Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
🌗 #دکلمه 🌗
بنام تنهایی❤️
حس میکنم تو دل شب وسط اون همه ترس و تاریکی تو یه جنگل گیر کردم؛ اگه بخوام حرکت کنم جایی رو بلد نیستم ؛ اگه بخام همونجا وایستم یه عالمه حیوون وحشی و گرسنه میان سراغم
ترس بین رفتن و موندن هی به جونم افتاده
دقیقا زندگیم همینه هرچی به روبه رو نگاه میکنم نای حرکت کردن ندارم؛ اگرم همینجای زندگیم وایستم ممکنه همه دلتنگیام و دردام روی من آوار بشن..
منم طاقتشو ندارم؛
انقدر دلتنگی و تنهایی بهم هجوم اورده که حس میکنم جز گریه کردن کاری ازم بر نمیاد...
شدم مثل اون دختر بچه ای که میخواد با دوستاش عروسک بازی کنه ولی هیچ اسباب بازی نداره !
شدم مثل اون بچه ای یه عالمه اسپند جمع کرده تا ببره برای ماشین آدم پولدارا دود کنه تا پول بگیره ولی بارون شدیدی از اسمون داره میاد ..
شدم مثل اون بچه ای که درس نخونده
وفردا امتحان داره و از معلمش هم میترسه حالا مونده واسه ترسش گریه کنه یا درسی که نخونده...
من با یه عالمه بغض و سردرگمی اینجای زندگیم گیر کردم .. زندگی که شده یه صندوقچه پر از جوونی که نکردم ؛ پر از روزایی که عاشقی نکردم؛ پر از شبایی که
فقط با فکر و خیال گذشت.
الان که به چکنم چرا افتادم یقه کیو باید بگیرم؟ به کی شکایت کنم؟ به کجا ببرم حرفای دلمو؟؟
یقه ی خدارو بگیرم؟ بگم کو اون دنیای قشنگی که وعده داده بودی؟
دنیایی که با عذاب دادن عزیزام داری زجرممیدی؟ با گرفتن پاره ی تنم امتحانم میکنی؟ نزاشتی خدا نزاشتی ؛ بیمعرفتی کردی ؛ نزاشتی بوی مامانمو حس کنم؛ نزاشتی صدای لالایاشو گوش کنم؛ نزاشتی. بغلش کنم نزاشتی....
به جاش گذاشتی ناراحتی عزیزامو ببینم
گذاشتی مثل شمع آب بشن و من هیچ کاری نتونم بکنم...
مگه من خودم خواستم بیام به این دنیا؟؟ خودت منو اوردی بس خودتم باید جواب سوالامو بدی
تو بهمون یه دل دادی روا نیست این همه دلتنگی بهمون بدی...
اینجایی که هستم اصلا روزای خوبی نیست ؛ یا زود تمومش کن یا اینکه من دارم تموم میشم... انگار ماه و خورشید تو زندگیم نیست؛ همه جا شب شده...
خدا یه ذره ماه بفرست .. خیلی اینجا تاریکه. خیلی ترسناکه
بنام تنهایی❤️
حس میکنم تو دل شب وسط اون همه ترس و تاریکی تو یه جنگل گیر کردم؛ اگه بخوام حرکت کنم جایی رو بلد نیستم ؛ اگه بخام همونجا وایستم یه عالمه حیوون وحشی و گرسنه میان سراغم
ترس بین رفتن و موندن هی به جونم افتاده
دقیقا زندگیم همینه هرچی به روبه رو نگاه میکنم نای حرکت کردن ندارم؛ اگرم همینجای زندگیم وایستم ممکنه همه دلتنگیام و دردام روی من آوار بشن..
منم طاقتشو ندارم؛
انقدر دلتنگی و تنهایی بهم هجوم اورده که حس میکنم جز گریه کردن کاری ازم بر نمیاد...
شدم مثل اون دختر بچه ای که میخواد با دوستاش عروسک بازی کنه ولی هیچ اسباب بازی نداره !
شدم مثل اون بچه ای یه عالمه اسپند جمع کرده تا ببره برای ماشین آدم پولدارا دود کنه تا پول بگیره ولی بارون شدیدی از اسمون داره میاد ..
شدم مثل اون بچه ای که درس نخونده
وفردا امتحان داره و از معلمش هم میترسه حالا مونده واسه ترسش گریه کنه یا درسی که نخونده...
من با یه عالمه بغض و سردرگمی اینجای زندگیم گیر کردم .. زندگی که شده یه صندوقچه پر از جوونی که نکردم ؛ پر از روزایی که عاشقی نکردم؛ پر از شبایی که
فقط با فکر و خیال گذشت.
الان که به چکنم چرا افتادم یقه کیو باید بگیرم؟ به کی شکایت کنم؟ به کجا ببرم حرفای دلمو؟؟
یقه ی خدارو بگیرم؟ بگم کو اون دنیای قشنگی که وعده داده بودی؟
دنیایی که با عذاب دادن عزیزام داری زجرممیدی؟ با گرفتن پاره ی تنم امتحانم میکنی؟ نزاشتی خدا نزاشتی ؛ بیمعرفتی کردی ؛ نزاشتی بوی مامانمو حس کنم؛ نزاشتی صدای لالایاشو گوش کنم؛ نزاشتی. بغلش کنم نزاشتی....
به جاش گذاشتی ناراحتی عزیزامو ببینم
گذاشتی مثل شمع آب بشن و من هیچ کاری نتونم بکنم...
مگه من خودم خواستم بیام به این دنیا؟؟ خودت منو اوردی بس خودتم باید جواب سوالامو بدی
تو بهمون یه دل دادی روا نیست این همه دلتنگی بهمون بدی...
اینجایی که هستم اصلا روزای خوبی نیست ؛ یا زود تمومش کن یا اینکه من دارم تموم میشم... انگار ماه و خورشید تو زندگیم نیست؛ همه جا شب شده...
خدا یه ذره ماه بفرست .. خیلی اینجا تاریکه. خیلی ترسناکه
◀️آوا #امین_چناری🟠
✍️#سپیده_زاهدی📝➡️
░★#خسته_از_پرواز 𝄟᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛ @aminf16m≛
══✰ری اکشن یادت نره✰══
Telegram
attach 📎
💞 متن زیبای تولد 💞💞💞💞💞💞
دوست خوش قلب من، همیشه با خوش قلبی هات کاری کردی تا زندگی برای من آسون تر بشه. تو هیچوقت نذاشتی من طعم تلخی رو بچشم، هیچوقت نذاشتی سختی های زندگی من رو احاطه کنند و همیشه سپر بلای من شدی و در برابر تموم مشکلات ایستادگی کردی. به راستی که اگه من تو و خوش قلبی هات رو نداشتم شاید هیچوقت در این جایگاهی که در اون هستم و الان در اون احساس خوشبختی میکنم قرار نمی گرفتم. من دلیل بیشتر این همه خوشبختی رو فقط تو میدونم، تویی که با قلب مهربونت وارد زندگی من شدی و کاری کردی که هیچوقت احساس تنهایی نکنم و همیشه احساس کنم که یه یار و همراه همیشگی کنارم دارم که دستش توی دستامه و هیچ وقت ازم جدا نمیشه. رفیق جان، به خاطر تموم همراهی هات، به خاطر تموم کم نذاشتنات و به خاطر تموم زحمت هایی که برای من بی مزد و بی منت کشیدی و به جون خریدی از تو متشکرم و در روز تولدت میخوام بهت بگم که بی نهایت بار دوستت دارم و اگه تو بتونی اندازه دنیایی که در اون زندگی میکنیم رو به دست بیاری میتونی اندازه دوست داشتنم نسبت به خودت رو هم به دست بیاری. عاشقتم و عاشقانه رابطه مون رو دوست دارم. رابطه ما زیباترین رابطه ای بوده که در طول عمرم تجربه کردم و قطعا حتی اگه بذاری و بی دلیل بری باز هم من این رابطه رو قشنگ ترین رابطه ام میدونم چرا که با وجود تو واقعا خوشبختی رو تجربه کردم و واقعا احساس کردم که یکی هست که به خاطر خودم کنارمه، به خاطر قلب مهربونش کنارمه و هیچ به دنبال سوء استفاده کردن از من نبوده. رفیق نازنینم، همراه همیشگی، تولدت رو بهت تبریک میگم و از ته دل از خدا میخوام که رابطه مون رو طولانی ترین رابطه دنیا کنه تا هیچوقت من احساس نکنم که دیگه تو رو ندارم
دوست خوش قلب من، همیشه با خوش قلبی هات کاری کردی تا زندگی برای من آسون تر بشه. تو هیچوقت نذاشتی من طعم تلخی رو بچشم، هیچوقت نذاشتی سختی های زندگی من رو احاطه کنند و همیشه سپر بلای من شدی و در برابر تموم مشکلات ایستادگی کردی. به راستی که اگه من تو و خوش قلبی هات رو نداشتم شاید هیچوقت در این جایگاهی که در اون هستم و الان در اون احساس خوشبختی میکنم قرار نمی گرفتم. من دلیل بیشتر این همه خوشبختی رو فقط تو میدونم، تویی که با قلب مهربونت وارد زندگی من شدی و کاری کردی که هیچوقت احساس تنهایی نکنم و همیشه احساس کنم که یه یار و همراه همیشگی کنارم دارم که دستش توی دستامه و هیچ وقت ازم جدا نمیشه. رفیق جان، به خاطر تموم همراهی هات، به خاطر تموم کم نذاشتنات و به خاطر تموم زحمت هایی که برای من بی مزد و بی منت کشیدی و به جون خریدی از تو متشکرم و در روز تولدت میخوام بهت بگم که بی نهایت بار دوستت دارم و اگه تو بتونی اندازه دنیایی که در اون زندگی میکنیم رو به دست بیاری میتونی اندازه دوست داشتنم نسبت به خودت رو هم به دست بیاری. عاشقتم و عاشقانه رابطه مون رو دوست دارم. رابطه ما زیباترین رابطه ای بوده که در طول عمرم تجربه کردم و قطعا حتی اگه بذاری و بی دلیل بری باز هم من این رابطه رو قشنگ ترین رابطه ام میدونم چرا که با وجود تو واقعا خوشبختی رو تجربه کردم و واقعا احساس کردم که یکی هست که به خاطر خودم کنارمه، به خاطر قلب مهربونش کنارمه و هیچ به دنبال سوء استفاده کردن از من نبوده. رفیق نازنینم، همراه همیشگی، تولدت رو بهت تبریک میگم و از ته دل از خدا میخوام که رابطه مون رو طولانی ترین رابطه دنیا کنه تا هیچوقت من احساس نکنم که دیگه تو رو ندارم
🎙آوایش #امین_چناری ✨✨
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@aminf16m≛✨™
Telegram
attach 📎
👑#شعر به نام مادر 👑
تمام دلتنگیهایی که در سینهام ماندهاند،
گویی در گورستانی سرد، دفن شدهاند.
میخواهم بنویسم، شاید بتوانم خط خطی کنم
آن دردهای عمیقی که درمانی ندارند…
نه مرهمی برای آرامشِ این روح پریشان.
در میان این مردم، قدم میزنم.
همه هستند، اما انگار هیچکس نیست…
نگاه من، در جستجوی یک نگاه است؛ شاید شبیه نگاه تو باشد.
گوش من، در پی یک صداست؛ شاید شبیه صدای مادر باشد.
قلب من، در پی آغوشیست که گرمای حضور تو را داشته باشد…
اما نیست.
من هنوز در هوای شهر، دنبال عطری میگردم که دیگر با هیچ نسیمی تکرار نمیشود.
سالهاست روزهای خوب ندیدهام، میان همین دلتنگیها گم شدهام.
هر طرف که برمیگردم، خاطرات تلخ هجوم میآورند.
نبودنت دیوانهام کرده، مرا به دربهدری کشانده.
قلبم هزار تکه شده و هر روز، زخمی تازه باز میشود.
خوب نشدن این قلب، مثل این است که تو هرگز برنمیگردی؛ تو به سفری رفتی که مقصدش بازگشتی ندارد، و من ماندهام با حسرتِ تمام لحظههای با تو بودن.
تمام وجودم زخم است از رفتنت، زخمی که با
هیچ مرهمی التیام نمییابد.
گاهی آرزو میکنم فراموشی بگیرم، شاید این حجم از دلتنگی کمی سبک شود… اما این درد آنقدر بزرگ است که تمام زندگیام را بلعیده.
مادر…
مگر میشود پارهی تنت زیر خروارها خاک باشد
و بتواند آرام بگیرد و نفس بکشد؟
نمیدانم صدای دلم را میشنوی یا نه… نمیدانم تو هم دلتنگِ منی یا نه.
اما دوست ندارم حتی تو هم مثل من دلتنگ باشی.
دلم میخواهد خودم را در آغوش بگیرم و به خودم بگویم:
گریه کن! داد بزن! شاید این دلتنگیِ بیامان، کمی سبک شود.”
شاید اشکهایم باران شوند و دردهایم را بشویند…
اما نه! این اشکها نه تنها مرهمی نیستند، بلکه به دردهایی که ریشه دواندهاند، قوت میبخشند و آنها را بزرگتر میکنند.
مادر، قلبم دیگر توان تحمل این حجم از دلتنگی را ندارد.
هەبوونی تۆ ئارامییە بۆ دڵی پر لە روخاوم
کەنگێ خەیاڵت بۆ لای من هات ئەسڵەن من لەبیرت ماوم
نازانی لەدوایی کۆچت چەندە بێ قەرارم دایە
ماڵەکەم سارد و سڕە بۆیە تازە میوان بۆ لایی نایە
دایە غەریبم بە بێ تۆ سەرێک نادەی لە ماڵی خۆت
لەوەتەی ڕۆییشتوویی من شکاوم سەرێک نادەی لە کۆرپەی خۆت
دایە لە ماڵێش نی ناوەکەت هەر لەسەر لێوانمە
پێکەنینت هەمیشە و شەوان هەر لە خەیالمە
دایە لەناو خەڵک ناوم ناوی دایە نەخۆشە
بەڵام نەمزانی دووری ت پێ خۆشە
قوربانی قەبری تەنگ و تارت بم
قوربانی مەیلی دابڕانت بم
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛ @aminf16m≛✨™
تمام دلتنگیهایی که در سینهام ماندهاند،
گویی در گورستانی سرد، دفن شدهاند.
میخواهم بنویسم، شاید بتوانم خط خطی کنم
آن دردهای عمیقی که درمانی ندارند…
نه مرهمی برای آرامشِ این روح پریشان.
در میان این مردم، قدم میزنم.
همه هستند، اما انگار هیچکس نیست…
نگاه من، در جستجوی یک نگاه است؛ شاید شبیه نگاه تو باشد.
گوش من، در پی یک صداست؛ شاید شبیه صدای مادر باشد.
قلب من، در پی آغوشیست که گرمای حضور تو را داشته باشد…
اما نیست.
من هنوز در هوای شهر، دنبال عطری میگردم که دیگر با هیچ نسیمی تکرار نمیشود.
سالهاست روزهای خوب ندیدهام، میان همین دلتنگیها گم شدهام.
هر طرف که برمیگردم، خاطرات تلخ هجوم میآورند.
نبودنت دیوانهام کرده، مرا به دربهدری کشانده.
قلبم هزار تکه شده و هر روز، زخمی تازه باز میشود.
خوب نشدن این قلب، مثل این است که تو هرگز برنمیگردی؛ تو به سفری رفتی که مقصدش بازگشتی ندارد، و من ماندهام با حسرتِ تمام لحظههای با تو بودن.
تمام وجودم زخم است از رفتنت، زخمی که با
هیچ مرهمی التیام نمییابد.
گاهی آرزو میکنم فراموشی بگیرم، شاید این حجم از دلتنگی کمی سبک شود… اما این درد آنقدر بزرگ است که تمام زندگیام را بلعیده.
مادر…
مگر میشود پارهی تنت زیر خروارها خاک باشد
و بتواند آرام بگیرد و نفس بکشد؟
نمیدانم صدای دلم را میشنوی یا نه… نمیدانم تو هم دلتنگِ منی یا نه.
اما دوست ندارم حتی تو هم مثل من دلتنگ باشی.
دلم میخواهد خودم را در آغوش بگیرم و به خودم بگویم:
گریه کن! داد بزن! شاید این دلتنگیِ بیامان، کمی سبک شود.”
شاید اشکهایم باران شوند و دردهایم را بشویند…
اما نه! این اشکها نه تنها مرهمی نیستند، بلکه به دردهایی که ریشه دواندهاند، قوت میبخشند و آنها را بزرگتر میکنند.
مادر، قلبم دیگر توان تحمل این حجم از دلتنگی را ندارد.
هەبوونی تۆ ئارامییە بۆ دڵی پر لە روخاوم
کەنگێ خەیاڵت بۆ لای من هات ئەسڵەن من لەبیرت ماوم
نازانی لەدوایی کۆچت چەندە بێ قەرارم دایە
ماڵەکەم سارد و سڕە بۆیە تازە میوان بۆ لایی نایە
دایە غەریبم بە بێ تۆ سەرێک نادەی لە ماڵی خۆت
لەوەتەی ڕۆییشتوویی من شکاوم سەرێک نادەی لە کۆرپەی خۆت
دایە لە ماڵێش نی ناوەکەت هەر لەسەر لێوانمە
پێکەنینت هەمیشە و شەوان هەر لە خەیالمە
دایە لەناو خەڵک ناوم ناوی دایە نەخۆشە
بەڵام نەمزانی دووری ت پێ خۆشە
قوربانی قەبری تەنگ و تارت بم
قوربانی مەیلی دابڕانت بم
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛ @aminf16m≛✨™
👌1
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
👌1
Audio
بلدم تکیه کنم، باز به دیوار دلم
بلدی دل بکَنی از من و آزارِ دلم؟
بلدم یک تنه بر دوش کشم دردم را
بلدی بار نباشی، سرِ آوارِ دلم؟ .
بلدم مرهم زخم دل خود باشم اگر
نشوی زخم و نمک بر تن بیمارِ دلم
بلدم دور شوم از همه ی مردم شهر
بلدی دیده ببندی به من و کارِ دلم؟
بلدم زندگی ام را سر و سامان بدهم
بلدی بگذری از من، نشوی بارِ دلم؟
بلدم محرم دلهای پر از غم بشوم
اگر از تو نرسد دست به اسرارِ دلم
بلدم حاکم یک قلب پر احساس شوم
بلدی کینه نبندی تو به رفتارِ دلم؟
بلدم دل بفروشم به هرآنکس دل خواست
بلدی سد نکنی، راهِ خریدار دلم؟
بلدم پا بکشم از تو و از زندگی ات
بلدی باز کنی، قفل گرفتارِ دلم؟
بلدم سبز شوم، "پونه"شوم، گل بدهم
اگر آهسته روی و، نشوی خارِ دلم!
بلدی دل بکَنی از من و آزارِ دلم؟
بلدم یک تنه بر دوش کشم دردم را
بلدی بار نباشی، سرِ آوارِ دلم؟ .
بلدم مرهم زخم دل خود باشم اگر
نشوی زخم و نمک بر تن بیمارِ دلم
بلدم دور شوم از همه ی مردم شهر
بلدی دیده ببندی به من و کارِ دلم؟
بلدم زندگی ام را سر و سامان بدهم
بلدی بگذری از من، نشوی بارِ دلم؟
بلدم محرم دلهای پر از غم بشوم
اگر از تو نرسد دست به اسرارِ دلم
بلدم حاکم یک قلب پر احساس شوم
بلدی کینه نبندی تو به رفتارِ دلم؟
بلدم دل بفروشم به هرآنکس دل خواست
بلدی سد نکنی، راهِ خریدار دلم؟
بلدم پا بکشم از تو و از زندگی ات
بلدی باز کنی، قفل گرفتارِ دلم؟
بلدم سبز شوم، "پونه"شوم، گل بدهم
اگر آهسته روی و، نشوی خارِ دلم!
🎙آوایش #امین_چناری🎙️
🤍بقلم #افسانه_احمدی_پونه
★#خسته_از_پرواز 𝄟᭄★
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎≛ @aminf16m≛
❤🔥1👌1
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
👌1
😀 دکلمـــــه 😀
صبحا با صدای زنگ تلفن از اتاق میومدم بیرون
میگفتم عزیزم ، خب چی میشه یه بار شما جواب بدی ؟!
هر سری یا بابام بود یا مادرم یا خواهر و برادر
میگفتن تاکسی میفرستیم میریم مطب فلان دکتر
منم ناچار
میگفتم باشه ،
آخه هرچی میگفتم حالمون خوبه تو گوششون نمیرفت که نمیرفت
یه استکان چایی که برام ریخته بودیُ خیلی وقت بود سردی و تلخیش رُ بروت نمیاوردم ، سرمیکشیدم ،
غذاهایی هم که برام میپختی ، دیگه مزه ی سابق رُ نداشت
میگفتم عیبی نداره فدای سرت
لبخند میزدی
چه از خدا خواسته تا راننده اسنپ میرسید در خونه ، تو ماشینش نشسته بودی منتظرم
گاهاً راننده ها یجوری بهم نگاه میکردن انگار دیوونه م ، من که کار بدی نمیکردم فقط قربون صدقه ت میرفتم
یبار یکی از دکترا بهم گیر داد کلاهمُ بردارم
برداشتم
گفتم دکتر
ببین، من سر عهدم هستم
شاید یکم سرم زخم و زیلی باشه ،
که اونم به خاطر لرزش دسته و تیزی تیغ
ولی حالم اینطوری خوبه
اینم بگم تا موهای ‘’ستاره ‘’ همونطوری درنیاد
من کچل میمونم که میمونم
درمیاد میدونم میگن تاثیر اون دارو شیمیاییاس
یبار به یکیشون گفتم مگه دکتر نیستی
منُ بی خیال ، یه دارو بنویس واسه کبودی زیر چشمای ناز ستاره
ببین زیر چشماشُ
ببین تن نحیفشُ
معاینه ش کن شاید کاری ازت براومد
روزام میگذشتُ من هرچی حرف میزدم حرفی نمیزدی
فقط بودی هرجایی که بودم
واسه همین از نبودنت خیلی میترسیدم
تا اینکه کارمون کشید به یه اتاق
دوتاییمونا بردن اونجا
خوشم میومد پارتی داشتی
لباسات با لباسای آبی کم رنگ همه فرق میکردُ به تخت هم نمیبستنت
قرص و دوا هم که به خوردت نمیدادن
خوشحال بودم که حالت بهتره عزیزم
تا اینکه یه روز
مادرم اومده بود دیدنمون
یادته چشماش پرِ اشک بود
هرچی میگفتم حالمون خوبه
باز اشک میریخت
مادره دیگه
گفت میریم مشهد پابوس امام رضا
اومدیم
باهم بودیم
کنار پنجره فولادش
همه دعا میکردن و شفا میخواستن
منم نگاهم به تو بودُ شفا میخواستم برات
مادرم قسم میداد و شفا میخواست
تو همون حال بودم که یه نوری همه جا رُ پُر کرد
چشمام بسته شد از شدتشُ از حال رفتم
یادم نمیاد چقدر طول کشید
ولی تو اون مدت همه ش تو گوشم زمزمه میشد
ستاره رفته...
ستاره رفته ...
چشمامُ که باز کردم جمعیت دورم حلقه زده بودنُ صلوات میفرستادن
اما دیگه کنارم نبودی
بین جمعیت هم نبودی
اینجا آخرین باری بود که دیدمت
کنار پنجره فولاد
دقیقا همینجا که الان ایستادم
بعد از اینهمه سال
باور کن
باور کن دلم بدجوری برات تنگه
حالا اومدم ازش بخوام بیام پیشت
من خودت میخواستم
من شفا نمیخواستم
متن : #ابراهیم
📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
صبحا با صدای زنگ تلفن از اتاق میومدم بیرون
میگفتم عزیزم ، خب چی میشه یه بار شما جواب بدی ؟!
هر سری یا بابام بود یا مادرم یا خواهر و برادر
میگفتن تاکسی میفرستیم میریم مطب فلان دکتر
منم ناچار
میگفتم باشه ،
آخه هرچی میگفتم حالمون خوبه تو گوششون نمیرفت که نمیرفت
یه استکان چایی که برام ریخته بودیُ خیلی وقت بود سردی و تلخیش رُ بروت نمیاوردم ، سرمیکشیدم ،
غذاهایی هم که برام میپختی ، دیگه مزه ی سابق رُ نداشت
میگفتم عیبی نداره فدای سرت
لبخند میزدی
چه از خدا خواسته تا راننده اسنپ میرسید در خونه ، تو ماشینش نشسته بودی منتظرم
گاهاً راننده ها یجوری بهم نگاه میکردن انگار دیوونه م ، من که کار بدی نمیکردم فقط قربون صدقه ت میرفتم
یبار یکی از دکترا بهم گیر داد کلاهمُ بردارم
برداشتم
گفتم دکتر
ببین، من سر عهدم هستم
شاید یکم سرم زخم و زیلی باشه ،
که اونم به خاطر لرزش دسته و تیزی تیغ
ولی حالم اینطوری خوبه
اینم بگم تا موهای ‘’ستاره ‘’ همونطوری درنیاد
من کچل میمونم که میمونم
درمیاد میدونم میگن تاثیر اون دارو شیمیاییاس
یبار به یکیشون گفتم مگه دکتر نیستی
منُ بی خیال ، یه دارو بنویس واسه کبودی زیر چشمای ناز ستاره
ببین زیر چشماشُ
ببین تن نحیفشُ
معاینه ش کن شاید کاری ازت براومد
روزام میگذشتُ من هرچی حرف میزدم حرفی نمیزدی
فقط بودی هرجایی که بودم
واسه همین از نبودنت خیلی میترسیدم
تا اینکه کارمون کشید به یه اتاق
دوتاییمونا بردن اونجا
خوشم میومد پارتی داشتی
لباسات با لباسای آبی کم رنگ همه فرق میکردُ به تخت هم نمیبستنت
قرص و دوا هم که به خوردت نمیدادن
خوشحال بودم که حالت بهتره عزیزم
تا اینکه یه روز
مادرم اومده بود دیدنمون
یادته چشماش پرِ اشک بود
هرچی میگفتم حالمون خوبه
باز اشک میریخت
مادره دیگه
گفت میریم مشهد پابوس امام رضا
اومدیم
باهم بودیم
کنار پنجره فولادش
همه دعا میکردن و شفا میخواستن
منم نگاهم به تو بودُ شفا میخواستم برات
مادرم قسم میداد و شفا میخواست
تو همون حال بودم که یه نوری همه جا رُ پُر کرد
چشمام بسته شد از شدتشُ از حال رفتم
یادم نمیاد چقدر طول کشید
ولی تو اون مدت همه ش تو گوشم زمزمه میشد
ستاره رفته...
ستاره رفته ...
چشمامُ که باز کردم جمعیت دورم حلقه زده بودنُ صلوات میفرستادن
اما دیگه کنارم نبودی
بین جمعیت هم نبودی
اینجا آخرین باری بود که دیدمت
کنار پنجره فولاد
دقیقا همینجا که الان ایستادم
بعد از اینهمه سال
باور کن
باور کن دلم بدجوری برات تنگه
حالا اومدم ازش بخوام بیام پیشت
من خودت میخواستم
من شفا نمیخواستم
متن : #ابراهیم
📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
Telegram
شعر دکلمه خسته از پرواز
ارائه محتوا #شعر 🎤 #دکلمه 🖋 #دلنوشته
https://t.me/ld_idl لینک چنلمون
🎩 ســـرتیـــم @ux100
https://t.me/ld_idl لینک چنلمون
🎩 ســـرتیـــم @ux100
👌1
👌1
🇮🇷 شعـــر 🇮🇷
بزن پلکی بهم بانو! شرابِ ناب می خواهم
لبالب کن مرا که مستیِ نایاب می خواهم
به من رو کن، هیاهو کن، پریشان بافه یِ مو کن
تو را در قصرِ آیینه، شبِ مهتاب می خواهم
بس است اندوه و دلتنگی، به رقص آور دف و چنگی
چنان گلبرگِ خوشرنگی، تو را شاداب می خواهم
کمال الملکِ حیرانم، هر آنچه گفته ای آنم
تو را نقشِ دل و جانم، میانِ قاب می خواهم
به بیدا بیدِ مجنونت، به رقصا رقصِ افسونت
تو را با قدِ موزونت، به پیچ و تاب می خواهم
به زیرِ سایه یِ طوبا، صدایِ شُرشُرِ جو با
دو چشمِ سبزِ لیمو با لبِ عناب می خواهم
به ابرویت اشارت کن، مرا مستانه غارت کن
تو را همواره بیرحم و چنین جذاب می خواهم
حریرِ بالشِ نرمت، بغل وا کردنِ گرمت
به رویِ سینه ات جایی برایِ خواب می خواهم
مرا دیدی و خندیدی و چرخیدی و رقصیدی
چه خوب از این که فهمیدی تو را بی تاب می خواهم
به خوابم آمدی دیشب، نهادی لب به رویِ لب
به من گفتی عطش دارم، دلت را آب می خواهم
سحرگاهان سرت بر سینه ام گفتم مرا دریاب
به عشوه پلک وا کردی که شعرِ ناب می خواهم
شهراد_میدری
📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
بزن پلکی بهم بانو! شرابِ ناب می خواهم
لبالب کن مرا که مستیِ نایاب می خواهم
به من رو کن، هیاهو کن، پریشان بافه یِ مو کن
تو را در قصرِ آیینه، شبِ مهتاب می خواهم
بس است اندوه و دلتنگی، به رقص آور دف و چنگی
چنان گلبرگِ خوشرنگی، تو را شاداب می خواهم
کمال الملکِ حیرانم، هر آنچه گفته ای آنم
تو را نقشِ دل و جانم، میانِ قاب می خواهم
به بیدا بیدِ مجنونت، به رقصا رقصِ افسونت
تو را با قدِ موزونت، به پیچ و تاب می خواهم
به زیرِ سایه یِ طوبا، صدایِ شُرشُرِ جو با
دو چشمِ سبزِ لیمو با لبِ عناب می خواهم
به ابرویت اشارت کن، مرا مستانه غارت کن
تو را همواره بیرحم و چنین جذاب می خواهم
حریرِ بالشِ نرمت، بغل وا کردنِ گرمت
به رویِ سینه ات جایی برایِ خواب می خواهم
مرا دیدی و خندیدی و چرخیدی و رقصیدی
چه خوب از این که فهمیدی تو را بی تاب می خواهم
به خوابم آمدی دیشب، نهادی لب به رویِ لب
به من گفتی عطش دارم، دلت را آب می خواهم
سحرگاهان سرت بر سینه ام گفتم مرا دریاب
به عشوه پلک وا کردی که شعرِ ناب می خواهم
شهراد_میدری
📕🍁 https://t.me/ld_idl 🍁
Telegram
شعر دکلمه خسته از پرواز
ارائه محتوا #شعر 🎤 #دکلمه 🖋 #دلنوشته
https://t.me/ld_idl لینک چنلمون
🎩 ســـرتیـــم @ux100
https://t.me/ld_idl لینک چنلمون
🎩 ســـرتیـــم @ux100
👌1💘1
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
👌1
Audio
خلوت شبانه...
《ما بـه درد بیکسیهای خـود عادت کرده ایم》
نیمه شبها تا سحر با غصه خلوت کرده ایم
بـی وفــایـی در مــرام مــا نمی گنجـد ولی
بی وفایی کرده با هر کس رفاقت کرده ایم
بارهـا هـر نیمه شب مـا در میــان گریه ها
بیشمار از ظلم ایـن دنیـا شکایت کرده ایم
آنکه ناحق این دل دیوانه را سوزانده است
واگـذارش بــر خــدا روز قیــامت کرده ایم
بی خبــر از آنچـه بـود و اتفاق افتــاده است
حق و ناحق خوب و بد آنرا قضاوت کرده ایم
آنچنـان شرمنـده ایم از محضـر پــروردگار
بسکه از روی ریـا حـق را عبــادت کرده ایم
دستگیـری کـرده باشیم هــر زمان افتاده را
کعبه را گـویـی نـرفته مــا زیارت کرده ایم
از غــم و از بیکسی دیگر مگو سنگ صبــور
ما بــه درد بیکسیهای خـود عادت کرده ایم
🎤آوا #امین_چناری🎙
✍️#جوادالماسی
░★#خسته_از_پرواز 𝄟᭄★░📚
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎🏖≛ @aminf16mm ≛🏖™
══✰ری اکشن یادت نره✰⊱══
💘2👌1
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
فیلتر شکن نامحدود تک کاربر برا تلگرام400 دو کاربره700 حهت خرید پیوی مراجعه کنید @ux100 @iiii3 بله
💥دوستان این فیلتر شکن خیلی بصرفس 1 ماهش نامحدود تک کاربرش 400 تومنه خیلی سرعتش عالیه به ویسکالم خیلی قشنگ وصل میشه بدون قطحی پول 1 گیگ کانفیگه.
من نمیدونم چرا یچیزی ارزون به مردم خودمون میدی فکر میکنن ایرادی داره یا مشکلی ولی به والله هیچ مشکلی نداره این فیلترشکن ، خودم تا الان ویسکال وصل بودم. بعضیا همینو از من میگیرن میبرن 2میلیون 3 میلیون میفروشن اگه من به این قیمت میدم بحثش سروجدانه تمام
من نمیدونم چرا یچیزی ارزون به مردم خودمون میدی فکر میکنن ایرادی داره یا مشکلی ولی به والله هیچ مشکلی نداره این فیلترشکن ، خودم تا الان ویسکال وصل بودم. بعضیا همینو از من میگیرن میبرن 2میلیون 3 میلیون میفروشن اگه من به این قیمت میدم بحثش سروجدانه تمام
👌1
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
رضایت مشتری از فیلترشکنمون
👌1
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
رضایت مشتری
👌1
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
رضایت مشتری از کانفیگ
👌1
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
همین چندپیام واسه من یدنیا ارزش داره
کلی انرژی مثبت مهم فیلترشکن نیس مهم همین دعای قشنگه
کلی انرژی مثبت مهم فیلترشکن نیس مهم همین دعای قشنگه
👌1
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from شعر | دکلمه | خسته از پرواز (☾𓄂꯭ཱིུꪰࣨࣨ✷꯭❪ᴀ꯭ᷧᴍⷨɪ꯭ᷝɴ꯭ᷡ⍣𖤹꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭⍣ᴄ꯭ⷭʜ꯭ⷩᴇⷷɴ꯭꯭ᷡᴀᷧʀ꯭ᷢʏꙷ❫꯭꯭)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM