسخ صریح بشن)
۳. دولتا وظیفه دارن حتی الگوهای اجتماعی و فرهنگی که تو سطح جامعه هستن و مردسالاری رو تقویت میکنن رو، تا جایی که دخالت دولت امکانپذیر باشه تغییر بده.
۴. دولتها وظیفه دارن هر اقدامی که برای جلوگیری کردن از معامله کردن زنها و سوءاستفاده جنسی از اونهاست رو انجام بدن.
۵. حقوق سیاسی از جمله حق رای، حق تعیین سیاست کشور و شرکت در سازمانهایی که مربوط به سیاست کشور هست باید بین زنان و مردان مساوی باشه.
Forwarded from dystopia.
۶. دولت باید اطمینان حاصل کنه از این موضوع که مسئله ازدواج تاثیر قهریای (یعنی بدون اراده خود شخص) رو تابعیت زنان نداره.
پ.ن : شایان به ذکره که همین یدونه هم تو ایران نقض میشه، زن خارجی با ازدواج با مرد ایرانی بصورت اتوماتیکمان تابعیتش به ایرانی تغییر پیدا میکنه.
۷. از نظر تحصیلی و شغلی، تمام امکانات باید به صورت برابر در اختیار زنها قرار داده بشه.
۸. توی نظام آموزشی، باید از تقویت کلیشههای جنسیتزده جلوگیری بشه و در شرایط لزوم حتی کتابهای درسی در راستای این هدف عوض بشن
(اونوقت یه معلم مهدکودک به بچه ۳-۴ ساله تو ایران میگه جنسیت مجاب میکنه دختربچه رنگ موردعلاقش صورتی باشه و پسر آبی و اگر اینطور نباشه، جامعه حق داره مستقیماً هویت شما رو نشونه بگیره و شما رو تو تنگنا قرار بده. و تازه این ساده ترینشه!)
۹. بهداشت و ایمنی در کار باید بصورت مساوی در اختیار زنها قرار بگیره و در زمینه حقوق کار باید تمهیدات لازم واسه زنان شاغلی که باردار هستن در نظر گرفته بشه. مثل خدمات رایگان به این زنها و کلا هر زن بارداری.
۱۰. دولت موظفه بصورت اسپسیفیکتر، در راستای احقاق حق زنهای روستایی فعالیت کنه و به نقش حیاتیای که این زنان تو اقتصاد مملکت و تو خانوادههای روستایی دارن توجه بشه.
۱۱. انواع امتیازها در زمینه حقوق خانواده، باید بین زن و مرد برابر باشه. زن نباید به دلیل وضعیت تاهلش یا به وسیله هر مرد دیگهای، از حقوق اساسیش مثل تحصیل کردن، شغل داشتن، حضانت بچهاش، حق بر محل سکونت و زندگی، مسئولیتهای والدین، حق رفت و آمد و غیره، محروم بشه.
پ.ن : شایان به ذکره که همین یدونه هم تو ایران نقض میشه، زن خارجی با ازدواج با مرد ایرانی بصورت اتوماتیکمان تابعیتش به ایرانی تغییر پیدا میکنه.
۷. از نظر تحصیلی و شغلی، تمام امکانات باید به صورت برابر در اختیار زنها قرار داده بشه.
۸. توی نظام آموزشی، باید از تقویت کلیشههای جنسیتزده جلوگیری بشه و در شرایط لزوم حتی کتابهای درسی در راستای این هدف عوض بشن
(اونوقت یه معلم مهدکودک به بچه ۳-۴ ساله تو ایران میگه جنسیت مجاب میکنه دختربچه رنگ موردعلاقش صورتی باشه و پسر آبی و اگر اینطور نباشه، جامعه حق داره مستقیماً هویت شما رو نشونه بگیره و شما رو تو تنگنا قرار بده. و تازه این ساده ترینشه!)
۹. بهداشت و ایمنی در کار باید بصورت مساوی در اختیار زنها قرار بگیره و در زمینه حقوق کار باید تمهیدات لازم واسه زنان شاغلی که باردار هستن در نظر گرفته بشه. مثل خدمات رایگان به این زنها و کلا هر زن بارداری.
۱۰. دولت موظفه بصورت اسپسیفیکتر، در راستای احقاق حق زنهای روستایی فعالیت کنه و به نقش حیاتیای که این زنان تو اقتصاد مملکت و تو خانوادههای روستایی دارن توجه بشه.
۱۱. انواع امتیازها در زمینه حقوق خانواده، باید بین زن و مرد برابر باشه. زن نباید به دلیل وضعیت تاهلش یا به وسیله هر مرد دیگهای، از حقوق اساسیش مثل تحصیل کردن، شغل داشتن، حضانت بچهاش، حق بر محل سکونت و زندگی، مسئولیتهای والدین، حق رفت و آمد و غیره، محروم بشه.
Forwarded from dystopia.
در نهایت برای اینکه سازمان ملل مطمئن باشه این معاهده فقط چندتا ماده رو کاغذ نیست و کارکرد اجرایی گسترده داره، کمیته رفع تبعیض علیه زنان رو تاسیس میکنه و همچنین برای حل اختلافات ناشی از تفسیر و اجرای این معاهده مکانیزمای حقوقی مختلفی مثل داوری و ارجاع به دیوان بینالمللی دادگستری رو پیشبینی میکنه.
Forwarded from dystopia.
تقریبا همه اعضای سازمان ملل عضو این کنوانسیون هستن. حتی کشورهای مسلمان، واسه اینکه بتونن به عضویت دربیان شرط ”عدم مغایرت با شرع اسلام” رو مطرح کردن و به عضویتش درومدن.
چه کشورهایی عضو نیستن؟
خب همونطور که میتونید حدس بزنید، ایران؛ بعد از اون سودان و سومالی و پالائو و تونگا هستن. (متاسفانه ما در بدبختترین ملت جهان بودن تنها نیستیم)
این معاهده وقتی تصویب شد تو ایران تازه انقلاب شده بود. به همین دلیل مورد مخالفت شدید انقلابیا و خشک مقدسا و آخوندای ایرانی قرار گرفت و میشه گفت تقریبا جزء به جزء این سند با چیزایی که تو ایران اجرا میشه تفاوت بنیادین داره.
اونا اول مغایرتش با شرع و قانون اساسی ج.ا رو برای نپیوستن بهش بهانه کردن. دو مطلب اینجا مطرح شد : یکی اینکه این معاهده جوری بود که بتونه تو کشورای اسلامی مثل عربستان، امارات، مالزی، اندونزی و حتی پاکستان هم با استفاده از مکانیزم شرط اجرا بشه. چرا تو ایران نشه؟ و اینکه به دلیل موضوعش، اینکه مستقیماً از حقوق بشر حرف میزنه -و به دلیل اینکه نقض سیستماتیک حقوق بشر تبعات سختی واسه دولتای ناقض داره- بازم جلوی راه ایدئولوژی آخوندی بسته میشه.
نکته خندهدار این مطلب اینجاست :
همونطور که اولش گفتم، شرط وقتی تو خود معاهده به صراحت گفته شده باشه که امکان پذیره، مورد پذیرش اکثریت متعاهدین باشه و اینکه با هدفای بنیادین معاهده در تضاد نباشه، قابل وضعه.
نظام جدید ایران با اینکه به همه اینا آگاهی داشت، اومد گفت ما فقط تحت یک وضعیت عضو این معاهده میشیم. استفاده از مکانیزم شرط. حالا استفادهای که مدنظر آخوندا بود چی بود؟ اینکه روی ۲۹ ماده از ۳۰ مادهی این کنوانسیون شرط بذارن... (که خب طبیعتاً وقتی اینو تو سازمان ملل مطرح کردن همه شاخ درآوردن و واضحه که همچین چیزی مخالف اهداف اساسی معاهدهست دیگه)
چه کشورهایی عضو نیستن؟
خب همونطور که میتونید حدس بزنید، ایران؛ بعد از اون سودان و سومالی و پالائو و تونگا هستن. (متاسفانه ما در بدبختترین ملت جهان بودن تنها نیستیم)
این معاهده وقتی تصویب شد تو ایران تازه انقلاب شده بود. به همین دلیل مورد مخالفت شدید انقلابیا و خشک مقدسا و آخوندای ایرانی قرار گرفت و میشه گفت تقریبا جزء به جزء این سند با چیزایی که تو ایران اجرا میشه تفاوت بنیادین داره.
اونا اول مغایرتش با شرع و قانون اساسی ج.ا رو برای نپیوستن بهش بهانه کردن. دو مطلب اینجا مطرح شد : یکی اینکه این معاهده جوری بود که بتونه تو کشورای اسلامی مثل عربستان، امارات، مالزی، اندونزی و حتی پاکستان هم با استفاده از مکانیزم شرط اجرا بشه. چرا تو ایران نشه؟ و اینکه به دلیل موضوعش، اینکه مستقیماً از حقوق بشر حرف میزنه -و به دلیل اینکه نقض سیستماتیک حقوق بشر تبعات سختی واسه دولتای ناقض داره- بازم جلوی راه ایدئولوژی آخوندی بسته میشه.
نکته خندهدار این مطلب اینجاست :
همونطور که اولش گفتم، شرط وقتی تو خود معاهده به صراحت گفته شده باشه که امکان پذیره، مورد پذیرش اکثریت متعاهدین باشه و اینکه با هدفای بنیادین معاهده در تضاد نباشه، قابل وضعه.
نظام جدید ایران با اینکه به همه اینا آگاهی داشت، اومد گفت ما فقط تحت یک وضعیت عضو این معاهده میشیم. استفاده از مکانیزم شرط. حالا استفادهای که مدنظر آخوندا بود چی بود؟ اینکه روی ۲۹ ماده از ۳۰ مادهی این کنوانسیون شرط بذارن... (که خب طبیعتاً وقتی اینو تو سازمان ملل مطرح کردن همه شاخ درآوردن و واضحه که همچین چیزی مخالف اهداف اساسی معاهدهست دیگه)
Forwarded from dystopia.
بچها اگر بخوایم اینو معیار قرار بدیم تقریبا کوچکترین حقوق زنان هم تو ایران اجرا نمیشه و مسئله فقط این نیست که یکسری آدم زنستیز تو مملکت نفس بکشن. نقض حقوق زنان از وقتی به صورت سیستماتیکِ تمام و کمال شروع شد که منبع وضع قانون تو کشور ما شد منبع فقهیای که مورد تایید آخوند هستش. حق بر پوشش، حق بر اشتغال، امکانات برابر شغلی و استخدامی، شانس برابر زنها تو گرفتن حق حضانت فرزندانشون، احکام کیفری و مجازاتهای برابر بین زنها و مردها، حق تعیین و حتی داشتن محل سکونت مستقل، حق بر کوفت و زهرمار و حق بر نفس کشیدن اصلا. ما داریم از جوین شدن دولتی تو معاهده مبارزه با تبعیض جنسیتی حرف میزنیم که حق زنده موندن یا نموندن زنها روهم به مردای خانوادش واگذار میکنه.
یدفعه دلم خواست یک دانش آموزی باشم که زنگ اول نشسته سر کلاس و زنگ بعد قراره بره اردو