This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رمان فصل دوم قسمت جنگجوی عاشقی پارت ۳
ژانر هیجانی عاشقانه غمگین
انچه گذشت
شاید بتونی به کلویی اعتماد کنی
لیدی ، یک بار دیگه میتونیم پس برو تو معجزه مار و زنبورو بده منم مال ریناروژ و پشت لاک و میدم
ادامه
دراگون باگ، بچه ها شدوماث روز به روز قوی تر میشه و الان وقشه که ما جلو بریم نمیتونم ببینم شدوماث هی کسایی رو که دوس دارم و میکشه باید خوب پیش بریم 😏
همه، اره راست میگه 😌
که یک ان
جنگجوی، دیگه تحمل ندارم سنتی ماستر های من جنگجو اغاز کنید 😏
دارگون باگ، چیییی😳
دراگون باگ، همه تلاشتونو بکنید 🤫
دراگون باگ، جنگجوی ما امروز تورو شکست میدیم و نمیزاریم امروز کاریکه میخوای و بکنی تو همچین ادمی نیستی😨
دراگون باگ، کویین بی کت بامم بیاین
ریناروژ پشت لاک و اسپیک برین سراغ
شدوماث😌
کت، چیکار کنیم بانو🤨
دارگون باگ، همکاری کنین 😌
دارگون باگ، خب جنگجوی من اومدم 😏
هی داشت جا خالی میداد و خودشو پرت کرد سمت جنگجوی
کویین بی، نههههه نیش زنبور😏
که هم اومد نگجوی عاشقی اونو بگیره نیش زنبورشو به اون زد 😁
کت، پنجه ی برنده ☺️
دارگون باگ، وقتشه شرارت خنثی شه 👋بابای 👋👋
کاگامی، اه چیشده ☹️
داراگون بگ، حدس میزدم تو باشی کاگامی 😔
___________________
شدوماث، نههههههه
______________________
ریناروژ، ما که نمیدونیم شدوماث کجاست☹️
اسپیک ، راستم از کا پیداش کنیم
دارگون باگ ، سلام بچه ها👋
ریناروژ اسپیک و پشت لاک ، شما اینجا چیکار میکنید؟
دارگون باگ ،مهم اعتماد بود که من به کلویی اعتماد داشتم واسه همین به راحتی شکستش دادیم😌
ریناروژ، لیدی ماکه نمیدونیم هاکماث کجاست چجوری پیداش کنیم ☹️
دارگون باگ، خودش میاد
فعلا بریم به کوامی هامون غذا بدیم بیایم همینجا😌
ادامه دارد
کپی ممنوع
ژانر هیجانی عاشقانه غمگین
انچه گذشت
شاید بتونی به کلویی اعتماد کنی
لیدی ، یک بار دیگه میتونیم پس برو تو معجزه مار و زنبورو بده منم مال ریناروژ و پشت لاک و میدم
ادامه
دراگون باگ، بچه ها شدوماث روز به روز قوی تر میشه و الان وقشه که ما جلو بریم نمیتونم ببینم شدوماث هی کسایی رو که دوس دارم و میکشه باید خوب پیش بریم 😏
همه، اره راست میگه 😌
که یک ان
جنگجوی، دیگه تحمل ندارم سنتی ماستر های من جنگجو اغاز کنید 😏
دارگون باگ، چیییی😳
دراگون باگ، همه تلاشتونو بکنید 🤫
دراگون باگ، جنگجوی ما امروز تورو شکست میدیم و نمیزاریم امروز کاریکه میخوای و بکنی تو همچین ادمی نیستی😨
دراگون باگ، کویین بی کت بامم بیاین
ریناروژ پشت لاک و اسپیک برین سراغ
شدوماث😌
کت، چیکار کنیم بانو🤨
دارگون باگ، همکاری کنین 😌
دارگون باگ، خب جنگجوی من اومدم 😏
هی داشت جا خالی میداد و خودشو پرت کرد سمت جنگجوی
کویین بی، نههههه نیش زنبور😏
که هم اومد نگجوی عاشقی اونو بگیره نیش زنبورشو به اون زد 😁
کت، پنجه ی برنده ☺️
دارگون باگ، وقتشه شرارت خنثی شه 👋بابای 👋👋
کاگامی، اه چیشده ☹️
داراگون بگ، حدس میزدم تو باشی کاگامی 😔
___________________
شدوماث، نههههههه
______________________
ریناروژ، ما که نمیدونیم شدوماث کجاست☹️
اسپیک ، راستم از کا پیداش کنیم
دارگون باگ ، سلام بچه ها👋
ریناروژ اسپیک و پشت لاک ، شما اینجا چیکار میکنید؟
دارگون باگ ،مهم اعتماد بود که من به کلویی اعتماد داشتم واسه همین به راحتی شکستش دادیم😌
ریناروژ، لیدی ماکه نمیدونیم هاکماث کجاست چجوری پیداش کنیم ☹️
دارگون باگ، خودش میاد
فعلا بریم به کوامی هامون غذا بدیم بیایم همینجا😌
ادامه دارد
کپی ممنوع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رمان فصل دوم قسمت جنگجوی عاشقی پارت ۳
ژانر هیجانی عاشقانه غمگین
انچه گذشت
شاید بتونی به کلویی اعتماد کنی
لیدی ، یک بار دیگه میتونیم پس برو تو معجزه مار و زنبورو بده منم مال ریناروژ و پشت لاک و میدم
ادامه
دراگون باگ، بچه ها شدوماث روز به روز قوی تر میشه و الان وقشه که ما جلو بریم نمیتونم ببینم شدوماث هی کسایی رو که دوس دارم و میکشه باید خوب پیش بریم 😏
همه، اره راست میگه 😌
که یک ان
جنگجوی، دیگه تحمل ندارم سنتی ماستر های من جنگجو اغاز کنید 😏
دارگون باگ، چیییی😳
دراگون باگ، همه تلاشتونو بکنید 🤫
دراگون باگ، جنگجوی ما امروز تورو شکست میدیم و نمیزاریم امروز کاریکه میخوای و بکنی تو همچین ادمی نیستی😨
دراگون باگ، کویین بی کت بامم بیاین
ریناروژ پشت لاک و اسپیک برین سراغ
شدوماث😌
کت، چیکار کنیم بانو🤨
دارگون باگ، همکاری کنین 😌
دارگون باگ، خب جنگجوی من اومدم 😏
هی داشت جا خالی میداد و خودشو پرت کرد سمت جنگجوی
کویین بی، نههههه نیش زنبور😏
که هم اومد نگجوی عاشقی اونو بگیره نیش زنبورشو به اون زد 😁
کت، پنجه ی برنده ☺️
دارگون باگ، وقتشه شرارت خنثی شه 👋بابای 👋👋
کاگامی، اه چیشده ☹️
دراگون باگ، حدس میزدم تو باشی کاگامی 😔
___________________
شدوماث، نههههههه
______________________
ریناروژ، ما که نمیدونیم شدوماث کجاست☹️
اسپیک ، راستم از کا پیداش کنیم
دراگون باگ ، سلام بچه ها👋
ریناروژ اسپیک و پشت لاک ، شما اینجا چیکار میکنید؟
دراگون باگ ،مهم اعتماد بود که من به کلویی اعتماد داشتم واسه همین به راحتی شکستش دادیم😌
ریناروژ، لیدی ماکه نمیدونیم هاکماث کجاست چجوری پیداش کنیم ☹️
دراگون باگ، خودش میاد
فعلا بریم به کوامی هامون غذا بدیم بیایم همینجا😌
ادامه دارد
کپی ممنوع
ژانر هیجانی عاشقانه غمگین
انچه گذشت
شاید بتونی به کلویی اعتماد کنی
لیدی ، یک بار دیگه میتونیم پس برو تو معجزه مار و زنبورو بده منم مال ریناروژ و پشت لاک و میدم
ادامه
دراگون باگ، بچه ها شدوماث روز به روز قوی تر میشه و الان وقشه که ما جلو بریم نمیتونم ببینم شدوماث هی کسایی رو که دوس دارم و میکشه باید خوب پیش بریم 😏
همه، اره راست میگه 😌
که یک ان
جنگجوی، دیگه تحمل ندارم سنتی ماستر های من جنگجو اغاز کنید 😏
دارگون باگ، چیییی😳
دراگون باگ، همه تلاشتونو بکنید 🤫
دراگون باگ، جنگجوی ما امروز تورو شکست میدیم و نمیزاریم امروز کاریکه میخوای و بکنی تو همچین ادمی نیستی😨
دراگون باگ، کویین بی کت بامم بیاین
ریناروژ پشت لاک و اسپیک برین سراغ
شدوماث😌
کت، چیکار کنیم بانو🤨
دارگون باگ، همکاری کنین 😌
دارگون باگ، خب جنگجوی من اومدم 😏
هی داشت جا خالی میداد و خودشو پرت کرد سمت جنگجوی
کویین بی، نههههه نیش زنبور😏
که هم اومد نگجوی عاشقی اونو بگیره نیش زنبورشو به اون زد 😁
کت، پنجه ی برنده ☺️
دارگون باگ، وقتشه شرارت خنثی شه 👋بابای 👋👋
کاگامی، اه چیشده ☹️
دراگون باگ، حدس میزدم تو باشی کاگامی 😔
___________________
شدوماث، نههههههه
______________________
ریناروژ، ما که نمیدونیم شدوماث کجاست☹️
اسپیک ، راستم از کا پیداش کنیم
دراگون باگ ، سلام بچه ها👋
ریناروژ اسپیک و پشت لاک ، شما اینجا چیکار میکنید؟
دراگون باگ ،مهم اعتماد بود که من به کلویی اعتماد داشتم واسه همین به راحتی شکستش دادیم😌
ریناروژ، لیدی ماکه نمیدونیم هاکماث کجاست چجوری پیداش کنیم ☹️
دراگون باگ، خودش میاد
فعلا بریم به کوامی هامون غذا بدیم بیایم همینجا😌
ادامه دارد
کپی ممنوع
عشق زندگیم پارت ۱
می خواین باهم آشنا بشیم
من مرینتم یه دختر معمولی بایه زندگی معمولی فقط یه رازی توی زندگیم هست که هیچ کس راجبش چیزی نمیدونه که توی ادامه قرار بفهمید راز من چیه
داستان زندگی من اینطوری هست که چن سال پیش تو نیویورک من و خانوادم رو به یه عروسی دعوت کرده بودن من توی عروسی یه لباس خیلی خاص خوشگل پوشیده بودم اونجا خیلی خوش گذشت بهم ولی.......
ادامه از زبان نویسنده: خب مرینت خیلی خوشحال بود که تو اون مهمونی همه بودن ولی اون شب فوقالعاده خیلی زود تموم شد.
بعد چند سال از زبان مرینت:
شب بدی بود پدرم از بیمارستان برگشت و با حرفایی که زد منو مامان بزرگ و حتی داداش کوچولوم متیو رو به گریه انداخت.
کپی ممنوع
#اد_لیدی_کت
می خواین باهم آشنا بشیم
من مرینتم یه دختر معمولی بایه زندگی معمولی فقط یه رازی توی زندگیم هست که هیچ کس راجبش چیزی نمیدونه که توی ادامه قرار بفهمید راز من چیه
داستان زندگی من اینطوری هست که چن سال پیش تو نیویورک من و خانوادم رو به یه عروسی دعوت کرده بودن من توی عروسی یه لباس خیلی خاص خوشگل پوشیده بودم اونجا خیلی خوش گذشت بهم ولی.......
ادامه از زبان نویسنده: خب مرینت خیلی خوشحال بود که تو اون مهمونی همه بودن ولی اون شب فوقالعاده خیلی زود تموم شد.
بعد چند سال از زبان مرینت:
شب بدی بود پدرم از بیمارستان برگشت و با حرفایی که زد منو مامان بزرگ و حتی داداش کوچولوم متیو رو به گریه انداخت.
کپی ممنوع
#اد_لیدی_کت
#کشف_هویت
پارت اول
از زبان مرینت
صبح با بی حالی بلند شدم دوست نداشتم بلند شم اما امان از دست مدرسه که باید برم
مرینت : سلام صبح بخیر
مامان و بابا : سلام عزیزم اول صبحونه بخور بعد برو مدرسه ات
مرینت : نه الانم خیلی دیر شده خداحافظ
مامان و بابا: خداحافظ مراقب خودت باش
از خونه زدم بیرون ای وای نه امتحانمو خوندم نه وقت کافی دارم که برسم سر کلاس حالا چیکار کنم تو فکرم : اها باید سریع تبدیل شم
تبدیل شدم و اطرافو نگاه کردم و راه افتادم
به مدرسه که رسیدم سریع به حالت عادی برگشتم
امتحان شروع شد و من هیچی نخونده بودم برای همین یه ذره سخت بود
بعد از اینکه امتحانو دادیم باید منتظر نتیجه میبودیم ای بابا باز این پسره مغز فندقی جلوم ظاهر شد آخه این چی داشت که کلویی اینقد بهش چسبیده (از حق نگذریم مرینتم اونو دوست داش ولی دوس نداشت جلوش کم بیاره )
آدرین : سلام اِ اِ اِ مرینت اسمت همین بود دیگه
مرینت: سلام آدرین آخه کله پوک یه ساعت نگذشته فراموش میکنی اسمت چیه
از زبان آدرین
ای بابا باز این کله مو آبی شروع کرد من میگم لیدی باگ از اون بهتره تا اینکه این از لیدی باگ
آدرین : خب آروم باش یه لحظه فراموش کردم از بس غر میزنی اصلا بنظرم ....
پرید وسط حرفم و گفت
مرینت : من غر میزنم اصلا میدونی من کیم الان نشونت میدم
و افتاد دنبالم
آدرین : ای بابا باشه اصلا شما خوب و مودب ما غر غرو و نق نقو
مرینت : حالا شد
از زبان مرینت
مثل اینکه خوب ادبش کردم خب حقش بود داشتم زیر لب بهش بد و بیرا میگفتم که معلم گفت بریم داخل کلاس مام رفتیم داخل
باورم نمیشه ۲۰ شدم 🥳🥳🥳🥳🥳
اون آدرین لامصبم ۲۰ شده بود البته خوش به حالش چون اونم تلاش کرده بود ولی کت نوار ازش خیلی سرتره
یهو دیدم داشت میومد پیشم خدایا باز این چی میخواد
آدرین : سلام مرینت خب ......
نویسنده : #بانکیس
پارت اول
از زبان مرینت
صبح با بی حالی بلند شدم دوست نداشتم بلند شم اما امان از دست مدرسه که باید برم
مرینت : سلام صبح بخیر
مامان و بابا : سلام عزیزم اول صبحونه بخور بعد برو مدرسه ات
مرینت : نه الانم خیلی دیر شده خداحافظ
مامان و بابا: خداحافظ مراقب خودت باش
از خونه زدم بیرون ای وای نه امتحانمو خوندم نه وقت کافی دارم که برسم سر کلاس حالا چیکار کنم تو فکرم : اها باید سریع تبدیل شم
تبدیل شدم و اطرافو نگاه کردم و راه افتادم
به مدرسه که رسیدم سریع به حالت عادی برگشتم
امتحان شروع شد و من هیچی نخونده بودم برای همین یه ذره سخت بود
بعد از اینکه امتحانو دادیم باید منتظر نتیجه میبودیم ای بابا باز این پسره مغز فندقی جلوم ظاهر شد آخه این چی داشت که کلویی اینقد بهش چسبیده (از حق نگذریم مرینتم اونو دوست داش ولی دوس نداشت جلوش کم بیاره )
آدرین : سلام اِ اِ اِ مرینت اسمت همین بود دیگه
مرینت: سلام آدرین آخه کله پوک یه ساعت نگذشته فراموش میکنی اسمت چیه
از زبان آدرین
ای بابا باز این کله مو آبی شروع کرد من میگم لیدی باگ از اون بهتره تا اینکه این از لیدی باگ
آدرین : خب آروم باش یه لحظه فراموش کردم از بس غر میزنی اصلا بنظرم ....
پرید وسط حرفم و گفت
مرینت : من غر میزنم اصلا میدونی من کیم الان نشونت میدم
و افتاد دنبالم
آدرین : ای بابا باشه اصلا شما خوب و مودب ما غر غرو و نق نقو
مرینت : حالا شد
از زبان مرینت
مثل اینکه خوب ادبش کردم خب حقش بود داشتم زیر لب بهش بد و بیرا میگفتم که معلم گفت بریم داخل کلاس مام رفتیم داخل
باورم نمیشه ۲۰ شدم 🥳🥳🥳🥳🥳
اون آدرین لامصبم ۲۰ شده بود البته خوش به حالش چون اونم تلاش کرده بود ولی کت نوار ازش خیلی سرتره
یهو دیدم داشت میومد پیشم خدایا باز این چی میخواد
آدرین : سلام مرینت خب ......
نویسنده : #بانکیس
The owner of this channel has been inactive for the last 5 months. If they remain inactive for the next 19 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
