Learning With M
2.24K subscribers
101 photos
49 videos
3 files
120 links
سلام.
من مسعود دانش پور هستم.
همسر، پدر، پسر، برادر، انسان و مهندس نرم افزار.👻

اینجا جایی هست که من تلاش می کنم موضوعاتی که برای یک مهندس نرم افزار مهم و لازمه رو بازگو کنم.

آکادمی یادگیری با M :
https://academy.daneshpour.ir
Download Telegram
توی تیم هاتون همیشه حواستون باشه:

آدمی که شنیده نشه بلندتر حرف می‌زنه
ادمی که درک نشه دیگه حرفی نمی‌زنه
به نظر من، هنوز تیم های فول AI، به لبه دیزاستر نرسیدن.
برای همین فقط روی سرعت توسعه تمرکز کردن. یعنی زمانی که محصول روی پروداکشن به مشکل می خوره و تو حتی به خودتم اعتماد نداری که یه کاری رو که بار ها انجام دادی رو مجدد انجام بدی یا نه، اون موقع کدی رو باید درست کنی که ابزاری نوشتش که ممکنه با سطح فنی تو نخونه، با نگاهت به ماژول ها و وابستگیشون نخونه، با سطح ابسترکشنی که همیشه رعایت میکردی یا نمی کردی نمی خونه.
حالا اونجا باید بری باز سر وقت همونی که کد رو نوشته، باز AI این دفعه در پروداکشن.

راستش منو می ترسونه !
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستور مصرف: هر صبح، حداقل یک بار بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب

پ.ن: الان تو کدوم ظرف برنجیم؟
یا شاید ظرف ها؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو رو ببینید و در مورد سوال های زیر در ساختار تیم سازی، رهبری و مدیریت پاسخ بدید:
۱. نفر اول چه نقشی داره؟
۲. نفرات دوم و سوم چه نقشی دارند؟
۳. بیشترین تاثیر رو چه کسی داره؟
۴. رهبر کدوم فرد یا افرادن؟
۵. این حر‌کت موفقیت آمیز بوده و رهبر و یا رهبرانش موفق شدن؟

من پاسخ خودم رو آخر شب ارسال میکنم توی گروه.

#یادگیری
خب بیایم یه چیز جدید یادبگیریم، مدل رهبری Co-Active Leadership Model که به نظرم نگاه جالبی به رهبری داره.

حرف اصلیش اینه که رهبری فقط این نیست که یکی جلو بایسته و بقیه دنبالش راه بیفتن. رهبری می تونه از چند جای مختلف اتفاق بیفته.

این مدل میگه ما ۵ حالت رهبری داریم:

۱. رهبری از درون

یعنی اول از خودت شروع کنی. بدونی چی می خوای، چرا داری کاری رو انجام میدی، ارزش هات چیه و چقدر نسبت به رفتارت اگاه هستی.

۲. رهبری از جلو

اینجا همون حالتیه که یکی جلو می ایسته، مسیر میده، تصمیم می گیره، چشم انداز می سازه و بقیه رو دعوت می کنه که همراهش بشن.

۳. رهبری از پشت صحنه

اینجا رهبر لزوما وسط صحنه نیست. بیشتر کمک می کنه بقیه دیده بشن، رشد کنن، قدرت بگیرن و خودشون جلو بیان.

۴. رهبری از کنار

یعنی رهبری مشارکتی. نه از بالا، نه از پایین. کنار بقیه. با هم تصمیم گرفتن، با هم ساختن، با هم مسوولیت گرفتن.

۵. رهبری در میدان

این یکی خیلی جذابه. یعنی بتونی فضای تیم، انرژی جلسه، تنش های پنهان، سکوت ها، مقاومت ها و فرصت های لحظه ای رو بخونی و درست واکنش بدی.

چیزی که من از این مدل دوست دارم اینه که نمیگه فقط یک مدل رهبر خوب وجود داره. میگه رهبر خوب کسیه که بفهمه الان کدوم حالت رهبری لازمه.

یه جا باید جلو بایستی.
یه جا باید کنار تیم باشی.
یه جا باید بری پشت صحنه و بقیه رو بالا بیاری.
یه جا باید فقط فضا رو بخونی.
یه جا هم باید اول خودت رو جمع کنی.

رهبری یعنی همین جابه جا شدن اگاهانه بین این نقش ها.

شما کدوم مدل رهبر رو تجربه کردید ؟ کدوم رهبر هایی که باهاشون کار کردید، کدوم یکی از این مدل ها رو داشتند ؟

اشتراک گذاری این مطلب ممکنه به کسی کمک کنه. دریغ نکنید از انتشار یادگیری. کامیونیتیمون بهش نیاز داره.


#یادگیری

@learning_with_m
Learning With M
این ویدیو رو ببینید و در مورد سوال های زیر در ساختار تیم سازی، رهبری و مدیریت پاسخ بدید: ۱. نفر اول چه نقشی داره؟ ۲. نفرات دوم و سوم چه نقشی دارند؟ ۳. بیشترین تاثیر رو چه کسی داره؟ ۴. رهبر کدوم فرد یا افرادن؟ ۵. این حر‌کت موفقیت آمیز بوده و رهبر و یا رهبرانش…
خب حالا نگاه من به این ویدیو.
اگر مساله رو با مدل Co-Active Leadership نگاه کنیم، خیلی چیزهای خوبی درباره رهبری میشه ازش فهمید.

نفر اولی که شروع می کنه به رقصیدن، داره رهبری از جلو انجام میده.
یعنی بدون اینکه منتظر تایید جمع بمونه، شروع می کنه. هزینه اول بودن رو میده. دیده میشه، ممکنه قضاوت بشه، ممکنه مسخره بشه، ولی حرکت رو شروع می کنه.

اینجا یک بخش دیگه هم داره: رهبری از درون.
چون کسی که اول شروع می کنه، باید یک حدی از خودباوری و راحتی با خودش داشته باشه. باید بتونه بدون گرفتن تایید از بقیه، یک کاری رو شروع کنه.

ولی نکته مهم اینه:
نفر اول تا وقتی تنهاست، هنوز رهبر یک حرکت نیست. فقط یک نفره که داره یک کاری می کنه.

اتفاق اصلی وقتی میفته که نفر دوم اضافه میشه.

نفر دوم به نظرم خیلی نقش مهمی داره. شاید حتی از نفر اول مهم تر. چون نفر دوم اون حرکت عجیب رو تبدیل می کنه به یک حرکت قابل پیوستن.

تا قبل از نفر دوم، بقیه ممکنه بگن این یارو چیکار داره می کنه.
ولی وقتی نفر دوم میاد، پیام عوض میشه:
پس میشه به این حرکت اضافه شد.

نفر دوم داره رهبری از کنار انجام میده.
نمیاد جای نفر اول رو بگیره. نمیاد جهت رو عوض کنه. میاد کنار نفر اول می ایسته و با همین کار، حرکت رو معتبر می کنه.

نفر سوم هم کارش خیلی مهمه.
نفر سوم باعث میشه ماجرا از حالت «دو نفر» خارج بشه و شبیه یک گروه بشه. از اینجا به بعد پیوستن برای بقیه خیلی راحت تر میشه.

به زبان ساده:

نفر اول جرقه رو میزنه.
نفر دوم به جرقه اعتبار میده.
نفر سوم شروع تبدیل شدن جرقه به جریان رو ممکن می کنه.

این دقیقا توی سازمان هم هست.

خیلی وقت ها یک نفر ایده جدید میده، یک تغییر رو شروع می کنه، یک مسیر تازه پیشنهاد میده. ولی تا وقتی تنهاست، بقیه یا نگاهش می کنن، یا صبر می کنن ببینن چی میشه.

اولین کسی که بهش اضافه میشه خیلی مهمه. چون ریسک اجتماعی اون تغییر رو کم می کنه.

در سازمان، نفر دوم همون کسیه که میگه:
منم هستم.
این ایده ارزش امتحان کردن داره.
این تغییر فقط حرف یک نفر نیست.

بعد نفر سوم میاد و کمک می کنه اون تغییر از حالت استثنا خارج بشه.

حالا فیلم بردار هم نقش جالبی داره.
فیلم بردار وارد رقص نمیشه، ولی داره روایت رو می سازه. داره قاب میده. داره کمک می کنه ما بفهمیم چه اتفاقی داره میفته.

این میشه رهبری در میدان و تا حدی رهبری از پشت صحنه.

چون فیلم بردار فضا رو می خونه، لحظه رو تشخیص میده، چیزی که در حال شکل گرفتنه رو ثبت می کنه و با روایتش اون حرکت رو بزرگ تر می کنه.

توی سازمان هم این نقش خیلی مهمه.
همه قرار نیست شروع کننده باشن. همه قرار نیست وسط صحنه باشن. بعضی ها با روایت کردن، مستند کردن، وصل کردن ادم ها، برجسته کردن رفتارهای درست و ساختن درک مشترک، کمک می کنن حرکت بزرگ بشه.


برداشت مدیریتی من از این ویدیو اینه:

رهبر فقط نفر اول نیست.
گاهی رهبر واقعی نفر دومه، چون باعث میشه بقیه جرات کنن اضافه بشن.
گاهی نفر سومه، چون حرکت رو از اتفاق تصادفی تبدیل می کنه به الگو.
گاهی هم فیلم برداره، چون بدون اینکه وسط صحنه باشه، داره به حرکت معنا و قاب میده.

توی تیم ها هم همینطوره.

یکی تغییر رو شروع می کنه.
یکی باهاش همراه میشه و بهش اعتبار میده.
یکی کمک می کنه اون تغییر تبدیل به رفتار تیمی بشه.
یکی هم داستانش رو می سازه و کاری می کنه بقیه بفهمن چه اتفاقی افتاده.

رهبری همیشه به معنی جلو ایستادن نیست.
گاهی رهبری یعنی اولین کسی باشی که به یک حرکت درست اضافه میشه.

اشتراک گذاری این مطلب ممکنه به کسی کمک کنه. دریغ نکنید از انتشار یادگیری. کامیونیتیمون بهش نیاز داره.


#تفکر
@learning_with_m
1
بهترین زمان کاشت درخت، ۲۰ سال پیش بوده.
دومین تایم مناسبش الانه.
- ضرب المثل ژاپنی


#تفکر
@learning_with_m
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه تغییر کوچک میتونه با استمرار به پدیده تبدیل بشه.

امروزت مثل دیروزت نباشه.
بردار اون کتاب رو، یک صفحه بخون، ۳ دقیقه نرمش کن، ۵ دقیقه سکوت کن.

#استمرار
@learning_with_m
Forwarded from Happy Developer (Ashkan Rahmani)
در یک دنیای آزاد این شکلی رقابت.

از اونور کلاد دسترسی به مدل پرچمدار Fable رو تمدید کرد.

از اینور Codex گفت نه تنها فعلا لیمیت ۵ ساعته رو برمیدارم، بلکه یک ریست لیمیت هم زد رفتتت.

وقتی تعیین کننده میشه کاربر نهایی و بازار آزاد تصمیم میگیره.

نتیجه نهایی رقابت هم به نفع ما هست.

بریم یکم توکن بسوزونیم که عقبیم 😎🔥💻
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
بدون شرح
البته تشخیص صحیح top یا mid یا junior بودن خودش یکی از مراحل عرفانه 😅
Forwarded from iCodeNext
Audio
00:00 – یک کامنت ساده که تبدیل به یک سؤال بزرگ شد
شروع ماجرا با کامنت «این متن را AI تنظیم کرده، نه گوینده»


02:12 – چرا مغز ما به ساخته‌های خودش وابسته می‌شود؟
احساس مالکیت (IKEA Effect)
ریشه‌های تکاملی و نقش تلاش و انرژی در شکل‌گیری حس مالکیت

07:36 – چرا با هوش مصنوعی احساس مالکیت کمتری داریم؟
حذف بخش سختِ فرایند تولید
چرا خروجی عالی AI گاهی «مال خودمان» به نظر نمی‌رسد؟

11:07 – چرا جامعه موفقیت را به ابزار نسبت می‌دهد؟
موضوع Tool Attribution Bias
چرا سهم انسان در کنار هوش مصنوعی کوچک شمرده می‌شود؟

13:12 – چرا AI با اتوکد یا فتوشاپ فرق دارد؟
خطای نسبت دادن عاملیت به هوش مصنوعی
وقتی ابزار حرف می‌زند، مغز ما آن را «عامل» تصور می‌کند.

15:26 – چه چیزی واقعاً ارزش خلق را تعیین می‌کند؟
ابزار فقط یک توانمندساز است.
ارزش واقعی در حل مسئله، تصمیم‌گیری، قضاوت و مسئولیت انسان است.
جمع‌بندی: شاید تعریف ما از «مالکیت» در عصر AI در حال تغییر باشد.

دم شما گرم، بابت فیدبک و متن هایی که توی کامنت مینویسید و باعث میشه محرکی باشه برای یادگیری بیشتر.

ممنون میشم به اشتراک بزارید. ❤️
من با رد کردن هر مرحله از این ها خاطره دارم.

یادمه اون زمانی رو که ارزش کد به تعداد خطش بود، ازمون می‌خواستن تعداد خط رو گزارش کنیم، حتی توی فرم های دولتی، بعد من می‌پرسیدم کامنت ها رو هم بشمورم؟ می‌گفتن نه فقط کد. بعد ولی من بازم می‌شموردم، چون اون موقع کد بدون کامنت معنی نمی‌داد. ۲۵ سال پیش بود. چند سالی جنگیدم که تعداد خط ارزش نیست، خوانایی ارزشه.

بعد دوران طلایی استوری پوینت و برنداون چارت و استیمیشن. هی می‌گفتن اندازه بزنید، جواب من این بود که کد نوشته نشده، اندازه نداره(قال سهیل صمدزاده) البته که الانشم همونه و تموم نشده.

چند سال پیش هم ارزش خلق شده روی تعداد کامیت و پی آر بود و خلق در لینکداین و ... تایل های کامیتشون رو پست می‌کردن. که من انقدر خفنم.

الانم که هنر روی تموم کردن توکن شده.

کی قراره outcome ها، کیفیت ها، اثربخشی ها مد بشه، نمیدونم !

#تفکر
We always overstimate the change that will occure in next two years and underestimate the change that will occure in next 10

- Bill Gates


#AI
سلام.

دنیای جدید، ابزار جدید می خواد.
#AI به عنوان یک تکنولوژی Disruptive قراره هرچی بدهیات داشتیم رو درهم بشکنه.

به همین دلیل من نگاهی به #AgenticCommerce داشتم که ببینم در دنیا به این موج جدید چطوری نگاه میشه. در این مطالعات، نگاه من بر روی اینه که E-Commerce ها چه تغییراتی رو شاهد خواهند بود.
در انتهای این سری مقالات نگاهی به صنعت تبلیغات در Agentic Commerce خواهم داشت.

https://masoud.daneshpour.ir/agentic-commerce-intro

@learning_with_m
قسمت دوم درس آموخته های من از مدیریت مهندسی نرم افزار رو خیلی وقته نوشته بودم، ولی منتشر نشده بود.
امروز وقت کردم و آمادش کردم که بخونیدش.
قسمت دوم : اولیویت بندی

https://masoud.daneshpour.ir/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d9%86%d8%b1%d9%85-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%d8%b1-2/
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
معرفی Ontology Playground

اصلاً Ontology یعنی چی؟
به بیان ساده، Ontology یک مدل صریح از «مفاهیم یک دامنه و رابطه بین آن‌ها» است.
مثلاً توی دامنه منابع‌انسانی، ممکنه داشته باشیم:
Employee
Department
Position
Manager
LeaveRequest

و روابطی مثل:
Employee worksIn Department
Employee hasPosition Position
Employee reportsTo Manager
Employee submits LeaveRequest

تفاوتش با ER Diagram یا دیتابیس‌مدل اینه که هدف Ontology فقط تعریف جدول‌ها و Foreign Keyها نیست. Ontology تلاش می‌کنه معنای مفاهیم، ویژگی‌ها و روابط رو به شکل استاندارد و قابل‌فهم برای انسان و ماشین توصیف کنه.
مثلا:
Manager is a type of Employee
Employee may report to another Employee
LeaveRequest belongs to exactly one Employee

این مدل می‌تونه مبنای Knowledge Graph، semantic search ، reasoning و پاسخ‌گویی هوشمند روی داده‌ها باشه.

حالا Ontology Playground چی کار می‌کنه؟
این یه پروژه کدباز وبی است که بدون backend خاصی قابل اجراست. می‌تونید Ontologyها رو به‌صورت گراف ببینی و بسازی، و روی Nodeها کلیک کنی، Propertyها رو بررسی کنی و Entityها و Relationshipها را جست‌وجو کنی.

ابزار از Import و Export فایل‌های RDF/XML و OWL پشتیبانی می‌کنه. یعنی Ontology رو می‌تونی ویژوال ترسیم کنی و بعد خرجی متنی بگیری بدی AI تا برای تولید یا ویرایش کد درک بهتری از بیزنس شما داشته باشه.

توی تنظیماتش قابلیتی به اسم AI Builder وجود داره، ولی به‌صورت پیش‌فرض غیرفعاله و برای فعال‌شدن به Azure OpenAI وابسته است.

لینک دمو برنامه
لینک ریپازیتوری گیت‌هاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاشق طرز فکر این مردم.
سایمون کتاب های بی نظیری هم داره که یکی از یکی بهترن.

توی این ویدیو در مورد رهبری میگه، میگه رهبری یک سبک زندگیه، نه یک رده شغلی.
توی درس های مدیریت هم در دانشگاه همین موضوع عنوان میشه که رهبری رده شغلی نیست و یک روش برای مدیرانه.

حالا اونجایی این گفت و گوش به نهایت میرسه که با پرورش فرزند مقایسش می کنه.

پ.ن: حالا بریم دری وری های سهیل علوی و مدیرعامل ماز رو ببینید. متوجه عمق فاجعه می‌شید.

#رهبری
2
Learning With M
عاشق طرز فکر این مردم. سایمون کتاب های بی نظیری هم داره که یکی از یکی بهترن. توی این ویدیو در مورد رهبری میگه، میگه رهبری یک سبک زندگیه، نه یک رده شغلی. توی درس های مدیریت هم در دانشگاه همین موضوع عنوان میشه که رهبری رده شغلی نیست و یک روش برای مدیرانه. …
من توی چند سال اخیر، اون تیکه ته صحبت استاد رو تجربه کردم.

آخریش همین تیمم در دیجی کالا ادز، آدم ها بعد از یک سال و خورده ای سرمایه گذاری به جایی رسیدن که کم کم من دارم بر میگردم سر وقت اون کاری که توش خوبم و بهش علاقه دارم(مهندسی نرم افزار).

الان خیلی وقت ها میبینم تیم خودش داره کار می کنه، دارن آدم ها صحبت میکنن، در مورد مشکلاتشون گفت و گو میکنن، با هم لابی می کنن، تهش یه خبری هم به من بدن.

اینو اشتباه نکنید که با اینکه من مدیر تیمم، نمیدونم پروسه ها و برنامه ها در چه سطحی داره اجرا میشه. مساله رهبریه، تیم الان پر شده از آدم هایی که مصرف کننده نیستند، درخواست دهنده، پیگیر و مسئولیت پذیرن. الان به من نیاز ندارن برای همکاری و رسیدن به موفقیت.

قشنگ ترش اینه که الان چند تا رهبر کوچیک تو تیم دارن متولد میشن و من منتظر بزرگ تر شدنشون و بازنشستگی خودمم.

تجربه ساخت یک تیم خیلی جذابه.
مدیر عامل انویدیا، جنسن هوانگ، گفته که هوش مصنوعی قرار نیست شغل ها رو اتومیت کنه.
ایشون گفتند که این نگرانی بی معنیه، چون #AI قراره وضایف رو اتومیت کنه، نه شغل ها رو.

اول که واقعا درود به این نوع نگاه و بیان.

دوم بیایم ببینیم چی میگه. خیلی توی گروه من گفتم (اینجا و اینجا و...) که قرار نیست ما جایگزین بشیم، ابزارمون بهتر داره میشه. استاد هم همینو میگه. منظورش تو کار ما میشه این که، تا چند سال پیش بهت میگفتن فلان ماژول رو بزن، در لپ تاپ و باز می کردی و می پریدی سر کد. بعدش مهم شد که قبل از کد بیزینس و چرایی رو در کنی و بعد کد بزنی.
این زمانه چطوری شده؟
الان فهم بیزینس، چرایی با #AI سریع تر و دقیق تر شده، اچ کیس ها بهتر هندل میشن، ایده ها بهتر پرورونده میشن و ... .
در نهایت کد هم دقیق تر نوشته میشه.
اینجا اونجاییه که اگر وقتت رو برای فهم بیزینس، معماری و مهندسی نزاشته باشی احساس خطر می کنی. چون همه چیز هایی که فکر می کردی کارته(ولی نبوده در اصل) داره ریپلیس میشه.


اشتراک گذاری این مطلب ممکنه به کسی کمک کنه. دریغ نکنید از انتشار یادگیری. کامیونیتیمون بهش نیاز داره.


@learning_with_m
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM