Learn English forever
9.16K subscribers
284 photos
192 videos
10 files
25 links
📚آموزش زبان انگلیسی در سطوح مختلف📌

مدرس کانون زبان ایران با 25 سال سابقه تدریس .


❗️راه های ارتباط با ادمین : 👇


@teachers_helpyou

لینک دسترسی به کلیه مطالب آموزشی کانال:

#links




آدرس پیج اینستاگرام:
https://instagram.com/karim.karimzadeh20
Download Telegram
be at fault
مقصر بودن

 if someone is at fault, they are responsible for something bad that has happened:

💢 The police said that the other driver was at fault.
پلیس گفت اون یکی راننده مقصر است.

💢 Some people claim that it is the UN that is at fault.
برخی معتقدند که سازمان ملل مقصر است.


#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
🙏2
🟣 دو قید کاربردی

gross (adverb) /ɡrəʊs/
با احتساب/ بدون کسر مالیات و بیمه /  بطور ناخالص / جمعا

in total, before anything is taken away

💢 She earns £25 000 a year gross.

سر جمع ۲۵ هزار یورو در سال درآمد داره.

net ( adverb)
بطور خالص / مالیات در رفته

an amount of money net is the amount that remains when nothing more is to be taken away

💢a salary of $50 000 net
حقوقی با دریافتی خالص پنجاه هزار دلار


#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
👍3
🟣 مقایسه almost با nearly


نکته اول: almost نسبت به nearly زمان نزدیکتری را نشان می دهد:

💢 It's almost ten o'clock. ( perhaps 9:57)
تقریبا ساعت ده است.

💢 It's nearly ten o'clock. ( perhaps 9:45)
حدودا ساعت ده است.


نکته دوم: قبل از کلمات منفی معمولا از almost استفاده می شود و یا hardly any یا hardly anything  بکار می رود.

almost never / nothing / any / etc.

💢He is almost never on time.
تقریبا هیچوقت بموقع نمی رسه.

💢 Almost nobody was there.
تقریبا هیچ کس آنجا نبود.

💢 He almost eats anything.
تقریبا هرچیزی رو می خوره‌.

💢 There was hardly any traffic. (NOT nearly no traffic).
تقریبا ترافیک نبود.

💢 Hardly any of my friends are married.
تقریبا هیچ یک از دوستان من ازدواج نکرده اند.

💢Hardly anybody objected to the idea.
تقریبا هیچکس به این ایده اعتراض نکرد.


نکته سوم: قبل از nearly از قیدهای very و pretty استفاده می شود:

💢 I am very nearly tired.
من تقریبا خسته ام.

💢 He very nearly died.
نزدیک بود که او بمیرد.

#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
2
🟣 admission vs admittance

admission:
اجازه ورود / پذیرش

permission given to someone to enter a building or place, or to become a member of a school, club etc:

💢 Admission is by ticket only.
ورود فقط با بلیط می باشد.

💢 The young men tried to enter a nightclub but were refused admission.
آن جوانها سعی داشتندکه به کلوپ شبانه وارد شوند اما از ورود آنها جلوگیری شد.

admittance : ( formal )
(رسمی ) اجازه  ورود / پذیرش

permission to enter a place 

💢 Gaining admittance to the club was no easy matter.
ورود پیدا کردن به کلوپ کار ساده ای نبود. 

🔶 نکته : فقط کلمه admission بمعنای هزینه ورودی گاها همانند صفت قبل از یک اسم بکار می رود. کلمه admittance چنین کاربردی ندارد:

admission:
هزینه ورودی

the cost of entrance to a concert, sports event, cinema etc

💢 Admission: $10 for adults, $5 for children.
هزینه ورودی :  بزرگسالان ۱۰ دلار ، کودکان ۵ دلار

💢 The Museum has no admission charge.
موزه هزینه ورودی ندارد.

💢admission fees
هزینه های ورودی

#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
👍1🙏1
🟣 alone / lonely / lonesome / lone / solitary

alone : ( adverb ) ( adjective )
تنها ( بدون اینکه کسی پیشت باشه) ( بدون حس ناراحتی )

💢I like to live alone. ( adverb )
میخام تنها زندگی کنم.

💢I like to be alone. ( adjective )
میخام تنها باشم.

🔶 نکته : alone  هیچگاه قبل از اسم بکار نمی رود. در حالت صفت این کلمه بعد از be کاربرد دارد.

lonely / lonesome ( adjective)
ناراحت و تنها / دارای حس فراق یا غریبی ( همیشه  توام با حس ناراحتی بخاطر تنهایی)

💢He is a lonely old man.
او یک پیرمرد تنها و غمگینه.

به مثال زیر دقت کنید:

💢 I liked to be alone for short periods, but after a few days, I started getting lonely / lonesome.
دوست داشتم یه مدت زمان کوتاهی تنها باشم ( بدون حس ناراحتی) اما بعد از چند روز احساس تنهایی کردم. ( با حس ناراحتی )

🔶 نکته: کلمه alone قبل از اسم بصورت صفت بکار نمی رود. بجای آن می توان از دو صفت solitay و lone  به معنی تنها ( بدون هیچکس ) استفاده کرد:

💢She enjoys long solitary walks.
او از پیاده روی انفرادی بمدت طولانی لذت می برد.

💢 He led a solitary life.
او تنها زندگی می کرد.


#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
👍2
🟣 Shadowing
تکنیک سایه

تکنیکی برای تقویت مهارت صحبت کردن ، شنیدن و تلفظ

🔶 علت نامگذاری این تکنیک بخاطر  عینا تقلید کردن از یک native speaker است. یعنی فرد بمانند سایه پشت سر او حرکت می کند و نحوه صحبت کردن , تلفظ و ساختارهای گفتاری او را دنبال می کند. 

سه نوع تکنیک سایه :

1. Lecture shadowing


شنونده عینا نحوه بیان سخنران را تقلید می کند. که شاملintonation و structure  می شود.

2. Reading shadowing


زبان آموز با صدای بلند نحوه خواندن کسی را بمانند او تکرار می کند که شامل stress patterns  و آهنگ جملات می شود.

3. Conversational shadowing


زبان آموز بخشی یا تمامی مکالمه فرد را بمانند او تکرار و تمرین می کند که شامل نحده بکارگیری واژگان و اصطلاحات می شود.

🔶 دوستان این تکنیک در تقویت fluency شما بسیار موثر است. برخی از زبان آموزان از سخنرانیهای TED و یا سخنران های مسلطی چون باراک اوباما برای تقویت زبان استفاده می کنند.

CHOOSE THE ONE THAT REALLY WORKS
.



#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
👍51
🟣 whole vs. all

🔶 نکته اول:  اگر بعد از all و whole کلمه مفرد بکار رود ، هر دو کلمه به معنی تمام , همه یا کل می باشد.فقط دقت کنید که ساختار آنها متفاوت است:

all (of) + determiner + noun

determiner + whole + noun


💢 all (of) the summer / the whole summer
کل تابستان

💢 all of my life /my whole life
تمام زندگی من

💢 all (of) the week /the whole week
تمام طول هفته

🔶 نکته دوم : اگر بعد از all و whole کلمه جمع بکار رود معنی متفاوت می شود:

💢 All the houses were destroyed.
همه خانه ها ویران شدند.

💢 The whole houses were destroyed.
اکثر خانه ها ویران شدند.


🔶 نکته سوم : قبل از اسامی خاص همیشه از ساختار زیر استفاده می شود:

the whole of / all of + proper noun

💢 I have seen the whole of / all of Paris.
من کل پاریس را دیده ام.

💢The scheme would cover the whole of / all of the UK.
این طرح کل بریتانیا را پوشش خواهد داد.


#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
2👍2
🟣 کاربرد already برای بیان تعجب

یکی از کاربرد های جالب  already برای بیان تعجب است. وقتی که کاری زودتر از زمان انتظار ما رخ می دهد.  در این کاربرد already انتهای جمله بکار می رود. به مثالها دقت کنید:

used to say that something has happened too soon or before the expected time:

💢 Have you eaten all that food already?
به این زودی اون همه غذا رو خوردی؟

💢 Is it 5 o'clock already?
الان ساعت پنجه؟ / به این زودی ساعت پنج شد؟

💢 You're not leaving already, are you?
الان که نمی خوای بری، درسته؟


#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
3👍3
جملات ماندگار با ساختارهای کاربردی

مجموعه سی و سوم:


💢 1. All children should be encouraged to realize their full potential.
همه کودکان باید تشویق شوند تا به پتانسیل / استعدادهای بالقوه / پنهانی فراوان خود پی ببرند.

💢 2. Never been lonelier in my life.
هرگز تا این حد در زندگیم احساس تنهایی نکردم‌
با همین ساختار:
💢 3. Never been hungrier / more exhausted / happier......in my life.
هرگز تا این حد در زندگی خود گرسنه / خسته / خوشحال .....نبودم.

💢 4. If he had half a brain / any beains, he would have rejected that suggestion.
اگر یه کم مغز تو کله اش بود/ عقل داشت، اون پیشنهاد رو رد می کرد.

💢 5. I need to keep current / up-to-date in my field.
من باید در زمینه کاری خودم به روز باشم. 

💢6. I think we ought to talk to other members and see which way the wind is blowing.
فکر کنم ما باید با اعضای دیگر گفتگو کنیم تا از اوضاع احوال سر در بیاوریم.

💢 7. She’s full of beans this morning.
امروز صبح شارژه شارژه. / سر حاله. / سر کیفه.

💢 8. Have you got any interesting snippets  for me?
خبر جالب برام چی داری؟
What nice snippets of information!
چه خبرهای جالبی!

💢 9. I don't have the faintest idea what you mean.
اصلا منظورتو متوجه نمیشم.
They don't have the faintest chance of winning.
اونا یه ذره هم شانس برنده شدن ندارند.

💢 10. Do you mind if I look at your notes?’ ‘Be my guest.’
(اجازه دادن به فردی) خواهش می کنم! قابل نداره!

💢 11. He pulled an all-nighter (= stayed up all night) to study for the exam
تمام شب رو بیدار موند تا برای امتحان درس بخونه.

💢 12. We cannot make an omellte without breaking eggs.
بدون زحمت به نتیجه نمی رسیم. / بدون درد سر موفقیت حاصل نمیشود‌.


#ساختارهای_ماندگار

📚@learn_for_keeps
👍4
Take care of  sb = care for sb
مراقبت کردن از

💢 He is taking care of / caring for his elderly parents.
او از والدین پیرش مراقبت می کند.

care for sb/sth = like / love sb /sth
......را دوست داشتن/ به ....اهمیت دادن

💢 He cared for her more than she realized.
او بیش از آنچه که فکر می کرد به او اهمیت می داد.

would not care to do sth
دوست نداشتن انجام کاری

💢 I wouldn't care to be in his position.
دوست ندارم تو موقعیت او باشم.

care about sth
اهمیت دادن به

💢 The only thing he seems to care about is money.
تنها چیزی که او بهش اهمیت میده پوله‌.


#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
3👍2
be grateful/thankful for small ˈ‍mercies
بازهم جای شکرش باقیه / باز هم شکر/ خدا رو شکر که بدتر نشد.

to be happy that a situation that is bad is not as bad as it could have been

💢 Well, at least you weren't hurt. I suppose we should be grateful for small mercies.

شکر خدا آسیبی ندیدی.بنظرم باید خدا را شاکر باشیم که بدتر نشد.

💢 She wasn’t too badly hurt, so we should be thankful for small mercies.
او خیلی آسیب ندید  پس باید خدا را شکر کنیم . / بازهم جای شکرش باقیه‌.


#اصطلاحات

📚@learn_for_keeps
👍31
🟣 چند جمله با ساختاری زیبا و کاربردی

My uncle was a famous radio personality in his day (=at the time he was most successful).
تو زمون / دوران خودش

Don’t be too disappointed you didn’t win – your day will come (=you will be successful in the future).
روز تو هم می رسه. / تو هم یه روزی به موفقیت میرسی.

Game shows like that have had their day (=were successful in the past, but are not any more).
برای خودشون دورانی داشتند


#اصطلاحات

📚@learn_for_keeps
👍3
if he’s, she’s, etc. a ˈ‍day
(informal)
( در مورد سن ) دست کم / حداقل

🔶 نکته : این عبارت در انتهای جمله بعد از عدد سن بکار می رود.

(used when talking about somebody’s age) at least

💢 He must be 70 if he's a day.
دست کم باید ۷۰ سالش باشه.

💢 She’s ninety if she’s a day.
دست کم ۹۰ سالشه.


#اصطلاحات

📚@learn_for_keeps
👍5
🟣 دو کاربرد جالب قید thankfully

کاربرد اول : بعنوان sentence adverb
🔶 به معنی خوشبختانه


💢 There was a fire in the building, but thankfully no one was hurt.
آتش سوزی در ساختمان رخ داد اما خوشبختانه کسی آسیب ندید.

💢Thankfully no one was harmed in the accident.
خوشبختانه کسی در تصادف آسیب ندید.

💢The baby fell out of the window but thankfully the bushes broke
 her fall.
کودک از پنجره به بیرون پرت شد اما خوشبختانه بوته ها جلوی سقوطش را گرفتند.

کاربرد دوم :  بعنوان قید حالت adverb of manner
🔶 بمعنی با رضایت / با خرسندی


💢I accepted the invitation
 thankfully.
من دعوت او را با خرسندی پذیرفتم.

💢 He accepted the drink thankfully.
او نوشیدنی را با خرسندی پذیرفت.


#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
6👍1
🟣 grateful vs thankful

grateful
ممنون / سپاسگزار ( بابت لطفی که شخصی در حق ما می کند)

thankful
شاکر / شکرگزار ( بابت حادث نشدن اتفاقی نامطلوب)


#نکته_کاربردی

📚@learn_for_keeps
👍3
light-fingered  /ˌ‍laɪt ˈ‍fɪŋɡəd/
(adjective) (informal)
دست کج

likely to steal things

💢 There are some light-fingered people around at the racetrac


#اصطلاحات

📚@learn_for_keeps
2👍2