🍃kocheyebinam (mina abdoos)
180 subscribers
2.79K photos
259 videos
10 files
265 links

.
.

خوش نامی قدم اول است...از خوش نامی به بدنامی رسیدن قدم بعدی....قدم آخر,گم نامی است...طوبا للغرباء!


مطالبی ک دوستدارید در کانال گذاشته بشه رو برام‌بفرستید
@M68ab
Download Telegram
فروختم به دو تا بوسه کلّ دنیا را!
رها کنید در این حسّ لعنتی ما را

به مرد چسبیده مثل بچّه‌ای به رَحِم
کسی که تجربه کرده تمام زن‌ها را

بدون مریم و گیتی و آذر و شبنم
بدون شهره و سیمین و نرگس و سارا

تو مرد، من زن، من مرد، تو زن و تا صبح
میان خنده عوض می‌کنیم هی جا را

که مست باشم و اخبار راست‌راست به راست...
بدون حمله بگیرم صدا و سیما را!!

که از خطوطِ قرمز یواش رد بشوم
که بی‌هوا بگذارم به آن‌طرف پا را

نگاه کن عصبانی! نگاه تو خوب است
که عاشقانه کنی انتهای دعوا را

که روی زبریِ ته‌ریش تو قدم بزنم
که بر لبت بنشینم هنوز و حالا را

که روی زبریِ ته‌ریش من قدم بزنی
که بر لبم بگذاری تمام دنیا را

دوباره تایپ کن از پشت خط که «صبح بخیر»
دوباره داغ کن از بوسه‌ات الفبا را

که گور بابای هر که هر چه گفت... بخواه!
چنان که ماهیِ آزاد خواست دریا را

به شانه‌های غمم تکیه کن میان اشک
که گریه می‌فهمد مردهای تنها را

بیا که می‌لبقم آف آف آف بسااااف...!!!
بگیر از کلمه قصد و ربط و معنا را

که فعل مرده و فاعل تویی که تا... از... به...
که توی دست تو مفعول می‌شوم با «را»

مرا به شور به دیوانگیت می‌خواند
صدای ضبط که پر کرده کلّ ویلا را

برقص در بغلم... هی برقص... رقص... برقص...
بچرخ... چرخ... جهان دُور می‌زند ما را

نترس از این‌همه احساس غیرمعمولی
بیا و تجربه کن یک دقیقه رؤیا را

بیا و تجربه کن ترس‌های گیجی که...
بیا و تجربه کن آخرین مبادا را

بیا و تجربه کن در اتاق، داخل شهر
نگفتنی‌ها را و نکردنی‌ها را

کجاست جای من و تو در این جهان بزرگ؟!
بیا و حل بکن این آخرین معمّا را

رها کنید در این حسّ لعنتی ما را
رها کنید در این حسّ لعنتی ما را...

مهدی موسوی
1
‏بابتش دیگه انقدر ناراحت نیستم، میدونم اتفاقی که باید می‌افتاد، میدونم اون غمه برام لازم بود، میدونم باید بزرگ میشدم،همین.
1
وقتی
احساس می‌کنی
همه‌ی درها بسته شده‌اند،
مهرِ خدا
از روزنه‌یِ ناممکن‌ها
به تو خواهد رسید 🫶🏻
1
می‌گفت : مراقب باش!
که یه غم اونقدر بهت غلبه نكنه که نا امید بشی
و طوری رفتار کنی که انگار خدا تا حالا هیچ وقت
غم و اندوه تو رو برطرف نکرده . . .
1
«زن هایِ غمگین زیادی درونِ من گریه می کنند؛ اما زنِ درون آیینه؛
لب هایش را سرخ می کند و موهایش را محکم تر می‌بافد..!»

-کیمیا رجبی
1
شاید زندگی پیدا کردن بخش‌هایی از خودمان در تکه تکه‌هایی از یک کل منسجم است، پیدا کردنی که به اندازه یک عمر طول می‌کشد.

- تکه هایی از یک کل منسجم
1
🍃kocheyebinam (mina abdoos) pinned «شاید زندگی پیدا کردن بخش‌هایی از خودمان در تکه تکه‌هایی از یک کل منسجم است، پیدا کردنی که به اندازه یک عمر طول می‌کشد. - تکه هایی از یک کل منسجم»
آدم نهایتا یکی دو بار خودشو ثابت میکنه، دفعه سوم میذاره هر جور دوست دارید فکر کنید.
و شب بخير…
👍1
یه وقتایی حس میکنم
بیشتر از سنمون دیديم
بیشتر از عمرمون شکستيم
بیشتر از اون که باید ، فکر کرديم
حرص خورديم، تلاش كرديم، ساختيم
زود بزرگ شديم
و خیلی زود داريم پیر میشيم ..
اونجا که اخوان ثالث میگه:

من اینجا بس دلم تنگ است،
و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ است.
بیا ره‌توشه برداریم،
قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم؛
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟
1
مدت زیادی در این تن نخواهید ماند
شریف زندگی کنید ❤️
1
زندگی دوباره سبز خواهد شد این یک وعده نیست این ذات زندگیست

  
«چه خوش‌تر زآن که بعد از انتظار‌ی‌؟
به امیدی رسد امیدوار‌ی‌؟»

- نظامی
زیرا که مردگان آن سال،
عاشق‌ترین زندگان بودند ..🖤

به یاد مسافران پرواز ۷۵۲
@Cafeparagraph_mag
ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده، یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست. اینجا سرزمینی است که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نان می‌جنگیم...

👤ویکتور هوگو
نه مرگ آنقدر تلخ است، نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو، شرفش را بدهد.
2
کاش همینی بشه که صائب تبریزی میگه:
«آرامش است؛ عاقبت اضطراب ها..»
بالاخره خوب شه، قشنگ بشه، برسیم، ببینیم، بخندیم...
1
یک روزهایی هستند
که دورند، دورند،
خیلی دورند؛
اما می‌رسند.
بالاخره از راه می‌رسند 🍃
1
‏ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود آدم‌های زیادی را به گریه می اندازد
1
من به بی‌خبری از تو عادت نمی‌کنم، به نبودنت عادت نمی‌کنم،
من فقط می‌توانم عاشق بشوم که شده‌ام.

-افشین یدالهی