كتابيسم
342 subscribers
196 photos
18 videos
9 files
شما که داخل می شوید، دست از هر امیدی بشویید... دانته


@mostafa_888
Download Telegram
Forwarded from كتابيسم (مصطفى)
اگر هنرمند، احساسش متفاوت بود، خب، همان "احساس متفاوت" را عرضه خواهد کرد. تعهد امری نیست که به کسی بشود تحمیل کرد. هیچ قانونی از هیچ مجلس خبرگانی نگذشته است که بر اساس آن شاعر مجبور باشد نسبت به جامعه متعهد بشود. اگر بود، خوش آمد؛ اگر نبود، به سلامت. وقتی سنگفرش ها غرق خون است و از همه طرف صدای گلوله می آید، کدام ابلهی می نشیند با ماه راز و نیاز بکند؟ و اگر کرد، کدام کس می ایستد برایش کف بزند؟


#احمد_شاملو
امید ایران - شماره 27 - مرداد 1358


@ktabism
👍1
و هنوز تنها زندگیِ هیجان انگیز، زندگی خیالی است.


#ویرجینیا_وولف
خاطرات نویسنده، 21آوریل 1921
برگردان #ناهید_طباطبایی

@ktabism
👍21
نتیجه ی پاسخگویی به پرسش های مفهومی پرسش های بیشتر و مفاهیم پیچیده تر است.

#مراد_فرهادپور
۲۵ نکته در باب حقیقت و تاریخ

@ktabism
نور حقیقت ایدئال فقط حضور ظلمت را عیان می کند.


#مراد_فرهادپور
۲۵نکته در باب حقیقت و تاریخ

@ktabism
👍2
حتی در دل تاریکی نیز میان آن که می بیند و آن که نابیناست٬ تفاوتی وجود دارد.


#مراد_فرهادپور
۲۵ نکته در باب حقیقت و تاریخ

@ktabism
👍1
می خندی اکنون
بر پیاده ی پیری که هنوز
گردنه ها را به اشتیاق می پیماید
"پیاده ای که تک سواری بود روزی
در میانه ی راه اما
اسبش از پای افتاد
با خورجین سنگین خاطره هایش"

بی خاطره و پیر و بی اسب
چه هوا در سر دارد این دیوانه؟
" به دامنه اگر نگاه کنی
دختران از او قصه می گویند
و مادران میانسال
قصه های او را برای کودکان خود
لالای می خوانند"

به دامنه آیا
یکی از آن همه دختر
به این سوار یاغی پایانی
کمی از دلش را هدیه نکرده بود؟
"مشکل این یاغی خودخواه همین است:
او تمامی یک دل را می خواست
و در آن پایین
همه دل ها میان هرزگان گرسنه قسمت شده بود"

پس این گونه کوه نوردی چرا
این همه بالا؟
"بر آخرین چکاد پاگردی است
و سنگی منقور به نامی
که دلی شیرین گرداگردش پرسه می زند
و دختری از اساطیر
با لاله ای تنها
داستان یاغی سرسخت را به تکرار باز می گوید"

مردن بر چکاد؟
"زیستن کنار دلی مهربان."


#منوچهر_آتشی
غزل غزل های سورنا
#شعر

چکاد: قله ی کوه

@ktabism
4👍1
همه ی انسان ها به یک معنا سیاسی اند؛ چرا که انسان، بنا به تعریف مشهور ارسطو، یک "حیوان سیاسی" است. این را می توان ناشی از اصل "سیاسی بودن" جبری و پیشینی انسان دانست که بر تمام افراد نوع انسان حمل می شود. اما وجه دیگری از سیاست وجود دارد که به صورت پیشینی بر تمام انسان ها حمل نمی شود؛ این شقّ ثانی، پسینی و انتخابی را می توان با اندکی اغماض "سیاسی شدن" نامید. بر خلاف انفعال موجود در "سیاسی بودن" که بیش از هر چیز در جهت استقرار و بازتولید نظم اشیا عمل می کند، در "سیاسی شدن" سوژه نه برساخته بلکه برسازنده است. همه ی انسان ها، هرچند سیاسی"اند" اما لزوما سیاسی"نمی شوند". به بیان دیگر همه ی ما هنگامی که قدرت حکومت بر ما عمل می کند، تا زمانی که تحت نگاه حاکمیت قرار داریم و توسط سازوکار قدرت های حکومتی مدیریت می شویم و، در نسبت با آن، جایگاه خود را چونان یک فرد، شهروند یا تابع بازمی شناسیم، یعنی از بدو تولد(یا به زعم آلتوسر، حتی پیش از تولد) تا لحظه ی مرگ، سیاسی هستیم. اما "سیاسی شدن" محصول مداخله ی سوژه است، محصول همان لحظه ای است که سوژه با انتخابش خود را به مرزهای اکنونیت خود می کوبد تا نظم اشیا را براندازد.


#محمدمهدی_اردبیلی
از مقدمه ی دفترهای سیاست مدرن_نشر روزبهان


@ktabism
👍3
مرا به خاك نسپاريد
بسوزانيد.
شاعرى كه چون من
در همه ى مدت زندگانيش سوخته
بايد چنان بميرد كه زندگى كرده است.


وينيسيوس دو مورائس
شاعر برزيلى
#شعر

@ktabism
6👍2
نمی توان با یک دل دو عشق را از گردنه ها گذراند
(هرزگان می توانند)

یکی از دل ها_عاشق ترین_باید بمیرد
(هرزگان نمی دانند)


#منوچهر_آتشی
اتفاق آخر
#شعر

@ktabism
7👍4
من به پرسشی برای خویش بدل شده ام.


#آگوستین
@ktabism
2👍1
هر که خود را برافرازد، پست گردد...
#انجیل


هر که خود را پست دارد، برافرازد...
#نیچه

@ktabism
5👍1
عشق ورزیدن در واقع چیزی نیست جز اشتیاق داشتن به چیزی به خاطر خودش.


#آگوستین
@ktabism
6
"سروده ی یک اسیر جنگی آلمانی"


روزی اگر من
به زادگاهم بازگردم
در خیابانِ من
دیگر خانه ای بر جای نخواهد بود.
و آن گاه که می پرسم
محبوبم را کجا توانم یافت؟
نظاره می کنند مرا، دیگران
با حیرت و شگفتی!
در قبرستان ها جست و جو می کنم
تمام ردیف ها را
از بالا تا پایین
اما بر هر سنگی نوشته است
"قبر همگانی".

آری، در نخستین شب
در سرما و تنهایی
در میانه ی خاکستر و ویرانه
در خانه ام خواهم بود.

دوستان و سربازان!
چه کسی ما را به این روز نشانده؟
به کرده های خود بیندیشید
و در خویشتن نظر کنید!


#گونتر_آندرس شاعر آلمانی
برگردان #کیقباد_یزدانی
#شعر

@ktabism
😢3👍1🔥1👏1
بگذار تا در گیسوان سیاه و سنگینت دندان فرو برم. هنگامی که موهای رمنده و طاغی تو را به دندان میخایم٬ چنانم می نماید که خاطره ها را می خورم.


#شارل_بودلر
ملال پاریس

@ktabism
5
عصرِ عظمت های غول آسایِ عمارت ها و دروغ
عصر رمه های عظیم گرسنگی
و وحشت بارترینِ سکوت ها
هنگامی که گله های عظیمِ انسانی
به دهانِ کوره ها می رفت

عصری که
فرصتی شور انگیز است
تماشای محکومی که بر دار می کنند؛
و غیبت ها و تخمه شکستن
به انتظارِ پرده که بالا رود
هم راهِ جنازه ئی
که تهمت زیستن بر خود بسته بود
از آن پیش تر که بمیرد.

عصرِ پشت و رو
که ژنرال ها
دُرسته می میرند
بی آن که
ککی حتی گزیده باشدِ شان.
و مردانِ متنفر از جنگ
با سینه های دریده
و پوستی
که به کیسه هایِ انباشته از سُرب می ماند.

عصری که مردانِ دانش
اندوه و پلشتی را
با موشک ها
به اعماقِ خدا می فرستند
و نانِ شبانه یِ فرزندانِ خود را
از سرباز خانه ها
گدایی می کنند.

و زندان ها انباشته از مغزهایی ست
که اونیفورم ها را وهنی به شمار آورده اند
چرا که رسالتِ انسان
هرگز این نبوده است
هرگز این نبوده است!


#احمد_شاملو
آیدا درخت وخنجر وخاطره
#شعر

@ktabism
6👍1
براهنی شناخته و پذیرفته که:
هر شاعر ماری در واژه دارد
که نشان نمی دهد خود را
مگر در مرگ شما از وحشت
پیش از خوردن نیش.

#منوچهر_آتشی
#شعر

@ktabism
👍4
ای پدر، چرا به من گریستن نیاموختی?


#سه_برخوانی
#بهرام_بیضایی
@ktabism
😢41👍1
انسان غرق می‌شد
در درون،
اگر گریه نبود...



#سعيد_معلف
ترجمه: #سعید_هلیچی
@ktabism
👍61
تباهی، دیگر به ذروه ی خودش رسیده. جنگ عقیدتی، جهان را نابود کرده. زمین، ویرانه باقی مانده. و شبحی از انسان یا خاطره ای از انسان یا انسانی بی شباهت با آن مجموعه یی که جهان را زیر نگین خود آورده بود، به جا مانده است.



#احمد_شاملو
3👍3
همان‌طور که داشتم برای خودم مشروبی می‌ریختم، فکر کردم ایراد مشروب‌خوری همین است؛ اگر اتفاق بدی بیافتد، می‌خوری که فراموش کنی، اگر اتفاق خوبی بیافتد، می‌خوری که جشن بگیری، و اگر هیچ اتفاقی نیافتد، می‌خوری بلکه اتفاقی بسازی.


#زن‌ها
#بوکفسکی
7👎1