از زندگی تو کشوری که هر لحظه دلشون بخواد برق رو رومون قطع میکنن و دین و حجابش اجباریه و تورمش سر به فلک میکشه و هیچ فردایی براش تعریف نشده متنفرم💔
💔8❤2👍1
تولد علی رو خوب یادم میمونه.
علی دقیقاً ۱ سال و ۱ ماه و ۱ روز از من بزرگ تره و تاحالا فقط ۱ بار دیدمش.
مثل اینکه سرنوشت دوستیمون گره خورده به این عدد.
اما دوستیمون حالا پنج ساله شده.
خیلی خوبه که علاقهٔ نویسندگی و شاهین کلانتری باعث شد ما آشنا بشیم.
خوشحالم
تولدش مبارک✨🎊
علی دقیقاً ۱ سال و ۱ ماه و ۱ روز از من بزرگ تره و تاحالا فقط ۱ بار دیدمش.
مثل اینکه سرنوشت دوستیمون گره خورده به این عدد.
اما دوستیمون حالا پنج ساله شده.
خیلی خوبه که علاقهٔ نویسندگی و شاهین کلانتری باعث شد ما آشنا بشیم.
خوشحالم
تولدش مبارک✨🎊
Telegram
علی خواجه حیدری🪐
پزشکی که به عشق و سفر و شعر و فلسفه و معاشرت و طبیعت و فیلم و ادبیات و هنر و نوشتن علاقه داره.
کانال یوتیوب: https://youtube.com/@draliok?si=Xys
me: @draliok
ناشناس:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=64628720
کانال یوتیوب: https://youtube.com/@draliok?si=Xys
me: @draliok
ناشناس:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=64628720
❤5
دیروز با دایی یه سفر دوتایی و یهویی و نیم روزه به اهواز داشتیم.
تو راه بهم گفت
"عشق جدا از آدمی که دوسش داری
خود حسش قشنگه
اون تپش قلب،
اونکه چشمات تو جمع دنبال ۱ نفر میگرده تا پیداش کنه،
اون میل به دیوونگیش،
و اون آرامشی که وقتی بهش فکر میکنی سراغت میاد"
🤍🤍🤍
تو راه بهم گفت
"عشق جدا از آدمی که دوسش داری
خود حسش قشنگه
اون تپش قلب،
اونکه چشمات تو جمع دنبال ۱ نفر میگرده تا پیداش کنه،
اون میل به دیوونگیش،
و اون آرامشی که وقتی بهش فکر میکنی سراغت میاد"
🤍🤍🤍
❤6🕊3😍3❤🔥1
تو خونهٔ ما نمیگن "پایتخت"، میگن "نقی"!
مثلاً تکرار نقی ساعت چنده؟
یا دیشب نقی رو دیدی؟
😂😂🤦♀
مثلاً تکرار نقی ساعت چنده؟
یا دیشب نقی رو دیدی؟
😂😂🤦♀
🤣9
یه لحظه هایی مثل الان حس میکنم زندگی چقدر سخته و چقدر باید تلاش کنم تا بره جلو، خوب بره جلو!
بعد یادم میاد من هنوز سختی ندیدم، اینا احتمالاً جوکه.
بعد میافتم توی یه لوپ تعارض که شاید حق ندارم شرایط الانم رو سخت بدونم.
و بعد همه چیز سخت تر میشه..
استرس زیادی رو دارم هر روز به روز بعد حمل میکنم. مغزم مثل لپتاپم پر شده؛
اما نه طوری که بشه با استراحت آرومش کرد، چون تو عید یه دل سیر استراحت کردم.
همه چیز این روزا پر از استرسه
از ددلاینهای پیش روم تا پلنی که برای چند ماه آینده چیدم.
همشون نیاز به تلاش من دارن و من خیلی بیحوصلم..
And that's freaking scary 🌪
بعد یادم میاد من هنوز سختی ندیدم، اینا احتمالاً جوکه.
بعد میافتم توی یه لوپ تعارض که شاید حق ندارم شرایط الانم رو سخت بدونم.
و بعد همه چیز سخت تر میشه..
استرس زیادی رو دارم هر روز به روز بعد حمل میکنم. مغزم مثل لپتاپم پر شده؛
اما نه طوری که بشه با استراحت آرومش کرد، چون تو عید یه دل سیر استراحت کردم.
همه چیز این روزا پر از استرسه
از ددلاینهای پیش روم تا پلنی که برای چند ماه آینده چیدم.
همشون نیاز به تلاش من دارن و من خیلی بیحوصلم..
And that's freaking scary 🌪
👍8❤1
L.O.V.E.
Frank Sinatra
L is for the way you look at me
O is for the only one I see
V is very, very extraordinary
E is even more than anyone that you adore can
O is for the only one I see
V is very, very extraordinary
E is even more than anyone that you adore can
❤🔥2
من آدمیام که سعی میکنم با برنامهریزی کنترل خوبی روی زندگیم داشته باشم.
قبلاً جواب میداد
اما هر چی جلوتر میریم وضعیت محیطی و کشور طوری همهٔ برنامهریزی هایی که روشون حساب کرده بودم رو بهم میزنه که نه تنها کنترلی روی زندگیم ندارم،
بلکه مدام استرس بهم وارد میشه و حالم بد میشه.
رسیدم به مرحلهای که نباید با پلن از قبل تعیین شده از خواب بیدار بشم چون با یه بالا و پایین سیاسی همش زیر و رو میشه..باید صبح بیدار بشم و ببینم تا آخر امشب چطور میتونم دووم بیارم و چه کارهایی از دستم بر میاد. و هر روز این سیکل رو تکرار کنم. هر روز!! نه حتی هر هفته.. هر فاکینگ روز!!
هیچوقت فکر نمیکردم یه روز برنامهریزی بشه یه امر استرس آور! بشه مانع حرکتم یا دلیل حال بدم!
اما از حالا به بعد مجبورم یاد بگیرم که تا تاریخ انقضای هر روز نگذشته هر چی هست رو تا ته سر بکشم.
چون گندی زدن به این کشور که هیچ چیز نمیتونه جمعش کنه. هیچ چیز.
قبلاً جواب میداد
اما هر چی جلوتر میریم وضعیت محیطی و کشور طوری همهٔ برنامهریزی هایی که روشون حساب کرده بودم رو بهم میزنه که نه تنها کنترلی روی زندگیم ندارم،
بلکه مدام استرس بهم وارد میشه و حالم بد میشه.
رسیدم به مرحلهای که نباید با پلن از قبل تعیین شده از خواب بیدار بشم چون با یه بالا و پایین سیاسی همش زیر و رو میشه..باید صبح بیدار بشم و ببینم تا آخر امشب چطور میتونم دووم بیارم و چه کارهایی از دستم بر میاد. و هر روز این سیکل رو تکرار کنم. هر روز!! نه حتی هر هفته.. هر فاکینگ روز!!
هیچوقت فکر نمیکردم یه روز برنامهریزی بشه یه امر استرس آور! بشه مانع حرکتم یا دلیل حال بدم!
اما از حالا به بعد مجبورم یاد بگیرم که تا تاریخ انقضای هر روز نگذشته هر چی هست رو تا ته سر بکشم.
چون گندی زدن به این کشور که هیچ چیز نمیتونه جمعش کنه. هیچ چیز.
💔8
کُنج🌊
قصه از اینجا شروع شد: خواستم؛ پس شروع کردم. هنوز نقشه ای ندارم. یا نه.. شاید هم دارم! نقشه دارم بی نقشه عمل کنم؛ ”کُنج“ هم بی نقشه شروع شد. اما میخواهم که خودش نقشهام شود.. از امروز، هر روز آب پای کُنج کوچکم میریزم و منتظر میمانم رشد کند💙 . . به کُنج…
قصهٔ کنج ۴ سال پیش از اینجا شروع شد.
❤2
کُنج🌊
قصهٔ کنج ۴ سال پیش از اینجا شروع شد.
و امروز به پایان میرسه.
خاطرات قشنگ و احساسات زیادی اینجا از من ثبت شده،
موزیک ها و عکسهای زیادی از شما،
ممنون که بودین🩵
روزی که کنج رو شروع کردم تازه وارد دانشگاه شده بودم، موسیقی کار میکردم، مینوشتم و پی کشف هویتم توی این دنیا بودم.
مدتی میشه که فهمیدم دیگه اون کسی که اینجا رو شروع کرد نیستم.
تغییر اتفاق افتاده و هویت و راه پیش رو برام روشن تر شده.
پس اینجا از همتون خداحافظی میکنم و در ادامهٔ راه نو، توی یک کانال نو منتظر دیدن مجددتون هستم.
مثل شوق پوشیدن کفش های عیدی توی اولین روز مدرسه بعد از عید، هیجان گفتن از مسیر جدید رو دارم.
با این پیام آخر دعوتتون میکنم به روزنهٔ جدید زندگیم، Ahoy!
لینک ورود: https://t.me/itsminalisa
خاطرات قشنگ و احساسات زیادی اینجا از من ثبت شده،
موزیک ها و عکسهای زیادی از شما،
ممنون که بودین🩵
روزی که کنج رو شروع کردم تازه وارد دانشگاه شده بودم، موسیقی کار میکردم، مینوشتم و پی کشف هویتم توی این دنیا بودم.
مدتی میشه که فهمیدم دیگه اون کسی که اینجا رو شروع کرد نیستم.
تغییر اتفاق افتاده و هویت و راه پیش رو برام روشن تر شده.
پس اینجا از همتون خداحافظی میکنم و در ادامهٔ راه نو، توی یک کانال نو منتظر دیدن مجددتون هستم.
مثل شوق پوشیدن کفش های عیدی توی اولین روز مدرسه بعد از عید، هیجان گفتن از مسیر جدید رو دارم.
با این پیام آخر دعوتتون میکنم به روزنهٔ جدید زندگیم، Ahoy!
لینک ورود: https://t.me/itsminalisa
❤1