Forwarded from Luminance
Looking for mim
خانومی قراره فال بگیره✨🍉
غزل شماره 254: دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور
ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسن
با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور
از دست غیبت تو شکایت نمیکنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد
ما را غم نگار بود مایه سرور
زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار
ما را شرابخانه قصور است و یار حور
می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی
گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور
حافظ شکایت از غم هجران چه میکنی
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور
تعبیر غزل 254
مدتی است که از روزگار و سرنوشت خسته شده و از تقدیر خود گله مند هستید، به آن چه دارید قانع باشید و برای چیزهایی که دست نیافتنی و دور و دراز هستند خود را آزار ندهید. صبوری پیشه کنید، به خداوند توکل کنید و دودلی را کنار بگذارید، با ایمان و همت و تلاش عالی دست به کار شوید. به زودی خبرهای خوبی از مسافر دریافت می کنید، خوشحال باشید و غم و اندوه را رها کنید.
حذف شگفتی های زندگی مثل آن است که خود زندگی را از زندگی حذف کنی .
(اینجا همه آدم ها این جوری اند)
(اینجا همه آدم ها این جوری اند)
اگر داستان را از قبل بدانی ، به یک ماشین تبدیل می شوی. آنچه باعث می شود انسان ها انسان باشند ، دقیقا همین است که از آینده خبر ندارند .
(اینجا همه آدم ها این جوری اند)
(اینجا همه آدم ها این جوری اند)
در نهایت خودت تنها رنج میکشی . ولی در آغاز همراه کلی آدم دیگر هستی.
(اینجا همه آدم ها این جوری اند)
(اینجا همه آدم ها این جوری اند)
عاشق نوشتن لیست وسایلی ام که باید همراهم باشه
حالا دیگه مهم نیست اون وسایل قراره برای سفر باشه ، برای یه گردش یک روزه باشه و یا برای آخرین روزهای شلوغ قبل از اجرا باشه 🎭
این کار باعث میشه هم چیزی رو یادم نره و هم ذوق سرکشم رو کنترل کنه 🙂↔️🥴
حالا دیگه مهم نیست اون وسایل قراره برای سفر باشه ، برای یه گردش یک روزه باشه و یا برای آخرین روزهای شلوغ قبل از اجرا باشه 🎭
این کار باعث میشه هم چیزی رو یادم نره و هم ذوق سرکشم رو کنترل کنه 🙂↔️🥴
آخ که تو نمیدونی انسان هرگز تنها نیست و همهجا و همیشه سنگینی بار آینده و گذشته به دوش ماست.
(کالیگولا)
(کالیگولا)
در وجود انسان ها همیشه آرامشی هست که هنگام درماندگی به سوی او پناه میبرن ، یک پناهگاه خلوت در مرز گریستن.
(کالیگولا)
(کالیگولا)
از اونجایی که اخرای کتابم بود ، یه دونه کتاب دیگه هم با خودم آوردم که تو راه برگشت از دانشگاه بخونمش ، اما کتاب دوم انقدری که ترجمه ی عالیای داشت نتونستم بخونمش و الان تو دلم برای حوصله ی سررفته و تن اون درخت بیچاره ای که تیکه تیکه شد تا تبدیل به کاغذ بشه و باهاش این کتاب رو تحویل خواننده بدن ، دارم غصه میخورم🔥
Looking for mim
از اونجایی که اخرای کتابم بود ، یه دونه کتاب دیگه هم با خودم آوردم که تو راه برگشت از دانشگاه بخونمش ، اما کتاب دوم انقدری که ترجمه ی عالیای داشت نتونستم بخونمش و الان تو دلم برای حوصله ی سررفته و تن اون درخت بیچاره ای که تیکه تیکه شد تا تبدیل به کاغذ بشه…
اخه واقعا از اون نشرم بعید بود این کتاب 🫡