ㅤୡஂ ͏ ͏🐢
آقای لاکپشت سبز، کاهو ها را دوست نداری یا مزرعه کاهو برایت خیلی دور است؟!
برای من هر دو موضوع صادق است، مزرعه دور است و برای همین کاهو ها را دوست ندارم، هرچند که هنوز هم احساسی زیر دلم را قلقلک میدهد و رنگ سبز کاهو ها در چشمانم میدرخشند اما قصد ندارم از جایم بلند شوم.
مامان میگوید که من تنبلی میکنم، اما من اینگونه صدایش نمیزنم، بنظر من احساسی که دارم نامش «من فقط نمیخواهم کاری انجام بدهم» است، فرقش با تنبلی این است که، یک گوشه نشستن و کیوی خوردن را به انجام کارها ترجیح میدهم.
هرچند نمیدانم چطور تنبلی را برای تو توصیف کنم اما میتوانم بگویم او یک کرم است که زودتر از تو به کاهوی مورد علاقه ات رسیده و آن را سوراخ سوراخ کرده است، و تو حالا میلی برای خوردن آن کاهو نداری!
آقای لاکپشت هنوز به مزرعه کاهو خیره شدهای! اگر مدام به آن فکر کنی آنوقت تنبل به حساب میآیی.
دست از نگاه کردن به مزرعه بکش و به جایش به چیز دیگری فکر کن!
مثلاً… به خانه ات، همین لاک پشت سرت فکر کن.
آیا لاک توهم برایت خیلی سنگین است؟ مال من خیلی سنگین است.
شاید با خودت فکر کنی «این دیوانه دیگر چه میگوید؟ اینکه لاک ندارد!» اما باید بگویم کور خواندی آقای لاک پشت سبز. من یک لاک بزرگ و سنگین دارم که از خستگی هایم ساخته شده و با ریسه هایی از جنس سردرگمی تزئین شده، و محکم و سفت به پشت کمرم چسبیده است و مرا هر روز خسته تر از قبل میکند و زانوهایم را خم میکند!
اصلا یکی از دلایلی که نمیخواهم کاری کنم هم، همین لاک گنده بدردنخور است.
لاک من، مانندِ مال تو، سقف بالای سرم نمیشود. بلکه مرا وادار میکند بر زمین بنشینم و با حسرت مزرعه کاهوی مورد علاقم را نگاه کنم.
گاهی هم ریسه های سردرگمیاش در دست و پایم میافتند و من نمیدانم، آرزوهایم را دوست ندارم یا راه رسیدن به آنها خیلی دور است؟!
🍾4
Forwarded from Ö 𝗇𖫲︭͟𝖾 𝗌𝗍︭͟𝖾ּ𝗉 آکـادمي
https://t.me/kiwireen
✉️ּ شاعـر ، روانشنـاس
Forwarded from Ö 𝗇𖫲︭͟𝖾 𝗌𝗍︭͟𝖾ּ𝗉 آکـادمي
Ö 𝗇𖫲︭͟𝖾 𝗌𝗍︭͟𝖾ּ𝗉 آکـادمي
https://t.me/kiwireen ✉️ּ شاعـر ، روانشنـاس
البته کیویشناس و متخصص احساسات بیشتر بهت میاد ، ولی فکر نکنم شغلشو داشته باشیم
فکر کنم استعداد شعرسراییم رو تو زندگی قبلیم جا گذاشتم چون تو این زندگی زیاد استعداد ندارم😭😂