گر نیمه شبی مست در آغوش من اُفتد،
چندان به لبش بوسه زنم کز سخن اُفتد.
2
جدیدا دیگه نمیتونم با خودم تنها باشم
خودم خودمو دیوونه میکنم.
2
زندگی خیلی جدی شده...
من همه‌ی‌ مهارت های گیمینگمو از دست دادم!
211
با یاد تو میخوابم،در خواب تو را بینم
از خواب چو برخیزم،اول تو به یاد آیی

مولانا
4
00:00
❤32
دردی توی قلبم سنگینی میکنه که حتی نمیتونم حرف بزنم راجبش.
💔42
مرا میخواست و نمیخواست مثل ظاهر کردن عکس در تاریک خانه.
32
هیچی آزار دهنده تر ازین نیست که دوباره خودمو تو همون نقطه ای پیدا کردم که با تموم وجود تلاش کردم ازش بیام بیرون.
321
یه جایی توی فرندز هست که ریچل به راس می‌گه: متاسفم نمی‌تونم ببخشمت اخه تو تنها کسی بودی که باور داشتم هیچوقت بهم آسیب نمی‌زنه.
4
...
4
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
4
بزرگترین افتخارم اینه که میتونم هرکسیو نادیده بگیرم ،
حتی اگه اون آدم مورد علاقم باشه.
3221
من ادم رفتن نیستم اما اگر رفتم و نماندم،
بدان تو بسیار قلبِ مرا آزردی.
321
‏و
می‌دانی؛
می‌دانستم كه نمی‌شود؛
فقط جنگیدم که بعدها
بتوانم جواب دلم را بدهم؛
همين.
511
مغزم فهمیده ولی قلبم نمیخواد باور کنه.
331
و در نهایت قلب گفته های مغز رو میپذیرد
و بازی برای همیشه به پایان میرسد.
331
همه چیزهای از دست‌رفته یک روز برمیگردند اما درست وقتی که یاد می‌گیریم بدون آن‌ها زندگی کنیم.
431
خیال می کردم مرگ پدیده‌ای است مربوط به بدن آدم، حالا می‌فهمم که فقط یکی از احوال روحی آدم است.
41