L'Égarée
140 subscribers
45 photos
9 videos
18 links
a little corner for lost souls and unfinished stories.

@Aryanazlilbot
Download Telegram
Forwarded from Asteria (𝙰𝚗𝚊𝚑𝚒𝚝𝚊)
https://t.me/legaree

Hela 🖤

چون چنلت پر از حس عظمت تاریک، سقوط و روح‌های گمشده‌ست.
دقیقاً مثل هلا که با شکوه و قدرت مرگبارش از آسگارد طرد شد، اما هنوز همون هیبت و جذابیت ترسناک رو داره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
L'Égarée
پشت سر جینی، سمت چپ، موجودی سیاه و کشیده حرکت می‌کرد؛ صورتش سفید بود و از بالای سرش شاخه‌هایی تیز و خشک مثل تاجی سیاه بیرون زده بود.مورگ.سمت دیگر کالسکه، موجودی بلند با ردایی سیاه ایستاده بود؛ صورتی سفید و شاخ‌هایی پیچ‌خورده که به آسمان رفته بودند.ویل. و…
فرد کمک کرد تا اد سوار کالسکه شود.اد را درست کنار موجود مخروطی‌شکلی نشاند که زیر سایه‌بان کالسکه بی‌حرکت ایستاده بود.جینی دوباره زنگوله‌اش را به صدا درآورد.صدای زنگ در مه پیچید.
در همان لحظه، توماس و تام با خنده‌هایی جیغ‌مانند از زمین جدا شدند و در آسمان مه‌گرفته ناپدید شدند.چند صد متر جلوتر، دوباره روی جاده فرود آمدند.اما حتی یک لحظه هم توقف نکردند.
دوباره پریدند.دوباره ناپدید شدند.و دوباره جلوتر ظاهر شدند.
جینی به راه افتاد و موریس، موجود کوچک کله‌کدویی، پشت کالسکه قرار گرفت و شروع به هل دادن آن کرد.بقیه‌ی موجودات هم همراهشان حرکت کردند.
کاروان آرام‌آرام در جاده‌ی مه‌آلود پیش می‌رفت.

اد به نرده‌های کالسکه تکیه داده بود و با چشم‌های کنجکاوش اطراف را نگاه می‌کرد.هیچ‌چیز شبیه دنیایی نبود که می‌شناخت.درخت‌ها، جاده، مه، موجوداتی که کنارشان راه می‌رفتند...همه‌چیز انگار از یک قصه‌ی قدیمی بیرون آمده بود.
ناگهان موجود مخروطی‌شکل کنار اد تکانی خورد.
صدایی از داخلش درآمد.اد با تعجب برگشت.
— این... صدا می‌ده؟

جینی خندید.آن‌قدر بالا و پایین پرید که زنگوله‌ی گردنش دوباره به صدا درآمد.
— معلومه که حرف می‌زنه! لال که نیست.

فرد هم خنده‌ی کوتاهی کرد.اما اد هنوز قانع نشده بود.به موجود خیره شد.
— پس چرا این شکلیه؟

بریار، که کمی جلوتر از آن‌ها حرکت می‌کرد، برگشت.بدنی کشیده و سفید داشت و همان تاج عجیب شاخه‌ای روی سرش بود.صدای مردانه‌اش در تضاد عجیبی با ظاهرش بود.
— چون قراره همین شکلی باشه.

اد با تعجب نگاهش کرد.بریار ادامه داد:
— بدن جدیدشه.

اد ابروهایش را بالا برد.
— بدن... جدید؟

بریار به موجود مخروطی‌شکل اشاره کرد.
— بدن قبلیش رو توی این یکی محبوس کردیم. وقتی زمانش برسه، این بدن باید با وجود قبلیش یکی بشه و به شکل واقعی خودش برسه.

بعد لبخند باریکی زد.
— مگه نه، باربارا؟

اد به موجود کنار خودش نگاه کرد.پس اسمش باربارا بود.برای چند لحظه چیزی نگفت.تمام تصوری که از بریار داشت به‌هم ریخته بود. تا آن لحظه، با آن بدن سفید و کشیده و فرم عجیبش، فکر می‌کرد بریار یک زن است.اما صدای مردانه‌اش کاملا خلاف تصور اد بود.اد دوباره به فرد نگاه کرد.
— بدن جدید؟ چرا؟

ویل، که آن طرف کالسکه حرکت می‌کرد، جواب داد:
— چون اینجا باغ پشتیه.

مکثی کرد.
— نه دنیای بالا.

فرد سریع میان حرفشان آمد.
— قانون‌های هر دنیا با جای دیگه فرق داره، اد.

عصایش را روی زمین گذاشت و ادامه داد:
— اینجا هم قانون خودش رو داره.

اد کمی فکر کرد.بعد با نگرانی پرسید:
— یعنی منم باید بدن جدید داشته باشم؟

فرد فورا سرش را تکان داد.
— نه، نه.

لبخند زد.
— تو مهمون موقتی هستی.

بعد نگاهی به باربارا انداخت.
— اما کسی مثل باربارا سال‌ها از این قانون فرار کرده. خیلی سال.

اد ساکت شد.فرد ادامه داد:
— ولی انگار بالاخره پیداش کردن.

مورگ که کنار جینی و کمی جلوتر از فرد راه می‌رفت، با صدای زنانه‌اش گفت:
— درسته.

اد دوباره جا خورد.مورگ ادامه داد:
— خودشون این قانون‌ها رو ساختن تا مشخص کنن ما با دنیای بالا فرق داریم.

موریس از کنار چرخ کالسکه خندید.فرد هم پوزخند زد.اد به تک‌تکشان نگاه کرد.انگار هر چیزی که فکر می‌کرد درباره‌ی این دنیا می‌داند، یکی‌یکی اشتباه از آب درمی‌آمد.چند دقیقه با سکوت گذشت.
بعد اد بالاخره پرسید:
— خب... حالا کجا می‌ریم؟

فرد از سؤالش راضی شد.لبخند زد.
— خوشم اومد.

کمی به عقب برگشت و به اد نگاه کرد.
— پسر حوصله‌سربری نیستی.

بعد به جاده‌ی روبه‌رو اشاره کرد.
— داریم می‌ریم تپه‌های بالتازار.

— تپه‌های بالتازار؟
— آره.

فرد ساعت جیبی‌اش را دوباره نگاه کرد.
— اونجا باید یه چیزی رو تحویل بگیرم.
— چی؟

فرد لبخند زد.
— وقتی رسیدیم می‌فهمی.

اد اخم کوچکی کرد.
— و بعدش؟
— بعدش می‌ریم سمت برج صورتی.

چشم‌های اد روشن شد.
— برج صورتی؟

موریس از کنار کالسکه سرش را تکان داد.
— آره. برج صورتی.

اد با هیجان پرسید:
— خونه‌ی فرده؟

فرد بلافاصله سرش را به نشانه‌ی مخالفت تکان داد.
— نه.

اد گیج شد.
— پس خونه‌ی کیه؟

فرد به جاده نگاه کرد.
— همون کسی که درباره‌ش حرف زدیم.
— همون که بزرگ و قدرتمنده؟

ویل سر تکان داد.
— همون.

اد دست‌هایش را روی سینه‌اش گذاشت.
— پس اسم نداره؟

ویل پاسخ داد:
— اسم داره.
— پس چرا صداش نمی‌کنین؟

ویل لحظه‌ای سکوت کرد.
— چون خودش خواسته کسی اسمش رو صدا نزنه.

اد کمی فکر کرد.
— یعنی بهش می‌گین "اون"؟

— دقیقا.

اد همچنان به نظر می‌رسید از این جواب راضی نشده.اما این بار تصمیم گرفت چیزی نپرسد.
L'Égarée
پشت سر جینی، سمت چپ، موجودی سیاه و کشیده حرکت می‌کرد؛ صورتش سفید بود و از بالای سرش شاخه‌هایی تیز و خشک مثل تاجی سیاه بیرون زده بود.مورگ.سمت دیگر کالسکه، موجودی بلند با ردایی سیاه ایستاده بود؛ صورتی سفید و شاخ‌هایی پیچ‌خورده که به آسمان رفته بودند.ویل. و…
به جاده خیره شد.کاروان در میان مه پیش می‌رفت و صدای زنگوله‌ی جینی با صدای چرخ‌های چوبی روی خاک قاطی می‌شد.اد سرش را به نرده تکیه داد.برای اولین بار، به جای ترسیدن از اینکه کجاست، شروع کرد به فکر کردن درباره‌ی اینکه این دنیا دیگر چه چیزهایی برای نشان دادن به او دارد.
و خیلی دورتر، پشت تپه‌هایی که هنوز دیده نمی‌شدند، برج صورتی در سکوت منتظر رسیدن کاروان بود.
Forwarded from 𝐌𝒐𝒓𝒊𝒂𝒓𝒕𝒚’𝒔 𝐖𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓🖋️ (-𝓗.𝓜𝓸𝓻𝓽𝓲𝓶𝓮𝓻)
فولدری.این پیام رو فور کنید.«ریپلای نکنید»
اگر از شرلوک، سوپر نچرال، ومپایر دایریز، مارول،
هری پاتر، استرنجر ثینگز، یو، گود اومنز، باب‌‌اسفنجی
واکینگ دد، دِ بویز، گیم اف ترونز، دارک، هازبین هتل
ابسسشن، فرانکشتاین، هانیبال، لوسیفر و رسید قتل
فعالیت دارین. فولدر بزنم و همدیگر روپیدا کنیم.
جوین باش سیب قرمز عزیزم
Forwarded from ཀ𝐂𝐡𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧𝐠𝐞 𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬| (ཀᏚᎪᏒᎪᴰᵉᵐᵒⁿ ᴰᵉᵃⁿ``)
𝐹𝑜𝑟 𝑦𝑜𝑢•°@legaree
بنده یک اسکیزوفرن، دوقطبی، پارانوئید، ناتوان ذهنی، اوتیست، مبتلا به وسواس، اضطراب، افسردگی، بی‌خانمان، طردشده، مهاجر، پناهنده، زندانی سابق، اقلیت قومی، اقلیت مذهبی، شورشی، آنارشیست، تبهکار و فرقه‌ای هستم.
Forwarded from شعر.
اینگونه که تو اول شب بوسه گرفتی؛
ای وای خدا خیر کند آخر شب را.
Forwarded from the queer nostalgia club
مگه پاییز چیزی هست جز هنگ‌اوت کردن با رفیقای مجازی؟
Fan club☕️🍪🎞️
قبل اد کردن فولدر به این نکات توجه کنید قشنگای من.
دوستان قشنگم چون محدودیت فولدر دارم میشه لینک چنلای قشنگتون رو بفرستید ناشناس تا جوین شم؟
@Aryanazlilbot
@Parsajli با این اک تو چنلای کسایی که لینکش بیوشون بود جوین شدیم زیباها ،لینک های کسایی که نیمدم هم بدید تا بیام.
خب دوستان، بالاخره بعد از چند روز تموم شد. 🫶🏻
ممنونم از همتون بابت صبر و حوصله‌تون و واقعا متأسفم اگه کند پیش رفتن من اذیتتون کرد.
امیدوارم از نتیجه راضی باشید و اگه کلیپ اون چیزی نبود که انتظار داشتید، حداقل امیدوارم آهنگ انتخاب‌شده جبرانش کرده باشه. :)
هرکس هم لیریک یا معنی آهنگی که براش انتخاب شده رو خواست، حتماً بگه تا تقدیمش کنم. 🤍
واقعا لیاقتتون خیلی بیشتر از ایناست. چنل‌هاتون فوق‌العاده بودن و این کلمات و عکس‌ها فقط تونستن بخش کوچیکی از اون زیبایی رو نشون بدن.
بازم ممنونم از اینکه صبر کردید و ببخشید اگه کسی رو معطل کردم. 🫂
و اگه احیانا کسی از قلم افتاده، حتما بهم بگه تا درستش کنم. ♡
Forwarded from ㅤㅤ sılver boy (ㅤㅤ 𝚨ყsu)
فور کنید
از نظرِ خودم دلیل فیو بودن چنلتون رو بگم.
جوین باشید نقره ها