چشم‌های‌شیشه‌ای
936 subscribers
814 photos
83 videos
62 links
شب را
از آن خود کن
و قصه‌ی همراهی اُمید
با ثانیه‌های من را
دوباره‌ در گوش سنگين زمان
فریاد بزن

http://t.me/HidenChat_Bot?start=8077268386
Download Telegram
حقیقتا نوشتن دیگر نمیتواند من را خوشنود سازد
ثبت و تحلیل دنیایی درون اتاق کوچک و تاریکم، من را تنها تر و گسترده تر میکند و این خوب نیست، اینکه بیش از این در عمق کاغذ های کاهی فرو روم و در خیال خود نفس بکشم خوب نیست
پس میخواهم بروم بیرون و دنیارا کشف کنم و اینبار درباره چیز هایی بنویسم که آدم های زیادی به آنها پرداخته اند، مثل برگ های اعجاز انگیز یک گلِ صورتیِ لطیف یا تکه پاره های سپید ابر معلق روی اقیانوسِ اسمان خیال
میخواهم درباره دلایلی که همچنان طناب پوسیده من را به زندگی گره میزند بنویسم و بگویم حتی این طناب پوسیده توانایی درک این زیبایی ها را دارد

-بهار باران
👍5
توی زندگیم مجبور بودم داستان سرهم کنم، چون واقعیت یا خیلی کسل‌کننده بود یا اون‌قدر سخت بود که نمی‌شد تحملش کرد.


-ساعت بی‌عقربه، کارسون مکالرز
👍2
شهریارا چه بجا زد فلکت سنگ محک تا تو باشی که طلا خرج مطلّا نکنی.


-شهریار
عیبی ندارد که به آسیب‌پذیری یا صدمه دیدن خود اعتراف کنید؛ طوفان درختی که خم می‌شود را از جا در نمی‌آورد.


-افسردگی نهفته، مارگارت رابینسون
بهرام بیضایی، استاد بی‌همتای سینما و تئاتر ایران ، درگذشت (۵ دی ۱۳۱۷ – ۶ دی ۱۴۰۴)
باشد که روحش در آرامش بخوابد.

اکنون که او نیست، هر دروغی راست می‌نماید.

-مرگ یزدگرد، بهرام‌ بیضایی
تو هیچ وقت نمی‌تونی خودتو پیدا کنی، اگه در وجود آدم دیگه‌ای گم شده باشی.


-نهم نوامبر ؛ کالین هوور