و
میدانی؛
میدانستم كه نمیشود؛
فقط جنگیدم که بعدها
بتوانم جواب دلم را بدهم؛
همين.
میدانی؛
میدانستم كه نمیشود؛
فقط جنگیدم که بعدها
بتوانم جواب دلم را بدهم؛
همين.
همه چیزهای از دسترفته یک روز برمیگردند اما درست وقتی که یاد میگیریم بدون آنها زندگی کنیم.
خیال می کردم مرگ پدیدهای است مربوط به بدن آدم، حالا میفهمم که فقط یکی از احوال روحی آدم است.
من همیشه به همه میگم آدم نمیمیره که؛
تحمل کن اینم تموم میشه؛
ولی دروغ میگم، آدم میمیره؛
هربار یه کوچولو میمیره!
تحمل کن اینم تموم میشه؛
ولی دروغ میگم، آدم میمیره؛
هربار یه کوچولو میمیره!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به هر حال آدمیزاده دیگه. گاهی اوقات نمیدونه چیکار کنه. دراز میکشه خیره میشه به سقف. یه کم گریه میکنه و خوابش میبره.