خیال دوست
87 subscribers
20 photos
9 videos
18 links
ای خواب گرد دیده سعدی دگر مگرد
یا دیده جای خواب بود یا خیال دوست

https://t.me/BiChatBot?start=sc-28fbf93d75
Download Telegram
گفته بودم ای کاش...
که دلم صید نگاهت شده است.
که دلم عاشق و شیدا شده است.

لیکن از ابلهی و خامی خود،
لب فروبستم و ساکت ماندم.

من پس از آن شب سرد... افتادم...

#مغموم

@khialedoust
❤‍🔥3🔥1
سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
که هر چه بر سرِ ما می‌رود ارادتِ اوست

#حافظ
🔥2
فضا را تیره می‌دارد، ولی هرگز نمی‌بارد‌....


سیاهی از درون کاه‌دود پشت دریاها
بر آمد، با نگاهی حیله گر، با اشکی آویزان
به دنبالش سیاهی‌های دیگر آمده‌اند از راه
بگستردند بر صحرای عطشان قیرگون دامان
سیاهی گفت
اینک من، بهین فرزند دریاها
شما را، ای گروه تشنگان، سیراب خواهم کرد
چه لذت بخش و مطبوع است مهتاب پس از باران
پس از باران جهان را غرقه در مهتاب خواهم کرد
بپوشد هر درختی میوه‌اش را در پناه من
ز خورشیدی که دایم می‌مکد خون و طراوت را
نبینم ... وای ... این شاخک چه بی‌جان است و پژمرده
سیاهی با چنین افسون مسلط گشت بر صحرا
زبردستی که دایم می‌مکد خون و طراوت را
نهان در پشت این ابر دروغین بود و می‌خندید
مه از قعر محاقش پوزخندی زد بر این تزویر
نِگَه می‌کرد غار تیره با خمیازه‌ای جاوید
گروه تشنگان در پچ پچ افتادند
دیگر این،
همان ابر است کاندر پی هزاران روشنی دارد
ولی پیر دروگر گفت با لبخندی افسرده:
فضا را تیره می‌دارد، ولی هرگز نمی‌بارد
خروش رعد غوغا کرد، با فریاد غول آسا
غریو از تشنگان برخاست
باران است ... هی! باران
پس از هرگز... خدا را شکر... چندان بد نشد آخر
ز شادی گرم شد خون در عروق سرد بیماران
به زیر ناودان‌ها تشنگان، با چهره‌های مات
فشرده بین کف‌ها کاسه‌های بی قراری را
تحمل کن پدر ... باید تحمل کرد
می‌دانم
تحمل می‌کنم این حسرت و چشم انتظاری را
ولی باران نیامد
پس چرا باران نمی‌آید؟
نمی‌دانم ولی این ابر بارانی ست، می‌دانم
ببار ای ابر بارانی! ببار ای ابر بارانی
شکایت می‌کنند از من لبان خشک عطشانم
《شما را، ای گروه تشنگان! سیراب خواهم کرد》
صدای رعد آمد باز، با فریاد غول آسا
ولی باران نیامد
پس چرا باران نمی‌اید؟
سر آمد روزها با تشنگی بر مردم صحرا
گروه تشن‌گان در پچ پچ افتادند
آیا این
همان ابر است کاندر پی هزاران روشنی دارد؟
و آن پیر دورگر گفت با لبخند زهرآگین
فضا را تیره می‌دارد، ولی هرگز نمی‌بارد


سِتَروَن - #ماث

@khialedoust
رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست

نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است
که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست

#حافظ
Forwarded from رهایی
از واقعه‌ای تو را خبر خواهم کرد
وآن را به دو حرف مختصر خواهم کرد
با #عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک برخواهم کرد

#ابوسعیدابی‌الخیر
نیست درمان مردمِ کج‌بحث را جز خامُشی
ماهیِ لب‌بسته خون در دل کند قلّاب را

#صائب

@khialedoust
2
بگذار که در حسرت دیدار بمیرم
در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم

دشوار بوَد مردن و روی تو ندیدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم

بگذار که چون ناله‌ی مرغان شباهنگ
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم

بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب
در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم

می‌میرم از این درد که جان دگرم نیست
تا از غم عشق تو دگربار بمیرم

تا بوده‌ام، ای دوست، وفادار تو بودم
بگذار بدانگونه، وفادار... بمیرم...

#سیمین_بهبهانی

@khialedoust
دشمن طاووس آمد پرّ او
ای بسی شه را بکشته فرّ او

#مولانا
@khialedoust
خواستم از لابه‌لای دفتر افسانه ها جویم تو را
در کنارم بودی و من بی‌توجه از کنارت رد شدم

#مغموم

@khialedoust
1
بر دل ما گه گهی، داشت خیالی گذر
نیز خیالش کنون ترک دل ما گرفت

دل به غمش بود شاد، رفت غمش هم ز دل
غم چه کند در دلی کان همه سودا گرفت؟

#عراقی
@khialedoust
💔1
همدم و غمخوار من گشتند در این روز‌ها
تارِ مو های سفیدی را که بَد پنداشتم

#مغموم

@khialedoust
کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر
این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست؟

#شهریار

@khialedoust
👍1
کاروان غنچه های سرخ روزی می رسد
قیمت لب‌های سرخت روزگاری بشکند

#فاضل_نظری

@khialedoust
به لبِ سرخ خودت، هاااای ننازی «چل‌گیس»
سیب، دستِ حسنی‌های کچل می‌افتد!

#ساناز_رئوف

@khialedoust
وصلش ز دست رفت که کیسه وفا نکرد
زخمش به دل رسید که سینه سپر نداشت

گفتند خرم است شبستان وصل او
رفتم که بار خواهم دیدم که در نداشت

گفتم که برپرم سویِ بامِ سرای او
چه سود مرغ همت من بال و پر نداشت

خاقانی ارچه نرد وفا باخت با غمش
در ششدر اوفتاد که مهره گذر نداشت

#خاقانی
عزیزا کاسهٔ چشمم سرایت
میان هر دو چشمم جای پایت

از آن ترسم که غافل پا نهی تو
نشیند خار مژگانم به پایت

#بابا_طاهر
@khialedoust
می کند پامال، تن آخر دل آسوده را
می شود دامن کفن این پای خواب آلوده را

جز پشیمانی ندارد حاصلی طول امل
چند پیمایی مکرر این ره پیموده را؟

آن که دارد آرزوی راه بی پایان عشق
کاش می دید این دل و دست و قدم فرسوده را

می کشد در حلقه فرمان به اندک فرصتی
گوشمال آسمان، گوش سخن نشنوده را

از دل شب می کند در یوزه روز سیاه
دید تا ماه تمام آن روی مشک اندوده را

دل چو غافل شد ز حق، فرمان پذیر تن شود
می برد هر جا که خواهد اسب، خواب آلوده را

کی برابر می کنم صائب به ماه و آفتاب؟
چهره بر آستان خاکساری سوده را


#صائب
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را

#سعدی
2
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

#حافظ
@khialedoust
3. Omidé Vésâl - امید وصال - (Arash Fouladvand feat Mahdieh, Mehrnigori…
رَوَد به خواب، دو چشم از خیالِ تو؟ هیهات
بُوَد صبور، دل اندر فراقِ تو؟ حاشاک

اگر تو زخم زَنی، بِهْ که دیگری مَرهم
و گر تو زهر دهی، بِهْ که دیگری تریاک

#حافظ
1
زاهدان را توبه دادیم و حریفان را شراب
ما در این میخانه با گبر و مسلمان ساختیم!

#مشهدی_مشرقی

@khialedoust