توی کتاب جنگ چهرهی زنانه ندارد، یکی از راویها کانسپت نسبت دیافراگم علم پزشکی رو مطرح میکنه که دربارهی قابلیت عدسی چشم در ثبت تصاویره و میگه اونچیزی که از جنگ در ذهن و یاد زنها به جا میمونه، بیشترین فاصله رو نسبت به دیافراگم داره چون نوع نگاه زنها احساسات رو هم دربرمیگیره و میتونن چیزهایی که از چشم مردها پنهون میمونه رو ببینن. درعوض مردها پشت سر تاریخ پنهان میشن و به جنگ به چشم کنش و تقابل ایدهها و منافع مختلف نگاه میکنن.
هرهفته که house of the dragon میاد، هراپیزودی که دعوا و بزن بزن اسکرینتایم کمتری داره و بهجاش یک حاکم زن داره سعی میکنه با عقل و منطق مشکل رو حل کنه و از جنگ بیشتر و خونریزی جلوگیری کنه، کامنتهای مردها دربارهی اینکه "چقدر این اپیزود بورینگ بود" یا "کاش بهجای این زنه، فلان مرد مینکرکتر میبود"، بیشتر. الان داشتم مدیاژورنال قدیمیم رو ورق میزدم و وقتی به این کانپست نسبت دیافراگم که قبلا یادداشتش کرده بودم رسیدم، یکهو پازلها توی سرم حل شدن
"جنگهای زنانه رنگها، بوها، روشناییها و فضای احساسی خود را دارند. واژگان آن منحصر به فرد است. در آنها اثری از قهرمانان و شجاعتهای تکرارشدنیشان نیست، قهرمانان این داستانها انسانهایی معمولیاند که به کاری انسانی و درعین حال غیرانسانی مشغولاند. و تنها انسانها نیستند که رنج میکشند، این رنج شامل زمین، پرندگان و روستاها نیز میشود."
- جنگ چهرهی زنانه ندارد، اسوتلانا الکسیویچ
- جنگ چهرهی زنانه ندارد، اسوتلانا الکسیویچ
دارم یک کتاب میخونم دربارهی کشورهای اسکاندیناوی؛ اینکه ماورای پروپاگاندای سیاسیشون، شرایط این کشورها واقعا چطوره. نویسنده میگه کشورهای اسکاندیناوی مثل the white album د بیتلز میمونن. میتونید مثلا بگید فلان ترک میتونست پروداکشن بهتری داشته باشه، یا لیریک فلان ترک به اندازهی بقیهی ترکها قوی نبود، ولی خب فقط میشه به جزئیاتش نقد وارد کرد و درنهایت این آلبوم یک شاهکاره. داشتم فکر میکردم پس با این اوصاف کشورهای خاورمیانهای مثل آلبوم the life of a showgirl تیلور میمونن دیگه
اسم کتاب اینه:
The Almost Nearly Perfect
People: Behind the Myth of the Scandinavian Utopia
The Almost Nearly Perfect
People: Behind the Myth of the Scandinavian Utopia
فروید سال ۱۸۹۶ میگه مشکلات نوروتیک بیشتر زنها ریشه در این داره که در کودکی موردتجاوز جنسی قرار گرفتن و اغلب این متجاوزها هم از اطرافیان مرد این کودکان بودن. ولی یک سال بعد که نظریهش رو منتشر میکنه، این بخش رو حذف میکنه و میگه اشتباه شد الان که دقت کردم اینها همه خیالپردازیهای مراجعانم بوده و درواقعیت این اتفاق براشون نیفتاده. حدود یک قرن بعد یعنی سال ۱۹۸۵ یک روانکاو به اسم جافری ماسون که سرپرست ارشیوهای فروید بوده میگه فروید دروغ گفته و اون مراجعان واقعا قربانی سواستفاده جنسی بودن. دلیلش هم به احتمال زیاد این بوده که از طرف جامعه واکنش خوبی نمیگرفته و این موضوع به ضرر مردها و البته همکارهای مردش تموم میشده و اعتبارشون رو زیرسوال میبرده و برای این که نظریهی خودش رو همهپسند کنه روی واقعیت سرپوش گذاشته!
ویرجینیا وولف، یکی از زنهایی هست که بهطور غیرمستقیم از این قضیه آسیب دیدن. اون، خاطرات دوران کودکیش که شامل موردتجاوز قرار گرفتن (خودش و خواهرهاش) توسط برادرهای ناتنیش از سن ۹ سالگی میشده رو نگه داشته بوده و با خوندن مطالب فروید، احساس میکرده الان یک پشتیبانی اجتماعی وجود داره و احساساتش ولید هستن تا این که فروید اون بازی رو درمیاره و ویرجینیا هم مثل خیلی از زنهای دیگه اون دوران فکر میکنه که خب این آقا مرد علمه و یکچیزی سرش میشه حتما من هم توهم زدم. گفته میشه پذیرفتن این که خاطراتش فقط خیالپردازی بودن، باعث سردرگمی شدیدش میشه چون تا قبل از اون برای مشکلات روحیش دلیل و علتی داشته و امیدوار بوده با گذرکردن از اون خاطرات و اتفاقات یکروزی حالش بهتر بشه و حالا دیگه نه و همین موضوع شرایط روحیش رو وخیمتر کرده و یک محرک و کاتالیزور برای خودکشی و درنهایت مرگش بوده...
دیگه معلوم نیست چی به زنهایی که از مراجعهاش بودن و فروید مستقیم توی چشمهاشون نگاه کرده و گسلایتشون کرده که خاطراتشون فقط توهمه، گذشته
وقتی در نوجوونی کتابهای جین آستین رو میخوندم، به این فکر میکردم که وقتی همسن و سال مینکرکترهاش شدم باید دوباره به این کتابها برگردم و ببینم اونموقع چه حسی داره. با ما همراه باشید.
lore and more
تنها کسی که داره در جهت مخالف تخت آهنین حرکت میکنه و طمعی برای تاج و تخت و قدرت نداره، هلیناست. she's too sweet for you she's too gentle she's too much like a flower واقعا
and there we have aegon, reaching for both his mother's hand and the throne
مری کویین اف اسکاتز، وقتی ۵ ساله بوده همراه ۴ تا از lady in waitingهاش که بیشتر براش حکم دوست رو داشتن، (اسم اونها هم مری بوده و به the four marys توی تاریخ معروفن)، برای نجات جونش از اسکاتلند به فرانسه فرار میکنن. تا زمانی که به سن ۱۸ سالگی میرسه و دوباره به اسکاتلند برمیگردن، ۳ تا از مریها به دلایل مختلفی از پیشش رفتن و فقط mary seton، تا آخر همراهش میمونه. خلاصه که میخواستم بگم بنظرم خیلی بامزهست که یک ملکهای چندصدسال پیش با دوستاش به همون مسائلی برمیخورده که ما هم الان برمیخوریم. کتاب تاریخ روی قفسه همیشه خودش رو تکرار میکنه.
i'll be saying "this also happened to my dear personal friend mary stuart, and perhaps to all the women who came before her, so i’ll be fine"