اینقدر ثانیه ها و دقایق زندگیم سخت و پر درد میگذرن که نمیدونم غصه نبودتو چیکار کنم این وسط:)
گاهی به این نتیجه میرسید که شکست در انتخاب خود را بپذیرید و در همان جایی که هستید تصمیم نهایی را بگیرید و جدا شوید. اما این آخر راه نیست که تازه اول راه است. تا مدتها تلخی این شکست، همه زندگیتان را در برمیگیرد و هرکجا که میروید با تجدید خاطرات گذشته خود روبرو میشوید. حتی بارها در پی آن میشوید که دوباره رابطه را از سرگیرید. اما این را فراموش نکنید که هیچکسی به اندازه خودتان نمیتواند در این روند فراموشی کمکتان کند.
البته هیچگاه نمیتوانید شخصی که با آن خاطره ساختهاید را فراموش کنید و بهتر است بگوییم این مقاله بیشتر به شما کمک میکند تا آن فرد و خاطراتش را تا حدودی کمرنگ کنید تا کمتر آسیب ببینید.
بعد کمکم این جدایی را قبول میکنید که این پذیرش همراه با نفرت و عصبانیت زیاد است. سپس ناامیدی به شما هجوم میآورد. در این برهه شما تمام هیجانات منفی را تجربه میکنید. اما چیزی که خیلی مهم است، پذیرش حالات خودتان است. سعی نکنید غمتان را سرکوب کنید.
وقتی انسان فرد باارزشی را از دست میدهد، باید دوران سوگ خود را بگذراند. دوران سوگ معمولا با واکنشهای متفاوتی همراه است. اول ممکن است انکار کنید که چنین اتفاقی افتاده است.
به خودتان حق دهید که غمگین و گریان باشید. در واقع سوگ شما در این موقعیت، حدود شش مرحله دارد که در هر مرحله باید به خودتان فرصت دهید تا در پایان به ثبات روانی برسید.
🔺این مراحل عبارتند از انکار واقعیت، خشم، یافتن گناهکار و مقصر، افسردگی، احساس ترس و ناامنی و در نهایت، پذیرش.
بازیابی دوباره سلامت روانتان به گذراندن این دوره دارد. اما این را به خاطر داشته باشید که نباید یکباره خودتان را به دست غم بسپارید. باید سعی کنید در هر مرحله مثل یک مادر مراقب خودتان باشید
تا زمانیکه کار مطلوبی برایتان پیدا نشده میتوانید کلاسهای مختلف بروید، ورزش را خیلی جدی دنبال کنید و حتی دورهمیهای دوستانه بگذارید. عضویت در خیریهها، و کمک کردن به کودکان ناتوان در درسهایشان میتواند کمک بسیار زیادی به روحیه زخم خوردهتان کند
یکی از مهمترین اصول در کارما و انرژی درمانی این است که کسانی که به تو بدی کردهاند را ببخشی. این کار باعث میشود از حجم زیاد سنگینی قلبتان کاسته شود و البته بخشش خواهناخواه منجر به کمرنگ شدن و فراموش کردن عمل و شخص مورد نظر میشود. چراکه کینه و دشمنی انرژی زیادی از انسان میگیرد.
یه مدته بدجوری نچسب شدم
یه چیزی رو اعصابمه نمیتونم پیداش کنم
انگار اسیرم، آزاد نیستم
یه چیزی نمیذاره با خیال راحت زندگیمو بکنم،
یه چیزی کمه!
شاید هم یه بار اضافی رو دوشم
نمیدونم ...
فقط میدونم حس خوبی ندارم
دوست ندارم اینجوری بگذره،
واقعا تحملشو ندارم! :)
یه چیزی رو اعصابمه نمیتونم پیداش کنم
انگار اسیرم، آزاد نیستم
یه چیزی نمیذاره با خیال راحت زندگیمو بکنم،
یه چیزی کمه!
شاید هم یه بار اضافی رو دوشم
نمیدونم ...
فقط میدونم حس خوبی ندارم
دوست ندارم اینجوری بگذره،
واقعا تحملشو ندارم! :)