آیا آنقدر حضور و وجود خودت را دوست میداری که من های جدیدی که از پس طوفان های زندگی ات قد علم میکند را هم خودت و از خودت بدانی؟
آیا آنقدر بالغ شده ای که برای کودک درونت وقت بگذاری و او را درون پستویی تاریک و نمناک به حال خود رها نکنی؟
آیا به کودک درونت فرصت برای تنها بودن میدهی و میگذاری آزادانه مسئولیت هایی که باید اجرا کند را خود تمرین و تکرار کند؟ یا او با اجبار تو به محبس تنهایی خویش میرود ؟
آیا دنیا را به آن شکلی دیده ای که رنگ های دنیا چشمانت را فریب ندهد؟
آیا آنقدر فهمیده شده ای که گیجی ات در مسیر زندگی را بپذیری؟ و آیا آنقدر بزرگ شده ای که بدانی همه ی ما در زمین گم شده ایم و پذیرفتن گم شدن یک فرض بدیهی برای رسیدن به شناخت از محیط پیرامونت است؟
صرفا آیا و تفکر و الا همه هیچ ...
#Amir_N
@khakestaribebin
آیا آنقدر بالغ شده ای که برای کودک درونت وقت بگذاری و او را درون پستویی تاریک و نمناک به حال خود رها نکنی؟
آیا به کودک درونت فرصت برای تنها بودن میدهی و میگذاری آزادانه مسئولیت هایی که باید اجرا کند را خود تمرین و تکرار کند؟ یا او با اجبار تو به محبس تنهایی خویش میرود ؟
آیا دنیا را به آن شکلی دیده ای که رنگ های دنیا چشمانت را فریب ندهد؟
آیا آنقدر فهمیده شده ای که گیجی ات در مسیر زندگی را بپذیری؟ و آیا آنقدر بزرگ شده ای که بدانی همه ی ما در زمین گم شده ایم و پذیرفتن گم شدن یک فرض بدیهی برای رسیدن به شناخت از محیط پیرامونت است؟
صرفا آیا و تفکر و الا همه هیچ ...
#Amir_N
@khakestaribebin
❤5🔥2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیا خیلی جای عجیبیه .
زبان اکثر اوقات برای بیان آنچه در آن اتفاق میفته قاصره.
اینکه اتفاقی این رو توی اکسپلور ببینی عجیبه اینکه یهو خودتو از یه زاویه ی دیگه ی دنیا ببینی عجیب تر ...
شاید خسته ترین باشم ولی پشیمون راهایی که رفتم نیستم .
شما داستان این موقعیت و نمیدونین و شاید هیچ وقت حال و هوای اون لحظه رو نگم اما فقط همینو بگم که رفاقت کردن دل میخواد ، برای کسی که ارزششو داره همه جوره باشین مطمئن باشین توی قانون نانوشته ی روزگار روی خودتون سرمایه گذاری کردین .
سرتونو درد نیارم ،دل بی غم براتون نمیخوام چون همیشه گفتم رنج آدم رو بزرگ میکنه به شرطی که پذیرش تو دلش خونه
کرده باشه....
ته حرف اینه که دنیای بیرون خیلی پرتلاطمه یهو میبینین وسط یه طوفانین که راه فرارش رو هم بلد نیستین ...
رفیق بمونه از من به یادگار اگر آرامش میخوای عمق دریا رو دریاب...
ارادت دلی
پ.ن : از رفیق جدید خوبم دانیال از همین تریبون تشکر میکنم که از طبقه ی ۱۵ یه برج با لنز دوربینش منو انتخاب کرد 👊
دنیا خیلی کوچیکه رفیق
#Amir_N
@khakestaribebin
زبان اکثر اوقات برای بیان آنچه در آن اتفاق میفته قاصره.
اینکه اتفاقی این رو توی اکسپلور ببینی عجیبه اینکه یهو خودتو از یه زاویه ی دیگه ی دنیا ببینی عجیب تر ...
شاید خسته ترین باشم ولی پشیمون راهایی که رفتم نیستم .
شما داستان این موقعیت و نمیدونین و شاید هیچ وقت حال و هوای اون لحظه رو نگم اما فقط همینو بگم که رفاقت کردن دل میخواد ، برای کسی که ارزششو داره همه جوره باشین مطمئن باشین توی قانون نانوشته ی روزگار روی خودتون سرمایه گذاری کردین .
سرتونو درد نیارم ،دل بی غم براتون نمیخوام چون همیشه گفتم رنج آدم رو بزرگ میکنه به شرطی که پذیرش تو دلش خونه
کرده باشه....
ته حرف اینه که دنیای بیرون خیلی پرتلاطمه یهو میبینین وسط یه طوفانین که راه فرارش رو هم بلد نیستین ...
رفیق بمونه از من به یادگار اگر آرامش میخوای عمق دریا رو دریاب...
ارادت دلی
پ.ن : از رفیق جدید خوبم دانیال از همین تریبون تشکر میکنم که از طبقه ی ۱۵ یه برج با لنز دوربینش منو انتخاب کرد 👊
دنیا خیلی کوچیکه رفیق
#Amir_N
@khakestaribebin
❤32👍3🤯3🌚1
رفیق درد و دله اگر عشق کردی گوش بده وگرنه سخت نگیر چیز خاصی نیست ...
دم همتون گرم که حمایت میکنین 👊
#Amir_N
@khakestaribebin
دم همتون گرم که حمایت میکنین 👊
#Amir_N
@khakestaribebin
❤14👍1🙏1🫡1
در من چه میگذرد؟
در من آرامش سکوت نیست اما به دنبال صدای گرم آشنایی نیستم.
در من بغض نیست اما به دنبال نمایش دادن خنده ای که وجود ندارد نیستم.
در من یأس مطلق نیست اما دیدن امید واهی و پوچ آدم ها قفس نفس تنگم را تنگ تر میکند.
در من شوق پروازی نیست ولی پرواز به دور دست ها رو دوست دارم .
در من ترس از پروازی نیست اما حقیقت زمینی بودنمان را دوست دارم!
پیر خراباتم در این دنیای بی ثبات خانه ای نیست ولی آرامش ویرانه ی دلم را دوست دارم .
در من نوری نیست اما روشنای تاریکی ذهنم را دوست دارم.
در چشمانم اشکی نیست ، اما اشک هایم را اگر بیایند دوست دارم.
آه افکار پریشانم ... گله ای نیست ....
آن ها هم روزی آرام میگیرند، آن ها راهم دوست دارم.
در نهایت بگویم حتی اگر هزاران نفر گویند که بی هنرم ,غصه و ادعایی نیست ...
من همین ۴ خط نوشته ام را دوست دارم ....
#Amir_N
@khakestaribebin
در من آرامش سکوت نیست اما به دنبال صدای گرم آشنایی نیستم.
در من بغض نیست اما به دنبال نمایش دادن خنده ای که وجود ندارد نیستم.
در من یأس مطلق نیست اما دیدن امید واهی و پوچ آدم ها قفس نفس تنگم را تنگ تر میکند.
در من شوق پروازی نیست ولی پرواز به دور دست ها رو دوست دارم .
در من ترس از پروازی نیست اما حقیقت زمینی بودنمان را دوست دارم!
پیر خراباتم در این دنیای بی ثبات خانه ای نیست ولی آرامش ویرانه ی دلم را دوست دارم .
در من نوری نیست اما روشنای تاریکی ذهنم را دوست دارم.
در چشمانم اشکی نیست ، اما اشک هایم را اگر بیایند دوست دارم.
آه افکار پریشانم ... گله ای نیست ....
آن ها هم روزی آرام میگیرند، آن ها راهم دوست دارم.
در نهایت بگویم حتی اگر هزاران نفر گویند که بی هنرم ,غصه و ادعایی نیست ...
من همین ۴ خط نوشته ام را دوست دارم ....
#Amir_N
@khakestaribebin
❤12🤯1
در میان شلوغی های زندگی روز مره و مادی که می ایستم ،میفهمم دنیای ذهن و درون که شلوغ باشد،هیچ هیاهویی، تأکید میکنم هیچ سر و صدا و همهمه ای در برابر آشوب در ذهن انسان، شلوغی محسوب نمیشود و به همان نسبت در صورت رسیدن به صلح درونی هیچ آرامش درونی و صلح ذهنی را نمیتوان به واسطه ی نا امنی بیرونی متلاطم کرد ...
انسان موجودیست با ذهن بی انتها که هرگاه بتواند تعادل را در درون خود به وضوح احساس کند میتواند تمام خطوط ذهنی تا به حال به وجود آمده را بشکافد و در مسیری آزاد و بی مرز کاوش کند...
مانند تمام کسانی که از دیروز تاریخ جهان تا به امروز آغازگر کاوش در مسیری جدید بودند ...
برای همین است که همه باید بدانیم متفاوت بودن اگرچه تحت انحصار قضاوت و ذهن های کوچک قرار میگیرد اما خود آزادیست !
#Amir_N
@khakestaribebin
انسان موجودیست با ذهن بی انتها که هرگاه بتواند تعادل را در درون خود به وضوح احساس کند میتواند تمام خطوط ذهنی تا به حال به وجود آمده را بشکافد و در مسیری آزاد و بی مرز کاوش کند...
مانند تمام کسانی که از دیروز تاریخ جهان تا به امروز آغازگر کاوش در مسیری جدید بودند ...
برای همین است که همه باید بدانیم متفاوت بودن اگرچه تحت انحصار قضاوت و ذهن های کوچک قرار میگیرد اما خود آزادیست !
#Amir_N
@khakestaribebin
❤7👏1👌1💯1
«زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد »
اساسأ کنترل بر زبان و تعادل میان آنچه در ذهن خطور میکند و آنچه که به زبان می آید سرآغاز سفر به درون برای شناخت هر چه بهتر خویشتن میباشد .
ذهن ,جهانی پهناور است که تمام آنچه چشم میبیند و نمیبیند را پردازش میکند و خروجی را تحویل میدهد .
پس بدیهی است کل دنیا با همه ی پهناوریش در غالب ذهن حتی یک شخص جا شود!
به بیانی دیگر میتوان گفت همه ی آنچه که در جهان میگذرد و ما میفهمیم و یا نمیفهمیم و قرار است در آینده ی دور یا نزدیک بفهمیم با همه ی پهناوریش در درون ذهن قرار دارد .
هرگاه چیزی را میبینیم ذهن شروع میکند با توجه به داده هایی که در اختیار دارد،آن را پردازش میکند و چیزی که عموما آدم ها به آن توجه ندارند این مسئله است که اگر تمام داده هایی که در موقعیتِ حالِ فرضی ذهن پردازش میکند را به عنوان مثال ۱۰۰ عدد در نظر بگیریم داده هایی تطبیقی بسیار زیاد دیگری در ذهن پردازش میشود که ما از آن آگاه نیستیم و در برابر عدد فرضی ۱۰۰ به بی نهایت میل میکند!
داده هایی که میگویم میتواند شامل اطلاعات ژنتیکی ، محیطی که در آن رشد کردهایم ، نحوه ی تربیتی که اساس رفتار اجتماعی ما را تشکیل داده است و تمام موقعیتهای به نسبت مشابه که ذهن برای اینکه خطای کمتری داشته باشد آن ها را هم مورد پردازش قرار میدهد تا بتواند تحلیل جامعتری ارائه کند باشد...
این امر است که ریشه بسیاری از غریبگی های ما با خودمان است که عموماً آدم ها از رو به رو شدن با آن (منظور از آن ذهن خودشان است ) فراریاند زیرا راه تعامل با ذهن خود را نیاموختهاند .
حال در این موقعیت ها ،عالم وسیع ذهن خود،خطاهای مکرر دیگری را تکرار میکند که ما باید به آن آگاه باشیم و در بسیاری مواقع از فعالیت زبان خود جلوگیری کنیم .
به عنوان مثال هنگامی که بپذیریم همه ی فعالیت های ذهن را نمیتوان کنترل کرد برای خودمان یک سری قواعد محدود کننده میگذاریم که تمرکز ما را نسبت به زمان حال بیشتر کند و کنترل ما را نسبت به چیزی که میتوانیم حداقل بر روی آن نظارت داشته باشیم در قیاس با عملکرد قبلی خودمان بهبود ببخشد .
یکی از راه هایی که باید در آن قدم بگذاریم این است که از حقانیتی که در هر بحث و موضوعی به خودمان نسبت میدهیم بکاهیم !
یعنی با پذیرش دنیای وسیع درون با تمام آن اطلاعاتی که در اختیار دارد بفهمیم، باید به آنچه که ذهن دستور استفاده از زبان را برای حرف زدن صادر میکند شک کنیم ! به گفته ای که میخواهیم بگوییم شک کنیم ، به بر حق بودنمان در موضوع شک کنیم و شنونده باشیم تا فرصت را هم برای کنترل بیشتر بر محیط برای جلوگیری از خطر های موجود ،هم برای استفاده حداکثری از داده های جدیدی که میتوانیم یاد بگیریم از دست ندهیم.
به امید آن روزی که زبان با خاکی سرخ نه تنها سر سبز را به باد دهد ، بلکه ریشه سبز سر را در خاک سرخ خود پاسبانی کند و صلحی فرا از وصف را در صحنه ی زندگی برای خودمان به نمایش درآورد ...
#Amir_N
@khakestaribebin
اساسأ کنترل بر زبان و تعادل میان آنچه در ذهن خطور میکند و آنچه که به زبان می آید سرآغاز سفر به درون برای شناخت هر چه بهتر خویشتن میباشد .
ذهن ,جهانی پهناور است که تمام آنچه چشم میبیند و نمیبیند را پردازش میکند و خروجی را تحویل میدهد .
پس بدیهی است کل دنیا با همه ی پهناوریش در غالب ذهن حتی یک شخص جا شود!
به بیانی دیگر میتوان گفت همه ی آنچه که در جهان میگذرد و ما میفهمیم و یا نمیفهمیم و قرار است در آینده ی دور یا نزدیک بفهمیم با همه ی پهناوریش در درون ذهن قرار دارد .
هرگاه چیزی را میبینیم ذهن شروع میکند با توجه به داده هایی که در اختیار دارد،آن را پردازش میکند و چیزی که عموما آدم ها به آن توجه ندارند این مسئله است که اگر تمام داده هایی که در موقعیتِ حالِ فرضی ذهن پردازش میکند را به عنوان مثال ۱۰۰ عدد در نظر بگیریم داده هایی تطبیقی بسیار زیاد دیگری در ذهن پردازش میشود که ما از آن آگاه نیستیم و در برابر عدد فرضی ۱۰۰ به بی نهایت میل میکند!
داده هایی که میگویم میتواند شامل اطلاعات ژنتیکی ، محیطی که در آن رشد کردهایم ، نحوه ی تربیتی که اساس رفتار اجتماعی ما را تشکیل داده است و تمام موقعیتهای به نسبت مشابه که ذهن برای اینکه خطای کمتری داشته باشد آن ها را هم مورد پردازش قرار میدهد تا بتواند تحلیل جامعتری ارائه کند باشد...
این امر است که ریشه بسیاری از غریبگی های ما با خودمان است که عموماً آدم ها از رو به رو شدن با آن (منظور از آن ذهن خودشان است ) فراریاند زیرا راه تعامل با ذهن خود را نیاموختهاند .
حال در این موقعیت ها ،عالم وسیع ذهن خود،خطاهای مکرر دیگری را تکرار میکند که ما باید به آن آگاه باشیم و در بسیاری مواقع از فعالیت زبان خود جلوگیری کنیم .
به عنوان مثال هنگامی که بپذیریم همه ی فعالیت های ذهن را نمیتوان کنترل کرد برای خودمان یک سری قواعد محدود کننده میگذاریم که تمرکز ما را نسبت به زمان حال بیشتر کند و کنترل ما را نسبت به چیزی که میتوانیم حداقل بر روی آن نظارت داشته باشیم در قیاس با عملکرد قبلی خودمان بهبود ببخشد .
یکی از راه هایی که باید در آن قدم بگذاریم این است که از حقانیتی که در هر بحث و موضوعی به خودمان نسبت میدهیم بکاهیم !
یعنی با پذیرش دنیای وسیع درون با تمام آن اطلاعاتی که در اختیار دارد بفهمیم، باید به آنچه که ذهن دستور استفاده از زبان را برای حرف زدن صادر میکند شک کنیم ! به گفته ای که میخواهیم بگوییم شک کنیم ، به بر حق بودنمان در موضوع شک کنیم و شنونده باشیم تا فرصت را هم برای کنترل بیشتر بر محیط برای جلوگیری از خطر های موجود ،هم برای استفاده حداکثری از داده های جدیدی که میتوانیم یاد بگیریم از دست ندهیم.
به امید آن روزی که زبان با خاکی سرخ نه تنها سر سبز را به باد دهد ، بلکه ریشه سبز سر را در خاک سرخ خود پاسبانی کند و صلحی فرا از وصف را در صحنه ی زندگی برای خودمان به نمایش درآورد ...
#Amir_N
@khakestaribebin
❤6✍1🤯1
عموما زمانی که میخواهم بنویسم موسیقی یکی از ارکان اصلی نوشته هایم محسوب میشود !
حتی اگر خواننده ی نوشته ام آن موسیقی را نشنود و اثرش را نبیند٫من قصد مصادره ی تمام آنچه که مینویسم را ندارم، زیرا روح نوشته هایم توسط خدای موسیقی زاده میشود...!
عجیب تر آنکه عموما موسیقی های بی کلامی را پخش میکنم و شروع به نوشتن میکنم که یا خیلی کم گوش داده ام یا اصلا گوش نداده ام .
شما را نمیدانم اما من هرگز نمیدانم با موسیقی قرار است قدم در کدام جای بکر جهان بگذارم .
نمیدانم قرار است در اقیانوسی بیانتها شنا کنم و نا امید در فکر سقوط در قعر آب باشم یا آن موسیقی من را به قسمتی از کودکی ام با همه ی ظرافت هایش و لطافت هایش میبرد و آن جهان را در قالب کلمات روی کاغذ نقاشی میکند ؟
آن جهان مرا با ترس به شور و حرکت در می آورد ؟
یا با شوقی بی وصف جسارت قلم به دست گرفتن را به من میدهد ...؟
هرچه که باشد راه فراری نیست؛ زیرا من با دست خودم اسارت در دنیایی پهناور را به تکرار حرف های تکراری ترجیح میدهم.
راستی اعتراف میکنم،اگر از یکی دو بار بررسی نوشته هایم برای نداشتن غلط فاحش قبل از منتشر شدن اغماض کنیم؛ من هم حقیقتاً اولین بار است که نوشته هایم را میخوانم و این است تاثیر شگرف موسیقی بر عالم ذهن که مولد دنیاهایی است که حتی برای به اصطلاح صاحب اثر نیز پر از رمز و راز است.
در وصف موسیقی
#Amir_N
@khakestaribebin
حتی اگر خواننده ی نوشته ام آن موسیقی را نشنود و اثرش را نبیند٫من قصد مصادره ی تمام آنچه که مینویسم را ندارم، زیرا روح نوشته هایم توسط خدای موسیقی زاده میشود...!
عجیب تر آنکه عموما موسیقی های بی کلامی را پخش میکنم و شروع به نوشتن میکنم که یا خیلی کم گوش داده ام یا اصلا گوش نداده ام .
شما را نمیدانم اما من هرگز نمیدانم با موسیقی قرار است قدم در کدام جای بکر جهان بگذارم .
نمیدانم قرار است در اقیانوسی بیانتها شنا کنم و نا امید در فکر سقوط در قعر آب باشم یا آن موسیقی من را به قسمتی از کودکی ام با همه ی ظرافت هایش و لطافت هایش میبرد و آن جهان را در قالب کلمات روی کاغذ نقاشی میکند ؟
آن جهان مرا با ترس به شور و حرکت در می آورد ؟
یا با شوقی بی وصف جسارت قلم به دست گرفتن را به من میدهد ...؟
هرچه که باشد راه فراری نیست؛ زیرا من با دست خودم اسارت در دنیایی پهناور را به تکرار حرف های تکراری ترجیح میدهم.
راستی اعتراف میکنم،اگر از یکی دو بار بررسی نوشته هایم برای نداشتن غلط فاحش قبل از منتشر شدن اغماض کنیم؛ من هم حقیقتاً اولین بار است که نوشته هایم را میخوانم و این است تاثیر شگرف موسیقی بر عالم ذهن که مولد دنیاهایی است که حتی برای به اصطلاح صاحب اثر نیز پر از رمز و راز است.
در وصف موسیقی
#Amir_N
@khakestaribebin
❤5👍1🔥1👌1
و تجربه هایی که به خودی خود و ذاتاً هیچ ارزشی ندارند ، نقش و نگاری را بر روی صورتم آفریدند که تاهروقت حافظه ام بماند و یاری کند؛ هر چین و هر خط و هر چروک صورتم، من را یاد مسیری پر پیچ و خم بیندازد که خواسته یا گهگاهی ناخواسته ، روزی
بر من گذشته و اکنون با وجود آثار همه ی آن ها، میدانم که حداقل جای خالی چیزی یا کسی احساس نمیشود !
پ.ن: راحت تر بگم!؟
به نظر من کنار اومدن و پذیرفتن داغ پشت دست خیلی راحت تر و در عین حال کارآمد تر از حسرتیه که بر دل مونده ...
حداقل جلوی چشمت قرار داره ، تجربشم جایی که لازمه یاد آوری میشه و خوبیش اینه اگه واقعا ازش رد بشی و در زمانی که باید از وقتی که باید براش بذاری دریغ نکنی، ممکنه ردش بمونه ولی قطعا دیگه جاش درد نمیکنه...
حسرت به دلت نمونه رفیق !
#Amir_N
@khakestaribebin
بر من گذشته و اکنون با وجود آثار همه ی آن ها، میدانم که حداقل جای خالی چیزی یا کسی احساس نمیشود !
پ.ن: راحت تر بگم!؟
به نظر من کنار اومدن و پذیرفتن داغ پشت دست خیلی راحت تر و در عین حال کارآمد تر از حسرتیه که بر دل مونده ...
حداقل جلوی چشمت قرار داره ، تجربشم جایی که لازمه یاد آوری میشه و خوبیش اینه اگه واقعا ازش رد بشی و در زمانی که باید از وقتی که باید براش بذاری دریغ نکنی، ممکنه ردش بمونه ولی قطعا دیگه جاش درد نمیکنه...
حسرت به دلت نمونه رفیق !
#Amir_N
@khakestaribebin
❤8🔥1😢1💯1
Raconteur
@Radiio_ava – احتمالا وقتی -Likely when
من خوشم نمیاد خودمو به آدما یادآوری کنم !
این مدت ننوشتم و ننوشتم تا بفهمم و ببینم که چه کسی در ذهنش خاطر مرا حمل میکند؟
چه کسی برای حضور من و نوشته هایم مشتاق است و صبوری میکند ؟
چه کسی عدم حضورم را حس میکند؟
چه کسی میخواهد از دور و تنها با تصویری از مردی روی سرسره که انگار غم تمام وجودش را گرفته از من در ذهنش یاد کند و چه کسی میخواهد اندکی بیشتر با دنیای ذهنم مأنوس شود؟!
راستش؛ اگر خواستی از نزدیک تر مرا ببینی و بشناسی و منت بگذاری و کنارم بمانی ....؛ باید بدانی من هم مثل همه ی آدم ها قطعا از نزدیک معمولی ترم و البته واقعی تر ...
ترجیح میدهم در نوشته هایم خودم و یک آدم معمولی با دغدغه ها و کشمکش های واقعی باشم تا نمادی که فاصله ی زمانی فراز و فرودش؛ از چشم بر هم زدنی هم، کوتاه تر باشد!
آن هم در فضایی پر از تاریخ انقضاهای یک روزه...
خودمان که باشیم شاید دورمان خلوت تر باشد اما ماندنی تر هستیم...
هیاهوی بیخود ، پر از سر و صداست اما آوای زندگی را ندارد ...
نه پیغام واضحی برای شنیدن دارد نه ماندگاری زیادی برای از نقش پر رنگش بر زندگیمان ترسیدن ...
همین که خلوتمان خودمانی و گرم باشد، نه فقط برای من که برای همه ی مان از زندگی کافیست...
موزیک از گروه (او و دوستانش) به اسم
« احتمالاً وقتی » امیدوارم لذت ببرید .
🌒
#Amir_N
@khakestaribebin
این مدت ننوشتم و ننوشتم تا بفهمم و ببینم که چه کسی در ذهنش خاطر مرا حمل میکند؟
چه کسی برای حضور من و نوشته هایم مشتاق است و صبوری میکند ؟
چه کسی عدم حضورم را حس میکند؟
چه کسی میخواهد از دور و تنها با تصویری از مردی روی سرسره که انگار غم تمام وجودش را گرفته از من در ذهنش یاد کند و چه کسی میخواهد اندکی بیشتر با دنیای ذهنم مأنوس شود؟!
راستش؛ اگر خواستی از نزدیک تر مرا ببینی و بشناسی و منت بگذاری و کنارم بمانی ....؛ باید بدانی من هم مثل همه ی آدم ها قطعا از نزدیک معمولی ترم و البته واقعی تر ...
ترجیح میدهم در نوشته هایم خودم و یک آدم معمولی با دغدغه ها و کشمکش های واقعی باشم تا نمادی که فاصله ی زمانی فراز و فرودش؛ از چشم بر هم زدنی هم، کوتاه تر باشد!
آن هم در فضایی پر از تاریخ انقضاهای یک روزه...
خودمان که باشیم شاید دورمان خلوت تر باشد اما ماندنی تر هستیم...
هیاهوی بیخود ، پر از سر و صداست اما آوای زندگی را ندارد ...
نه پیغام واضحی برای شنیدن دارد نه ماندگاری زیادی برای از نقش پر رنگش بر زندگیمان ترسیدن ...
همین که خلوتمان خودمانی و گرم باشد، نه فقط برای من که برای همه ی مان از زندگی کافیست...
موزیک از گروه (او و دوستانش) به اسم
« احتمالاً وقتی » امیدوارم لذت ببرید .
🌒
#Amir_N
@khakestaribebin
❤9👍2🌚1💯1
ماهی در دریای آبی رنگش دم زیبای خود را با جلوه گری نمایان میکرد و از این سو به آن سو ماهرانه جولان میداد ...
گربه اما فقط، بی رحمی دنیا را لمس میکرد و نه لزوما برای غذا ! برای بقا درندگی خود را امتحان میکرد ...
پس گربه زمین خود را رها کرد و به دریای ماهی رفت تا ماهی با پوست و گوشت و استخوان تاوان غرق شدن در دریای دنیای فریبنده ی ذهنش را روی زمین کج بدهد...
پ.ن: امان از انسان؟
#Amir_N
@khakestaribebin
گربه اما فقط، بی رحمی دنیا را لمس میکرد و نه لزوما برای غذا ! برای بقا درندگی خود را امتحان میکرد ...
پس گربه زمین خود را رها کرد و به دریای ماهی رفت تا ماهی با پوست و گوشت و استخوان تاوان غرق شدن در دریای دنیای فریبنده ی ذهنش را روی زمین کج بدهد...
پ.ن: امان از انسان؟
#Amir_N
@khakestaribebin
❤5🤯2👌2
روز جهانی مرد؟
مرد میشناسی به نظرم فکری بدی نیست براش بفرستی ...
من بودم خوشحال میشدم :)
#دلی
#Amir_N
@khakestaribebin
مرد میشناسی به نظرم فکری بدی نیست براش بفرستی ...
من بودم خوشحال میشدم :)
#دلی
#Amir_N
@khakestaribebin
❤7❤🔥1
دردی مدام من را احاطه کرده بود و من سال ها پوستین شیری که آن را با ظرافت و شباهت تمام برای تضمین امنیتم ساخته بودم را به سختی بر قامت وجودم حمل میکردم تا دیگر آسان طعمه ی گرگ ها نشوم .
نمیدانی و ابتدا نمیدانستم که چقدر سخت بود به دست خودم سال ها پرنده ی ظریف وجودم که شهرتش به پر پروازش بود را اسیر دست شیری کنم تا به حساب خودم از امنیتش حفاظت کنم اما امان که داشتم منیتش را از او میگرفتم.
از پر پرواز ها چیدن ها نالان بودم غافل از آنکه خود نیز اسارتی ساختم و اسارتم برای پرنده ی وجودم قفسی ...
آزادی دیگر حتی در خیال پرنده برشی نداشت وقتی شیری عبوس حتی محبتش را با نعره فریاد میزد و احساساتش را با جنگیدن تخلیه ...
بیچاره شیر هم گناهی نداشت ....
او هم اسیر دست من بزرگ تری شده بود که اسارت را از روی ندانستن مصلحت میدانست!
#Amir_N
@khakestaribebin
نمیدانی و ابتدا نمیدانستم که چقدر سخت بود به دست خودم سال ها پرنده ی ظریف وجودم که شهرتش به پر پروازش بود را اسیر دست شیری کنم تا به حساب خودم از امنیتش حفاظت کنم اما امان که داشتم منیتش را از او میگرفتم.
از پر پرواز ها چیدن ها نالان بودم غافل از آنکه خود نیز اسارتی ساختم و اسارتم برای پرنده ی وجودم قفسی ...
آزادی دیگر حتی در خیال پرنده برشی نداشت وقتی شیری عبوس حتی محبتش را با نعره فریاد میزد و احساساتش را با جنگیدن تخلیه ...
بیچاره شیر هم گناهی نداشت ....
او هم اسیر دست من بزرگ تری شده بود که اسارت را از روی ندانستن مصلحت میدانست!
#Amir_N
@khakestaribebin
❤6❤🔥1🔥1🤯1😢1