دیوان اشعار دکتر عباس ملاتقی
92 subscribers
29 photos
8 videos
8 files
12 links
قطعات ادبی، شعر و حکایات
Download Telegram
در شب های قدر اگر بیدار ماندیم؛ بیدار شویم!

@kimiandivan
‏داستانک؛

روزی فیل با سرعت از جنگل می گریخت.
علت را پرسیدند؟
گفت: شیر دستور داده تا گردن همه زرافه ها را بزنند !
گفتند: تو که فیل هستی، پس چرا نگرانی؟
گفت: بله من می دانم که فیل هستم؛ اما جناب شیر، الاغ را به پیگیری این دستور مأموریت داده!

@kimiandivan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این انیمیشن جهانی رو باید گره زد به اشعار مولانا...

عامل نابودی انسان، دچار روزمرگی شدن هست؛
گاهی باید رها کرد تا رها شد.

انیمیشن «آخرین گره» یا «آخرین پیوند» که در ادبیات ما همان مفهوم «لب پرتگاه» یا «آخر خط» است.

تارو پود هستی‌ات را فرش رؤیاها مکن
عاقبت باید برید از آنچه گرد آورده‌ای
مولانا
@kimiandivan
*اسرارِ سوختن نی*

نی، گیاهی است خودرو و در کنار برکه یا رودخانه یا تالاب می‌روید.
در برخی مناطقِ ایران، در یک روز خاص، بعد از اذان مغرب آتش را در انبوه نیزار رها می‌کنند و می‌سوزانند و این سوختن تا سحر ادامه می‌یابد.
در دل شب، به هنگام سوختن نیزارها، صداهایی عجیب و پُر از اسرار بگوش می‌رسد و تا سحر غوغایی برپاست...!
دمادم صبح و قبل از طلوع آفتاب، به نیزار سوخته می‌روند؛ بعضی از نی‌ها نسوخته‌اند و در آتش سرخ شده یا به قولی پخته شده‌اند.
نی‌های سرخ شده را جمع‌آوری می‌کنند و از بین آن‌ها، جدا سازی آغاز می‌شود.
برخی از نی‌ها که دارای هفت بند و کمتر از یک متر هستند به درد سازِ نی اصیل می‌خورند.
برخی به درد فلوت و نی‌لبک و دوسازه یا قُمشیه[قوشمه، قُشمه، جفتی، دوسازه؛ از سازهای بادی خراسان شمالی] و...

اما موضوع اینجاست! آن دسته از نی‌ها که ساز می‌شوند، باید زمانی که نواخته می‌شوند، اسرار سوختن را بیان کنند.

مولانا در اولین بیت از دفتر اول، در مثنوی خود از "نی" می‌گوید:

بشنو از نی، چون حکایت می‌کند.
از جــدایی‌هــــــا شـکایت می‌کند.

اما در عرفان، یکی از معانی نِی؛ نه است، نیی، نیستی، هيچی...
در حقیقت، نِی، نماد انسان فارغ از خود است، دلباخته‌ی معشوق واقعی و بریده از تمام مادیات و مسائل دنیوی...!
پایین‌تر از همه خود را می‌انگارد، ولی در مقابل، به درکِ اشرف مخلوقات رسیده و می‌داند که معشوق از او، تعهد گرفته و او منیَت خود را نابود ساخته و از من و تویی، دوگانگی و چندگانگی گذشته، وحدت ساخته و جز "او" را نمی‌بیند.

نی حدیث راهِ، پـر خون می‌کند
قصه‌های عشقِ، مجنون می‌کند

یک‌شب آتش در نیــستانی فتــــــــاد
سوخت چون اشکی‌ که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نی‌ای شمع مزار خویش شد

نی به‌ آتش گفت:کاین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش: بی‌سبب نفروختم
دعوی بی‌معنی‌ات را سوختم

زانکه می‌گفتی نی‌ام،با صد نمود
همچنان‌ در بند خود بودی‌،که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی، علاجش آتـش است

با چنین دعوی، چرا ای کم عیــار
برگ خود می‌ساختی هر نو بهار؟

در میان نی‌های سرخ شده، تعدادی نی سرخ شده و پخته کوتاه نیز می‌ماند که توان فریادِ "ساز" را ندارند،آن‌ها نیز عاقبتی عجیب دارند!؛
آن نی‌ها، قلم می‌شوند،
می‌گویند و می‌خروشند،
شِکوه می‌کنند و آگاه می‌کنند.
و گاهی نیز می‌نالند.
بی‌صدا و خاموش..!

🌴@kimiandivan
*هفت درس مولانا*   

🌀 *درس اول*
عشق را بی معرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن

🌀 *درس دوم*
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها، زشت یا زیبا نکن

🌀 *درس سوم*
پیرو خورشید یا آیینه باش
هر چه عریان دیده ای افشا مکن

🌀 *درس چهارم*
ای که از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن

🌀 *درس پنجم*
دل شود روشن زشمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای، حاشا مکن

🌀 *درس ششم*
زر بدست طفل دادن ابلهی ست
اشک ر ا نذر غم دنیا مکن

🌀 *درس هفتم*
خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن

@kimiandivan
#پندانه
🔸فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.

شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آن را در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.

استاد به او گفت: آیا می توانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.

🔹استاد به شاگرد گفت: همه انسان ها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه...!
@kimiandivan
چنگیز نتوانست بخارا را تسخیر کند، نامه‌ای نوشت که هرکس با ما باشد در امان است! اهل بخارا دو گروه شدند، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند.

چنگیز به آنان نوشت: با همشهریان مخالف بجنگید و...‏در عوض حاکمیت شهر و غنایم از آن شما باشد.

آنان پذیرفتند و آتش جنگ شعله‌ور شد و در نهایت گروه مزدوران چنگیز پیروز شدند. اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!

چنگیز گفت: اگر اینان وفا می‌داشتند، به خاطر ما بیگانگان به برادرانشان خیانت نمی‌کردند!

@kimiandivan
بهش گفتم از مردم دنیا بیزارم؛ خیلی اذیتم کردن، خیلی آزار دیدم. بغض کرد، منم اشک داشتم. پرسیدم کی منو می بری پیش خودت?! گفت: به زودی، به زودی!
@kimiandivan
⭕️ خروس و شيرى باهم رفيق شده و به صحرا رفته بودند.
شب که شد خروس برای خوابيدن روى يک درخت رفت و شير هم پاى درخت دراز کشيد.

هنگام صبح خروس مطابق معمول شروع به خواندن کرد.
روباهى که در آن حوالى بود به طمع افتاد و نزدیک درخت امده و به خروس گفت:
بفرمایید پایين تا به شما اقتدا کرده و نماز جماعت بخوانيم!

خروس گفت: همان طورى که مى بينى بنده فقط مؤذن هستم، پيش نماز پاى درخت است او را بيدار کن!

روباه که تازه متوجه حضور شير شده بود، با غرش شير پا به فرار گذشت.

خروس پرسید: کجا تشريف مى بريد؟ مگر نمى خواستيد نماز جماعت بخوانيد؟ روباه در حال فرار گفت: دارم مى روم تجدید وضو کنم.

🆔 @kimiandivan
کاش بانک‌ها یه فکری به حال موجودی دستگاه های خود پردازشون بکنن...

این سومین دستگاهیه که می گه؛ "موجودی شما کافی نیست''...!
@kimiandivan
از حکیمی پرسیده شد درون مردم در چه حالت هایی شناخته می شود.

گفت:

۱. مرد در هنگام بیماری
همسرش شناخته می شود.

۲. زن در هنگام فقر همسرش

۳. دوست در هنگام سختی

۴. فرزندان هنگام پیری پدر و مادر

۵. برادران و خواهران
هنگام رسیدن به ارث و تقسیم آن

۶. اقوام هنگام غربت

۷. عشق واقعی هنگام پایان یافتن مصلحت

۸. مؤمن هنگام افتادن در امتحان و بلا

‌‌‌ ‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@kimiandivan
سعدی؛

" عشق صیدی‌ست که تیرت
به خطا هم برود
لذتش کنج دلت تا به ابد
خواهد ماند. "
@kimiandivan
چرا هیچ گاه مسابقه "خرسواری" برگزار نمی شود؟!

پس از انجام تحقیقات میدانی و عملی بسیار جانورشناسان، مشخص شد که اسب ها در میدان مسابقه فقط در خط راست و مستقیم حرکت کرده و نه تنها مانع جلو رفتن و تاختن سایر اسب ها به جلو نمی شوند، بلکه هرگاه سوارکار خودشان یا سایر اسب ها به زمین بیفتد، تا حد امکان که بتوانند آن سوارکار سقوط کرده را لگد نمی کنند.

اما خرها وقتی در خط مسابقه قرار می گیرند، پس از استارت، اصلا توجهی به جلو و ادامه مسیر مسابقه به صورت مستقیم نداشته و فقط به خر رقیب که در جناح چپ و یا راستش قرار دارد، پرداخته و تمام تمرکزش، ممانعت از کار دیگران است!
یعنی تنها هدفشان این است که مانع رسیدن خر دیگر به خط پایان شوند! حتی به این قیمت که خودشان به خط پایان نرسند.

امروزه افراد ناتوان که می دانند خود به خط پایان نمی رسند، با سنگ اندازی و ایجاد مشکلات و چوب لای چرخ دیگران گذاشتن، به بهانه مختلف، مانع رسیدن دیگران به اهدافشان می شوند و در اصطلاح می گویند: "فلانی، مسابقه خر سواری راه انداخته است".

@kimiandivan
کاش می شد بال های بسته ام را وا کنی      

       با غزل های نگاهت عشق را معنا کنی  

                   در غروب آرزوها، زیر آوار خزان 

    واژه ی سبز محبت را به من اهدا کنی 

         کاش می دانستی از عشق تومی سوزم چو شمع 

               تا مبادا بیش از این فردا و پس فردا کنی  

                   بس غزل ها از تو و عشق تو گفتم من ولی 

               کی شود در ظرف کوچک آب یک دریا کنی   

   زخم چرکین غریبی روی دوشم مانده است     

               کاش می شد واژه ی تنهای من را ما کنی

                 بی تو ای ابر محبت دل کویری تشنه است  

                         کاش می شد مهربان تر با دل من تا کنی

#دکتر_عباس_ملاتقی  
t.me/kimiandivan
🦋 قطعه شماره ۲۱۲
داشتن مغز ، دلیل قطعی
برای انسان بودن نیست !
پسته و بادام هم مغز دارند !
برای انسان بودن باید "شعور" داشت !

👉 @kimiandivan
👈 هنگام تولد‌
در گوشمان اذان می خوانند
ولی نماز نمی خوانند ...

👈 هنگام مرگ
برایمان فقط نماز می خوانند
بدون اذان ...

👈 اذانِ هنگامِ تولد
برای نمازی است که
هنگام مرگ می خوانند ...

و چه قدر کوتاهست این زندگی ...

به فاصله یک اذان تا نماز ...

قدر بدانیم با هم بودن را ...

─━━━━⊱⭐️⊰━━━━─
https://t.me/kimiandivan
در وادی شیداییان شیدای هر شیدا منم
رسوا نگو شیدا منم رسوای هر شیدا منم
تیری به دل اشکی به لب رسوایی دیدار تو
افتاده رسوا منم شیدا نگو شیدا منم
گر ساغی و سارا تویی در حسرت ساغر نمان
یک شین آن شیدا منم ساغی آن شیدا منم
گر عشق و شیدایی بود شیرین و فرهادی بود
شیما کجا شیوا شود مجنون این شیدا منم
جان بر لب و شیدایی ام کی می شود رسوا کنم
از کوی و برزن خسته ام سرگشته شیدا منم
فرهاد اگر با تیشه و مجنون اگر با صد جنون
شیرین شوی لیلی شوی فرهاد این شیدا منم
کی می شود در کوزه ای آب روان دریا کنی
سیراب کن از کوزه ات لب تشنه شیدا منم
هرجا که عرفان پا گرفت از غمزه چشان تو
من رهرو آن مکتبم تلمیذ تو شیدا منم
با فقر و بی چیزی خود رسوا کنارت تا ابد
فارغ ز هر دنیا شوم مجنون شوم شیدا منم
گر قلب من زخمی شود با دشنه چشمان تو
شهرزاد ها راوی شود موضوع این شیدا منم
گفتی غزل گویم تو را من لایق شهلا نی ام
هرجا تویی من حاضرم شیدا تویی شیدا منم

#دکتر_عباس_ملاتقی
http://t.me/kimiandivan
🦋 قطعه شماره ۲۱۳
🌺 به پیشگاه سال نو خوش آمدید! 🌺
«اقتدار + پیشرفت»
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
امیدواریم در این سال معنوی، با حکمت و تصمیم‌های درست، به هدف‌های بلندی دست یافته و به رویاهایتان پرواز کنید. با اعتماد به نفس و عزم قوی، سالی پر از انجام امور بزرگ و کوچک، مفید و خیر را آغاز کنید.
امروز، اولین صفحه سفید از کتاب ۳۶۵ صفحه ای سال جدید است! آن را زیبا، مفید، موثر و خداپسندانه بنویسید!
برایتان ۱۲ ماه موفقیت و سربلندی، ۵۲ هفته عافیت و آرامش، ۳۶۵ روز عبادت و شکرگزاری، ۸۷۶۰ ساعت سلامتی و تندرستی، ۵۲۵۶۰۰ دقیقه زیبایی و ۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه تعادل و خوشبختی آرزو می کنیم! با آرزوی فرج حضرت حجت (عج) در سال جدید؛ سال نو مبارک!
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌸 دورهمی شیمی استان قم
https://eitaa.com/joinchat/861077809C30ec4f6076
Audio
🛎 اخبار علمی، پادکست شماره ۱
🏅اندیشکده مطالعات کموبایوتروریسم
🌸 دپارتمان کموبایوتروریسم
🧕گوینده: کیمیا ملاتقی
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
┄┄┅┅┅❅🔬❅┅┅┅┄
┄┄┅┅┅❅🇮🇷🇮🇷🇮🇷❅┅┅┅┄┄ ☠ دپارتمان کموبایوتروریسم (D.C.B.T)؛ ارایه کننده دانش و بصیرت لازم در مورد سلاح های روز دنیا و ایجاد هوشیاری در مقابل تهدیدات شیمیایی و بیولوژیک
https://eitaa.com/chemobioterorism
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌