- من عاشقتم
+ کجاست؟
نشونم بده، این عشق کجاست؟
من نه میبینمش، نه لمسش میکنم، نه احساسش میکنم.
من فقط میشنوم، کلمه هایی رو میتونم بشنوم ولی من نمیتونم با این کلمات آسونی که میگی هیچ کاری کنم!
+ کجاست؟
نشونم بده، این عشق کجاست؟
من نه میبینمش، نه لمسش میکنم، نه احساسش میکنم.
من فقط میشنوم، کلمه هایی رو میتونم بشنوم ولی من نمیتونم با این کلمات آسونی که میگی هیچ کاری کنم!
👍1
تاریکی ظالم است، جنایت حاکم است، عدل راکد است، درد غالب است، عقل عاجز است، تاریخ ناظر است و ما، ما غافل نیستیم، پس تو چشمانت را نبند،
آسمان فردا برای کسی که تیرگی این شب را دیده باشد روشن است.
آسمان فردا برای کسی که تیرگی این شب را دیده باشد روشن است.
طرفدار زیاد داره اما کسی بغلش نمیکنه و براش لالایی نمیخونه، درست شبیه بزرگترین عروسک پشت ویترین که بچهها میگن خوش بهحال کسی که اونو میخره ولی اکثرا ترجیح میدن عروسکای کوچیکو دوست داشته باشن تا بهای عروسک بزرگتر رو ندونن و ترس به دست نیاوردنش مغزشونو سوراخ نکنه. به سمت آینه ترک خورده اتاق قدم برمیداره آخرین باری که یه نفر بهش گفت دست نیافتنیه تمام خشمشو رو تن همین آینه بالا آورده بود؛ حالا دیگه تصویرش واقعیه. آینهی شکسته، خود واقعیشو نشون میده.
#ش
#ش
آزادی یک رویای پوچ است؛ همیشه برای رسیدن به آن عدهای در بند آرمانهای عدهای دیگر میشوند.
-ش
-ش
👍1
گوشهی رینگِ شب، مسابقات قهرمانیِ بی خوابی، زیر ضرباتِ ممتد خاطرات، صدای تشویقِ دلتنگی، فریادِ مشوق کنندهِ گریه ها، جَهیدنِ بغض به گلو، زیر نظر فدراسیونِ اندوه، تحت اسپانسریِ جنون، با داوریِ غم، با مربیگریِ مرگ!
گوشهی رینگِ شب، مسابقات قهرمانیِ بی خوابی، زیر ضرباتِ ممتد خاطرات، صدای تشویقِ دلتنگی، فریادِ مشوق کنندهِ گریه ها، جَهیدنِ بغض به گلو، زیر نظر فدراسیونِ اندوه، تحت اسپانسریِ جنون، با داوریِ غم، با مربیگریِ مرگ!
❤1