روزنوشت
2.91K subscribers
552 photos
77 videos
289 files
3.51K links
یادداشت‌هایی در مورد توسعه

ابتدای کانال:

https://t.me/kennedy_notes/3

ارتباط با ادمین:

@kennedynotes
Download Telegram
Forwarded from دنباله‌ کار‌ خویش (محمد خیرآبادی)
▪️ عمارتِ جان‌سخت و آجرهای کوچک ما
*نوشته شده در ۲۵ فروردین ۱۴۰۵*

محمد خیرآبادی

همیشه این تمایل وجود دارد که تاریخ را به طور کل و تاریخ ایران را به خصوص، از دریچه‌ی تقویم‌های رسمی، سلحشوری سرداران فاتح و جابه‌جایی تخت‌ها و کرسی‌های قدرت ببینیم. انگار ایران، نقاشی بزرگی است که فقط با قلم‌موهای ضخیم سیاست کشیده شده است. اما اگر کمی از این روایت‌های معمول و مرسوم فاصله بگیریم و به لایه‌های زیرین این سرزمین نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این عمارت کهن، نه به خاطر ستون‌های سنگی پادشاهان، بلکه به اعتبار آجرهای کوچکی دوام آورده که آدم‌های معمولی در شکاف‌هایش نشانده‌اند.

ایران، در طول قرن‌ها، بارها تا مرز محو شدن پیش رفته است؛ از حمله اسکندر گرفته تا یورش مغول که به قول عطار «آمدند و سوختند و کشتند و رفتند»، تا همین قحطی‌ بزرگ و اشغال‌ ابتدای قرن گذشته و جنگ‌های اخیر. اما چه چیزی باعث شده که این «خانه‌ی پدری»، هر بار بعد از صدمات شدید و زلزله‌های مهیب، دوباره قد راست کند؟

چند روز پیش، دو مهمان اهل کردستان داشتم؛ کسانی که تجربه‌ی زیسته دست اول از جغرافیای پرآشوب منطقه داشتند. بحث ما از کار شروع شد و طبق معمول این روزها، به سیاست کشید. فضا داغ شد، صداها بالا رفت و تفاوت دیدگاه‌ها خودش را با صراحت نشان داد. اما نکته‌ی شگفت‌انگیز در پایان ماجرا بود. یکی از آنها با نگاهی عمیق گفت: «ما اینجا با تمام این اختلاف‌نظرهای تند، نشسته‌ایم، حرف می‌زنیم و در نهایت بدون کینه، دست می‌دهیم و خداحافظی می‌کنیم و با تماس‌های بعدی به کارمان ادامه می‌دهیم؛ در حالیکه در بسیاری از کشورهای اطراف، همین سطح از اختلاف عقیده می‌تواند به شکاف‌های خونین و درگیری‌های بی‌پایان ختم شود.» او راز این صبوری و ماندگاری را در هویت مشترک‌مان می‌دید و از «حافظ» به عنوان یکی از بی‌شمار حلقه‌های اتصال ما نام برد.

تاریخ ایران نشان می‌دهد که وقتی در تلاطمِ حوادثِ سخت، منابع موقتی قدرت ایران مثل «دولت» یا «قدرت سیاسی» دچار ضعف یا بحران می‌شوند، این «فرهنگ» و «زبان» است که به مأمن مردم تبدیل می‌شود. حافظ، تنها یک شاعر نیست؛ او یک زبان مشترک برای تفاهم است. وقتی دو نفر از دو گوشه‌ی ایران با دو نگاه سیاسی متضاد، به بیتی از حافظ دست می‌اندازند، در واقع دارند بر سر یک معنای واحد توافق می‌کنند. این توافق‌های کوچک، همان جانی است که ایران را در دوره‌های سخت، پایدار نگه داشته است.

ایران، بیش از آنکه یک جغرافیا باشد، یک «قراردادِ اخلاقی و فرهنگی» بین ساکنان آن است. نوعی تکثر در عین یک وحدت درونی. وحدت، نه با زور و چسبِ قدرت‌های سیاسی، بلکه با همین کنش‌های کوچک روزمره ساخته می‌شود؛ با همین که اجازه می‌دهیم صدای مخالف شنیده شود، اما رشته‌ی انسانیت پاره نشود. ماندگاری ایران، حاصل همین مداراهای کوچک است. از معلمی که در دورترین روستا چراغ آگاهی را روشن نگه می‌دارد، تا بازرگانی که انصاف را فدای نوسانات بازار نمی‌کند، و تا شهروندانی که در اوج اختلافات، هنوز می‌توانند دور یک میز بنشینند و به شیوه‌ی آن مهمان کُرد، از «حلقه‌های اتصال» حرف بزنند.

ما در طول تاریخ، بارها از دالان‌های سخت و تاریک گذر کرده‌ایم، نه به این خاطر که همیشه قهرمانانی در صدر داشته‌ایم، بلکه به این دلیل که در بدنه، آدم‌هایی داشته‌ایم که می‌دانستند چطور آجر مهربانی (عشق) و فهم (خِرَد) را روی هم بگذارند. ایران، عمارت صبوری است؛ خانه‌ای که ستون‌هایش نه از سنگ، که از جنس همین مدارا و خِرَد و دلبستگی‌های پنهانی است که ما را، علی‌رغم تمام تفاوت‌ها، به هم زنجیر کرده است.
Forwarded from بیمه‌نگار
#معرفی



ثبت نام برای شرکت در سلسله وبینارها با موضوع اقتصاد بیمه و ریسک:

https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSf8XKPlB65s99O9n64Gy1OkifjAhsZ0XQJWgRPwo_5OWXA6zg/viewform

ثبت نام برای ارایه مقالات:

https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeQfWxa-ERO4yPhoDfsDVzro9dJn-gsPnCAugW9u9c6kZnMHg/viewform


جلسات نهایی شده تاکنون:

June 3rd, 2026: Adam Solomon (NYU Stern) - "Optimal Insurance Scope: Theory and Evidence from US Crop Insurance"

July 1st, 2026: Philip Mulder (University of Wisconsin Madison) - "Property Insurance and Disaster Risk: New Evidence from Mortgage Escrow Data"  (with Benjamin Keys  (with Benjamin Keys)

—————

همراهان چند روز پیش یک نظرسنجی در مورد بستر جلسات اینترنتی که در داخل کشور دسترسی راحت تر دارند، در کانال قرار دادم. پاسخی که دریافت کردم این بود که گوگل میت بهترین گزینه است.

متاسفانه نه به صورت شخصی و نه به صورت سازمانی از طریق دانشگاه، نتوانستم به وبینارهای گوگل میت دسترسی پیدا کنم.

لذا جلسات در بستر زوم برگزار خواهدشد.



@insurance_notes
افراد جویای کار می توانند خود را در قسمت کامنت های این پیام معرفی کنند.

لطفا در یک پیام، اطلاعات کامل قراردهید. همچنین بفرمایید که کارفرمایان چطور با شما تماس بگیرند.

لطفا اگر این طریق به کاریابی شما کمک کرد، اطلاع‌ دهید تا بدانیم آیا موثر است یا خیر 🙏
#job


همراهان، با توجه به علاقه و تخصص اعضای این کانال در حوزه های اقتصاد، سیاست گذاری و تحلیل داده، در صورت نیاز به جذب نیروی متخصص، می توانید موقعیت کاری خود را در قسمت پیام های این پیغام قراردهید.

ممنون می شوم اگر کل آگهی را در یک متن بفرستید و مشخص بفرمایید افراد چطور با شما تماس بگیرند.

———-

لطفا اولویت را به جذب افراد ساکن داخل کشور بدهید.



@kennedy_notes
#پژوهش
#کتاب
#سیلابس


دانشگاه در طول تابستان یک کارگاه دو ماهه نگارش مقاله برگزار می کند. جلسات یک بار در هفته و به مدت سه ساعت هستند. در طول این کارگاه، کتاب Wendy Laura Belcher در مورد نوشتن مقاله را به تدریج با هم جلو خواهیم برد. مطالب کوتاه دیگر که مرجع قرار می گیرند، یکی مطلب Lynn Worsham است در مورد این که چه چیزی برای ویراستار مجلات مهم است و دیگری، وبلاگی درمورد نوشتن چکیده مقاله.

سیلابس پنج جلسه ابتدای دوره (از دوازده جلسه) به این ترتیب است:

WEEK 1 (Week of May 11): DESIGNING YOUR WRITING PLAN

Before you meet this week, make sure you have...

***Read Introduction and Week 1 in Belcher (pp. 1-59)***
If you don't have a draft, then you will also need to read Week 0 in Belcher (pp. 390-400)
Prepared a 1-minute elevator speech about your article project (to share with group)
Designed a daily and weekly writing schedule (to share with group)
[if time, can also do during session] Re-read your current draft to identify revision tasks & created a checklist of prioritized revisions (Belcher guides you through this on pp. 53-54)
[if time, can also do during/after session] Contacted 1-2 people who will give bibliographic recommendations for Week 5
[if time, can also do during/after session] Contacted 1-2 people who will give feedback on your article draft during/after Week 10


WEEK 2 (Week of May 18): ADVANCING YOUR ARGUMENT

Before you meet this week, make sure you have...

Read Week 2 in Belcher (pp. 60-89)
Drafted an argument statement (to share with group for peer feedback)
[if you have time] Reverse-outlined your own article draft (or created an outline if you don't have a draft)
Note: Originally, this schedule said to locate a model article in your field to reverse-outline; you're welcome to do this if you like. If you do, try to find either a recent work published by junior faculty in reputable journals and/or an article you plan to cite in your own article.


WEEK 3 (Week of May 25): ABSTRACTING YOUR ARTICLE

Before you meet this week, make sure you have...

Read Week 3 in Belcher
Read Kelsky, “How to Write an Abstract” and Worsham, “What Editors Want”
Drafted your article abstract (to share with group for peer feedback)
Listed 4-5 keywords, defined each term, and described how they function in your argument


WEEK 4 (Week of June 1): SELECTING A JOURNAL

Before you meet this week, make sure you have...

Read Week 4 in Belcher
Identified your top 3 journal choices with justifications (to share with group)
To construct your list, you should do the following (based on Belcher's text):
review the first 3 paragraphs of every article in that journal for the past 2 years
characterize the journal’s objectives, audience, and current publication trends
review the journal’s submission protocol, acceptance rate, and circulation (if available)
Note: as you're doing this, it might be worth identifying an article from each journal you could potentially reverse-outline for Week 10
Consider: drafting a query letter to send to journals


WEEK 5 (Week of June 8): REFINING YOUR WORKS CITED

Be
fore you meet this week, make sure you have...

Read Week 5 in Belcher
Re
ad Booth et al., “Engaging Sources” and Firth, “The Five Biggest Reading Mistakes”
Recommendation: using your keywords, search your field’s established databases for relevant literature from the past
50 years (use discretion—the goal is to be thorough, not exhaustive



@kennedy_notes
روزنوشت pinned «افراد جویای کار می توانند خود را در قسمت کامنت های این پیام معرفی کنند. لطفا در یک پیام، اطلاعات کامل قراردهید. همچنین بفرمایید که کارفرمایان چطور با شما تماس بگیرند. لطفا اگر این طریق به کاریابی شما کمک کرد، اطلاع‌ دهید تا بدانیم آیا موثر است یا خیر 🙏»
روزنوشت pinned «#job همراهان، با توجه به علاقه و تخصص اعضای این کانال در حوزه های اقتصاد، سیاست گذاری و تحلیل داده، در صورت نیاز به جذب نیروی متخصص، می توانید موقعیت کاری خود را در قسمت پیام های این پیغام قراردهید. ممنون می شوم اگر کل آگهی را در یک متن بفرستید و مشخص…»
Forwarded from وادی|جواد درویش (Javad Darvish)
🔴حکمرانی ما در مقابل حکمرانی آنها

یک رشته‌ی عجیب‌الخلقه در دانشگاه آکسفورد هست به نام PPE:
Philosophy, Politics and Economics

روی کاغذ، اساساً نشاندن یک فیلسوف کنار یک اقتصاددان، پروژه‌ای از قبل شکست‌خورده است. فلسفه، آنطور که ما می‌شناسیم‌اش، در برخورد با اقتصاد جرقه می‌زند!
گاردین در مقاله‌ای این رشته را معرفی کرده (اینجا) عنوان مقاله هست: PPE رشته‌ای که بریتانیا را اداره می‌کند.

🔹مقاله به اسامی زیادی اشاره می‌کند که این رشته را خوانده‌اند؛ (و اگر کمی سرچ کنید یا از هوش مصنوعی کمک بگیرید، اسامی مهم دیگری هم پیدا می‌کنید).
فقط به عنوان چند نمونه:
ریشی سوناک (Rishi Sunak): نخست‌وزیر بریتانیا، ۲۰۲۲–۲۰۲۴
لیز تراس (Liz Truss): نخست‌وزیر بریتانیا، ۲۰۲۲
دیوید کامرون (David Cameron): نخست‌وزیر بریتانیا، ۲۰۱۰–۲۰۱۶
هارولد ویلسون (Harold Wilson): نخست‌وزیر بریتانیا، ۱۹۶۴–۱۹۷۰ و ۱۹۷۴–۱۹۷۶
ادوارد هیث (Edward Heath): نخست‌وزیر بریتانیا، ۱۹۷۰–۱۹۷۴
بیل کلینتون (Bill Clinton): رئیس‌جمهور آمریکا، ۱۹۹۳–۲۰۰۱
بی‌نظیر بوتو (Benazir Bhutto): نخست‌وزیر پاکستان، ۱۹۸۸–۱۹۹۰ و ۱۹۹۳–۱۹۹۶
عمران خان (Imran Khan): نخست‌وزیر پاکستان، ۲۰۱۸–۲۰۲۲
مالکوم فریزر (Malcolm Fraser): نخست‌وزیر استرالیا، ۱۹۷۵–۱۹۸۳
باب هاوک (Bob Hawke): نخست‌وزیر استرالیا، ۱۹۸۳–۱۹۹۱


🔹اما سیاستمداران در کشور ما غالباً یا دانش مرتبط ندارند و یا فارغ‌التحصیل دانشگاه‌هایی مثل دفاع ملی و امام صادق‌اند. سال‌های اخیر نیز به‌عنوان کشفی بدیع، رشته‌های سیاست‌گذاری، حکمرانی و آینده پژوهی در شریف و تهران و جاهای دیگر تأسیس شده‌اند، و کسانی که می‌خواهند «حکمرانی دانش‌بنیان» کنند، رهسپار این رشته‌ها می‌شوند.

🔹تفاوت در کجاست و PPE و PPEخوانده‌ها، چه ویژگی‌های متمایزی دارد؟

🔸اول اینکه برخلاف رشته‌هایی مثل سیاست‌گذاری و حکمرانی، PPE از اساس نظری و بنیادین است. چیزی شبیه همان رشته liberal arts که قبلاً درباره‌اش گفته‌ام. مقاله‌ی گاردین هم به این نکته اشاره می‌کند که PPE به آدم‌ها قدرت بیان، سرعت تحلیل، اعتمادبه‌نفس و شبکه‌ی ارتباطی می‌دهد؛ چیزهایی که در سیاست و رسانه بسیار ارزشمندند.
در واقع کاربردی‌بودن، که البته برای سیاست و حکمرانی واجب است، side effect این رشته است؛ نه اینکه آموزش از اول صرفاً معطوف به کاربرد باشد. این رشته بیشتر پرورش ذهن است تا انتقال اطلاعات.

🔸دوم اینکه PPE ترکیبی است از علوم اجتماعی، مثل اقتصاد؛ علوم انسانی، مثل فلسفه؛ و چیزی میان این دو، یعنی سیاست.
فارغ‌التحصیل چنین رشته‌ای، دست‌کم در حالت ایده‌آل، باید به قول مرحوم ترکان هم عدد بفهمد، هم بتواند بنیادین و out of the box فکر کند، و هم نسبت میان اخلاق، قدرت، دولت، بازار و روابط بین‌الملل را بفهمد.

🔸سوم اینکه اگرچه در بعضی دانشگاه‌های ما، مثل شهید بهشتی، اقتصاد و علوم سیاسی در یک دانشکده‌اند (البته رشته‌ی ترکیبی ندارند.) اما قرار گرفتن فلسفه در کنار اقتصاد و سیاست، و ایجاد یک ترکیب نامتجانس، تفاوت مهمی ایجاد می‌کند.
در بسیاری از رشته‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری، سؤال اصلی این است:
چه سیاستی کار می‌کند؟
چه چیزی قابل اجراست؟
چه مدلی جواب می‌دهد؟
چه شاخصی بهتر می‌شود؟
اما حضور فلسفه در کنار اقتصاد و سیاست، یک سؤال مزاحم‌تر را هم وارد ماجرا می‌کند:
چه چیزی عادلانه است؟
چه چیزی مشروع است؟
دولت تا کجا حق دخالت دارد؟
آزادی فردی کجا باید بر مصلحت جمعی مقدم شود؟
آیا رشد اقتصادی بدون عدالت اجتماعی کافی است؟
و شاید مهم‌تر از همه: در trade-off همیشگی میان «امنیت» و «آزادی»، در هر لحظه باید به کدام سمت متمایل شد؟

این همان چیزی است که سیاستمدار تکنوکرات معمولاً کم دارد. تکنوکرات می‌تواند بگوید چه چیزی بهینه است؛ اما لزوماً نمی‌تواند توضیح دهد چرا آن چیز از نظر اخلاقی و سیاسی قابل دفاع است.
روزنوشت
#job موقعیت کاری برای اقتصاددان در سفارت آلمان در تهران: https://teheran.diplo.de/ir-de/2756968-2756968 موقعیت کاری در دانشکده حکمرانی دانشگاه کلمبیا: https://www.linkedin.com/posts/eric-verhoogen-8576408_february-1-2026-july-31-2026-activity-7430639508003381249…
#job



همراهان، زمانی که اینترنت دوباره برای همه وصل شود، فرصت های کاری را مجددا به صورت هفتگی به اشتراک خواهیم گذاشت.

چون چاره ای جز خوشبینی ندارم، امیدوارم با این کار به نحوی انگیزه ای برای قطع کنندگان اینترنت ایجاد شود تا آن را دوباره وصل کنند.



@kennedy_notes
Forwarded from LinkUp
⭕️ بچه‌ها، لطفاً این پیام رو جدی بگیرید.

ما توی این مدت صدها پیام از شما گرفتیم؛
از آدم‌هایی که قطعی اینترنت، محدودیت‌ها و اختلال‌ها، زندگی‌شون رو از کار انداخته.
نه فقط کار و پروژه و درآمدشون رو؛ بعضی وقت‌ها رابطه‌هاشون، مهاجرتشون، درمانشون، درسشون، کسب‌وکار کوچیکشون، امیدشون و حتی توان ادامه دادنشون رو.

حالا از طرف یکی از زیرمجموعه‌های وزارت ارتباطات از ما خواسته شده که گزارشی از اثرات واقعی این قطعی‌ها و محدودیت‌ها آماده کنیم؛ گزارشی از اینکه این وضعیت دقیقاً چه بلایی سر مردم، خانواده‌ها، فریلنسرها، تیم‌ها، کسب‌وکارها و آدم‌های معمولی آورده.

من نمی‌دونم پشت این درخواست دقیقاً چقدر نیت واقعی برای حل مسئله وجود داره.
نمی‌دونم چقدر قراره شنیده بشه.
نمی‌دونم اصلاً نتیجه‌ای می‌ده یا نه.

ولی می‌دونم گفتن این روایت‌ها، از نگفتنش بهتره.
شاید چیزی رو حل نکنه، ولی شاید یک ذره، فقط یک ذره، بهتر از این باشه که هیچ کاری نکنیم.

خیالتون هم راحت باشه:
این گزارش کاملاً بدون هویت افراد ارسال می‌شه.
هیچ اسم، آیدی، عکس، شماره، مشخصات شخصی یا نشونه‌ای از شما داخل گزارش نمیاد.
فقط خود روایت‌ها، دردها، خسارت‌ها و اثر واقعی این قطعی‌ها منتقل می‌شه.
(گزارش به صورت اسکرین شات پیام ها با حذف همه نشانه های هویتی و توسط خود ِ من ارسال میشه)

ازتون می‌خوام اگر تا الان توی پی‌وی برای من ننوشته بودید، الان بنویسید و به ایدی تلگرام من @bayatsepehr ارسال کنید لطفا.

برام بفرستید که قطعی اینترنت و محدودیت‌ها دقیقاً چه اثری روی زندگی‌تون گذاشته.

هرچیزی که واقعی بوده، بنویسید.
حتی اگر کوتاهه. حتی اگر تلخه. حتی اگر فکر می‌کنید مهم نیست.

فقط لطفاً حتماً پیام‌تون رو با این هشتگ بفرستید:

#اینترنت

که بتونیم پیام‌ها رو جدا کنیم و بر اساسش یک گزارش تفصیلی، منظم و قابل ارسال آماده کنیم.

توجه: طول پیام جوری باشه که توی یه اسکرین شات موبایل جا بشه.

خیلی مخلصم
سپهر بیات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی


وبلاگ Tatyana Deryugina، استاد دانشگاه ایلینوی UIUC، مطالب بسیار خوبی برای دانشجویان دکتری اقتصاد که برای بازار کار آماده می شوند، دارد. چند نمونه خوب:


یادداشت درمورد برنامه زمانی پیشنهادی در ماه های منتهی به پایان دوره دکتری:

https://deryugina.com/suggested-timeline-for-those-on-the-job-market-next-year/


یادداشت درمورد بازدید از دانشگاه ها هنگام دعوت برای ارایه مقاله:

https://deryugina.com/suggestions-for-campus-visits/



@kennedy_notes
Forwarded from سپهرداد
موسسه‌ی چندلر از سال ۲۰۲۱ به طور منظم شاخص‌های حکمرانی خوب در کشورهای مختلف جهان را به صورت سالانه اندازه‌گیری و منتشر می‌کند. امروز هم گزارش سال ۲۰۲۶ را در مورد عملکرد حکمرانی ۱۳۳ کشور مختلف جهان در سال ۲۰۲۵ منتشر کرد. رتبه‌ی یک بهترین عملکرد حکمرانی در جهان را سنگاپور به نام خود کرده و بعد از آن هم کشورهای اسکاندیناویایی: نروژ، دانمارک، فنلاند و سوئد. بعد هم سوییس و آلمان و هلند و لوکزامبورگ.
معمولا در مورد این جور رتبه‌بندی‌ها قبل از نام کشورهای منتخب باید به شاخص‌های اندازه‌گیری توجه کرد. شاخص حکمرانی خوب موسسه‌ی چندلر ۷ معیار دارد. هر کدام از این ۷ معیار هم خودشان شاخص‌های مختلفی دارند. پروژه‌ی اصلی موسسه‌ی چندلر هم سنجش این معیارها و شاخص‌ها در کشورهای مختلف جهان به صورت سالانه است. معیارهای حکمرانی خوب موسسه‌ی چندلر چه‌ها هستند؟
۱. رهبری و نگاه پیشرو
شاخص‌ها: رهبری اخلاق‌مدار، ایجاد چشم‌انداز بلندمدت، توان سازگاری رهبری، توانایی اولویت‌بندی استراتژیک، نگاه نوآورانه
۲. سیاست‌ها و قوانین باکیفیت
شاخص‌ها: حاکمیت قانون در آن کشور، کیفیت قوه قضاییه، شفافیت حکمرانی، حکمرانی نظارتی
۳. نهادهای قوی
شاخص‌ها:
شاخص‌ها: توان هماهنگی حاکمیت، ظرفیت حکمرانی داده محور، توان اجرای قوانین، کیفیت بوروکراسی
۴. انضباط مالی
شاخص‌ها: بدهی دولت، مازاد و کمبود بودجه‌ی کشور، کارایی دخل و خرج‌های دولت، ریسک کشور
۵. جذابیت بازار کشور
شاخص‌ها: حقوق مالکیت، میزان جذب سرمایه، توان لجستیکی کشور، قوانین پایدار تجارتی
۶. اثرگذاری و اعتبار جهانی
شاخص‌ها: تجارت بین‌الملل، قدرت دیپلماسی، برند کشور، قدرت پاسپورت
۷. کمک به مردم برای ارتقا
شاخص‌ها: فراهم کردن امکانات آموزشی و و بهداشتی، رضایت مردم از خدمات عمومی دولت، امنیت فردی مردم در کشور، عملکرد محیط‌زیستی حکومت، توزیع درآمدها، شاخص اشتغال مردم، نابرابری جنسیتی، تبعیض و بی‌عدالتی، پایداری قیمت‌ها
با این معیارها، معدل حکمرانی سنگاپور در جهان بهترین است. کشوری که از منابع طبیعی کاملا بی‌بهره است و حتی گوجه و فرنگی و خیارش هم از سایر کشورهای جهان وارد می‌شود، با یک حکمرانی قابل قبول توانسته به درآمد سرانه‌ی ۹۰ هزار دلار به ازای هر نفر برسد. در حقیقت تنها چیزی که سنگاپور دارد همین حکمرانی خوب است. بعدش هم کشورهای اسکاندیناویایی. من خودم تجربه‌ی زندگی در کشورهای اسکاندیناویایی را نداشته‌ام. ولی به نظر من سنگاپور کشور نیست و بعد جغرافیا بسیار اهمیت دارد. مسلما اگر چالش جغرافیا را اضافه کنیم سنگاپور علی‌رغم تمام ارادتی که بهش دارم رتبه‌ی یک حکمرانی خوب در جهان نخواهد بود. این که موسسه‌ی چندلر بعد جغرافیا را در نظر نگرفته به نظرم از ایرادهای کار است. بعضی جغرافیاها به صورت ذاتی خوشبخت‌ترند و چالش‌های کمتری دارد. می‌خواهم بگویم صفر جغرافیایی خیلی از کشورها با هم برابر نیست و با توجه به جغرافیا بعضی حکمرانی‌ها با چالش‌های عمیق‌تری روبه‌رو هستند و به راحتی نمی‌شود با قدرت پاسپورت‌شان به‌شان امتیازدهی کرد.
کاری نداریم. رتبه‌ی حکمرانی ایران بین ۱۳۳ کشور جهان رتبه‌ی ۱۲۵ است. این که ریشه‌ی خیلی از بدبیاری‌ها و بیچارگی‌های مردم ایران در حکمرانی ضعیف است، غیرقابل انکار است. در حقیقت ایران را می‌توان کلاس درس حکمرانی‌های اشتباه در بسیاری از زمینه‌ها دانست. اصلا هم به مسائل سیاسی کار نداریم. ولی این هم یک حقیقت است که معیارهای امتیازدهی به ایران توسط موسسه‌ی چندلر هم چندان عادلانه نبوده است. جغرافیای پرچالش ایران را اصلا نمی‌توان با جغرافیای کم‌چالش اندونزی مقایسه کرد و امتیاز بالاتر را به راحتی تقدیم اندونزی کرد.
بگذریم. تورق گزارش حکمرانی خوب موسسه‌ی چندلر جالب است. اگرچه که همه‌ی داستان‌ها‌ را روایت نمی‌کند.

@sepehrdad_channel
Forwarded from سپهرداد
درس‌هایم تمام شده است. منتظر نمراتم هستیم و گرفتن مدرک و تمام. خیلی از بچه‌های باخداحافظی و بی‌خداحافظی گذاشته‌اند رفته‌اند. دیروز نزدیک‌ترین رفیقم بین بچه‌ها (کاشف) هم رفت هندوستان. کاشف خیلی احساساتی بود. وقتی داشتیم از هم جدا می‌شدیم اشک ریخت. جلال که تنها هم‌زبان من بود هم بلافاصله بعد از آخرین کلاس، چند هفته پیش برگشت به افغانستان. در مورد خیلی از بچه‌های قصه‌های زیادی دارم. هر شب به یار می‌گویم باید این دو سال را بنویسم. روایت‌هایی که می‌توانم بگویم بیش از این حرف‌هاست. اما آخر شب که می‌شود می‌بینم باز هم از لیست کارهایی که باید انجام بدهم هنوز ۷۰درصد کارها را انجام نداده‌ام. اکثریت بچه‌ها برگشته‌اند به کشورهای خودشان. انگار تحصیل در مدرسه‌ی لی کوآن یو یک استراحت طولانی‌مدت و سوخت‌گیری مجدد برای ادامه‌ی راه‌شان باشد. همچه‌ چیزی. برای من پایان تحصیلات چنین معنایی ندارد. بزرگ‌ترین ترسی که این روزها دارم این است که چند صباح دیگر امکان استفاده از اینترنت برایم غیرممکن می‌شود. تمام صبح تا غروبم را توی اینترنت می‌گذرانم. به طرز غریبی یللی تللی هم نمی‌کنم. برایم برگشت به ایران یک جورهایی حکم مرگ و نیستی را دارد. دارم سعی می‌کنم تا جای ممکن آخرین لحظه‌های زنده مان (اتصال به اینترنت) را نفس بکشم. به بچه‌ها هم گفته‌ام که بعد از برگشتم به ایران ارتباطم باهاشان قطع می‌شود. چون طبق هیچ کدام از معیارها من جزء طبقه‌ی برتر جامعه‌ی ایران که حق دسترسی به اینترنت را دارد به شمار نخواهم رفت. دعوت‌شان هم می‌کنم که یک روز ایران بیایند. همه‌شان هم اظهار امیدواری می‌کنند که ان‌شاءالله بعد از پایان جنگ و برگشتن ایران به جامعه‌ی جهانی. اما همه‌مان می‌دانیم که امید چندانی نمی‌توان داشت. فقط خداحافظی می‌کنیم. یک جور خداحافظی مرگ.
ماندن‌مان در سنگاپور را یک ماه تمدید کرده‌ایم. حقوق ماهانه‌ای که دانشگاه می‌داد هم با پایان ترم تمام شد. برای تامین هزینه‌های این یک ماه سراغ چند تا از استادها رفتم که ببینم می‌توانند کمکم کنند یا نه. استادهایی که اروپایی بودند شرایطم را انگار بهتر درک می‌کردند. چند تای‌شان برایم پروژه تعریف کردند. اما آخرسر دانشگاه فقط یکی از پروژه‌ها را تایید کرد.
پروژه‌ی جالبی هم هست. یکی از موسسات آلمانی با همکاری چند تا از دانشگاه‌های از سال ۲۰۰۷ تا همین سال ۲۰۲۶ برداشته هر دو سه سال یک بار توی روستاهای دورافتاده‌ی ۶ استان تایلند و ویتنام یک سرشماری خیلی دقیق برگزار کرده. چند ده سوال دقیق از شرایط اقتصادی خانواده‌ها توی روستاهای دورافتاده‌ی تایلند و ویتنام. هر کشور ۳ استان و چند شهر و چندین روستا. یک پنل دیتای فوق‌العاده تمیز. هر دوره همان خانواده‌ها و افراد مورد سوال واقع شده‌اند و تغییرات در جواب‌ها در طول زمان ثبت شده. داده‌ها زیادند و دقیق. قشنگ‌ترش این است که آن دانشگاه‌های آلمانی برداشته‌اند داده‌ها را در راه رضای خدا به صورت مجانی توی اینترنت بارگزاری کرده‌اند. تا به الان کلی پایان‌نامه و مقاله هم بر اساس این داده‌ها در مورد فقر و زندگی در تایلند و ویتنام کار شده است و خواهد شد. استادمان یک مقاله دارد می‌نویسد در مورد تاب‌آوری خانواده‌ها در تایلند و ویتنام بعد از بحران‌ها. کارش هم اقتصادسنجی است. کار من هم شده است ور رفتن به داده‌ها و ور رفتن به‌شان برای این‌که رام شوند و بشود از تو‌ی‌شان یکی سری روابط علت و معلولی درآورد. مثلا این‌که چه می‌شود که خانواده‌های تایلندی بعد از بحران‌ها احساس فلاکت کمتری دارند نسبت به ویتنامی‌ها؟ مثلا این‌که چه می‌شود که بعضی خانواده‌ها بعد از بحران‌ها راه‌حل کاهش هزینه‌ها را در پیش نمی‌گیرند؟ مثلا این‌که مهاجرت‌ها چه اثری بر تاب‌آوری خانواده‌ها می‌گذارد و ازین سوال‌ها. قرار است نتایج کمک کنند به ایده‌پردازی در مورد مفهوم تاب‌آوری.
فاز اول را شاد و خوشحال با استیتا انجام دادم. اما امروز توی فاز بررسی شوک‌ها و رفتارهای خانواده‌ها دیدم که داده‌ها دارند وحشی بازی درمی‌آورند و رام‌ کردن‌شان دشوار شده است. از کلاد کمک زیاد می‌گیرم. اما کلاد هم گاه دچار مشکل می‌شود و گیج می‌زند. چالش است دیگر. یکهو می‌بینم روزم شب شده است و چیزی هم نفهمیده‌ام و آن کار نوشتن تجربه‌ی این دو سال تیک نخورده رها می‌شود.