هر دفعه خواستم برم، هیچکس نبود بگه نرو، هیچکس نبود بخواد من بمونم.
این خیلی درد ناکه💔
این خیلی درد ناکه💔
اگه یه روزی هم یاد من افتادی یادت نره من آدم رفتن نبودم
تو منو از خودت جدا کردی.
تو منو از خودت جدا کردی.
+چرا دوستش داری در حالی که میدونی بهش نمیرسی؟؟؟
_چرا نفس میکشی وقتی میدونی آخرش میمیری؟!🙂
_چرا نفس میکشی وقتی میدونی آخرش میمیری؟!🙂
زن چنان عشق میورزد که انگار هیچوقت نخواهد رفت؛
اما روزی چنان میرود که انگار هیچوقت عاشق نبوده است!
اما روزی چنان میرود که انگار هیچوقت عاشق نبوده است!
من هنوز هم نفهمیدم که با ترک کردن تو
خودم رو نجات دادم یا بدتر خودم رو به کشتن دادم.
خودم رو نجات دادم یا بدتر خودم رو به کشتن دادم.
در پایان داستان، می خواستم تو سر نوشت من باشی، نه غم من
و من نتوانستم به تو بیاموزم که چگونه متحد شوی، اما تو به من یاد دادی که چگونه جدا شوم.
و من نتوانستم به تو بیاموزم که چگونه متحد شوی، اما تو به من یاد دادی که چگونه جدا شوم.
ولی من اگه توی بهترین جمع دنیا و زیبا ترین مکان ها ام باشم، بهم خوش نمیگذره و همش توی دلم با خودم می گم “کاش تو هم بودی.”
خیلی سخته یکی تو ذهنت باشه، تو دلت باشه، تو رویاهات باشه، ولی تو زندگیت نباشه🙂
زن چنان عشق میورزد که انگار هیچوقت نخواهد رفت؛
اما روزی چنان میرود که انگار هیچوقت عاشق نبوده است!
به همین راحتی 🙂
اما روزی چنان میرود که انگار هیچوقت عاشق نبوده است!
به همین راحتی 🙂