چشم‌های‌شیشه‌ای
936 subscribers
814 photos
83 videos
62 links
شب را
از آن خود کن
و قصه‌ی همراهی اُمید
با ثانیه‌های من را
دوباره‌ در گوش سنگين زمان
فریاد بزن

http://t.me/HidenChat_Bot?start=8077268386
Download Telegram
بهرام بیضایی، استاد بی‌همتای سینما و تئاتر ایران ، درگذشت (۵ دی ۱۳۱۷ – ۶ دی ۱۴۰۴)
باشد که روحش در آرامش بخوابد.

اکنون که او نیست، هر دروغی راست می‌نماید.

-مرگ یزدگرد، بهرام‌ بیضایی
تو هیچ وقت نمی‌تونی خودتو پیدا کنی، اگه در وجود آدم دیگه‌ای گم شده باشی.


-نهم نوامبر ؛ کالین هوور
عمیقا احساسی در قلبش جوانه کرده بود که به او یاداوری میکرد که بخشی از وجودش حفره ای را در خود جای داده که او را تهی میکند و به هیچ بدل میسازد
و او نمیخواست باور کند
نمیخواست این خلاء را بپذیرد و نمیخواست این خلاء او را در خود حل کند
اما جاه‌طلبی هایش، غم هه و شادی هایش، لبخند های نمایشی هش، همه این‌ها دروغ هایی بودند برای یک مبارزه تن به تن با زندگی
او میخواست به خود بگوید که حفره، خلاء یا آن تاریکی پلید ،با‌‌ هر نامی که دارد، از بین خواهد رفت و با زندگی جایگزین خواهد شد
چمیدانم
شاید‌بتواند خود را فریب دهد که با قدم زدن زیر افتاب یا شنیدن صدای پرندگان و نوشیدن یک فنجان قهوه ترک اصل ،این حفره درون سینه اش را ، این کرم خوردگی روحش را پر کند
اما کرم خوردگی هر روز بیشتر و بیشتر او را به موجودی تهی بدل میکرد.
و هر روزی که می‌گذشت
ما‌ به هیچ شدن یک قدم نزدیک تر میشدیم.


-داستانِ کرم‌خوردگی، بهار باران
تاسیان برام تداعی میشه و قصه آدمایی که خواستن دریا بشن و تهش مرداب شدن...
داستان که تموم شه ما جوونه میزنیم؟
غیر را میکشی امروز و حسد می‌کشدم
که ملاقاتِ تو فردایِ جزا خواهد کرد.


-محتشم‌کاشانی