کیسم، دهکده زندگی زیبا
80 subscribers
8.26K photos
1.22K videos
166 files
938 links
Download Telegram
💐💐💐 سالروز میلاد ابوتراب، مولای جوانمردان، امام علی علیه السلام،
روز مرد و پدر را به تمام مردان و پدران بزرگوار، شریف و غیور ایران زمین از صمیم قلب تبریک عرض می کنیم.

مردان و پدرانی که به خصوص در سالیان اخیر به خاطر تورم افسارگسیخته ناشی از ناکارآمدی و فساد و مشکلات اقتصادی فراوان حاصل از آن، خیلی از مواقع شرمنده خانواده و زن و بچشون شدند و به هر دری می زنند تا بهترین زندگی که نه، اما حداقل معیشت را برای خانوادشون فراهم کنند.

از صمیم قلب امیدواریم خداوند بزرگ هیچ وقت هیچ مرد و پدری را شرمنده زن و بچه و خانواده اش نکنه و بهترین اتفاق ها و تقدیرها برای کشورمون و مردم عزیز این کهن سرزمین ریشه دار رقم بخوره 🙏 💐💐💐

@kisom20

وجود نازنین پداران و مادران را قدر بدونیم و یاد و خاطرات همه پداران و مادران سفر کرده به دیار باقی گرامی و روحشون در شادی و آرامش ابدی 🙏💐💐💐
🔴 چارلی چاپلین یک خاطره از کودکی‌اَش را این گونه تعریف می‌کند:
«با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط؛ یک زن و شوهر با ۴ تا بچشون جلوی ما بودند. وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه، قیمت بلیط‌ها رو بهشون اعلام کرد، ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت، معلوم بود که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند..!
ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک اسکناس صد دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت، سپس خم شد و پول را از زمین برداشت و به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاده!
مرد که متوجه موضوع شده بود، بهت زده به پدرم نگاه کرد و گفت: متشکرم آقا..! مرد شریفی بود ولی برای اینکه پیش بچه‌هايش شرمنده نشود، کمک پدر را پذیرفت، بعد از اينکه بچه‌ها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، ما آهسته از صف خارج شدیم و بدون دیدن سیرک به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم.»
و در ادامه می گوید:
« آن زیباترین سیرکی بود که
به عمــرم نرفته بودم😊

ثروتمند زندگی کنیم
بجای آنکه ثروتمند بمیریم
انسانیت نهایت دینداریست.


#پدران با گذشت روزتان مبارک ❤️💐

@kisom20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#غلامرضا_اکبرزاده_باغبان
#شعر_مسمط_مخمس_گیلکی

گیرم غار لنگا بزایید بزین چی؟؟!!
یتیمان کفشَم وازایید بزین چی ؟؟!!

واگردان:

به فرض اینکه با نشانه گیری‌ قوی خود پای لک لک را نشانه گرفتید و به درستی به هدف زدید و کفش‌های یتیمان را نیز صاحب شدید و از آن ِ خود کردید ، آخر سرنوشتتان چه می‌شود ؟!

#غلامرضا_اکبرزاده_باغبان

@akbarzadehbaghban
✍️پاسخ زیباکلام به دعوت سیمایی‌صراف برای کمک به برون‌رفت کشور از مشکلات اجتماعی | ۷ بهمن ۱۴۰۴

🔺تعارفات پرطمطراق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، ‌صادق زیباکلام در نامه‌ای سرگشاده خطاب به دکتر حسین سیمایی‌صراف، با نگاهی به درخواست وزیر علوم، تحقیقات و فناوری برای کمک دانشگاه‌ها برای راهیابی به برون‌رفت کشور از مشکلات اجتماعی، به نقد رجوع به دانشگاهیان در بزنگاه‌های حساس سیاسی کشور پرداخته است. در متن نامه صادق زیباکلام آمده است:

استاد ارجمند، جناب آقای دکترحسین سیمایی‌صراف
وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری
با سلام و تحیات؛

در راستای خواسته جناب آقای پزشکیان، ریاست محترم جمهوری، در ارتباط با کمک دانشگاه‌ها برای راهیابی به برون‌رفت کشور از مشکلات اجتماعی، اعلام فرموده‌اید که قصد دارید با «بسیج ظرفیت‌های علمی کشور برای شناخت عمیق پدیده‌های اجتماعی مبتلابه جامعه» از دانشگاه‌ها کمک بگیرید. از یک‌سری تعارفات، جمله‌پردازی‌های پرطمطراق و کلی‌گویی‌های ادبیِ زیبا اما بی‌محتوا که متأسفانه در فرهنگ سیاسی و دولتی ما رواج یافته و در بیانیه‌تان نیز به چشم می‌خورد، همچون «دانشگاه ایرانی تجلی وحدت در کثرت تاریخ ایرانی است؛ نقطه تلاقی گفتمان‌ها، اقوام، مذاهب، نیروهای اجتماعی و طبقات در دانشگاه ایرانی حضور دارند» که نه معلوم است معنای دقیق این جملات چیست و نه مقصود از به‌کاربردن آنها چه می‌باشد، می‌گذرم؛ کمااینکه ظاهرا همان‌گونه که اشاره کردید، بنا دارید به خواسته آقای رئیس‌جمهور، از دانشگاه‌ها در رابطه با مشکلات و مسائل فعلی کشور کمک بگیرید.

🔹جناب سیمایی عزیز، این نه نخستین بار است که دانشگاهیان برای برون‌رفت از مشکلات دعوت می‌شوند و نه احتمالا آخرین بار خواهد بود. نخستین بار در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ بود که جناب دکتر فرهاد رهبر، رئیس وقت دانشگاه تهران، شماری از اساتید را گرد هم آوردند و از آنان خواستند به ریشه‌یابی اسباب و علل آن اعتراضات بپردازند. در ادامه، از شورای عالی امنیت ملی و وزارت کشور نیز نمایندگانی در جلسات حضور یافتند. این نشست‌ها قریب به دو ماه به درازا کشید و مسئولیت تهیه صورت‌جلسات نیز بر عهده اینجانب گذاشته شد؛ تا رسیدیم به مهرماه و آغاز سال تحصیلی ۸۸. با شروع کار دانشگاه، همه‌چیز به خیر گذشت، مسئولان نفس راحتی کشیدند و بسیار محترمانه عذر اساتید و آن جلسات را خواستند. پس از آن نیز راهپیمایی بزرگ نهم دی برگزار شد و اعلام گردید که اعتراضات ۸۸ از ابتدا توطئه دشمن بوده و اساسا نیازی به بررسی و واکاوی از سوی اساتید وجود نداشته است.
بعد از آن، نوبت به اعتراضات دی‌ماه ۹۶ و آبان ۹۸ رسید. این بار جناب دکتر محمود نیلی، رئیس وقت دانشگاه تهران، مجددا اساتید را گرد هم آوردند و علاوه بر آنان، اساتیدی از دانشگاه‌های اصفهان، علامه طباطبایی و تربیت مدرس نیز به جمع اضافه شدند. تجربه سال ۸۸ باعث شده بود که اینجانب چندان اصراری به مشارکت جدی در آن جلسات نداشته باشم، تا اینکه از سوی ریاست محترم دانشگاه ناچار به پاسخ شدم و عرض کردم: چه کسی، کدام مسئول و کدام نهاد مملکتی از ما خواسته است که به بررسی مشکلات و ارائه راه‌حل بپردازیم؟

🔹آن جلسات نیز نزدیک به دو سال، تا روی کار آمدن دولت مرحوم شهید رئیسی، ادامه یافت. سپس جناب دکتر محمد مقیمی، رئیس جدید دانشگاه، در راستای سیاست «خالص‌سازی» دولت جدید که اساسا هیچ مشکل و مسئله اجتماعی‌ای را به رسمیت نمی‌شناخت، جلسات را تعطیل کردند. همان‌گونه که در سال ۸۸ احدی نپرسید حاصل بررسی‌های دانشگاهیان چه بوده است، در سال ۱۴۰۰ نیز عینا هیچ بنی‌بشری نپرسید که آن قریب به دو سال بررسی اساتید پیرامون مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و افول سرمایه اجتماعی به کجا انجامید و چه نتایجی به دست آمد. می‌دانید چرا؟ چون در ایران اساسا مسئولان مشکلی نمی‌بینند که نیاز به دانشگاه و مساعدت دانشگاه داشته باشد. اگر هم مشکلی پدید آید، خودشان می‌دانند چگونه آن را حل کنند و نیازی به دانشگاه‌ها احساس نمی‌شود.


🔺ادامه را در سایت روزنامه شرق بخوانید:

https://www.sharghdaily.com/بخش-روزنامه-100/1084081-تعارفات-پرطمطراق
1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر قواعد تغییر قواعد در جامعه‌ای کار نکنند و‌ مؤثر نباشند، خشونت بالاخره ناگزیر می‌شود.

بخشی از گفت‌وگو با یاسر عرب درباره اعتراضات و فاجعه دی‌ماه ۱۴۰۴.

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/r_puAsv64fw

@irantalk_sn
👌1
Audio
🔹 چکیده سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:

روزگاری این‌چنین ‌هائل

👤 دکتر مسعود نیلی؛ اقتصاددان

✍️ وضعیت کنونی ایران یکی از غمبارترین و بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی است؛ دوره‌ای که در آن طی کمتر از ۴۸ ساعت هزاران نفر، عمدتاً جوانان، جان خود را از دست دادند و جامعه‌ای سوگوار و خشمگین برجا ماند.

✍️ این وقایع قابل پیش‌بینی و قابل پیشگیری بوده و ریشه آن در انباشت طولانی‌مدت نارضایتی‌ها، به‌ویژه اقتصادی، نهفته است. ناتوانی نظام حکمرانی در آسیب‌شناسی و اولویت‌دهی به این مسائل، جامعه را به نقطه انفجار رسانده است.

✍️ از مهم‌ترین نشانه‌های بحران، وجود حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغل و نه محصل است که معادل ۱۴ درصد جمعیت کشور بوده و وضعیت هشداردهنده‌ای ایجاد کرده است.

✍️ بازار کار از سال ۱۳۹۸ عملاً متوقف شده؛ در حالی که بیش از ۴.۴ میلیون نفر به جمعیت در سن کار افزوده شده‌اند، خالص اشتغال تنها ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافته و حتی ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شده‌اند.

✍️ این امر به افزایش شدید جمعیت وابسته انجامیده است. بررسی دوره‌های مختلف نشان می‌دهد اشتغال‌زایی در سال‌های اخیر تقریباً به صفر رسیده است.

✍️ در حوزه رفاه، رشد اقتصادی از حدود ۱۳۹۰ متوقف شده و درآمد سرانه واقعی در سال ۱۴۰۳ پایین‌تر از سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۶ است.

✍️ جمعیت زیر خط فقر به حدود ۳۲ میلیون نفر رسیده و کیفیت زندگی، از تغذیه تا دسترسی به درمان، به‌شدت کاهش یافته است.

✍️ تورم‌های بالای ۴۵ و حتی ۵۰ درصد، بدون جبران متناسب در دستمزدها، نارضایتی گسترده ایجاد کرده و کاهش قدرت خرید کارکنان دولت و نیروهای مسلح بی‌سابقه توصیف شده است. همزمان، تورم بالا موجب تشدید نابرابری و افزایش ثروت گروه‌های خاص شده است.

✍️ کاهش شدید درآمد نفتی سرانه، نقش دولت در رفاه مردم را کوچک کرده، اما مطالبات تغییر نکرده است.

✍️ انتشار اخبار مربوط به بودجه نهادهای غیرپاسخگو، فسادها و وضعیت رفاهی نزدیکان برخی مسئولان، خشم اجتماعی را تشدید کرده است.

✍️ ترکیب فقر، بیکاری، نابرابری، تورم، ناامنی روانی ناشی از سایه جنگ و تعارضات فرهنگی، به‌ویژه جوانان را در کانون بحران قرار داده است. بی‌توجهی به این واقعیت‌ها و نادیده گرفتن ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی نارضایتی، آینده‌ای بسیار خطرناک برای کشور رقم خواهد زد.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن همه فریاد آزادی زدید
فرصتی افتاد و زندانبان شدید

/ شعرخوانی زنده یاد هوشنگ ابتهاج
@kisom20
معماری شر
نیما آزادی
معماری شر

هیچ جامعه‌ای یک‌شبه به فاجعه نمی‌رسد. پیش از هر نسل‌کشی، پیش از هر پاکسازی، پیش از هر کشتار جمعی، نشانه‌هایی وجود دارد؛ کلماتی که عادی می‌شوند، ترس‌هایی که بزرگ می‌شوند، رهبرانی که مقدس می‌شوند و «دیگری»‌هایی که کم‌کم از دایره انسان بودن خارج می‌شوند. در این اپیزود، با مثال‌های صریح از آلمان نازی، رواندا، کامبوج، شوروی و بالکان، قدم‌به‌قدم مسیر شکل‌گیری شر را بررسی می‌کنیم.

این یک روایت تاریخی صرف نیست؛ یک آینه است. آینه‌ای که نشان می‌دهد چگونه اطاعت، ایدئولوژی، ترس و سکوت می‌توانند انسان‌های عادی را به بخشی از یک فاجعه تبدیل کنند — و در مقابل، چگونه آگاهی و شجاعت می‌تواند جلوی آن را بگیرد. اگر می‌خواهی نشانه‌ها را زودتر ببینی و تاریخ را فقط به عنوان گذشته نبینی، این پادکست را گوش کن.

❤️

@NimaAzadiP
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادش بخیر، چندین سال قبل بود،
حرفهای پیرمرد کشاورز طبسی درخراسان جنوبی به وزیر !

یک عدد گوجه فرنگی تو مملکت تون شده 700 تومن
گوش میکنی یا نه؟

روزگار از هر روز بتر (بدتر)میبینم
این جهان را پر از خوف و خطر میبینم
دختران را همه جنگ است با مادر
پسران را بدخواه پدر میبینم

خودتون میدونید و مملکتتون!
خداحافظ ...
@kisom20

و اون شد که باید می شد،
اون پیرمرد فردایی را می دید که شما با اون همه ادعا در زمینه اقتصاد و مدیریت و سیاست و ...، ندیدید که ندیدید!!!
هر وقت خیلی ناراحت و نا امید شُدید یاد این جمله از پائولو کوئیلو بیفتید:
(( تاریکترین ساعت شب، درست ساعتی مانده به سپیده دم است. ))

امیدوارم پایان قصه ات زیبا باشد وطن ...
@kisom20
Forwarded from NimaAzadiP|پادکست های نیما آزادی (نیما آزادی)
هنر تبدیل
نیما آزادی
⭐️هنر تبدیل

بعضی آدما تمام عمرشونو صرف جمع کردن می‌کنن… پول، مدرک، وسیله، ارتباط، فالوئر…
اما آخرش هنوز حس می‌کنن چیزی تو زندگیشون زنده نیست.
چون مسئله اصلیِ زندگی «داشتن» نیست…
«تبدیل کردنه».
تبدیل درد به قدرت.
تبدیل مهارت به ثروت.
تبدیل زمان به اهرم.
و تبدیل یک زندگی معمولی… به چیزی که اثر می‌ذاره.

«هنر تبدیل» درباره همین بازی پنهانه؛
درباره آدمایی که از دل بحران، سیستم می‌سازن…
و اونایی که وسط دارایی‌هاشون، آروم نابود میشن.

@NimaAzadiP
Forwarded from NimaAzadiP|پادکست های نیما آزادی (نیما آزادی)
شانس
نیما آزادی
بعضی وقتا آدم فکر می‌کنه بدشانسه…
نه فقط به خاطر اتفاقایی که افتاده،
بلکه به خاطر صداهایی که بعدش توی ذهنش مونده.
این مجموعه پادکست، درباره همین صداهاست؛
درباره ترس، شانس، اضطراب، تنهایی، امید، و چیزهایی که آروم‌آروم نگاه ما به زندگی رو می‌سازن.
نه با لحن انگیزشیِ الکی،
نه با نسخه‌های ساده برای دردهای پیچیده.
فقط یک سفر انسانی و روانشناسانه، برای فهمیدن اینکه آیا واقعاً بدشانسی وجود داره… یا ما سال‌هاست داریم دنیا رو از پشتِ ترس‌هامون نگاه می‌کنیم.

اگر تا حالا یه جایی از زندگی حس کردی دنیا علیه توئه،
اگر از خسته شدن، مقایسه، یا ترس از آینده چیزی می‌فهمی،
احتمالاً این پادکست برای تو ساخته شده.

@NimaAzadiP
از یا حسین گفتن ، تا حسینی زیستن!

نقل است كه از شمر پرسيدند؛
چرا دست به گناه بزرگ كشتن حسين‌‌بن علی فرزند رسول خدا زدی؟
گفت: گناه تمرّد از دستور خليفه مسلمین، بزرگتر از گناه كشتن حسين بود و من گناه كوچك را بر بزرگتر ترجيح دادم!

نقل است مسلم ابن عقبه بعد از واقعه حَرّه و كشتن بسياری از مردم مدينه و تجاوز به نواميس و... به دستور يزيد و درمسير مكه "برای به منجنيق بستن كعبه عليه زبيريان" در بستر مرگ به حصين ابن نمير گفت؛
همه اميدم برای نجات در روز قيامت به اين است كه بنا به دستور اميرالمؤمنين يزيد، دست به چنين كاری زدم و تمرّدی نكردم!

در دل تاریخ پرآشوب سدهٔ اول هجری، واقعه‌ای رخ می‌دهد که همچون گسستی ناگهانی در تار و پود باورهای رسمی می‌درخشد.
حسین‌بن‌علی، نه به‌عنوان مروج ظواهر دین، که به‌مثابهٔ طنینی هشداردهنده در برابر حکومت سراسر ظلم و فساد پوشیده در لباس دین، قد علم می‌کند. او با قامتی که از تکبرِ فقاهت به دور است، نه بر سرِ توسعهٔ مرزهای عقیده، که بر سرِ زنده کردن حقیقت دین و زیستن با عزت، به میدان می‌آید. اینجا، کربلا فقط صحرای عطش نیست، تنها نمود جنایت و مظلومیت نیست؛ صحنهٔ جدال دو قرائت از دین است: یکی دینِ متحجّرِ فقیهانی که در جامهٔ مقدس، جهلِ خود را چون سپری در برابر حقیقت می‌دارند، حکومتی که در پوشش «ظواهرِ شریعت» ، پوسته‌ای سخت و تاریک دارد و هرآنچه را که بویِ تفاوت و اندیشه می‌دهد، در مسلخِ فتوا ، به نام خدا و دین خدا ذبح می‌کند. این دین، محصولِ جهلِ مقدسی است که می‌خواهد جهان را در قالب‌هایِ صلبِ خویش محدود کند.
و دیگری دینی که حقیقت دین و آزادگی را بر هر مناسکِ ظاهری مقدم می‌شمارد و فریاد می‌زند که اگر از ایمان تهی‌ هستید، حداقل انسانی آزاده باشید.

زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت

گر نکته‌دانِ عشقی، بشنو تو این حکایت

بی‌مزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را، مخدومِ بی‌عنایت

رندانِ تشنه‌لب را، آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی‌شناسان، رفتند از این ولایت

در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جا

سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی‌جنایت

چشمت به غمزه ما را، خون خورد و می‌پسندی

جانا روا نباشد، خون‌ریز را حمایت

در این شبِ سیاهم، گم گشت راهِ مقصود

از گوشه‌ای برون آی، ای کوکبِ هدایت

از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود

زِنهار از این بیابان، وین راهِ بی‌نهایت

ای آفتابِ خوبان، می‌جوشد اندرونم

یک ساعتم بِگُنجان، در سایهٔ عنایت

این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟

کِش صد هزار منزل، بیش است در بِدایت

@kisom20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی بسیار ارزشمند و متفاوت از  #استاد_الهی_قمشه_ای درباره قیام امام حسین و واقعه عاشورا (از آرشیو)
@kisom20
اگر خواستید عقیده‌ای را بسنجید، ابتدا ببینید افرادی كه پیرو آن عقیده هستند به جامعۀ بشری چه خدماتی کرده‌اند.

پیامبر اکرم، حضرت محمد (ص) فرمود:

«محبوب ترین بندگان نزد خداوند، آن کسی است که سودش بیشتر به مردم برسد»


و شیخ اجل، سعدی شیرازی فرمود:

طریقت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست

@kisom20
Forwarded from Kisom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تعمیر و بازسازی پل چوبی کیسم
رسم هر ساله توسط شورا محترم و جوانان غیور کیسم عزیزمان✌🏻

@kisom1
👏1
🚨 هشدار بسیار مهم امنیتی؛

لطفاً جدی بگیرید و برای خانواده و دوستانتان ارسال کنید.

این روزها هک شدن حساب‌های کاربری در روبیکا، تلگرام، واتساپ و سایر شبکه‌های اجتماعی و ارسال پیام‌های جعلی از طرف دوستان و اعضای خانواده افزایش یافته است.
⚠️ ممکن است از حساب هک‌شده شخصی که می‌شناسید، برای شما پیام‌هایی مانند این‌ها ارسال شود:
🔴 «فوری پول لازم دارم، لطفاً به این حساب واریز کن.»
🔴 «این لینک را باز کن و سود سهام عدالتت را دریافت کن.»
🔴 «شما برنده قرعه‌کشی بانک شده‌اید.»
🔴 «برای دریافت تتر/رمزارز روی این لینک کلیک کنید.»
🔴 «برای دریافت هدیه یا فعال‌سازی حساب وارد این لینک شوید.»
🔴 یا هر پیام دیگری که شما را به کلیک روی لینک، ورود به حساب، پرداخت وجه یا ارائه اطلاعات بانکی ترغیب کند.
به هیچ‌وجه روی چنین لینک‌هایی کلیک نکنید؛ حتی اگر پیام از طرف نزدیک‌ترین دوست، فرزند، همسر، برادر، خواهر یا سایر اعضای خانواده‌تان ارسال شده باشد.
🛑 حتی اگر پیام کاملاً طبیعی به نظر برسد، باز هم لینک را باز نکنید.
🛑 حتی اگر فرستنده را می‌شناسید، لینک را باز نکنید.
🛑 حتی اگر پیام صوتی یا فیلمی از خود شخص دریافت کردید، باز هم به‌تنهایی اعتماد نکنید.
امروزه با استفاده از هوش مصنوعی امکان ساخت یا جعل صدا و تصویر افراد وجود دارد و از طرف دیگر، ممکن است خود حساب کاربری فرد نیز هک شده باشد.
💰 اگر یکی از اعضای خانواده یا دوستان از شما درخواست واریز وجه کرد، فقط و فقط از یک راه مطمئن شوید:
📞 با شماره همراه یا تلفن ثابت خودِ شخص که از قبل در اختیار دارید تماس بگیرید و مستقیماً با خودش صحبت کنید.
نه از طریق همان پیام‌رسان،
نه با شماره‌ای که در پیام برایتان فرستاده شده،
نه با لینک داخل پیام،
و نه حتی با ارسال پیام در همان حساب هک‌شده.
🔐 قاعده طلایی را به خاطر بسپارید:
هر پیام غیرمنتظره‌ای که شامل لینک، درخواست وجه، جایزه، سود، سرمایه‌گذاری، رمزارز یا دریافت خدمات مالی است = کلیک نکنید و حذف کنید.
اگر موضوع واقعاً مهم باشد، می‌توانید مستقیماً با خود شخص تماس بگیرید و صحت آن را بررسی کنید.
🙏 لطفاً این پیام را برای اعضای خانواده، دوستان و گروه‌های فامیلی ارسال کنید.
گاهی یک کلیک اشتباه می‌تواند باعث سرقت اطلاعات بانکی، دسترسی به حساب‌ها یا از دست رفتن تمام موجودی فرد شود.
یک تماس تلفنی چندثانیه‌ای، بهتر از یک خسارت جبران‌ناپذیر است. 🔒

@kisom20
1👌1
دانش آموزان برتر دبیرستان دخترانه نرجسیه کیسم
سال تحصیلی ۱۴۰۵_۱۴۰۴
@kisom20

تبریک و آرزوی موفقیت روزافزون برای همه دانش آموزان پرتلاش و امیدهای آینده ساز زادگاهمان 💐👏👏👏

و سپاس فراوان از زحمات مدیریت و معلمان فرهیخته و توانمند دبیرستان نرجسیه کیسم 💐🙏
👏1
کلاس اول یزد بودم. سال 1340. وسطای سال اومدیم تهران یه مدرسه اسممو نوشتند.  شهرستانی بودم، لهجه ی غلیظ یزدی و گیج از شهری غریب.
ما کتابمان دارا آذر بود ولی تهران آب بابا  معضلی بود برای من ، هیچی نمی فهمیدم.البته تو شهر خودمان هم همچین خبری از شاگرد اول بودنم نبود ، ولی با سختی و بدبختی درسکی می خواندم. توی تهران شدم شاگرد تنبل کلاس.
معلم پیر و بی حوصله ای داشتیم که شد دشمن قسم خورده ی من ، هر کسی درس نمی خواند می گفت : می خوای بشی فلانی و منظورش من بینوا بودم.با هزار زحمت رفتم کلاس دوم ، آنجا هم از بخت بد من ، این خانم شد معلممان. همیشه ته کلاس می نشستم و گاهی هم چوبی می خوردم که یادم نرود کی هستم! دیگر خودم هم باورم شده بود که شاگرد تنبلی هستم تا ابد....
کلاس سوم یک معلم جوان و زیبا آمد مدرسه مان ، لباسهای قشنگ می پوشید و خلاصه خیلی کار درست بود. او را برای کلاس ما گذاشتند.من خودم از اول رفتم به ته کلاس نشستم. می دانستم جام اون جاست.درس داد ، مشق گفت که برا فردا بیاریم. آنقدر به دلم نشسته بود که تمیز مشقم را نوشتم.ولی می دانستم نتیجه ی تنبل کلاس چیست.
فردا که اومد ، یک خودنویس خوشگل گرفت دستش و شروع کرد به امضا کردن مشقها. همگی شاخ درآورده بودیم ، آخه مشقامون را یا خط می زدند یا پاره می کردند. وقتی به من رسید با ناامیدی مشقامو نشون دادم ، دستام می لرزید و قلبم به شدت می زد. زیر هر مشقی یه چیزی می نوشت.خدایا برای من چی می نویسه؟
با خطی زیبا نوشت : عالی
باورم نمی شد بعد از سه سال این اولین کلمه ای بود که در تشویق من بیان شده بود .لبخندی زد و رد شد. سرم را روی دفترم گذاشتم و گریه کردم ، به خودم گفتم که هرگز نمی گذارم بفهمد که من تنبل کلاسم. به خودم قول دادم بهترین باشم...آن سال با معدل بیست شاگرد اول شدم و همینطور سال های بعد همیشه شاگرد اول بودم.
وقتی کنکور دادم نفر ششم کنکور در کشور شدم و به دانشگاه تهران رفتم.
یک کلمه به آن کوچکی سرنوشت مرا تغییر داد.
چرا کلمات مثبت و زیبا را از دیگران دریغ می کنیم به ویژه ما مادران، معلمان، استادان، مربیان، رئیسان و ....


/خاطره ای از پروفسور علیرضا شاه محمدی استاد روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه کنت انگلستان

@kisom20
1