افعالی که به e ختم میشن، e حذف میشه:
make
write
افعالی که یک بخش (سیلاب) دارن و به «بیصدا + باصدا + بیصدا» ختم میشن، حرف آخر دوبل میشه:
run
sit
She is writing an email to her boss.
اون داره یه ایمیل به رئیسش مینویسه. (بدون e)
He is running in the park.
اون داره توی پارک میدوه. (با دو تا n)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤16👍1
نیازی به فعل کمکی جدید نداریم، فقط کافیه کلمه not رو بعد از am/is/are بیاریم.
I am not listening to music; I'm working.
من دارم کار میکنم و به موسیقی گوش نمیدم.
He isn't watching TV; he is sleeping.
اون تلویزیون تماشا نمیکنه؛ خوابیده (داره استراحت میکنه).
We aren't going out tonight because it's too cold.
ما امشب بیرون نمیریم چون هوا خیلی سرده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤25👍1
Are you feeling okay?
حالت خوبه؟ (الان احساس خوبی داری؟)
(جواب کوتاه: .Yes, I am / No, I'm not)
What is he doing in the kitchen?
اون داره توی آشپزخانه چیکار میکنه؟
Why are they laughing?
اونا چرا دارن میخندن؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤29👍3
Listen! Someone is playing the piano.
گوش کن! یه نفر داره پیانو مینوازه. (کاربرد در زمان حال)
I am meeting the director tomorrow at 10 AM.
من فردا ساعت ۱۰ صبح با کارگردان قرار دارم/دارم ملاقاتش میکنم. (برنامه قطعی در آینده)
We are leaving for Paris this weekend.
ما همین آخر هفته داریم میریم پاریس. (برنامه قطعی)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤32👍6
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤28🏆2
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
تا حالا شده توی یه موقعیت خاص بخواید سر صحبت رو با یه نفر باز کنین و باهاش معاشرت کنین؟ 💬 📚 طبق برنامه امروز، میخوایم شروع مکالمه توی موقیتهای مختلف رو با هم تمرین کنیم. اگه آمادهاین، با ایموجی محبوبتون بهمون بگید. 😍 🔵 t.me/lingano_com
طبق برنامه امروز، میخوایم اصطلاحهایی رو بهتون یاد بدیم که توی #مکالمه واقعی احساستون رو نشون بدین.
اگه آمادهاین، با ایموجی محبوبتون بهمون بگید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7🔥6🙏5🍓5😍3✍1🕊1
شدیداً ذوقزده، پرانرژی و هیجانزده برای یه اتفاق
I’m so pumped for the new season of this show!
واسه فصل جدید این سریال شدیداً ذوقزده و هیجانزدهام!
از خوشحالی و هیجان روی ابرا بودن (حسی شبیه گزگز کردن از سر شوق)
He was absolutely buzzing after winning the match.
بعد از بردن مسابقه، واقعاً از خوشحالی داشت بال درمیآورد.
بسیار شادمان، غرق در سرور (یک لول بالاتر از Happy معمولی)
We were overjoyed to hear the good news.
از شنیدن اون خبر خوب واقعاً غرق در شادی شدیم.
در بهترین حالت و اوج خوشحالیِ زندگی خود بودن (اصطلاح ترند فضای مجازی)
On vacation, no work, just beach. I’m living my best life!
توی تعطیلات، بدون کار، فقط ساحل. واقعاً دارم در بهترین حالت زندگیم حال میکنم!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏9🔥6❤5👍1
ضدحال، خبر یا اتفاق ناراحتکننده و رو مخ
You can't come to the party? Man, that’s such a bummer.
نمیتونی بیای مهمونی؟ پسر، این واقعاً یه ضدحال بزرگه.
داغون، شدیداً دپرس و ضربهخورده از یک خبر ناامیدکننده
He was totally gutted when his visa got rejected.
وقتی ویزاش ریجکت شد، کاملاً داغون و دپرس شد.
دلشکسته، غرق در اندوه (معمولاً برای مسائل عاطفی یا فقدان بزرگ)
The whole family was heartbroken by the tragic news.
کل خانواده از اون خبر تلخ و فاجعهبار دلشکسته و غمگین بودن.
تکهتکه شدن دل، شدیداً از درون بههم ریخته و ناراحت بودن
She was really torn up after the breakup.
بعد از به هم خوردن رابطهش، واقعاً از درون داغون و بههم ریخته بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11🙏4👍2🔥2
کلافه، شاکی و عصبانی از دست کسی یا چیزی
Don't talk to him right now; he’s really pissed off.
الان باهاش حرف نزن؛ واقعاً شاکی و عصبانیه.
از عصبانیت دود از سر بلند شدن، شدیداً جوش آوردن
She was fuming because they kept her waiting for an hour.
چون یک ساعت منتظرش گذاشته بودن، داشت از عصبانیت دود از سرش بلند میشد.
دیوانه کردن، راه رفتن روی مخ و اعصاب
This slow internet connection is driving me nuts!
این سرعت پایین اینترنت داره واقعاً دیوونهام میکنه!
یکدفعه قاطی کردن، کنترل اعصاب رو از دست دادن و داد و بیداد کردن
My boss flipped out when he saw the mistakes in the report.
رئیسم وقتی اشتباهات توی گزارش رو دید، یکدفعه قاطی کرد و داد و بیداد راه انداخت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏9❤8🔥3🏆1
مغز تعطیل بودن، کشش نداشتن ذهنی از شدت خستگی زیاد
After studying for 6 hours, my brain is completely fried.
بعد از ۶ ساعت درس خواندن، مغزم رسماً تعطیل شده و دیگه کشش نداره.
تخلیه انرژی شدن، حس خالی شدن باطری بدن
I feel totally drained after that long meeting.
بعد از اون جلسه طولانی، حس میکنم کاملاً باطریم خالی شده.
جنازه بودن (کاربرد بسیار رایج روزمره برای خستگی شدید)
I walked all day. I’m dead.
تمام روز رو راه رفتم. رسماً جنازهام.
لهولورده بودن، بهشدت خسته (بسیار رایج در انگلیسی بریتانیایی)
I’ve been cleaning the house all morning, I'm knackered.
تمام صبح رو داشتم خونه تمیز میکردم، حسابی لهولوردهام.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤14🙏8
چیزی که از شدت خوب بودن یا عجیبی مغزت رو منفجر میکنه
The plot twist at the end of the movie was mind-blowing.
چرخش داستانی آخر فیلم واقعاً عجیب بود.
زبونبند اومدن، از شدت تعجب یا شوک نتونستن حرف زدن
Her performance in the theater left everyone speechless.
بازی اون توی تئاتر باعث شد زبون همه از شدت تعجب بند بیاد.
شوکه شدن، کپ کردن (بسیار ترند بین نسل جوان/Gen-Z)
I was completely shook when I found out they got married.
وقتی فهمیدم اونا با هم ازدواج کردن، اصلاً کپ کردم (باورم نمیشد).
انگشتبهدهان ماندن، بهشدت غافلگیر و مات و مبهوت شدن
I was flabbergasted by how expensive the tickets were.
از اینکه بلیطها چقدر گرون بودن، واقعاً انگشتبهدهان موندم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤40🔥26🙏22👍9🤔1
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍22❤16🔥5