من به بیخبری از تو عادت نمیکنم، به نبودنت عادت نمیکنم،
من فقط میتوانم عاشق بشوم که شدهام.
-افشین یدالهی
من فقط میتوانم عاشق بشوم که شدهام.
-افشین یدالهی
یعنی خوب میشویم؟ یعنی نور میتابد و جانهای منجمد ما را گرم خواهد کرد؟ یعنی خوب میشویم؟ یعنی رخت عزا از تن بیرون خواهیمآورد و بر روی گورهای اندوهمان خواهیمرقصید؟ یعنی خوب میشویم؟! با این وسعت از دردی که حتی تصور نمیکردیم؟ بااین حجم از کرختی و اندوه و خشمِ درهم آمیخته؟ بااین حجم از زخم؟!
یعنی خوب خواهیم شد؟! یعنی از یاد خواهیمبرد چهها به ما کردند؟ از یاد خواهیمبرد چه معصومانه از صورتِ انسانیِ زیستن، دور ماندهبودیم و چقدر بیگناه و چقدر خشمگین و چقدر اندوهگین بودیم؟!
یعنی خوب خواهیمشد؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
یعنی خوب خواهیم شد؟! یعنی از یاد خواهیمبرد چهها به ما کردند؟ از یاد خواهیمبرد چه معصومانه از صورتِ انسانیِ زیستن، دور ماندهبودیم و چقدر بیگناه و چقدر خشمگین و چقدر اندوهگین بودیم؟!
یعنی خوب خواهیمشد؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
❤2
🍃kocheyebinam (mina abdoos) pinned «یعنی خوب میشویم؟ یعنی نور میتابد و جانهای منجمد ما را گرم خواهد کرد؟ یعنی خوب میشویم؟ یعنی رخت عزا از تن بیرون خواهیمآورد و بر روی گورهای اندوهمان خواهیمرقصید؟ یعنی خوب میشویم؟! با این وسعت از دردی که حتی تصور نمیکردیم؟ بااین حجم از کرختی و اندوه و…»
اگر این روزها غمگینی، عصبی، بیحس یا خستهای، بدان که مشکل از تو نیست. این واکنش طبیعی مغز در برابر تروماست. تروما و سوگ، جمعی هستند؛ سوگی که فرصت گریه ندارد، پایان مشخصی ندارد، هر روز تازه میشود و همین، روان را فرسوده میکند. وقتی مغز مدام در حالت هشدار است، امید کمرنگ میشود، خشم بالا میرود، بیحسی ظاهر میشود و انرژی زندگی پایین میآید. این «ضعف» نیست؛ عملکرد سیستم بقاست. اگر احساس بیحسی میکنی، بدان بیحسی به معنای بیاحساسی نیست؛ بیحسی یعنی خستگی سیستم عصبی و بدن دارد از تو محافظت میکند. در بحرانهای طولانی، کارهای کوچک نجاتبخشاند؛ نفس عمیق، خواب کافی، تماس انسانی، نوشتن احساسات و فعال بودن برای هدفی که داری. کار کوچک، مقاومت روانی است. حتی وقتی هیچ کنترلی بر بیرون نداریم، هنوز چیزهایی در اختیار ماست؛ واکنش ما، ارزشهای ما، مهربانی ما، پیوند ما با دیگران و کمک به کسانی که به کمک ما نیاز دارند، و اینها کوچک نیستند. زنده ماندن، زندگی کردن، دوست داشتن، نفس کشیدن و اثرگذار بودن در چنین روزهایی، خودش نوعی شجاعت است.
❤1
رواست گر من از این غصه خون بگریم، خون؛
سزاست گر من از این غصه، زار گریم، زار.
- شیخ بهایی
سزاست گر من از این غصه، زار گریم، زار.
- شیخ بهایی
میدانم زندگی میگذرد، میدانم دردهایمان کمرنگ میشود
ولی عزیز من،
جوانیمان را از که پس بگیریم؟
ولی عزیز من،
جوانیمان را از که پس بگیریم؟
💔1
مرگ تنها دری است که تا به تو فکر میکنم باز میشود … و هر بار بدم میآید از خانهای که در آن نیستی … و بعد به هر دری میزنم عزرائیل پشتش است.
-لیلا کردبچه
-لیلا کردبچه
امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم که وقتی روی زمین افتاد، اسم زنش را صدا میکرد: «ماریا... ماریا...» و بعد جلوی چشمان من مُرد.
به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کمسنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد.
من معمولاً پای افراد را نشانه میگیرم. سعی میکنم آنها را نکشم. فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم، ناگهان خم شد و گلوله به سینهاش خورد.
حالا ماریای کوچکش چهقدر باید منتظر او بماند! چه قدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد! ماریا حتی نمیداند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد.
جنگ بدترین فکر بشر است...
از بچگی فکر میکردم مگر آدمها مجبورند با هم بجنگند و حالا میبینم بله. گاهی مجبورند... چون آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند.
میان گلولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمیمیرند.
آنها در خانههای گرمشان نشستهاند. سیگار میکشند و دستور میدهند... کاش اسلحهام را بهسمت رئیسانی میگرفتم که در خانههای گرمشان نشستهاند. بچههایشان در استخر شنا میکنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند. راحتتر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمیانگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند
#آندره_مالرو
#ضدخاطرات
به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کمسنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد.
من معمولاً پای افراد را نشانه میگیرم. سعی میکنم آنها را نکشم. فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم، ناگهان خم شد و گلوله به سینهاش خورد.
حالا ماریای کوچکش چهقدر باید منتظر او بماند! چه قدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد! ماریا حتی نمیداند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد.
جنگ بدترین فکر بشر است...
از بچگی فکر میکردم مگر آدمها مجبورند با هم بجنگند و حالا میبینم بله. گاهی مجبورند... چون آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند.
میان گلولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمیمیرند.
آنها در خانههای گرمشان نشستهاند. سیگار میکشند و دستور میدهند... کاش اسلحهام را بهسمت رئیسانی میگرفتم که در خانههای گرمشان نشستهاند. بچههایشان در استخر شنا میکنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند. راحتتر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمیانگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند
#آندره_مالرو
#ضدخاطرات
❤2
🍃kocheyebinam (mina abdoos) pinned «امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم که وقتی روی زمین افتاد، اسم زنش را صدا میکرد: «ماریا... ماریا...» و بعد جلوی چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کمسنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد. من معمولاً پای افراد را نشانه…»
میدانم زندگی میگذرد، میدانم دردهایمان کمرنگ میشود
ولی عزیز من،
جوانیمان را از که پس بگیریم؟
ولی عزیز من،
جوانیمان را از که پس بگیریم؟
❤2
و ما
زمستان دیگری را سپری خواهیم کرد؛
با عصیان بزرگی که در درونمان هست
و تنها چیزی که گرممان میدارد
آتشِ مقدسِ امیدواریست...
#ناظم_حکمت
زمستان دیگری را سپری خواهیم کرد؛
با عصیان بزرگی که در درونمان هست
و تنها چیزی که گرممان میدارد
آتشِ مقدسِ امیدواریست...
#ناظم_حکمت
❤2
پاک کن از چهره اشکت را
ز جا برخیز
تو در من زندهای، من در تو
ما هرگز نمیمیریم
من و تو با هزاران دگر
این راه را دنبال میگیریم
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا..
– هوشنگ ابتهاج
ز جا برخیز
تو در من زندهای، من در تو
ما هرگز نمیمیریم
من و تو با هزاران دگر
این راه را دنبال میگیریم
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا..
– هوشنگ ابتهاج
❤1
گفتم: حتی فکر کردن به آنها آزارم میدهد، تصوراتشان، رفتارشان، شیوهی زیستیشان، حرفهایشان.
گفت: هرگز پیش خودت فکر کردهای شاید تو اشتباه کنی و راه آنها درستتر از تو باشد؟ نه اینکه واقعا تو اشتباه باشی و آنها درست، اما حتما باید به این مسئله فکر کردهباشی و حتما باید هرازگاهی برای ادامهی مسیر همیشگیات دنبال برهان و منطقی موجه گشتهباشی وگرنه فقط متعصبی و با آنان که از آنها بیزاری، هیچ فرقی نداری!
#نرگس_صرافیان_طوفان
گفت: هرگز پیش خودت فکر کردهای شاید تو اشتباه کنی و راه آنها درستتر از تو باشد؟ نه اینکه واقعا تو اشتباه باشی و آنها درست، اما حتما باید به این مسئله فکر کردهباشی و حتما باید هرازگاهی برای ادامهی مسیر همیشگیات دنبال برهان و منطقی موجه گشتهباشی وگرنه فقط متعصبی و با آنان که از آنها بیزاری، هیچ فرقی نداری!
#نرگس_صرافیان_طوفان
❤2
زندگی یک وطن بهم بدهکاره که توش فقط به زندگی فکر کنم نه تحریم، نه تورم، نه جنگ، نه بیماری، نه تنش نه استرس.
-دیاکو.
-دیاکو.
❤1
اونجا که داستایفسکی میگه:
تنها از یک چیز در هراسم
اینکه سزاوار رنج هایم نباشم …
تنها از یک چیز در هراسم
اینکه سزاوار رنج هایم نباشم …
❤1