خسرو انوشیروان
1.15K subscribers
6.76K photos
3.78K videos
118 files
10.6K links
به نام خردمند یزدان پاک
امروز، چهاردهم دی ماهِ نودوهشت خواستم تا همه‌ی آنچه از ابتدا تا کنون در مجازی نوشته ام و هرآنچه را شاید از این پس بفهمم؛ بنویسم و برای بایگانی در این درگاه درج کنم.
من؛ فقط به سود مملکتم می‌نویسم.
#خسرو

از همراهی شما سپاسگزارم .
Download Telegram
خسرو انوشیروان
⚫️ بنیان اصلی فکر پنجاه‌و‌هفتی از حدود دو قرن پیش که حوزۀ علمیۀ نجف (در شکل جدیدش) با ظهور نخبگانی چون شیخ مرتضی انصاری و آخوند خراسانی به راه افتاد، و از حدود یک قرن پیش که حوزۀ علمیۀ قم را شیخ عبدالکریم حایری یزدی تأسیس کرد و مشاهیری چون آیت‌الله حسین بروجردی…
⚫️ احمد خمینی:
پدر من آیت الله خمینی برای مردم و انقلاب چیزی نداشته و کاری نکرده ،است همه از آن شریعتی است
بنمایه:
موحدین انقلابی - اطلاعیه ۲۹ دی ۶۴-برگ ۲

-------‐--------------------------

تا زمانی که ندانیم از کجا خورده‌ایم، تا زمانی که بیماری را نشناسیم، تا زمانی که دشمن خود را ندانیم کیست، تا زمانی ... نه می‌توانیم به خود آییم نه می‌توانیم بیماری را درمان کنیم نه می‌توانیم دشمن را شکست دهیم و ...
#شورش_پنجاه_و_هفت زاییده اهریمنانی بوده که در جایگاه روشن اندیشی نشسته و افسار مردم نادان آن زمان به ویژه جوانان را در دست گرفته بودند. شما با نگاه به کتاب‌های این اهریمنان به ویژه #علی_شریعتی خواهید دید که شالوده و زیرساخت جمهوری اسلامی همه و همه بر پایه دیدگاه‌های این پلشت‌های ایران ستیز است
https://t.me/khosrovanooshiravan/15910
#فرهاد
خسرو انوشیروان
⚫️ #سند بخشش و عفو. رجوي بخاطر ادم فروشي و لو دادن سران مجاهدين در زندان ساواك . ودرخواست ساواک برای تخفیف مجازات او https://t.me/khosrovanooshiravan/17639
⚫️ عامل دوم :
تلاش کاظم رجوی و قول همکاری بیشتر با ساواک بشرط بخشش و تخفیف برادرش

کاظم رجوی برادر بزرگتر مسعود، سال ۱۳۳۶ برای ادامه تحصیلات به فرانسه و پس از مدتی به سوئیس رفته و سال ۱۳۵۲ موفق به اخذ مدرک دکتری علوم‌سیاسی از دانشگاه ژنو می‌شود. کاظم در سالهای اقامت در اروپا، هرچند در ظاهر در طیف مخالفین رژیم شاه تعریف می‌شود اما در پشت پرده با نمایندگی ساواک در سوئیس مرتبط می‌شود. او با نام مستعار «صفا» در نقش یک منبع اطلاعاتی، بطور پراکنده برخی اخبار دانشجویان مخالف را به سفارت منتقل می‌کند. پرویز ثابتی که در مقطعی کوتاه در دهه سی با کاظم رجوی آشنا شده، در کتاب خاطرات خود مدعی است او بوده که برای نخستین‌بار کاظم را به نمایندگی ساواک در سوئیس وصل کرده است

همین ارتباط موجبات پادرمیانی کاظم رجوی گردید و با همکاری مسعود بنا به تقاضای ساواک مبنی بر تخفیف، شاه نیز درخواست تخفیف را امضا نمود.
حتی بعدها سازمان مجاهدین فقط همین عامل را از موجبات تخفیف برشمردند
https://t.me/khosrovanooshiravan/17640
https://t.me/khosrovanooshiravan/17632

#فرهاد
🔵 #ارسالی از سوی #فرزند_ایران ، گرانمایه استاد ارجمند جناب #فرهاد :
@OmidIranAzad
🔻بنام ایران 🔻

‍ ماجرای #فرخی_یزدی و دوخته شدن دهانش
معروف به شاعر دهان دوخته

سالهاست که مرتجعین سرخ و سیاه با برافروختن آتش ضد پهلوی سعی در سیاه کردن و مخدوش کردن چهره سلسله ملی گرا و ملیت دوست پهلوی دارند و حتی پس از فوت رضاشاه بزرگ و محمدرضاشاه فقید نیز دست از این ستیزه جویی که در واقع ایران ستیزی ست برنداشته اند.

تمامی شایعاتی که برای مخدوش کردن چهره سلسله ای که نجات ایران در سیاستهایشان بود و جان و عمرشان را در راه اعتلای ایران گذاشتند ، همگی از تفکرات ارتجاع سرخ چپ مارکسیستی و و سیاه متحجر آخوندیسمی سرچشمه گرفته و همچنان نیز ادامه دارد.
جهان سرخ و سیاه دست در دست هم تا دوستداران ایران را نابود کنند که دشمنی خود را به اثبات برسانند.
نمونه هایی که قطعا در کشف حقیقت ماجرا به تدریج بارها ارائه گردیدو میهن دوستان مبارز ، پرده از راز توطئه گشودند و مردم را از این باور غلط گونه آگاه نمودند.
یکی دیگر از توطئه های ارتجاع که خوی جنایتکاری را به سپهسالار وطن یعنی رضاشاه نسبت داده اند، موضوع فرخی یزدی و ماجرای دوخته شدن دهانش است که قلم بدستان مرتجع سرخ چپول بنام رضاشاه تاریخ را جعل کردندو مرتجع سیاه روحانیون نیز در بالای منبرهای هذیان پرور خود ، بدست مردم سپردند تا چهره اش را مخدوش کنند.

ماجرای دوخته شدن دهان فرخی دروغ نیست کاملا واقعه تاریخی بوده اما نه در زمان حاکمیت رضاشاه و نه به دستور رضاشاه
زمان دوخته شدن لبان فرخی یزدی ، رضاخان سروان ارتش بود یعنی هنوز سردار سپه نشده بود و این موضوع در عهد قاجار و  قبل از انقراض سلسله قاجاریه صورت گرفته. درواقع هیچگونه ارتباط تاریخی از جانب رضاشاه با این موضوع وجود نداشت.
ماجرا ازین قرار بود که در جریان مبارزات مشروطه خواهی فرخی شاعری بود در یزد که علیه مخالفین مشروطه شعر میگفت و مقالات و بیانیه پخش میکرد تا در سال ۱۲۹۷ یعنی دوسال قبل از کودتای معروف توسط #ضیغم_الدوله حاکم وقت یزد بهمراه ده نفر از همراهانش دستگیر میشوند
این واقع در #کتاب_حکم_میکنم به نوشته #آرمان_مستوفی نیز به نقل از نزدیکترین دوست فرخی که شاهد ماجراست روایت میکند

روانشاد #علی_اکبر_بافقی دوست بسیار نزدیک فرخی در یادداشتی که توسط فرزند وی آقای محمود بافقی نشر یافته داستان دوخته شدن دهان فرخی و زندانی و شکنجه شدنش را چنین توصیف می نماید :
در زمان حکومت #ضیغم_الدوله_قشقائی ...

@OmidIranAzad
خسرو انوشیروان
🔵 #ارسالی از سوی #فرزند_ایران ، گرانمایه استاد ارجمند جناب #فرهاد : @OmidIranAzad 🔻بنام ایران 🔻 ‍ ماجرای #فرخی_یزدی و دوخته شدن دهانش معروف به شاعر دهان دوخته سالهاست که مرتجعین سرخ و سیاه با برافروختن آتش ضد پهلوی سعی در سیاه کردن و مخدوش کردن چهره سلسله…
🔵 در زمان حکومت #ضیغم_الدوله_قشقائی ...
@OmidIranAzad
فرخی یزدی و چند نفر از دوستانش که ۱۰ نفر بودند برای گردش وجلسه به باغ خان می روند و شب هنگام ناگهان مأموران حکومتی به باغ ریخته و پس از ضرب و شتم بسیار همگی را گرفته و با پای پیاده به شهر آورده وزندانی وشکنجه می کنندصبح روز بعد که مصادف با نوروز ۱۲۹۷ هست همه را نزد ضیغم الدوله می برند در حین انتقال فرخی به دوستانش می گوید وقتی نزدیک ضیغم الدوله رسیدیم همگی باید بگوییم زنده باد مشروطه اگر ما را هم با چوب زدند نباید التماس و زاری کنیم ما هم همانطور که فرخی گفته بود موقعی که وارد محوطه حکومتی شدیم، با صدای بلند فریاد زدیم زنده باد مشروطه و چند بار آن را تکرار کردیم تا برابر اتاق پنجم به دری رسیدیم که ضیغم الدوله حاکم یزد آنجا ایستاده بود در این موقع ضیغم الدوله خطاب به ما گفت پدرسوخته ها کارتان به جایی رسیده که روز و شب جلسه تشکیل داده و علیه حکومت ما توطئه می کنید؟ میدهم شما را چوب بزننددر آن هنگام فرخی با صدای بلند و رسا :گفت: شما زمانی می توانید ما را چوب بزنید که از زیر بار قانون خارج شوید و…ضیغم الدوله عصبانی شد و فریاد زد جلاد جلاد ولی گویا جلاد بیرون رفته بود، آنگاه گفت: اگر جلاد نیست پس نخ و سوزن بیاورید تا خودم دهان این پدر سوخته را بدوزم و بعد هم گفت: اول او را چوب بزنید و سپس دهانش را بدوزید. بلافاصله فراشها آمدند و فرخی را انداختند زیر فلک و چوب زدند فرخی نیم ساعتی هیچ نگفت یک وقت جاسب پهلوان آمد جلو و چندین ترکه انار از حوض آب که جلوی پنج دری بود بیرون کشید و گفت: بگذارید این پدر سوخته را که به حضرت اشرف توهین کرده است بکشم و آنقدر او را زد تا خون از پاهایش جاری شد و از حال رفت بعد هم میر غضب آمد و همانجا دهان فرخی را با نخ و سوزن دوخت و به هر یک از ما هم ۱۰۰ ضربه چوب زدند و مجددا به زندان بردند در زندان هم آنقدر ما را شکنجه کردند که دیگر قابل تحمل نبود و بعد از هفت هشت ساعت میر غضب به زندان آمد و نخ های لبان فرخی را که کاملا مجروح شده بود چید و دهان او را باز کرد. پس از یک هفته که در زندان بودیم از طرف ضیغم الدوله پیغام آوردند که اگر میخواهید آزاد شوید باید نفری صد تومان جریمه بدهید فرخی گفت نباید پول بدهید و  شعری را با زغال بر دیوار نوشت

زمانی که قرار بود آزاد شویم فرخی شعری را که در زندان سروده بود نوشت و به من داد و گفت وقتی بیرون رفتی آن را بده به دوستان، من نیز آن شعر را بردم و به دوستان فرخی دادم، اگرچه آن شعر کاملا در نظرم نیست اما چند بیتی از آن که چنین آغاز میشد در خاطرم مانده است.

ای دموکرات بت با شرف نوع پرست که طرفداری ما رنجبران خوی تو هست
اندرین دوره که قانون شکنی دلها خست گرزهم مسلک خویشت خبری نیست بدست
شرح این قصه شنو از دو لب دوخته ام تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام
ضیغم الدوله چو قانون شکنی پیشه نمود از همان پیشه ی خود ریشه ی خود تیشه نمود
https://t.me/OmidIranAzad/133385

تا  میهن دوستی زنده است ، حقیقت نیز زنده خواهد ماند
.
مجموعه #اتحاد_ملی_ایران
#فرهاد
Forwarded from عکس نگار
زمانی ایران و دیگرکشورهای اسلامی محل سواستفاده انگلیسی ها بود . امثال لورنس ها در عربستان و مسترجیکاک در ایران و غیره... که با گرایش مذهبی مردم چپاول کردن ودرحال حاضر از مهمترین بحران های غرب خصوصا اروپا گردیده است. بحرانی که همین کشورهای غربی از دویست سال قبل در مناطق جهان سوم و بویژه درخاورمیانه شکل دادندو به حدی سواستفاده زیاد بود که در تاریخ ایران کل شاهان قجری هیچکدام از دست انگلیسی ها در امان نبودند تا جاییکه چرچیل در نامه ای به ملکه میگوید:
" تا اسلام در خاورمیانه ست ، استعمار هم هست"
و اکنون مسئله مهاجران ، خصوصا مسلمان و نسبتش با تمدن غرب، امروزه به یکی از مهم ترین مسائل غرب تبدیل شده است.  افرادی مثل کیت نش در کتاب جامعه شناسی سیاسی و اسلاوی ژیژک و ... نسبت به آن هشدار داده بودند که این مهاجرت به بنیان فرهنگی غرب که چندین قرن توسط فلاسفه عقل گرایان به مدرنیته و سپس به پست مدرنیسم تبدیل گردیده ، اکنون در مرحله حساس خود رسیده اما گوش هیچکدام از مدیران و نخبگان سیاسی و اجتماعی بدهکار آن نشد و حال مبنای واقعیت قرار گرفت.
مسئله استعمار و به اصطلاح رابطه شمال و جنوب بحث مفصلی ست و پژوهش هایی که در غرب صورت گرفته نشان میدهد اکثر مهاجرین صرفا جهت بهره مندی از مواهب اقتصادی و رفاه به این کشورها مهاجرت می کنند و با بنیان های تمدن غربی مخالفند وبا حفظ خط فکری و گرایشات مذهبی خود و حتی برپایی مراسم دینی سعی در حفظ آن دارند و متاسفانه کشورهای میزبان بدلیل استحکام شعارهای دموکراسی نتوانستند این مهاجرین رو در خودشان حل بکنند. در این شرایط، افزایش مهاجران و کاهش جمعیت های بومی کشورهای اروپایی تهدیدی برای تمدن غرب محسوب میشود
گویا وقت آن رسیده که کشور انگلستان ، اولین کشور دموکراسی جهان و داعیه دار انقلاب صنعتی پس از رنسانس، قربانی فرهنگ متحجرانه ای ست که قرنها با همین ابزار بیشترین قربانی فرهنگی و اقتصادی را درجهان در کارنامه خود دارد.

#فرهاد
مجموعه #اتحاد_ملی_ایران
🌐 @OmidIranAzad
خسرو انوشیروان
⚫️ یک روز میگوید : نور جانشین من است ؛ اگر بپرسید بر چه اساس !؟ لابد پاسخ خواهد داد : بر این اساس که دختر من است . روز دیگر میگوید : حق وراثت را نمی‌پذیریم ، حقوق سیاسی مانند حق تملک بر اشیاء نیست که از طریق وراثت منتقل شود . همه چیز باید در نظام آینده ایران…
🔻کیش شخصیت یا فردپرستی🔻

کیش شخصیت یا شخصیت پرستی را به #استالین نسبت می دهند. ظاهرا افراد نارسیستیک یا خودشیفته تمایل عجیبی به پرستیده شدن دارند. در این افراد، روح دچار یک تا خوردگی شده و خود ابژه میل خویش قرار می گیرد.
خودشیفتگی از انسان یک هیولا می سازد. از این رو، #میشل_فوکو در نقد "خود" پرستی می گفت:
" گشایشی نشانم دهید، تا رهایشی بجویم از استبداد چهره ام"
اما، مسئله اصلی وجود افراد نارسیستیک نیست. چرا که همواره چنین افرادی در پیرامون ما هستند؛ بلکه، مسئله اصلی این است که چرا و چگونه افراد گرد چنین شخصیت های جمع می شوند و فرد نارسیستیک را می پرستند یا به تعبیر #اسپینوزا، مسئله مبارزه انسانها برای رهایی نیست؛ بلکه، مسئله اصلی این است که چرا افراد برای بندگی می جنگند؟
برای پاسخ به این پرسش، به شکل اجمالی باید به نکاتی توجه کرد
پرسش کانونی فلسفه سیاسی از یونان باستان تا چند دهه پیش، این بود که اگر همه انسانها برابرند، پس چرا باید برخی از برخی دیگر اطاعت کنند؟
#افلاطون در پاسخ به این پرسش، با تکیه و تاکید بر فیلسوفان به مثابه دارندگان و متصلان به حقیقت، تنها آنها را شایسته حکومت می دانست.
اما این، #ماکیاولی بود که قلب سیاست را تسخیر کرد و قدرت را به مثابه نقطه کانونی سیاست دریافت. در نگاه ماکیاولی، حق و قدرت یکی بود و به اصطلاح الحق لمن غلب، حق با فرد غالب و پیروز است. پس برای کسب و حفظ قدرت هر کاری و فعلی مشروع و مجاز است.
#ماکس_وبر جامعه شناس مشهور آلمانی اما، در رویکردی توصیفی، از سه نوع قدرت: سنتی، کاریزماتیک و قانونی سخن گفت.
#وبر با نگاه به جوامع مختلف به این نتیجه رسید که در جوامع سنتی آن چه اطاعت از فردی را برای دیگران الزام آور می کند، سنت است؛ مانند نظام های پادشاهی که قدرت و اقتدار از پدر به پسر انتقال می یابد. در این نوع از انتقال قدرت، ویژگی های شخصی و شخصیتی پسر نقشی ندارد، بلکه یک نوع اسپرموتیسم حاکم است، یعنی همین که پسر محصول اسپرم پدر باشد، به او قداست می دهد. غافل از اینکه اساسا او فقط محصول یک شیطنت شبانه است و می توانست همچون هزاران شیطنت دیگر، به فرزندی ختم نشود.
#وبر متوجه شد در بعضی از جوامع و در برخی مواقع، افرادی ظهور می کنند که به دلیل داشتن برخی ویژگی های شخصیتی مردم را به گرد خود جمع می کنند.
این افراد در نگاه پیروان خویش جایگاه رفیعی می یابند و از هر نقصی بری می گردند. پیروان این اشخاص قادر نیستند، آنها را در مقام انسانی شان درک کنند، فلذا هیچ گونه نقدی را علیه آنها بر نمی تابند. این افراد معنابخش زندگی پیروان و مریدان خود هستند. مریدان در مقابل پیشوا فاقد هر گونه هویت و استقلال شخصیت هستند. گویی آنها تنها با فنا در پیشوا به ارگاسم می رسند، خلسه رعشه آوری که بیشتر ناشی از سرکوب شدید میل جنسی است. پیشوا آن آلت ذکوریتی است که کنشگر است در مقابل جماعتی که رنج اختگی را به دوش می کشند.
#وبر معتقد است نظام های سیاسی برآمده از رهبری کاریزماتیک در ادامه یا به نظام های سنتی تبدیل می شوند یا به نظام های قانونی. اما شکل سوم قدرت، قدرت قانونی است.
#وبر معتقد است این شکل سوم، شکلی مبتنی بر عقلانیت مدرن و قانون محور است. شکلی که قدرت و اقتدار از طریق قانون به افراد واگذار می شود.
درواقع حاکمیت پادشاهی اشکال و ایرادی ندارد که هیچ آن پادشاهی اهمیت دارد که حاکم و پادشاهش از روی قانون و صلاحیت حکمرانی به قدرت برسد و نه صرف موروثی پادشاه قبلی.
حال که شاهزاده رضا پهلوی مشروعیت قانون اساسی را به عنوان پشتوانه حقوقی خود نمی‌پذیرد و در پی تدوین قانونی به اصطلاح مدرن است ؛ باید بررسی شود که با این همه تناقض در رأی و شخصیت ، آیا ایشان صلاحیت حکمرانی در نظام آینده ایران را دارد یا خیر !؟

https://t.me/khosrovanooshiravan/18156
https://t.me/khosrovanooshiravan/18157
https://t.me/khosrovanooshiravan/18158
https://t.me/khosrovanooshiravan/18159

#فرهاد
خسرو انوشیروان
#پاینده_ایران https://t.me/OmidIranAzad 🔻چرا اصلاح‌طلبان؟ چرا پزشکیان؟ 🔻 مشروعیت داخلی و خارجی        و سرکوب مردم به نظر می رسید پس از انتخابات سال ۱۴۰۰ و آغاز فرآیند خالص سازی، نظام ضمن حفظ لفظ جمهوری، از شر جمهوری نیم بندی که فقط شامل نیروهای مذهبی…
با توجه به فراگیری و وجه ایجابی جنبش مهسا، نظام حاکم دچار وحشت شده و پس از سرکوب خشونت بار آن به فکر چاره جویی سیاسی افتاده است. از این رو، با میدان دادن به #اصلاح_طلبان در تلاش است تا بخش هایی از این جنبش را به سمت اصلاح طلبان هدایت کرده و جذب آن کند.
https://t.me/OmidIranAzad/135401
از این طریق، ضمن انتقال مرجعیت سیاسی از خارج به داخل کشور، #گفتمان_برانداز را به #گفتمان_اصلاحات تبدیل و تعدیل می کند. هم چنین برای #سرکوب_براندازان مشروعیت می یابد.

اما نظام نمی خواهد در این راه تن به تغییرات معنادار بدهد. بنابراین، با تایید پزشکیان به عنوان یکی از وفادارترین افراد به نظام حاکم و عقب نشینی فاحش اصلاح‌طلبان در طرح اهداف و شعارها تا جایی که پزشکیان عملا تصویری که از رئیس جمهور ارائه می کند تنها یک مدیر اجرایی است که باید در راستای تحقق هر چه بهتر #منویات_رهبری بکوشد.

اما چگونه؟

وقتی مردم در انتخابات شرکت کنند و پزشکیان منتخب مردم شود ، یعنی:
اولا : نظام از مشروعیت برخوردار میگردد ،
ثانیا:  مردم هنوز به اصلاح از درون امیدوارند.

پس از تثبیت ریاست جمهوری او ، حکومت می تواند طیف برانداز را راحت تر سرکوب نماید .
فراموش نکنیم حاکمیت با همین تکنیک اصلاح طلبا را حذف و سرکوب نمود.
رژیم مدام تلاش می کرد اصلاح طلبان را به دو گروه #تندرو و #معتدل تقسیم کند و با تحویل گرفتن طیف معتدل، تندروها را سرکوب نماید.
این روند آنقدر ادامه پیدا کرد که حالا اصلاح طلبان رسیدن به منتهی الیه راست خودشان یعنی همان حرفهای کواکبیان  که معتقد بود "ساختارها نیاز به اصلاح ندارند و فقط باید کارگزاران عوض شوند"، را تکرار میکنند
یعنی جای مدیران ضعیف و نالایق، از مدیران قوی و متخصص استفاده شود.

در واقع نظام در #حوزه_داخلی، از طریق اصلاح طلبان و پزشکیان دنبال این است که:

اولا : مرجعیت سیاسی را به داخل انتقال دهد .
دوما: گفتمان براندازانه را به گفتمان اصلاحات تبدیل و تعدیل کند.
یعنی مردم را دوباره به #امکان_اصلاحات از درون امیدوار نماید

در #حوزه_خارجی هم به دنبال #افزایش_مشروعیت بین المللی و کاهش فشارهای خارجی است
چیزی که با جنبش مهسا و مداخله جمهوری اسلامی در جنگ اوکراین به شدت آسیب دیده و باعث فشار هر چه بیشتر به نظام گردید

نتیجه آن که، شرکت در انتخابات و پیروزی پزشکیان بیش از آن که راهی به سوی تحقق اهداف و آرمانهای مردم ایران باشد، زمینه را برای #سرکوب بیشتر ملت ایران و #نادیده_انگاری اهداف و آرمانهای آزادی خواهانه مردم ایران را فراهم خواهد کرد.

شرکت در انتخابات و انتخاب اصلاح طلبی بنام پزشکیان خیانت به خود ، مردم و ایران است
این خطرناکترین نوع انتخابات در طول ۴۵ سال گذشته است....

پاینده جنبش مبارزات ایرانی
پاینده ایران یکپارچه

تمام

#فرهاد
مجموعه #اتحاد_ملی_ایران
@OmidIranAzad
🔻جستن آینده در گذشته🔻


اصولا جامعه ایرانی توان رویاپردازی خویش را از دست داده است و برای مسائل اکنون و فردایش در دالان های تاریک گذشته کورمال کورمال دنبال پاسخ می گردد.
مذهبی های ما در حسرت حکومت عدل علی است.
ملی گرای ما در حسرت عدل انوشیروانی و مجد و عظمت هخامنشی.
گروهی رویای بازگشت عصر پهلوی را در سر دارند و حالا گروهی وعده تکرار عصر اصلاحات خاتمی را سر می دهند.
غافل از این که تاریخ اگر تکرار شود، تنها در شکل کمدی آن خواهد بود، چنانکه مارکس به نقل از هگل می گوید تاریخ تکرار می شود، اما او فراموش کرده است که بگوید بار اول تراژدی است و بار دوم کمدی.
حالا در بهترین حالت دولت پزشکیان کمدی دوره اصلاحات خواهد بود، زیرا به تعبیر هراکلیتوس، فیلسوف گریان یونان باستان، در یک رودخانه نمی توان دوبار شنا کرد، زیرا، بار دوم نه شما همان فرد قبلی هستید و نه آن رودخانه، رودخانه قبلی است.
از دوره اصلاحات تاکنون نه تنها جامعه ایرانی هزاران تجربه تلخ را پشت سر گذاشته و دیگر آن خوشبینی کودکانه پیشین را ندارد، بلکه مسائل منطقه ای و جهانی نیز تغییر کرده است.
حالا مسائل اکنون و آینده، پاسخ های تازه می طلبند و راه حل های گذشته، در جهان پیچیده اکنون به کار نمی آیند.
اما وعده بازگشت به گذشته طلایی یعنی تفکر و تخیل ما توان برگذشتن از واقعیت صلب اکنونی را ندارد و ما به جای حرکت به جلو، مدام به گذشته پرتاب می شویم، نوعی نشخوار گذشته و حسرتی نوستالوژیک که تنها نشان و نشانه استیصال در وضعیت امروز و فردای ماست.
گذشته هیچگاه تکرار نخواهد شد.
https://t.me/khosrovanooshiravan
#فرهاد
#پاینده_ایران
🔻چپ ایرانی منفور مردم🔻

اگر چه خاستگاه #چپ_ایرانی از گروه همت باکو آغاز می شود و تحت عنوان #اجتماعیون_عامیون (سوسیال دموکرات) در نهضت مشروطه نقش مهم و به سزایی داشت، اما با پیروزی انقلاب اکتبر و به قدرت رسیدن بلشویک ها در روسیه، چپ ایرانی تحت تاثیر و گاه نفوذ #مارکسیسم_لنینیسم در حوزه نظریه خوانشی لنینستی و بعدها حتی استالینیستی پیدا کرد و در حوزه عمل بیش از پیش به سندیکالیسم روی آورد. رویکرد #سندیکالیستی، انقلاب و برپایی دیکتاتوری پرولتاریا را یگانه هدف خود می داند.

بنابراین، مسئله فقط این نبود که حزب توده به عنوان مهم ترین حزب مارکسیستی، سرسپردگی بی چون و چرا به اتحاد جماهیر شوروی داشت؛
حتی مسئله این نبود که چپ ها تحت عنوان انترناسیونالیسم، مبلغ نوعی بی وطنی بودند که راه را بر خیانت به میهن می گشود، بلکه مسئله این بود که سندیکالیسم انقلابی، با ایده آلیزه کردن انقلاب، راه را بر هر گونه #اصلاحات تدریجی و در چارچوب #دولت_ملی می بست، تا جایی که وقتی محمدرضا شاه تحت عنوان #انقلاب_سفید به سیاست های سوسیال دموکراتیک رو آورد، چپ ایرانی هم چنان از در مخالفت در آمد و آن گاه که سلاح به دست گرفتند، چون مردم و به ویژه کارگران را همراه خود نیافتند، به سمت #ترور و تروریسم روی آوردند.

چپ ایرانی، همچنین با سطحی نگری و نگاهی ایدئولوژیک حتی قادر نبود جامعه ایرانی و تحولات اجتماعی، اقتصادی را به درستی درک کند، فلذا بی آنکه بداند و بخواهد در #زمین_دشمن (خرده بورژوازی حامی روحانیت و مذهب) بازی می کرد تا جایی که تقی شهرام پس از انقلاب ۵۷ و در مدت اسارتش در زندان رژیم، در دست نوشته هایش ضمن تحلیل انقلاب ۵۷، به تلخی اعتراف می کند که: 
"چپ ایرانی در زمین خرده بورژوازی بازی کرده است و آب به آسیاب دشمن ریخته است."

از دیگر آفات رویکرد سندیکالیستی چپ ایرانی که متاسفانه به زیان مردم ایران تمام شد، رویکرد #اقتدارگرا و #ضددموکراتیک آن بود تا جایی که هیچ گونه نقدی را بر نمی تافت چنانکه در مشاجره قلمی بین مصطفی شعاعیان و حمید اشرف، #شعاعیان به #اشرف می گوید:
"رفیق، الآن که شما قدرت ندارید دهان ها را می بندید، فردا که به قدرت برسید، مغزها را با گلوله خاموش می کنید."
این رویکرد ضد دموکراتیک یا به تعبیر چپها سنترالیسم دقیقا در جهت عکس انقلاب مشروطه قرار داشت و راه را بر خوانش و غلبه اسلام سیاسی #ولایت_فقیه هموار کرد.

مجموعه #اتحاد_ملی_ایران
   #فرهاد
https://t.me/OmidIranAzad/127914
#پاینده_ایران
🔻چپ ایرانی منفور مردم🔻
https://t.me/OmidIranAzad/135554
قسمت دوم :
چپ ایرانی و مخالفت با #حقوق_زنان

  چپ ها که خود را مترقی ترین ایدئولوژی و اندیشه ای علمی می خواندند که رهایی کامل انسان را وعده می دهند،  در هم دستی با ارتجاعی ترین تفکرات با #آزادی_زنان در ایران به مخالفت برخاست.
در حالی که #جنبش_زنان ایرانی برای آزادی و برابری در مبارزات بی بی خانم استرآبادی و دیگر زنان آگاه ایرانی در اواسط دوره قاجار آغاز شده بود و زنان نقش چشمگیری در پیروزی نهضت مشروطه داشتند، اما در قانون اساسی مشروطه، زنان در کنار سفها از #حق_رای محروم شدند و هنگامی که در مجلس دوم، نماینده همدان به این قانون اعتراض کرد، #مدرس با تکیه بر آیه الرجال قوامون علی النسا به مخالفت با آن پرداخت و هم زمان در بیرون مجلس، سید جعفر پیشه وری به حمایت از مدرس پرداخت.

پس از آن نیز تا سال ۵۷، به ویژه در جنبش چریکی، با وجود نقش پررنگ زنان، #چپ_ها با هر گونه حقوق زنان به بهانه بورژوایی بودن این حقوق و آزادی ها مخالفت کردند.
این در حالی بود که #مارکس در کتاب بی اعتنایی به سیاست از اصلاحات انقلابی در مقابل تنزه طلبی آنارشیستها دفاع کرده بود و حتی در نامه ای خطاب به سوسیالیست های آلمانی، به آنها توصیه کرده بود در مبارزه با فئودآلیسم با لیبرالها متحد شوند.
چپ های ایرانی نه تنها آموزه های مارکس را به درستی فهم نکرده بودند، بلکه در مخالفت با #حقوق_زنان، در کنار ارتجاعی ترین نیروها قرار گرفته بودند.
ائتلاف شومی که پس از انقلاب ۵۷، بستر #سرکوب_زنان و حقوق مدنی و آزادی های اجتماعی آنها را فراهم کرد.
https://t.me/OmidIranAzad
مجموعه #اتحاد_ملی_ایران
#فرهاد