به بعضی آرزوهام رسیدم و بعضیاشون نه. رسیدهها برام عادی شدن و بیلذت و نرسیدههام دیگه شوقی برای رسیدن بهشون نمونده. به پوچی رسیدم و تلنباری از بیهدفیام. زندگی برام متوقف شده و تو یه تلقین ناخوشی دست و پا میزنم. دیگه اینجا موندن کافیه به نظرم ولی دست من نیست و گویا فعلا محکومم به ادامه.
Forwarded from RegaPlus
کاش آدمایی که دوسشون دارم، ناراحتم نمیکردن.
Forwarded from likthemoon
کاش تورلیدر بودم همش سفر، همش آدمهای متفاوت. جالب به نظر میرسه.
Donyaye In Roozaye Man (Live)
Dariush
هرشب توی رویای خودم
آغوشتو تن میکنم..
آغوشتو تن میکنم..
Forwarded from میم. (- 𝒎𝒓𝒚𝒎)
خیلی ناراحتم بعد از سه روز خوابیدن و هیچ کاری نکردن فردا باز باید صبح زود بیدارشم و روزای بزرگسالیمو شروع کنم
چشمانت سبز و روشن
و گیسوانت
رودی از آفتاب
بالهایت را نمیتوانم ببینم اما
تو
آخرین بازماندهی فرشتههایی
در این سیارهی تاریک
و حتماً
دریا اسم کوچک توست
وقتی به تو میاندیشم
پاک میشوم.
و گیسوانت
رودی از آفتاب
بالهایت را نمیتوانم ببینم اما
تو
آخرین بازماندهی فرشتههایی
در این سیارهی تاریک
و حتماً
دریا اسم کوچک توست
وقتی به تو میاندیشم
پاک میشوم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر کن تو بیمارستانی چشماتو ببندی که ی روزی سازنده اش بودی🖤
تولدت مبارک قهرمان ایران…
تولدت مبارک قهرمان ایران…
❤1
ازم پرسید چی حالتو خوب میکنه؟
گفتم وقتی پاییز میاد
شبا بلندتر میشن، هوا کمکم سرد
میشه، برگا زرد و نارنجیه
و من با یه هودی و یه لیوان چایی، دارم
از بوی بارون لذت میبرم
این فصل عجیب منو میبره تو یه عالم
دیگه. یکم توضیحش سخته اما روح من
تماما متعلق به این فضاست.
گفتم وقتی پاییز میاد
شبا بلندتر میشن، هوا کمکم سرد
میشه، برگا زرد و نارنجیه
و من با یه هودی و یه لیوان چایی، دارم
از بوی بارون لذت میبرم
این فصل عجیب منو میبره تو یه عالم
دیگه. یکم توضیحش سخته اما روح من
تماما متعلق به این فضاست.
Forwarded from دو در یک
واقعاً خستهام. از قیمتها خستهام! از غمِ دیماه خستهام! از ویپیانی که به زور میگیره خستهام! از نااُمیدی و اضطراب هرروزم خستهام! از لباسهایی که دوستشون ندارم خستهام! از اینکه کاری از دستم برنمیآد خستهام! از اینکه عاشق وطنمم خستهام! از اینکه آرزوهام آرزو میمونن خستهام!
: Fatima
: Fatima
❤3
آدم یه لحظه که عمیق به خودش نگاه میکنه میبینه هاه. چه چیزهای غمانگیزی رو پذیرفته و صداش در نیومده.