خب خب خب.
ما توی Digikala Ads دنبال دو Senior software engineer می گردیم.
چی مهمه؟
۱. تو شرایط عدم قطعیت دووم بیاره.
۲. ساختار فکریشOwner باشه، به این معنا که کارو بگیره، با خروجی برگرده. لازمه اون وسط چهار تا سیستمم رو بخونه و تغییر بده، بره تو دلش و انجام بده.
۳. حداقل ۶ سال سابقه کار اجباریه.
۴. اصول مهندسی نرم افزار رو خوب بشناسه.
۵. ادز، High tps هست. تو محیط های مشابه کار کرده باشه.
۶. زبان های فخیمه PHP و golang رو کامل بشناسه. اگر جاوا هم بدونه امتیازه.
۷. دیتابیس رو خوب بشناسه ! (۹۰درصد اینجا کم میارن).
چی در انتظار همچین آدمیه؟
۱. چند محصول ادزی دستش خواهد بود و صفر تا صدش رو پیش می بره. یک عالمه فضای ابهام و پیچیدگی و عدم قطعیت.
۲. فضای رشد داره و در کنار افزایش هارد اسکیل هاش، رشد روی سافت اسکیل هاش رو خواهد دید.
۳. در بزرگترین e-commerce ایران می تونه تجربه های خاصی مثل بلک فرایدی و شب یلدا رو ببینه و از نزدیک نگهداری یک اینترپرایز سیستم رو ات اسکیل تجربه کنه.
۴. بیزینس رو یاد میگیره و می فهمه یک سازمان چطوری کار می کنه و یه چیزی مثل یونیت اکانامی چیه !
۵. زندگیش میشه AI !
چطوری اپلای کنیم؟
فقط و فقط از لینک زیر:
https://careers.digikala.com/job-positions/4716/
برای من رزومه بفرستید وقت نمی کنم بزارمش توی کندو و فرصت خودتون می پره.
پرسش و پاسخ:
س: من ۱۰۰٪ شرایط رو ندارم، زیر ۷۰ درصده، شانسمو امتحان کنم؟
ج: خودت می دونی، ولی اگر توی سیستم ATS یکی رد بشه، در آینده شانسش زیر ۱۰٪ خواهد بود که اکسپت بشه !
س : من php بلد نیستم ولی گو و جاوا بلدم، اپلای کنم؟
ج: اگر تو اون دوتا خوب هستی و می پذیری که شاید یک سال آیندت باید زمان زیادی روی php باشی، شانستو امتحان کن. ولی بدون سختگیری رو بیشتر می کنیم تا مطمئن باشیم.
س: با کی قراره کار کنم و چه تیمی؟
ج : با من، در ورتیکال digikala ads و روی محصولات ادزی، در یک تیم Cross functional ای که یکی از یکی توانمند ترن. به من ریپورت قراره بدی و من سخت گیر ولی همراهم.
س : حقوق چه قدر میدید؟
ج: انقدری که لازمه بر اساس برند شرکت و جایی که قراره کار کنی. شاید اسنپ و ولکس بیشتر پرداخت کنند، ولی یه چیز هایی ما داریم که اونها ندارن(مثلا کار در جوار من 😎). اورالی مثل مارکت شاید بهتر، شاید بدتر.
س : تکلید نمی خواید؟
نه، من خودمم دولوپرم، در حقیق ما مهندسیم. مساله حل می کنیم. تنها مساله ای که نداریم پیپل منیج منته ! اون برای شرکت های باحاله که همه دور همن هستند و کار می کنند. اینجا خودتی و خودت. اینجا اگر مشکل تو فرانت پیدا کنی باید بری سر وقت آدم مربوطه تو تیم و با مزاکره کارتو پیش ببری، چون تویی که اونر مسله هستی !
س: ورک لایف بالانس؟
ج: بگم آره قطعا دروغه، بگم نه قطعا بی انصافی.
س: کاراموز؟
ج: هل نو ! مشتی بیزینس چند همتی با کاراموز پیش نمیره. منتظر اکادمی باشید. باز بشه خودم خبرتون می کنم تو کانال.
س: حضوری یا ریموت؟
ج : ریموت با شرط ۵ روز حضور در هفته در ونک پلازا(ونک، خیابان خدامی، روبروی هتل هما، طبقه ۱۰ با ویوو خفن) !
س: سیستم؟
ج: مک(😒)، لینوکس(☺️)، ویندوز(❤️)
ما توی Digikala Ads دنبال دو Senior software engineer می گردیم.
چی مهمه؟
۱. تو شرایط عدم قطعیت دووم بیاره.
۲. ساختار فکریشOwner باشه، به این معنا که کارو بگیره، با خروجی برگرده. لازمه اون وسط چهار تا سیستمم رو بخونه و تغییر بده، بره تو دلش و انجام بده.
۳. حداقل ۶ سال سابقه کار اجباریه.
۴. اصول مهندسی نرم افزار رو خوب بشناسه.
۵. ادز، High tps هست. تو محیط های مشابه کار کرده باشه.
۶. زبان های فخیمه PHP و golang رو کامل بشناسه. اگر جاوا هم بدونه امتیازه.
۷. دیتابیس رو خوب بشناسه ! (۹۰درصد اینجا کم میارن).
چی در انتظار همچین آدمیه؟
۱. چند محصول ادزی دستش خواهد بود و صفر تا صدش رو پیش می بره. یک عالمه فضای ابهام و پیچیدگی و عدم قطعیت.
۲. فضای رشد داره و در کنار افزایش هارد اسکیل هاش، رشد روی سافت اسکیل هاش رو خواهد دید.
۳. در بزرگترین e-commerce ایران می تونه تجربه های خاصی مثل بلک فرایدی و شب یلدا رو ببینه و از نزدیک نگهداری یک اینترپرایز سیستم رو ات اسکیل تجربه کنه.
۴. بیزینس رو یاد میگیره و می فهمه یک سازمان چطوری کار می کنه و یه چیزی مثل یونیت اکانامی چیه !
۵. زندگیش میشه AI !
چطوری اپلای کنیم؟
فقط و فقط از لینک زیر:
https://careers.digikala.com/job-positions/4716/
برای من رزومه بفرستید وقت نمی کنم بزارمش توی کندو و فرصت خودتون می پره.
پرسش و پاسخ:
س: من ۱۰۰٪ شرایط رو ندارم، زیر ۷۰ درصده، شانسمو امتحان کنم؟
ج: خودت می دونی، ولی اگر توی سیستم ATS یکی رد بشه، در آینده شانسش زیر ۱۰٪ خواهد بود که اکسپت بشه !
س : من php بلد نیستم ولی گو و جاوا بلدم، اپلای کنم؟
ج: اگر تو اون دوتا خوب هستی و می پذیری که شاید یک سال آیندت باید زمان زیادی روی php باشی، شانستو امتحان کن. ولی بدون سختگیری رو بیشتر می کنیم تا مطمئن باشیم.
س: با کی قراره کار کنم و چه تیمی؟
ج : با من، در ورتیکال digikala ads و روی محصولات ادزی، در یک تیم Cross functional ای که یکی از یکی توانمند ترن. به من ریپورت قراره بدی و من سخت گیر ولی همراهم.
س : حقوق چه قدر میدید؟
ج: انقدری که لازمه بر اساس برند شرکت و جایی که قراره کار کنی. شاید اسنپ و ولکس بیشتر پرداخت کنند، ولی یه چیز هایی ما داریم که اونها ندارن(مثلا کار در جوار من 😎). اورالی مثل مارکت شاید بهتر، شاید بدتر.
س : تکلید نمی خواید؟
نه، من خودمم دولوپرم، در حقیق ما مهندسیم. مساله حل می کنیم. تنها مساله ای که نداریم پیپل منیج منته ! اون برای شرکت های باحاله که همه دور همن هستند و کار می کنند. اینجا خودتی و خودت. اینجا اگر مشکل تو فرانت پیدا کنی باید بری سر وقت آدم مربوطه تو تیم و با مزاکره کارتو پیش ببری، چون تویی که اونر مسله هستی !
س: ورک لایف بالانس؟
ج: بگم آره قطعا دروغه، بگم نه قطعا بی انصافی.
س: کاراموز؟
ج: هل نو ! مشتی بیزینس چند همتی با کاراموز پیش نمیره. منتظر اکادمی باشید. باز بشه خودم خبرتون می کنم تو کانال.
س: حضوری یا ریموت؟
ج : ریموت با شرط ۵ روز حضور در هفته در ونک پلازا(ونک، خیابان خدامی، روبروی هتل هما، طبقه ۱۰ با ویوو خفن) !
س: سیستم؟
ج: مک(😒)، لینوکس(☺️)، ویندوز(❤️)
این نکته خیلی جالبیه،
من اینو به تجربه متوجه شده بودم.
جای مخالفت همیشه میشه از دو روش استفاده کرد، یکی سوال کردن، یکی شروع کردن با اشتراکات.
وقتی مخالفت می کنی، طرف مقابل دیگه نمیشنوه. فقط دفاع می کنه.
ولی اگر سوال بپرسی، سعی میکنه برای پاسخ بهت گوش بده و توضیح بده و معمولا وسط توضیح خودش متوجه میشه.
یا وقتی نقاط مشترک رو بولد می کنید، احساس بهتری طرف میگیره و بیشتر گوش میده.
فقط یادتون باشه، همیشه لای در رو برای فرار طرف باز بزارید تا بتونه عقب نشینی کنه.
من اینو به تجربه متوجه شده بودم.
جای مخالفت همیشه میشه از دو روش استفاده کرد، یکی سوال کردن، یکی شروع کردن با اشتراکات.
وقتی مخالفت می کنی، طرف مقابل دیگه نمیشنوه. فقط دفاع می کنه.
ولی اگر سوال بپرسی، سعی میکنه برای پاسخ بهت گوش بده و توضیح بده و معمولا وسط توضیح خودش متوجه میشه.
یا وقتی نقاط مشترک رو بولد می کنید، احساس بهتری طرف میگیره و بیشتر گوش میده.
فقط یادتون باشه، همیشه لای در رو برای فرار طرف باز بزارید تا بتونه عقب نشینی کنه.
برای ثبت در تاریخ، ارزش سهام ایلان ماسک در تسلا، ۹۳۶ میلیارد دلار شد.
با فرض بودجه ۱۴.۵ تریلیون ریالی سال ۱۴۰۵، که دولت پیشنهاد داده، کل بودجه ایران با قیمت دلار ۱۸۱ هزار تومانی امروز، میشه ۸ میلیارد دلار.
یعنی ماسک می تونه ۱۱۷ بار بیاد ایران و بگه، همه میز یک سال با من.
با فرض بودجه ۱۴.۵ تریلیون ریالی سال ۱۴۰۵، که دولت پیشنهاد داده، کل بودجه ایران با قیمت دلار ۱۸۱ هزار تومانی امروز، میشه ۸ میلیارد دلار.
یعنی ماسک می تونه ۱۱۷ بار بیاد ایران و بگه، همه میز یک سال با من.
سلام.
یک سری سوال ها خیلی پرسیده میشه، مثلا:
۱. آیا AI جای ما رو میگیره؟
۲. با وجود AI آیا نیاز هست من چیز جدیدی یاد بگیرم؟
۳. آیا برنامه نویسی دیگه از بین میره؟
۴. آیا AI میتونه یک نرم افزار در سطح یک شرکت(مثلا دیجی کالا) رو کاملا خودش تولید کنه؟
و کلی سوال مشابه دیگه...
راستش جواب درستش رو من نمی دونم، هر کی هم، هر کجا بحث میکنه و من میخونم یا می بینم، فقط مقاومت بی منطقه.
این سوال ها، جواب قطعی ندارند.
پس اگر الان کسی میگه نه قطعا #AI هیچ کاری نمی تونه بکنه و فلان و بهمان، یا نادان هست یا دروغگو! و همینطور بر عکسش.
ولی، آیا این مانع یادگیری و رشد میشه؟ قطعا نه.(خودم دو خط بالاتر گفتم: هرکی میگه قطعا... 🥸)
پس ما چی کار باید بکنیم؟
نمی دونم !
من، مسیر خودمو این طوری درست کردم:
الان وقت برای خیلی کارایی که دوست داشتم بیشتر شده، به اونها میرسم. چون AI کاراهمو سریع تر انجام میده. ولی زمانی که AI برام می سازه رو همشو دوباره کار نمی کنم، الان زودتر میتونم برم خونه، کارای یک روزم بهتر و راحت تر انجام شدن پس حس بهتری از کار کردن دارم.
الان هزینه تست کردن یک ایده برام کاهش پیدا کرده و می تونم خیلی از ایده ها رو تست کنم(پنجشنبه گذشته، توی ۳ ساعت یک ایده جالب رو برای تبلیغات ویدیویی تست کردم و نتیجه عالی گرفتم و قراره این هفته تو تیم توسعش بدیم !)
یادگیریم متوقف نشده، بیشترم شده، ولی نه از AI که برم بپرسم: مارکتینگ چیست؟ اونم بهم توضیح بده. این طوری توهم یادگیری برامون به وجود میاد. یه سطح خیلی کم عمقی رو ازش میگیریم که ارزشی نداره.
برای من این طوری شده که منابع و مسیر های یادگیری رو فقط با AI پلن میکنم. راننده منم، نقشه و مسیر با AI هست. تا الانم میرفتیم سفر همین بوده دیگه، گوگل مپ می زدیم و میوفتادیم تو جاده.
حالا تهش باید چی کار کنیم؟
اول اون کوتی که اول متن گفتم در باره باید وقطعا و فلان و اینا رو مجدد بخونیم، بعد بحث نکنیم، وقت تلف نکنیم، به قول دکتر زارچی تلاش کنیم راننده یا مسافر این تغییر باشیم، نه کسی که در مقابلشه.
در نهایت کمی صبر. به قول مجید حسینی نژاد(مدیرعامل علی بابا):
من عمیقلا اعتقاد دارم که یا میمیریم، یا رد میشه.
یک سری سوال ها خیلی پرسیده میشه، مثلا:
۱. آیا AI جای ما رو میگیره؟
۲. با وجود AI آیا نیاز هست من چیز جدیدی یاد بگیرم؟
۳. آیا برنامه نویسی دیگه از بین میره؟
۴. آیا AI میتونه یک نرم افزار در سطح یک شرکت(مثلا دیجی کالا) رو کاملا خودش تولید کنه؟
و کلی سوال مشابه دیگه...
راستش جواب درستش رو من نمی دونم، هر کی هم، هر کجا بحث میکنه و من میخونم یا می بینم، فقط مقاومت بی منطقه.
این سوال ها، جواب قطعی ندارند.
البته میدونیم که هرکی، هر وقت بگه، فلان چیز راه قطعی بهمان چیزه، یا دروغگو هست یا نادان !
پس اگر الان کسی میگه نه قطعا #AI هیچ کاری نمی تونه بکنه و فلان و بهمان، یا نادان هست یا دروغگو! و همینطور بر عکسش.
ولی، آیا این مانع یادگیری و رشد میشه؟ قطعا نه.(خودم دو خط بالاتر گفتم: هرکی میگه قطعا... 🥸)
پس ما چی کار باید بکنیم؟
نمی دونم !
من، مسیر خودمو این طوری درست کردم:
الان وقت برای خیلی کارایی که دوست داشتم بیشتر شده، به اونها میرسم. چون AI کاراهمو سریع تر انجام میده. ولی زمانی که AI برام می سازه رو همشو دوباره کار نمی کنم، الان زودتر میتونم برم خونه، کارای یک روزم بهتر و راحت تر انجام شدن پس حس بهتری از کار کردن دارم.
الان هزینه تست کردن یک ایده برام کاهش پیدا کرده و می تونم خیلی از ایده ها رو تست کنم(پنجشنبه گذشته، توی ۳ ساعت یک ایده جالب رو برای تبلیغات ویدیویی تست کردم و نتیجه عالی گرفتم و قراره این هفته تو تیم توسعش بدیم !)
یادگیریم متوقف نشده، بیشترم شده، ولی نه از AI که برم بپرسم: مارکتینگ چیست؟ اونم بهم توضیح بده. این طوری توهم یادگیری برامون به وجود میاد. یه سطح خیلی کم عمقی رو ازش میگیریم که ارزشی نداره.
برای من این طوری شده که منابع و مسیر های یادگیری رو فقط با AI پلن میکنم. راننده منم، نقشه و مسیر با AI هست. تا الانم میرفتیم سفر همین بوده دیگه، گوگل مپ می زدیم و میوفتادیم تو جاده.
حالا تهش باید چی کار کنیم؟
اول اون کوتی که اول متن گفتم در باره باید وقطعا و فلان و اینا رو مجدد بخونیم، بعد بحث نکنیم، وقت تلف نکنیم، به قول دکتر زارچی تلاش کنیم راننده یا مسافر این تغییر باشیم، نه کسی که در مقابلشه.
در نهایت کمی صبر. به قول مجید حسینی نژاد(مدیرعامل علی بابا):
من عمیقلا اعتقاد دارم که یا میمیریم، یا رد میشه.
خشایار انسان جالبیه، یه سری ویدیو جدید شروع کرده با موضوع #استمرار که اونا هم جالبن.
پیشنهاد می کنم ببینید:
https://youtu.be/FIh36hes6cE?si=3UrSdTrzQ9cyJj-V
@learning_with_m
پیشنهاد می کنم ببینید:
https://youtu.be/FIh36hes6cE?si=3UrSdTrzQ9cyJj-V
@learning_with_m
YouTube
اگه خسته شدی اینو ببین! (شروع کن)
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
Forwarded from iCodeNext
🧶 دوستانی که تعدیل شدند لطفا به صورت خصوصی بمن پیام بدن ( در صورت تمایل )که بتونم به گروهی موقتی ادشون کنم، که برنامه های آموزشی و برنامه های منتورینگ و همینطور آموزش های حوزه ی هوش مصنوعی رو اونجا اعلام کنم و باهم پیش بریم. امیدوارم که بزودی در اون گروه خودم تنها بمونم.
📍 خواهش میکنم فقط افرادی که در این شرایط از کار تعدیل شدند و یا خودشون اومدن بیرون به من پیام بدن.
❤️❤️ میدونم که مشتی هستید و به بقیه دوستان هم میفرستید.
آی دی بنده
@mhaKarimi
آی دی کانالمون هم
@iCodeNext
📍 خواهش میکنم فقط افرادی که در این شرایط از کار تعدیل شدند و یا خودشون اومدن بیرون به من پیام بدن.
❤️❤️ میدونم که مشتی هستید و به بقیه دوستان هم میفرستید.
آی دی بنده
@mhaKarimi
آی دی کانالمون هم
@iCodeNext
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو گروه های برنامه نویسی، پروداکت منیجر ها بیکار شدن.
تو گروه های پروداکت منیجر ها، برنامه نویس ها.
با مزه نیست؟
تو گروه های پروداکت منیجر ها، برنامه نویس ها.
با مزه نیست؟
یک نادان، فقط یک کار رو بارها و بارها به یک شکل انجام میده و هر بار انتظار خروجی متفاوت داره.
بیایم امروز که اول هفته هست، کارهایی که همیشه انجام میدادیم و از نتایجش راضی نبودیم رو به یک شکل دیگه انجام بدیم.
#تفکر
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
توی نظرسنجی آخر، گزینه Inbox/Outbox Pattern رأی دوم رو آورد، بالاخره امروز مطلب رو جمعجور کردم. با اینکه «مرور» است ولی از نظر حجم کمی بیشتر از مطالب رایج شد (چون اصل داستان سیستمهای توزیع شده، خیلی مبحث گستردهایه و مرور یک مفهوم رایج و دمدستیاش هم نیاز به توضیح بیشتری داشت.
پیشاپیش بابت اشتباهات نگارشی یا انشایی متن عذرخواهی میکنم، دلیلش هم اینه که طی دو هفته هر زمان فرصت کوتاهی پیدا میشد بخشیاش رو نوشتم و احتمالا اگر فرصت بازبینی و ویرایشش بود، متن روانتری به دست میومد؛ ولی خب، قرار نیست هر ورژن اولیهای بهترین باشه.
- مرور الگوی outbox/inbox
- مسئله اصلی: Dual Write Problem
- الگوی Outbox
- الگوی Inbox
- بررسی جزئیتر مفهوم Idempotency
- طراحی بهتر پیامها
- تفاوت Domain Event و Integration Event
- روشهای پیادهسازی Outbox Publisher
- ابزارها و فریمورکهای رایج برای پیادهسازی inbox/outbox
- مفاهیم مکمل: Poison Message، Retry و Dead Letter
- لزوم Observability و Monitoring
- کاربرد Ordering پیامها
- پاکسازی دادهها
- تفاوت Outbox با Event Sourcing
- نسبت Outbox و Inbox با Saga
- چه زمانی واقعا به Inbox و Outbox نیاز داریم؟
🔗 لینک مطلب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در زندگی :
در کد:
#تفکر
یک جامعه وقتی رشد میکنه که پیرمردی درختانی بکاره که می دونه زیر سایشون قرار نیست بشینه.
در کد:
وقتی وارد کدی شدی، وقتی کارت تموم شد، تمیز تر از وقتی که دیدیش ازش بیا بیرون. حتی اگر فقط برای خوندنش رفته بودی.
#تفکر
Learning With M
یک دامین قیمت کردم. ۱۲ میلیارد تومان. اعتماد به نفس اینا رو من داشتم الان جای ترامپ داشتم به دنیا حکومت می کردم ! دامین .com که ۵ حرفی بود رو ۳۰۰ میلیون یکی خرید، دات آی آر زپرتی رو ۱۲ میلیارد قیمت میدن 😄
فارغ از بامزه بازی این آدم ها، دنیای آینده از نگاه من دنیای وبسایت ها نیست.
دنیای اجنت هاست، توی این دنیا دیگه آدرس سایت مهم نیست، آدرس ایجنت مهمه. خدا رو چی دیدی، شاید یه چیزی مثل آدرس دامین برای ایجنت ها بیاد.
دنیای اجنت هاست، توی این دنیا دیگه آدرس سایت مهم نیست، آدرس ایجنت مهمه. خدا رو چی دیدی، شاید یه چیزی مثل آدرس دامین برای ایجنت ها بیاد.
Forwarded from Happy Developer (Ashkan Rahmani)
چند روزه دارم از 9Router استفاده میکنم و تا الان واقعا راضی بودم. ایدهش هم خیلی باحاله.
اول از اشتراکهایی که خودت داری (مثل Claude Code، Codex، Gemini و ...) استفاده میکنه. اگه سهمیهشون تموم بشه، خودش اتومات میره سراغ مدلهای ارزونتر و در نهایت هم روی مدلهای رایگان سوییچ میکنه.
میتونی کمبوهای مختلف درست کنی که به شیوه های مختلف روی اکنتا سوییچ کنه.
در نهایت یک توکن درست میکنی و میتونی ازش توی هر ابزاری که میخوای استفاده کنی. کدکس،کلاد کد، هرمس، ...
عملاً خیلی سخت پیش میاد که به خاطر لیمیت، کارت متوقف بشه. علاوه بر اینا، به بیش از ۶۰ تا AI Provider وصل میشه، مصرف توکن رو هم به صورت دیفالت با RTK و Caveman کمتر میکنه و آمار مصرف رو هم لحظهای نشون میده.
https://9router.com/
اول از اشتراکهایی که خودت داری (مثل Claude Code، Codex، Gemini و ...) استفاده میکنه. اگه سهمیهشون تموم بشه، خودش اتومات میره سراغ مدلهای ارزونتر و در نهایت هم روی مدلهای رایگان سوییچ میکنه.
میتونی کمبوهای مختلف درست کنی که به شیوه های مختلف روی اکنتا سوییچ کنه.
در نهایت یک توکن درست میکنی و میتونی ازش توی هر ابزاری که میخوای استفاده کنی. کدکس،کلاد کد، هرمس، ...
عملاً خیلی سخت پیش میاد که به خاطر لیمیت، کارت متوقف بشه. علاوه بر اینا، به بیش از ۶۰ تا AI Provider وصل میشه، مصرف توکن رو هم به صورت دیفالت با RTK و Caveman کمتر میکنه و آمار مصرف رو هم لحظهای نشون میده.
https://9router.com/
9Router
9Router - Free AI Router | Smart Fallback for Claude, Codex & More
Free AI routing with smart 3-tier fallback. Maximize subscriptions, auto-switch to cheap/free models. Never stop coding with Claude Code, Codex, Gemini CLI.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخ آخ آخ.
چه قدر درسته.
چه قدر درسته.
#عجیب_دنیایی_شد
فورد بعد از اینکه نیروهاش رو با هوش مصنوعی جایگزین کرده بود، ۳۵۰ تا مهندس رو دوباره استخدام کرد.
معاون مهندسی فورد گفته که شرکت اشتباه فکر می کرد هوش مصنوعی بهتنهایی می تونه جای مهندس های باتجربه رو بگیره و همچنان ماشین های با کیفیت تولید کنه.
اما نتیجه برعکس شد؛ بعد از اینکه از سال ۲۰۲۰ بیش از ۵۰۰۰ نفر رو تعدیل کرد، امسال فورد بیشتر از هر خودروساز دیگه ای در آمریکا مجبور شده خودرو هاش رو فراخوان کنه.
جالبه که مدیرعامل فورد، Jim Farley، قبلاً گفته بود:
«هوش مصنوعی قراره واقعاً جای نیمی از کارمند های دفتری (white-collar) رو بگیره.»
نکشیمون پیشگوی بزرگ
فورد بعد از اینکه نیروهاش رو با هوش مصنوعی جایگزین کرده بود، ۳۵۰ تا مهندس رو دوباره استخدام کرد.
معاون مهندسی فورد گفته که شرکت اشتباه فکر می کرد هوش مصنوعی بهتنهایی می تونه جای مهندس های باتجربه رو بگیره و همچنان ماشین های با کیفیت تولید کنه.
اما نتیجه برعکس شد؛ بعد از اینکه از سال ۲۰۲۰ بیش از ۵۰۰۰ نفر رو تعدیل کرد، امسال فورد بیشتر از هر خودروساز دیگه ای در آمریکا مجبور شده خودرو هاش رو فراخوان کنه.
جالبه که مدیرعامل فورد، Jim Farley، قبلاً گفته بود:
«هوش مصنوعی قراره واقعاً جای نیمی از کارمند های دفتری (white-collar) رو بگیره.»
نکشیمون پیشگوی بزرگ
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
مفهوم Loop Engineering:
لایهی بعد از Prompt، Context و Harness Engineering
چون هنوز این اصطلاح هنوز خیلی جا نیفتاده، اول یه تعریف ساده از Loop Engineering:
تا قبل از این، هر بار که با یه ایجنت یا مدل زبانی کار میکردیم، خودمون پشت فرمون بودیم:
پرامپت مینوشتیم،
نتیجه رو نگاه میکردیم،
اگه غلط بود دوباره پرامپت رو اصلاح میکردیم،
دوباره اجرا میکردیم.
این چرخه دستی بود، و آدمیزاد حلقهی کنترل (control loop) رو با دست میچرخوند. ولی Loop Engineering دقیقاً یعنی همین حلقه رو از دست آدم دربیاری و بدی دست یه سیستم کوچیک. یعنی بهجای اینکه خودت هر بار prompt بزنی، ببینی جواب چی شد، بعد دوباره prompt بزنی، یه لایهی نرمافزاری میسازی که این کار رو برات تکرار میکنه: goal رو تعریف میکنه، کار رو به ایجنت میده، نتیجه رو verify میکنه، اگه قبول بود state رو ذخیره میکنه و میره سراغ کار بعدی، اگه رد بود دلیل رد شدن رو ثبت میکنه و دوباره تلاش میکنه. این یعنی همون loop، و مهندسیاش میشه Loop Engineering.
نکتهی مهم اینه که این لایه، لایههای قبلی رو حذف نمیکنه، روشون سوار میشه. یعنی کماکان Prompt و Context وجود دارن، فقط دیگه آدم نیست که هر دور دستی بنویسدشون؛ خود loop این کار رو انجام میده.
🕠 مرور تاریخچه:
اگه مسیر رو دنبال کنیم، چهار مرحله داشتیم:
توی Prompt Engineering یاد گرفتیم چطور با مدل حرف بزنیم. (۲۰۲۲-۲۰۲۳)
توی Context Engineering یاد گرفتیم چه چیزی رو به مدل نشون بدیم. (۲۰۲۴-۲۰۲۵)
توی Harness Engineering یاد گرفتیم چطور ایجنت رو امن* اجرا کنیم. (اوایل ۲۰۲۶)
توی Loop Engineering یاد میگیریم چجوری سیستمی بسازیم که خودش چرخهی کار رو جلو ببره، اما فقط تا جایی که بتونه ثابت کنه واقعا به مقصد تعیین شده رسیده. (اواسط ۲۰۲۶)
اگر علاقه داشتید وارد جزئیاتش بشم، بنویسید 😊
لایهی بعد از Prompt، Context و Harness Engineering
چون هنوز این اصطلاح هنوز خیلی جا نیفتاده، اول یه تعریف ساده از Loop Engineering:
تا قبل از این، هر بار که با یه ایجنت یا مدل زبانی کار میکردیم، خودمون پشت فرمون بودیم:
پرامپت مینوشتیم،
نتیجه رو نگاه میکردیم،
اگه غلط بود دوباره پرامپت رو اصلاح میکردیم،
دوباره اجرا میکردیم.
این چرخه دستی بود، و آدمیزاد حلقهی کنترل (control loop) رو با دست میچرخوند. ولی Loop Engineering دقیقاً یعنی همین حلقه رو از دست آدم دربیاری و بدی دست یه سیستم کوچیک. یعنی بهجای اینکه خودت هر بار prompt بزنی، ببینی جواب چی شد، بعد دوباره prompt بزنی، یه لایهی نرمافزاری میسازی که این کار رو برات تکرار میکنه: goal رو تعریف میکنه، کار رو به ایجنت میده، نتیجه رو verify میکنه، اگه قبول بود state رو ذخیره میکنه و میره سراغ کار بعدی، اگه رد بود دلیل رد شدن رو ثبت میکنه و دوباره تلاش میکنه. این یعنی همون loop، و مهندسیاش میشه Loop Engineering.
نکتهی مهم اینه که این لایه، لایههای قبلی رو حذف نمیکنه، روشون سوار میشه. یعنی کماکان Prompt و Context وجود دارن، فقط دیگه آدم نیست که هر دور دستی بنویسدشون؛ خود loop این کار رو انجام میده.
🕠 مرور تاریخچه:
اگه مسیر رو دنبال کنیم، چهار مرحله داشتیم:
توی Prompt Engineering یاد گرفتیم چطور با مدل حرف بزنیم. (۲۰۲۲-۲۰۲۳)
توی Context Engineering یاد گرفتیم چه چیزی رو به مدل نشون بدیم. (۲۰۲۴-۲۰۲۵)
توی Harness Engineering یاد گرفتیم چطور ایجنت رو امن* اجرا کنیم. (اوایل ۲۰۲۶)
توی Loop Engineering یاد میگیریم چجوری سیستمی بسازیم که خودش چرخهی کار رو جلو ببره، اما فقط تا جایی که بتونه ثابت کنه واقعا به مقصد تعیین شده رسیده. (اواسط ۲۰۲۶)
اگر علاقه داشتید وارد جزئیاتش بشم، بنویسید 😊
توضیح: منظورم از کلمه امن، امنیت به معنی پیشگیری از حملات سایبری نیست، دامنه وسیعی از انتظارات تحت کنترل است. شاید طی مطلب کامل، بهتر از با یک کلمه بهش توصیف کرد.Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
نقش Forward Deployed Engineer یا FDE
توصیف ساده FDE کسیه که برای تولید محصول، به جای منتظرِ requirement موندن، خودش میره وسط میدون، requirement رو کشف میکنه، ابهامها رو کم میکنه، prototype یا راهحل production-ready میسازه، سیستم رو با محیط واقعی customer fit میکنه و فیدبکها رو برمیگردونه به محصول.
کِی FDE کاربرد داره؟
ریشه پیدایش چنین نقشی بیشتر به شرکتهایی مثل Palantir برمیگرده.
وقتی محصول خیلی تکنیکال باشه، در عین حال، مشتری که میتونه کاربر درونسازمانی هم باشه؛ خیلی technical نیست. مثلا شرکت Palantir، محصولاتی مثل پلتفرمهای AI/Agentic، یا ابزارهای پیچیده انترپرایز که توی صنایع سنتی مثل manufacturing، aviation، CPG و HR استفاده میشن داره. یعنی جایی که مشتری، مسئله بزرگ یا خیلی بزرگ داره، ولی توان فنی کافی برای تبدیل مسئله به راهحل نرمافزاری نداره.
دقت کنیم که FDE به هیچ وجه Sales Engineer یا Software Engineer معمولی یا Consultant / Professional Services نیست!
بهطور خلاصه، FDE یک مهندس مشتریمحوره که بین consulting، product management و software engineering میایسته، ولی خروجی نهاییش باید نرمافزار و outcome واقعی برای مشتری باشه، نه فقط دمو، تحلیل یا توصیه.
فرق بین ownership of project و ownership of problem اینجا خیلی مهمه. آدمی که project ownership دارد ممکنه آدم سختکوشی باشه، ساعات زیادی کار کنه و پروژه رو هم تموم کنه. ولی FDE باید problem ownership داشته باشه. یعنی موفقیتش با این سنجیده میشه که آیا مشکل مشتری واقعاً حل شده یا نه، نه اینکه PR merge شده یا ticket بسته شده.
چنین افرادی برای سازمانها خیلی ارزشمندن. چه برای مصاحبه کردن چه در ارزیابی خودتون میتونید از ۳ بُعد بررسی کنید که به صورت کلیدواژه و خلاصه میگم:
بُعد Communication -> شنیدن فعال، شفاف حرف زدن، آماده بودن و executive presence
بُعد Product sense -> توضیح تصمیمها، انتخاب scope درست و trade-off prioritization
بُعد Engineering -> درک عمیق از completeness، test cases، edge cases misuse cases، end-to-end delivery
نکته مهم هم اینه که FDE برای همهجا مناسب نیست. برای محیطهای پویا و خلاق و پیشرفته؛ ارزش زیادی داره، چون فرد میتونه کنار تیم بیزینس یا عملیات بنشینه و سریع adjustment رو انجام بده. اما توی سیستمهای سنتی، stable، heavily governed و با release process سختگیرانه، این مدل اگه درست کنترل نشه میتونه ریسک تولید کنه.
این هم فراموش نکنیم که عنوانهای جدید، همیشه با خودشون جوگیری رو هم میارن؛ خصوصا این روزها و با وجود AI!
توصیف ساده FDE کسیه که برای تولید محصول، به جای منتظرِ requirement موندن، خودش میره وسط میدون، requirement رو کشف میکنه، ابهامها رو کم میکنه، prototype یا راهحل production-ready میسازه، سیستم رو با محیط واقعی customer fit میکنه و فیدبکها رو برمیگردونه به محصول.
کِی FDE کاربرد داره؟
ریشه پیدایش چنین نقشی بیشتر به شرکتهایی مثل Palantir برمیگرده.
وقتی محصول خیلی تکنیکال باشه، در عین حال، مشتری که میتونه کاربر درونسازمانی هم باشه؛ خیلی technical نیست. مثلا شرکت Palantir، محصولاتی مثل پلتفرمهای AI/Agentic، یا ابزارهای پیچیده انترپرایز که توی صنایع سنتی مثل manufacturing، aviation، CPG و HR استفاده میشن داره. یعنی جایی که مشتری، مسئله بزرگ یا خیلی بزرگ داره، ولی توان فنی کافی برای تبدیل مسئله به راهحل نرمافزاری نداره.
دقت کنیم که FDE به هیچ وجه Sales Engineer یا Software Engineer معمولی یا Consultant / Professional Services نیست!
بهطور خلاصه، FDE یک مهندس مشتریمحوره که بین consulting، product management و software engineering میایسته، ولی خروجی نهاییش باید نرمافزار و outcome واقعی برای مشتری باشه، نه فقط دمو، تحلیل یا توصیه.
فرق بین ownership of project و ownership of problem اینجا خیلی مهمه. آدمی که project ownership دارد ممکنه آدم سختکوشی باشه، ساعات زیادی کار کنه و پروژه رو هم تموم کنه. ولی FDE باید problem ownership داشته باشه. یعنی موفقیتش با این سنجیده میشه که آیا مشکل مشتری واقعاً حل شده یا نه، نه اینکه PR merge شده یا ticket بسته شده.
چنین افرادی برای سازمانها خیلی ارزشمندن. چه برای مصاحبه کردن چه در ارزیابی خودتون میتونید از ۳ بُعد بررسی کنید که به صورت کلیدواژه و خلاصه میگم:
بُعد Communication -> شنیدن فعال، شفاف حرف زدن، آماده بودن و executive presence
بُعد Product sense -> توضیح تصمیمها، انتخاب scope درست و trade-off prioritization
بُعد Engineering -> درک عمیق از completeness، test cases، edge cases misuse cases، end-to-end delivery
نکته مهم هم اینه که FDE برای همهجا مناسب نیست. برای محیطهای پویا و خلاق و پیشرفته؛ ارزش زیادی داره، چون فرد میتونه کنار تیم بیزینس یا عملیات بنشینه و سریع adjustment رو انجام بده. اما توی سیستمهای سنتی، stable، heavily governed و با release process سختگیرانه، این مدل اگه درست کنترل نشه میتونه ریسک تولید کنه.
این هم فراموش نکنیم که عنوانهای جدید، همیشه با خودشون جوگیری رو هم میارن؛ خصوصا این روزها و با وجود AI!
توی تیم هاتون همیشه حواستون باشه:
آدمی که شنیده نشه بلندتر حرف میزنه
ادمی که درک نشه دیگه حرفی نمیزنه
آدمی که شنیده نشه بلندتر حرف میزنه
ادمی که درک نشه دیگه حرفی نمیزنه