lore and more
با emma شروع کردم چون سنش از همه بهم نزدیکتره🧚🏻♀️💕💕
exactly the kind of romance girls want to read in their 20s
چون شخصیت اِما، به یک لاو اینترست خلاصه نشده بود و اصلا پلات اصلی کتاب دربارهی لاو لایفش نبود
چون شخصیت اِما، به یک لاو اینترست خلاصه نشده بود و اصلا پلات اصلی کتاب دربارهی لاو لایفش نبود
شاید تنها جملهی احساسیای که اِما توی کل کتاب به زبون میاره، این باشه
که اون هم خطاب به دوست بچگیهاشه که یک مدت زیادی رابطهی بینشون گرل سو کانفیوزینگ بوده و الان تازه روی یک ریمیکس حلش کردن.
"i suppose, will be, that we are to lose you- just as i begin to know you."
که اون هم خطاب به دوست بچگیهاشه که یک مدت زیادی رابطهی بینشون گرل سو کانفیوزینگ بوده و الان تازه روی یک ریمیکس حلش کردن.
و کلا خیلی با دیدگاه و نقدی که جین آستن در قالب این کتاب به کانسپت ازدواج و عشق رمانتیک داشت موافق بودم. سعی کرده بود با نوشتن کاپلهای مختلف، برای نقدی که داشت مثالهای مختلف بیاره و تقریبا خلاصهی همهش این بود که ازدواج برای زنهای زیادی درطول تاریخ فقط یک راه برای سروایو کردن بوده و (هست) و اگر پریویلجهایی که اِما میداشت رو بقیهی زنهای اون دوره میداشتن، ازدواج جزو اولویتهای اولشون نمیبود. موقع خوندنش خیلی به یاد ایمی مارچ و اون مکالمهش توی استودیو هنری با لوری میافتادم، مخصوصا:
"So don’t tell me that marriage isn’t an economic proposition because it is."
"So don’t tell me that marriage isn’t an economic proposition because it is."
در ادامهی این یک توضیحی هم من اضافه کنم. کانسپت "genderlessness" بودن به تئوری کارل یونگ اشاره داره که میگه بالاترین مرحلهی رشد شخصیتی انسان، تفرد/Individualisation هست، یعنی زمانی که ابعاد متضاد شخصیتیمون رو به تعادل برسونیم و یکی از این ابعاد آنیما(جنبهی زنانه ناخودآگاه مرد) و آنیموسه(جنبهی مردانه ناخودآگاه زن). این مقاله هم به این اشاره میکنه که اِما سعی داشت آنیما و آنیموس رو به تعادل برسونه و به یک وضعیت متعادل "بیجنسیتی" برسه ولی توی یک جامعه مردسالار زندگی میکرد و مدام این تلاشش سرکوب میشد و به سمت نقشهای جنسیتی زنانه سوق داده میشد.
“I’m in the middle of reading something, it’s called Emma.”
“A novel? You’ve never been one for silly romances.”
“Perhaps my taste has changed. The writings I read before of women making their way outside society, those were the romances. This book has humour and truth, the pains of friendship. It is altogether more probable.”
— Eloise Bridgerton, on Emma
“A novel? You’ve never been one for silly romances.”
“Perhaps my taste has changed. The writings I read before of women making their way outside society, those were the romances. This book has humour and truth, the pains of friendship. It is altogether more probable.”
— Eloise Bridgerton, on Emma
اتفاقا اِما خیلی من رو یاد الوییز میانداخت. خوشحال شدم فهمیدم خودش هم با اِما ریلیت میکرده
i be reading north korean refugee memoirs every six months and taking notes, just in case
توی فیلم (x-men (2000، یک سناتور برای متهم کردن mutantها این استدلال رو میاره که
جوریکه انگار منیپیولیت و برینواش کردن مردم بیسیکلی کار خود سیاستمدارها نیست.
"there are rumors of mutants powerful enough to enter people’s minds and control their thoughts, taking away their God-given free will."
جوریکه انگار منیپیولیت و برینواش کردن مردم بیسیکلی کار خود سیاستمدارها نیست.
اصلا ما توی کتابهای آسیبشناسی روانی از جمله DSM-5، شستوشوی مغزی رو داریم که جزو اختلالات تجزیهای به حساب میاد و بهش میگن "کودک ماندگی پس از آسیب"! و این اصطلاح برای دنیایی هست که میوتنتهایی مثل چارلز اگزویر و جین گری حتی وجود ندارن