یکی از تولهها بالای درخت گیر کرده بود. انقدر ایستادم و تشویقش کردم که پرید پایین. ✨
میخواستم از درخت برم بالا و نجاتش بدم ولی از اونجایی که این چند هفته مدام دارم بدشانسی میارم، به تشویق کردنش ادامه دادم. ☝️🏻
دوشنبه شاپ موردعلاقهم تتبگهای جدید میاره ولی من نمیتونم بخرم چون باید دوتا قسط بدم هورا.
امروز که حالم بد شد توی دانشگاه میخواستم از باکس خوراکی یه شکلات بخرم، فاکینگ ۲۱۰ تومن بود. =) دیگه هیچی ترجیح دادم ساندویچ ۲۹۰ تومنی بخرم تا فقط فشار و قندم بیاد بالا و بتونم نفس بکشم.
فشار من معمولاً پایین هست، یعنی حالت عادیش ۹ روی ۶ـه و همیشه بدنم یخه. دیگه وقتی زیاد ناشتا بمونم یا استرس بگیرم قندم هم میوفته و مثل لباسشویی میلرزم. امروز مَرده توی آسانسور قشنگ متوجه لرزش پام شد. نمیدونم چجوری خودم رو از طبقهی ۵ رسوندم همکف و تونستم غذا بخرم.
امروز روز اول رژیمم بود و صبح باید دوتا نون تست با پنیر میخوردم. خب اونو خورده بودم ولی ساعت ۷ صبح و ساعت ۱۱ عملاً شبیه قحطیزدههای اتیوپی بودم.
یه بالم لب کرهای میخواستم نزدیک ۴۰۰ تومن بود و من نخریدم چون برای یه بالم گرون بود، و الآن نوشتن از هفتهی بعد نرخ میره بالاتر و آره. الآن باید بخرمش.
𝐂𝐡𝐨𝐜𝐨𝐥𝐚𝐭𝐞 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲 𝐒𝐭𝐨𝐜𝐤 💄
بالم لبهای مرطوب کننده اوریکس
ببینید اینا خدان، خیلی خوبن. من یبار سفارش دادم و اونموقع خیلی ارزون بود. الان این موجودیشه و بهنظرم تا قبل از اتمام هفته بخرید. من چریش رو دارم و خیلی خوشبو و نرمه.
ترامپ سرجدت به هر موجودی که میپرستی بذار من دفاع کنم باز نرین توی برنامههام. 😭
Forwarded from somers4ult (ah𖦹𖦹)
خیلی احساس عجیبی دارم. اولین باره که تو این هوا نه مدرسه دارم نه دانشگاه، انگار به dead end رسیدم و راستش نمیدونم با خودم چی کار کنم.
به یهجا زنگ زدم، گفت خودت رو تا دو برسون فلانجا. پرسیدم فلانجا کجاست؟ کجا بود بهنظرتون؟ آمل. یعنی تا دو میرسیدم اونجا؟
توی مصاحبه رد شدم. زنه گفت ما با کساییکه سابقهی کار در کلینیک رو ندارن همکاری نمیکنیم چون کارش ریسکیه. تو هم که ارشد داری، برو درمانگر شو. به همین راحتی.
خب من ۲۴ سالهی فلکزده از کجا باید سابقهی کاری داشته باشم واقعاً؟ :)))
بهم میگه برو درمانگر شو با این مدرکت. کصکش تو منی که ارشد دارم رو به عنوان منشیت قبول نکردی، بعد میگی برو درمانگر شو؟
از هزارجا رد شدم امروز. حتی کافه هم ردم میکنه میگه سابقه نداری!!! از کجا سابقه بیارم بخدا کل هجده سال اخیر عمرم رو داشتم درس میخوندم. 😭
خسته شدم جدی. پول ندارم. هیچ پولی ندارم. بهم میگن برو کار کن ولی من شغل دولتی دوست ندارم. معلمی دوست ندارم. آخ انگار روحم زنجیر شده توی این بدن. این بدن مال من نیست.
اومدم یه چیز خنک بخورم، دنبال شیرقهوه گشتم پیداش نکردم. شیر رو درآوردم و شیره خراب شده. :))) آقا این هفته چرا اینجوریه.
❤1