احساس میکنم قبلا زندگی هیجانانگیزتری داشتم اما فکر که میکنم میبینم نه خوش نمیگذشت.
به قول پسره من دیروز چیفلکس رو با شیر خوردم، لاکپشتهای نینجام رو دیدم و خوابیدم و یهو امروز دارم کار میکنم و قسط میدم.
یه تایم طولانی صبحانه فقط میتونستم کورن فلکس بخورم و هرچیز دیگهای بهم حالت تهوع میداد. تا جایی که دیگه کورن فلکسم بهم حالت تهوع داد کنسل شد کلا.
شاید قبلا خیلی خوش نگذشته باشه اما حداقل کتاب میخوندم و سریالهای جنایی یا رنگی رنگی میدیدم الان فقط به این فکر میکنم که چجوری بیشتر کار کنم که بیشتر پول دربیارم.
قهوم رو هم تلخ میخورم شیرینی عسل هم دیگه بهم حالت تهوع میده. شکر خیلی وقته حتی دیگه جز گزینهها هم نیست.
حتی اگر بگی قهوه بهت غلظت خون میده و نمیتونی خون بدی عزیزم من باز قهوه مینوشم چون به هرحال ازم خون نمیگیرن. وولا وولا وولا✨
دکتر این که من پیجتون رو به تازگی فالو کردم به معنای تایید صحبتهای غیرمعتبر شما نیست فقط من از شنیدن اراجیف تخیلی که هیچ دلیل منطقی ندارن اما هنوز میشه بهشون فکر کرد و هیجانزده شد خوشم میاد.
من امشب به هیچ روضهای نرسیدم؛ حتی به دقیقههای آخر دیرترین مراسم هم نرسیدم. مهم نیته و اینا رو نمیخوام؛ من میخواستم بشینم تو هیئتت درددل کنم.
Forwarded from رو ابرا
بعد از این چاهی عمیق تر بنا کن یاعلی؛
نوکرانت تک به تک حال نزاری دارند..
نوکرانت تک به تک حال نزاری دارند..
💘3
همه از حضور دستفروشها تو مترو ناراضین اما باز هم ازشون خرید میکنن. تا وقتی اونجا رو براش محل کار کنی اون میمونه.
نمره کولیبازی تست کتلم ۷ شد گفتم همسرم هم تایید میکنه همتی میگه منم به عنوان استادت تایید میکنم؛ بیتربیت.
صبح بیمارستان روانی بودم، پادکست جنایی گوش میدم و راننده داره از مبدا و مقصد دور میشه؛ نمیدونم اون باید بترسه یا من.