Learning With M
2.25K subscribers
101 photos
49 videos
3 files
121 links
سلام.
من مسعود دانش پور هستم.
همسر، پدر، پسر، برادر، انسان و مهندس نرم افزار.👻

اینجا جایی هست که من تلاش می کنم موضوعاتی که برای یک مهندس نرم افزار مهم و لازمه رو بازگو کنم.

آکادمی یادگیری با M :
https://academy.daneshpour.ir
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه مدتی هست که کمتر وقت می‌کنم بخونم و بنویسم، ولی این ویدیو جالب بود.

چند روز پیش یه بنده خدایی ازم پرسید چطوری توی تیم باید کار کرد که آدم ها ماندگار بشن.

خب سوال خوبی بود، خیلی می‌شد در موردش گفت و گو کرد، ولی من این جواب رو دادم:

آدم ها ۷۰٪ به خاطر مانفع در سازمان ها هستند که بخشی از این منافل، مسائل مالی هست، بخشی برندی.
۳۰٪ باقی مونده مربوط میشه به مسائل مربوط به رشد و آینده اون شغل در سازمان و جامعه و کامیونیتی.

گاهی، برخی از آدم ها به خاطر یک رفتار، یک طرز فکر، یک مدیر، یک مسیر رشد قابل دیدن توی اون سازمان می مونن. حتی وقتی اون ۷۰٪ بهتر باشه براشون.

یکی از این مواردی که آدم ها به خاطرشون توی سازمان ها می مونن، همینه که هر روز احساس یک کار مفید داشتن بکنن، نه یک کار تکراری و بی اثر.

حالا مدیر باهوش چطوری باید همچین ساختاری رو بسازه؟
شما بگید نظرتونو بگید، منم سر حوصله می نویسم نظر خودمو.

(یه جوری شده وضعیت که با بالاترین انگیزه ها هم نمیشه خوشحال بود، ولی نوشتن و خواندن و دانستن، تنها راهه قطعا درسته )
سلام سلام.

من هر روز برای رسیدن به شرکت از جلوی ساختمان بانک رفاه که قبل از میدان ونکه رد میشم و یه چیزی رو بلا استثنا به خودم یادآور میشم:

مسعود ۱۷ سال پیش اگر اینجا ریجکت نشده بودی، الان یه آدم دیگه بودی.


می‌خوام بگم بهتون که هر اتفاقی یه درسه، یه شاخص در زمان، یک مسیر جدیده. نه بده و نه خوب ، فقط یک انتخابه که مسیر فعلی رو ساخته و ترسناکه !

واقعا معلوم نیست، ولی اگر اون روز اون بنده خدایی که منو مصاحبه کرد و به خاطر جواب غلطی که تو ذهن خودش بود، منو ریجکت نمی کرد یا اگر بلد بود جواب درسته و یا اگر فکرمون به هم می خورد، الان شاید این کانال وجود نداشت، چون من با این روحیه وجود نداشتم.

حواسمون باشه به انتخاب هامون، مخصوصا اگر تیم یا آدم های دیگه رو تحت تاثیر قرار میده. یه بد اخلاقی با نیروی توی تیمتون میتونه یه شاخه جدید توی فضا زمان ایجاد کنه و آینده اون آدم یا تیم رو عوض کنه، یه تصمیم معماری غلط می تونه آینده کاری یک مهندس نرم افزار تازه کار رو به جایی بیرون نرم افزار برسونه.

مراقب باشیم، درست انتخاب کنیم، فکر کنیم، بررسی کنیم، اهمیت بدیم به آینده.

پ.ن : شاید اگر کوپر توی میان ستاره ای تصمیم نمی گرفت که دخترش رو رها کنه، دیگه انسانی نمونده بود.
سلام رفقا،

نه چیزی برای گفتن هست، نه کتابی برای مرور کردن و نه درسی برای یاد گرفتن.

تنها چیزی که میشه روش تمرکز کرد توانایی های خودمون بدون اینترنت و AI هست، مثل ۲۳ سال پیش که من شروع کردم.فقط هند بوک و تلاش بسیار.

این پیام هم نمیدونم ارسال میشه یا نه، براتون فقط سلامتی آرزو می کنم.
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
به خاطر میخی، نعلی افتاد
به خاطر نعلی، اسبی افتاد
به خاطر اسبی، سواری افتاد
به خاطر سواری، جنگی شکست خورد
به خاطر شکستی، مملکتی نابود شد
و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود

این روزها که فشار اقتصادی بخش بزرگی از جامعه را فرسوده و مستاصل کرده، طبیعیه که نگاه‌ها به سمت دولت‌ها، سیاست‌ها و تصمیم‌های کلان بره. اما شاید بد نباشه در کنار این نگاه، از خودمون هم بپرسیم سهم ما، به‌خصوص در لایه‌های تخصصی و حرفه‌ای جامعه، در شکل‌گیری وضع امروز چی بوده.

بحث درباره سیاست، ایدئولوژی یا نزاع و انزوای کشور، اغلب دانشی به ما اضافه نمی‌کنه. اما خیلی از فسادها، ناکارآمدی‌ها و بی‌عدالتی‌ها، نه در اتاق‌های دربسته سیاست، بلکه از دل سیستم‌ها و نرم‌افزارهایی شکل گرفته‌ که توسط تیم‌های فنی طراحی و پیاده‌سازی شدن. نرم‌افزارهایی که قرار بوده شفافیت بیاورن، اما به‌دلیل تصمیم‌های اشتباه، ساده‌سازی‌های خطرناک، یا تسلیم در برابر فشار برای تحویل سریع، به ابزار پنهان‌کاری تبدیل شدن.

مدیر محصولی که برای راضی نگه داشتن بالا‌دست، کنترل‌های حیاتی یک فرایند روحذف می‌کنه. مدیر فنی‌ای که برای گرفتن یک جایگاه، یک نرم‌افزار ایزوله و بی‌کیفیت رو بدون یکپارچگی و بدون کنترل داده تحویل می‌ده.
تیمی که گزارش‌های ناقص و سطحی تولید می‌کنه و همین گزارش‌ها، مسیر سوءاستفاده‌های بزرگ رو هموار می‌کنه. در بسیاری از این موارد، نه نیت فساد وجود داشته و نه منفعت شخصی. اما نتیجه یکی بوده. باز شدن دریچه‌ای برای اتلاف منابع، بی‌عدالتی و فساد. خطاهایی که «سهوی» بودن، اما آثارشون واقعی و سنگین بودن.

مسئله این نیست که همه تقصیر رو به گردن مهندس‌ها، تحلیل‌گرها یا تیم‌های نرم‌افزاری بندازیم. مسئله اینه که بپذیریم مسئولیت حرفه‌ای، فقط نوشتن کد یا تحویل فیچر نیست. تصمیم‌های فنی، حذف کنترل‌ها، نادیده گرفتن کنترل کیفیت داده و تسلیم شدن در برابر فشار زمان و سیاست، همگی اثر اجتماعی دارن؛ حتی اگر قصدی پشتشون نباشه.

من حداقل چندین مورد رو درگیر مشاوره یا اصلاح بودم که فساد در سایه ضعف نرم‌افزار شکل گرفته بود و تبدیل به معضل عظیم شده بود (بعضا مبالغشون با گذشت سال‌ها و یک صدم شدن ارزش پول، هنوز هم چشمگیر و بزرگن). اکثرا هم این فساد و سوءاستفاده‌ها، زیر سایه‌ی ضعف‌های ساختاری همین سیستم‌های جامع مالی و بازرگانی و انواع همین «سامانه‌»های بزرگ شکل گرفته بودن. اگر دوستانی که واقعا دغدغه داشتن و درگیر چنین مسائلی هستن، با کمال میل حاضرم جلسه آنلاینی داشته باشیم و تجربیات رو به اشتراک بگذارم.

و دوستانی که علاقه دارن خودشون تحقیق کنن شاید این کلیدواژه‌ها بد نباشن:

- Segregation of Duties (SoD)
- End-to-End Traceability
- Audit Logging & Observability
- Data Quality Management (DQM)
- Master Data Management (MDM)
- Reference Data Management
- Single Source of Truth (SSOT)

و همیشه مهندس‌ها با ابزارها و روش‌های فنی جلو فساد رو نمی‌گیرن؛ بلکه با پیاده‌سازی روش‌های به ظاهر غیر نرم‌افزاری در دل نرم‌افزارها جلو فساد رو می‌گیرن؛ کلیدواژه‌های کمکی:
- Social visibility
- Self-regulation
- Nudge theory (تلنگرهای رفتاری)
- Accountability Mechanisms
- Awareness & Participation
- Principal-Agent Theory
- Theory of Change (ToC)
- Social Norms Theory
Dariush Ba Man Az Iran Begoo
Dariush
در دورانی هستیم که سوگواری جان های از دست رفته در حال بستن راه نفس شده.

به احترام این غم، تا مدتی ساکت و سیاه خواهم بود.
سلام.

۴۰ روز گذشت و نه غم کم شد و نه درد محو.

به عنوان یک معلم فکر می کنم که مسیر نابودی جهل، از دانایی می گذره و به عنوان یک انسان می دونم، غم انگیزه ای بس قویتر از خوشحالی می تونه داشته باشه.

تصمیم من اینه که با احترام به همه جان های از دست رفته، پرچم دانستن بیشتر رو با قدرت بیشتر به دست بگیرم تا شاید با کورسوی نور شمعی که روشن میشه، کسی مسیری پیدا کنه.

برنامه من از بعد از این اتفاقات تمرکز روی توضیح مفاهیمی مربوط به مدیریت، بیزینس، اقتصاد و محصول و در نهایت شاید کمی Tech خواهد بود.

اساتید زیادی مثل امین مصباحی ، مسعود بیگی ، داریوش تصدیقی ، و چندین و چند دوست و عزیز دیگه هم توی مسیر میتونن کمکتون کن.

امسال با توجه به شرایط نه بورسیه رضا رو تونستیم بریم و نه دوره Techlead 360 و نه Engineering Management Path. ولی وقت زیاده و آینده روشن.

ارادت
مسعود دانش پور
سلام.

توی خیلی از کلاس ها و کتاب ها، اساتید و نویسنده ها می گن که اقتصاد در مورد پول نیست !
پس این اقتصاد چیه ؟
برای فهمیدنش من خیلی گشتم، خوندم، پرسیدم، فکر کردم و آخر به یک جمله در این کتاب رسیدم که برای خودم جالب بود.

اقتصاد در مورد کارامدی است !


کتاب اقتصاد به زبان ساده کتابیه که برای مردمی نوشته شده که میخوان درگیر مفاهیم پیچیده این علم نشن(کتاب معروف و علمی مبانی علم اقتصاد از گریگوری منکیو از اون کتاب های سخت و پیچیده ای هست که در کنار منبع بودن، خیلی سخت هست خوندنش) و یک دید کلی از تعاریف و مفاهیم داشته باشن.
کتاب کم حجم و جذابی بود که خوندنش ارزشمنده.

خلاصه کتاب در هر فصل و نظر من در موردش رو اینجا می تونید مطالعه کنید : https://B2n.ir/eccmadee

#کتاب #دانایی
Learning With M
سلام. ۴۰ روز گذشت و نه غم کم شد و نه درد محو. به عنوان یک معلم فکر می کنم که مسیر نابودی جهل، از دانایی می گذره و به عنوان یک انسان می دونم، غم انگیزه ای بس قویتر از خوشحالی می تونه داشته باشه. تصمیم من اینه که با احترام به همه جان های از دست رفته، پرچم…
سلام به همه.

بر اساس این پست، مسیر گذشته رو مجددا شروع کردم.
خوشحال میشم کتاب ها رو بخونید و اگر براتون جالب بود در مورد مفاهیمش با دیگران صحبت کنید.
حتی اگر خودتون به این مباحث علاقه ندارید، به کسی که شاید براش جالبه بگید که همچین کتابی، همچین مفهومی و ... وجود داره.شاید شمعی که روشن شده تبدیل به آتشی بشه که کشورمون رو گرم کنه.
سلام.

با یک کتاب جدید در خدمتتون هستم، کتاب دید اقتصادی

وقتی یکم توی کتاب اقتصاد به زبان ساده در مورد این که اتقصاد چیه و مفاهیم پایش رو یادگرفتیم بد نیست که سری به داستانی بزنیم که با یک روایت جذاب بهمون در مورد اقتصاد میگه.
در مورد اینکه چطوری چند تا ماهیگیر با ماهی گیری و فروشش یک اقتصاد رو شکل می دن، چطوری تخصص وارد عمل میشه و چطوری با دخالت ها ماهی دولتی شکل می گیره و سر همه کلاه می ره !

این کتاب یک رمان درسی است که وقتی می خونیدش خیلی از واقعیت های جامعه و کشورمون براتون معنی پیدا می کنه.

بهتون پیشنهاد می کنم این کتاب جالب رو که انتشارت آریانا قلم به کتاب صوتی هم تبدیل کرده، در زمان هایی که در حال رفت و آمد هستید گوش بدید.

خلاصه کتاب در هر فصل و نظر من در موردش رو اینجا می تونید مطالعه کنید : https://B2n.ir/ecvission

#کتاب #دانایی
سلام رفقا.
سال نو رو بهتون تبریک میگم.

این عجیب ترین سال نو ای هست که من تجربه کردم.

امیدوارم سال ۱۴۰۵ مثل ۱۴۰۴ برامون هُپ نشه و بتونیم ازش استفاده کنیم.

براتون سلامتی، لیست کارهای تیک خورده، تندرستی و حال خوب آرزو میکنم.
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
♻️ مدیر محصول و مهندس نرم‌افزار: همکاری یا تنش؟ (بخش اول)

توی بیشتر تیم‌های نرم‌افزاری، تنش بین مدیر محصول و مهندس یه چیز آشنا و گاها حتی رایجه. یه طرف می‌گه «این فیچر باید تا آخر ماه آماده بشه»، طرف دیگه می‌گه «نمی‌شه» و این گفتگو هر بار همین‌جا تموم می‌شه. بدون اینکه کسی بپرسه چرا این الگو تکرار می‌شه.

این دو مطلب رو نوشتم که نشون بده ریشه‌ی این تنش نه بدنیتیه، نه ضعف فردی؛ ساختاریه. و هر مشکل ساختاری، راه‌حل ساختاری داره. بخش اول به این پرداختم که این چالش از کجا شکل می‌گیره، چه مدل‌های سازمانی اونو تشدید می‌کنه، و شرکت‌های بزرگ چطور باهاش کنار اومدن. بخش دوم فلوی عملیاتی رو از لحظه‌ی شکل‌گیری یه ایده تا رسیدنش به محیط عملیاتی مرحله به مرحله بررسی می‌کنم.

🔗 بخش اول


در ضمن این مطلب رو بنا به سوال یکی از دوستان کانال نوشتم. اولویت فعلیم برای موضوع مطالب، چالش‌ها و سوال‌های شماست؛ پس اگر پیشنهادی دارید خوشحال می‌شم مطرح کنید.
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
♻️♻️ مدیر محصول و مهندس نرم‌افزار: همکاری یا تنش؟ (بخش دوم)
بخش ۲، فلوی شکل‌گیری ایده تا رسیدن به محصول و محیط عملیاتی


در بخش اول دیدیم که ریشه‌ی تنش بین مدیر محصول و مهندس، بیشتر از اینکه یه موضوع فردی باشه، یک مشکل ساختاریه. ابهام در مالکیت، اشتباه گرفتن Product Manager با Project Manager، و موندن توی مدل Feature Team، باعث می‌شه سیستم به سمت اصطکاک هدایت بشه، نه همکاری.

اما دونستن ریشه کافی نیست. سوال عملی اینه: یک ایده چطور باید از ذهن مدیر محصول به محیط عملیاتی برسه؟ چه کسی در هر مرحله مالک است؟ چه ابزاری کمک می‌کنه؟ و شرکت‌های بزرگ این مسیر رو چطور طی می‌کنن؟ در این بخش به همین سوال‌ها خواهم پرداخت.

فلوی کامل: از ایده تا Production
مسیر یک فیچر از لحظه‌ی تولد تا استقرار، از شش مرحله‌ی مجزا عبور می‌کنه. هر مرحله یک مالک مشخص، یک ورودی مشخص، و یک خروجی مشخص باید داشته باشه.

Discovery → Shaping → Spec → RFC → Development → Release


مطلب کامل رو از لینک زیر مطالعه کنید:

🔗 بخش اول
🔗 بخش دوم


💬 نظر و تجربه شما چیه؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
باز دم امین عزیز گرم که توی این حال و اوضاع ما دست به قلم میشه.
باز هم از این دست خبرا که برای یک سری ها ترسناکه و برای یک سری ها جذابه.
اونایی که دارن خودشون رو اداپت می کنن خوشحالن.
اونایی که هنوز دارن مثل 5 سال پیش مهندسی می کنن ترسیدن.

پ.ن : عزیزانی که کرسر و کدکس و chatgpt و ... رو فقط استفاده می کنند و فکر می کنن در امان هستند، بدانند که در دسته سومی هستند که توهم اداپت شدن رو دارن و از همه اوضاعشون خراب تره.

#AI
انویدیا می‌خواد خونه‌ها رو به دیتاسنتر هوش مصنوعی تبدیل کنه

به‌جای اینکه کلی مزرعه سرور غول‌پیکر بسازن، استارتاپ Span با همکاری Nvidia و شرکت خانه‌سازی PulteGroup داره یه ایده عجیب و تازه رو تست می‌کنه: نصب هاب‌های کوچیک پردازش هوش مصنوعی مستقیم روی خونه‌ها.

این سیستم که اسمش XFRA هست، یه جعبه بیرون خونه نصب می‌کنه که حدود ۱۶ تا GPU از مدل Blackwell داخلشه. پنل هوشمند Span هم برق اضافه و استفاده‌نشده خونه رو می‌فرسته سمت این GPUها تا کارهای مربوط به هوش مصنوعی رو انجام بدن.

یعنی خونه‌ت واقعاً می‌تونه وقتی خوابی، به اجرای مدل‌های هوش مصنوعی کمک کنه.

در عوض، صاحب‌خونه‌ها می‌تونن قبض برق ارزون‌تری داشته باشن و حتی یه درآمد اضافه هم دربیارن.

Span می‌گه اگه هزاران تا از این نودهای هوش مصنوعی خانگی راه‌اندازی بشه، هزینه‌اش می‌تونه ۵ تا ۶ برابر کمتر از ساخت دیتاسنترهای بزرگ و سنتی دربیاد.

شاید آینده زیرساخت هوش مصنوعی یه دیتاسنتر خیلی بزرگ نباشه؛ شاید همون محله خودمون باشه.

(منبع)

#AI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این باشه برای اون مایند شیفتی که باید هممون بسازیم برای خودمون.

ببینید این مدیرعامل چه تجربه ای در دنیای #AI داشته.

از ۲۰۱۰ انقلاب صنعتی جدید شروع شده که یکی از اسم هاش عصر هوشمندی هست. توی این انقلاب پایه های هوش مصنوعی گذاشته شد.

ولی به نظرم انقلاب پنجم چند سالیه شروع شده و در این عصر ما دیگه وارد دنیای هوش مصنوعی شدیم.

پ.ن: انقلاب اول: عصر مکانیزاسیون(۱۷۶۰ تا ۱۸۴۰)، انقلاب دوم: عصر برق(۱۸۷۰ تا ۱۹۱۴)، انقلاب سوم: عصر دیجیتال(۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰)، انقلاب چهارم: عصر هوشمندی (۲۰۱۰ تا الان). دقت کنیم که چه قدر انقلاب ها داره نزدیک تر و سریع تر میشه.
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
⚙️ یک مسئله، یک‌ ابزار، سه سطح نگاه!

نقش AI در آینده شغلی و حرفه‌ای ما و البته خیلی رشته‌های دیگه نه تنها غیرقابل انکاره، بلکه همراه با ملاحظاتی است که اگه ازشون غافل باشیم، شاید از گردونه رقابت حذف شیم یا در حالت خوش‌بینانه‌ترش، نقشمون کم‌رنگ و موقعیتمون متزلزل بشه.

استفاده از AI برای توسعه نرم‌افزار، فقط این نیست که «چقدر سریع‌تر کد تولید می‌کنیم». مسئله مهم‌تر اینه که «چه کسی» «چه» تصمیمی رو «چرا» می‌گیره؟! «مدل» تصمیم‌گیر و تعیین‌کننده‌ی «جهت» است یا «دانش ما»؟!

برای درک این مطلب، یک قابلیت ساده مثل احراز هویت و دسترسی رو توی یک REST API را از سه سطح نگاه بررسی کردم:
سطح اول: پرامپتی که قابلیت رو مطالبه می‌کنه
سطح دوم: پرامپت مهندسی‌شده که جهت‌گیری و چگونگی رو تبیین می‌کنه
سطح سوم: Skill، Agent و استانداردسازی سازمانی

خلاصه‌ی مطلبم اینه که:
امروز AI می‌تونه سرعت بده؛ اما جهت رو هنوز دانش مهندسی تعیین می‌کنه.
پس AI در توسعه نرم‌افزار؛ یه ضریبه.
اگر دانش داری، ضریبی که سرعتت رو بالا می‌بره. اگر دانش نداری، ضریبی که اشتباهاتت رو سریع‌تر تولید می‌کنه.

🔗 لینک مطلب

💬 نظر شما چیه؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شرکت معظم OpenAI به کارمندای فعلی و قدیمیش که سهام داشتند اجازه فروش تا سقف ۳۰ میلیون دلار برای هر نفر رو داده.
۷۵ نفر هم سقف رو پر کردن و فروختن. نا قابل ۲.۲ میلیارد دلار !

بعد ما تو ایران شرکتی نداریم که حتی یونیکورن باشه(یعنی حداقل ۱ میلیارد دلار ارزش داشته باشه)، چه برسه به اینکه ۲ میلیارد و خورده دلار کش بده به کارمنداش.

احتمالا خبر بعدی : تعدیل گسترده فلان شرکت و بهمان شرکت ایران به دلیل مشکلات اقتصادی !

پ.ن: اون خورده ای ته ۲ میلارد دلار، که مثلا میشه ۴۰۰ میلیون دلار میشه بودجه چند شرکت بزرگ در ایران برای ۱ سال ! خیلی زشت شد !

#AI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خب بلاخره آنتروپیک برای کلود کود نسخه متمرکز داد تا ما رو از شر ۱۰۰ تا کنسول جدا خلاص کنه.
البته که هنوز کلود خیلی گرونه، ولی باز کار رو راحت کرده.

اگر تا به حال اجینت طراحی کرده باشید می دونید که سیستم های ایجنتیک وقتی گیر کنن نمیتونن چند تا کار پشت سر هم رو بدون سوال پرسیدن درست پیش ببرن. حالا کلود کود یه چیزی داده به اسم /goal که ایجنت رو حول یه موضوع نگه میداره که کمتر گیج بشه.

#AI