#ایده
درصد بالایی از افراد رادیکالی که می بینم، مهندس هستند. نکته جالب این است که مهندس ها سابقه طولانی در عضویت در گروه های این چنینی دارند.
#کتاب در مورد ارتباط بین تحصیل در رشته های مهندسی و عضویت در گروه داعش:
https://www.amazon.co.uk/Engineers-Jihad-Connection-Extremism-Education/dp/0691145172
——
یک تفاوت که ایران با کشورهای مورد مطالعه در کتاب فوق و مطالعات مشابه دارد، درصد بالای فارغ التحصیل های مهندسی در بین فارغ التحصیلان دانشگاهی است.
این تفاوت در جامعه مرجع برای نتیجه گیری مهم است.
یک اقتصاددان فعال در حوزه آموزش یا نیروی کار احتمالا بتواند کار پژوهشی مرتبط برای شناسایی رابطه علیت بین رشته تحصیلی و علاقه های رادیکال انجام دهد.
مرجع پیشنهادی داده: سایت لینکدین
@kennedy_notes
درصد بالایی از افراد رادیکالی که می بینم، مهندس هستند. نکته جالب این است که مهندس ها سابقه طولانی در عضویت در گروه های این چنینی دارند.
#کتاب در مورد ارتباط بین تحصیل در رشته های مهندسی و عضویت در گروه داعش:
https://www.amazon.co.uk/Engineers-Jihad-Connection-Extremism-Education/dp/0691145172
——
یک تفاوت که ایران با کشورهای مورد مطالعه در کتاب فوق و مطالعات مشابه دارد، درصد بالای فارغ التحصیل های مهندسی در بین فارغ التحصیلان دانشگاهی است.
این تفاوت در جامعه مرجع برای نتیجه گیری مهم است.
یک اقتصاددان فعال در حوزه آموزش یا نیروی کار احتمالا بتواند کار پژوهشی مرتبط برای شناسایی رابطه علیت بین رشته تحصیلی و علاقه های رادیکال انجام دهد.
مرجع پیشنهادی داده: سایت لینکدین
@kennedy_notes
#معرفی
#کتاب
دو کتاب خوب در مورد شکوفایی دوباره کشورها بعد از جنگ ها:
در مورد آلمان:
After Hitler : recivilizing Germans, 1945-1995 / Konrad H. Jarausch ; translated by Brandon Hunziker.
Jarausch, Konrad Hugo.
در مورد ژاپن:
Embracing defeat : Japan in the wake of World War II / by John W. Dower.
Dower, John W.
به نظر می آید این کتاب در مورد ژاپن به فارسی ترجمه شده باشد.
——
این جنگ بالاخره تمام می شود. الان زمان فکر برای بعد از جنگ است:
چطور می شود جامعه را بازسازی کرد؟
چطور جمعیت نادیده انگاشته شده در ساختار حکومت را به میان آورد تا همه مردم حس کنند خودی هستند؟
برای تبعیض ها که سال هاست موضوع اعتراض مردم بوده اند، چکار می توان کرد؟
از این جنگ چه یادگیری ای برای آینده داریم؟ چه کاری انجام شد که مفید بود و چه کاری غیرمفید؟
از این جنگ چه یادگیری ای در مورد تعامل با بقیه کشورها داشتیم؟
چطور باید نهادهای تخریب شده را بازسازی کرد؟
شاید حتی بتوان تخریب های وارده را به چشم «تخریب فعال» دید: فردای بهتر روی تجربه ها و آموخته های این چند سال بحرانی و نهایتا جنگ.
در مورد تخریب فعال:
https://en.wikipedia.org/wiki/Creative_destruction
@kennedy_notes
#کتاب
دو کتاب خوب در مورد شکوفایی دوباره کشورها بعد از جنگ ها:
در مورد آلمان:
After Hitler : recivilizing Germans, 1945-1995 / Konrad H. Jarausch ; translated by Brandon Hunziker.
Jarausch, Konrad Hugo.
در مورد ژاپن:
Embracing defeat : Japan in the wake of World War II / by John W. Dower.
Dower, John W.
به نظر می آید این کتاب در مورد ژاپن به فارسی ترجمه شده باشد.
——
این جنگ بالاخره تمام می شود. الان زمان فکر برای بعد از جنگ است:
چطور می شود جامعه را بازسازی کرد؟
چطور جمعیت نادیده انگاشته شده در ساختار حکومت را به میان آورد تا همه مردم حس کنند خودی هستند؟
برای تبعیض ها که سال هاست موضوع اعتراض مردم بوده اند، چکار می توان کرد؟
از این جنگ چه یادگیری ای برای آینده داریم؟ چه کاری انجام شد که مفید بود و چه کاری غیرمفید؟
از این جنگ چه یادگیری ای در مورد تعامل با بقیه کشورها داشتیم؟
چطور باید نهادهای تخریب شده را بازسازی کرد؟
شاید حتی بتوان تخریب های وارده را به چشم «تخریب فعال» دید: فردای بهتر روی تجربه ها و آموخته های این چند سال بحرانی و نهایتا جنگ.
در مورد تخریب فعال:
https://en.wikipedia.org/wiki/Creative_destruction
@kennedy_notes
#زندگی
#ایده
به فکرم رسید که با توجه به قطعی اینترنت در داخل، مقالات در حال کار افرادی که می شناسم را به کنفرانس ها ارسال کنم.
در قسمت توضیحات می نویسم که مقاله را از طرف فرد دیگری ارسال می کنم که دسترسی به اینترنت ندارد.
ایمیل خودم را هم برای پیگیری ها وارد می کنم.
@kennedy_notes
#ایده
به فکرم رسید که با توجه به قطعی اینترنت در داخل، مقالات در حال کار افرادی که می شناسم را به کنفرانس ها ارسال کنم.
در قسمت توضیحات می نویسم که مقاله را از طرف فرد دیگری ارسال می کنم که دسترسی به اینترنت ندارد.
ایمیل خودم را هم برای پیگیری ها وارد می کنم.
@kennedy_notes
Forwarded from علی سرزعیم (دوستدار سقراط)
مقاله الشرقالاوسط:
دکتر غسان خطیب توضیح میدهد که جنگ جاری از ابتدا قرار نبود طولانی شود؛ هر دو طرف با این تصور وارد آن شدند که ابزارهایشان میتواند بهسرعت به یک نتیجه قاطع منجر شود. اما این درگیری بهتدریج به جنگی فرسایشی و باز تبدیل شد که فراتر از انتظارها پیش رفت و توان و منابع طرفین را بهطور متفاوتی تحلیل برد. او تأکید میکند که علت اصلی این وضعیت نه صرفاً توازن قوا، بلکه همزمانی مجموعهای از محاسبات اشتباه از سوی هر دو طرف است.
در این چارچوب، آمریکا با این فرض وارد جنگ شد که فشار ترکیبی نظامی و اقتصادی میتواند بهسرعت باعث شکاف داخلی و فروپاشی در ایران شود. این تحلیل بر این تصور کلاسیک استوار بود که جوامع تحت فشار شدید علیه حکومت خود واکنش نشان میدهند. اما این نگاه سه واقعیت مهم را نادیده گرفت: ماهیت ایدئولوژیک نظام ایران که بقای خود را بر هر هزینهای مقدم میداند، اثر تهدید خارجی در ایجاد انسجام داخلی بهجای تضعیف آن، و ظرفیت بالای سرکوب که هزینه مخالفت را در شرایط جنگی بسیار بالا میبرد. در نتیجه، بهجای بیثباتی، نوعی انسجام نسبی در داخل ایران شکل گرفت که توانست فشارها را جذب کرده و پیشبینی آمریکا را بیاثر کند.
در سوی مقابل، ایران نیز دچار خطای محاسباتی شد و تصور کرد که با افزایش هزینههای جنگ—بهویژه از طریق هدف قرار دادن اقتصاد جهانی، زیرساختهای انرژی و مسیرهای حیاتی دریایی—میتواند طرف مقابل را به عقبنشینی سریع وادار کند. اما این رویکرد یک واقعیت ساختاری مهم را نادیده گرفت: هزینهها در اقتصاد جهانی بهطور برابر توزیع نمیشوند. در عمل، آمریکا به دلیل فاصله جغرافیایی، توان اقتصادی و جایگاهش بهعنوان تولیدکننده انرژی، کمتر آسیب دید، در حالی که فشار اصلی بر کشورهایی مانند چین، هند، ژاپن و اروپا وارد شد؛ کشورهایی که نقش تعیینکنندهای در پایان جنگ ندارند. بنابراین، فشار اقتصادی ایران نتوانست به اثر سیاسی مورد انتظار منجر شود.
این محاسبات نادرست به همینجا محدود نشد. گسترش دامنه فشار ایران به کشورهای عربی خلیج فارس—که در ابتدا طرف مستقیم جنگ نبودند—باعث شد دامنه درگیری گستردهتر شود و این کشورها بهجای ایفای نقش میانجی، از ایران فاصله بگیرند. همچنین ایران تصور میکرد که تشدید فشار نظامی، بهویژه از طریق حملات موشکی، میتواند جامعه اسرائیل را فرسوده کرده و آن را به فشار بر دولت برای پایان جنگ وادار کند. اما این ارزیابی نیز نادرست بود، زیرا توان پدافندی پیشرفته، آمادگی بالای جامعه و تجربه مدیریت بحران باعث شد این فشارها قابل جذب باشند و به نقطه شکست منجر نشوند. در نتیجه، این اقدامات بهجای ایجاد نتیجهای تعیینکننده، صرفاً به تداوم جنگ فرسایشی کمک کردند.
در مرکز تحلیل خطیب یک پارادوکس اساسی قرار دارد: هر دو طرف باور داشتند که زمان به نفع آنهاست. آمریکا انتظار داشت که فشار مستمر بهتدریج ضعف داخلی ایران را آشکار کند، در حالی که ایران معتقد بود زمان هزینهها را برای دشمنانش غیرقابل تحمل خواهد کرد. اما در واقعیت، زمان نهتنها این فرضها را تأیید نکرد، بلکه محدودیتهای هر دو را آشکار ساخت. با این حال، هر دو طرف بهجای بازنگری در استراتژیها، همان مسیر را ادامه دادند و هر بار امیدوار بودند که مرحله بعدی نتیجه متفاوتی ایجاد کند.
در نهایت، خطیب نتیجه میگیرد که تداوم این جنگ نه به دلیل نزدیک شدن به پیروزی، بلکه بهخاطر پافشاری بر برداشتهای نادرست از نقاط ضعف طرف مقابل است. هر طرف آسیبپذیری طرف دیگر را اشتباه تشخیص داده است: آمریکا بهدنبال فروپاشی داخلی ایران بود و به آن دست نیافت، و ایران تلاش کرد از طریق تحمیل هزینههای خارجی بر تصمیمگیری طرف مقابل اثر بگذارد، اما به مرکز واقعی تصمیمگیری دست پیدا نکرد. در نتیجه، یک چرخه خودتقویتکننده شکل گرفته که در آن جنگ ادامه مییابد، زیرا هر دو طرف هنوز باور دارند که با همان ابزارها میتوانند به پیروزی برسند. جمعبندی او این است که محاسبات اشتباه نهتنها یکدیگر را خنثی نمیکنند، بلکه همزمان عمل کرده و هزینهها را افزایش میدهند و جنگی که قرار بود کوتاه باشد را به مسیری طولانی، پیچیده و پرهزینه تبدیل میکنند.
https://english.aawsat.com/opinion/5258936-illusion-decisive-victory-war-attrition
دکتر غسان خطیب توضیح میدهد که جنگ جاری از ابتدا قرار نبود طولانی شود؛ هر دو طرف با این تصور وارد آن شدند که ابزارهایشان میتواند بهسرعت به یک نتیجه قاطع منجر شود. اما این درگیری بهتدریج به جنگی فرسایشی و باز تبدیل شد که فراتر از انتظارها پیش رفت و توان و منابع طرفین را بهطور متفاوتی تحلیل برد. او تأکید میکند که علت اصلی این وضعیت نه صرفاً توازن قوا، بلکه همزمانی مجموعهای از محاسبات اشتباه از سوی هر دو طرف است.
در این چارچوب، آمریکا با این فرض وارد جنگ شد که فشار ترکیبی نظامی و اقتصادی میتواند بهسرعت باعث شکاف داخلی و فروپاشی در ایران شود. این تحلیل بر این تصور کلاسیک استوار بود که جوامع تحت فشار شدید علیه حکومت خود واکنش نشان میدهند. اما این نگاه سه واقعیت مهم را نادیده گرفت: ماهیت ایدئولوژیک نظام ایران که بقای خود را بر هر هزینهای مقدم میداند، اثر تهدید خارجی در ایجاد انسجام داخلی بهجای تضعیف آن، و ظرفیت بالای سرکوب که هزینه مخالفت را در شرایط جنگی بسیار بالا میبرد. در نتیجه، بهجای بیثباتی، نوعی انسجام نسبی در داخل ایران شکل گرفت که توانست فشارها را جذب کرده و پیشبینی آمریکا را بیاثر کند.
در سوی مقابل، ایران نیز دچار خطای محاسباتی شد و تصور کرد که با افزایش هزینههای جنگ—بهویژه از طریق هدف قرار دادن اقتصاد جهانی، زیرساختهای انرژی و مسیرهای حیاتی دریایی—میتواند طرف مقابل را به عقبنشینی سریع وادار کند. اما این رویکرد یک واقعیت ساختاری مهم را نادیده گرفت: هزینهها در اقتصاد جهانی بهطور برابر توزیع نمیشوند. در عمل، آمریکا به دلیل فاصله جغرافیایی، توان اقتصادی و جایگاهش بهعنوان تولیدکننده انرژی، کمتر آسیب دید، در حالی که فشار اصلی بر کشورهایی مانند چین، هند، ژاپن و اروپا وارد شد؛ کشورهایی که نقش تعیینکنندهای در پایان جنگ ندارند. بنابراین، فشار اقتصادی ایران نتوانست به اثر سیاسی مورد انتظار منجر شود.
این محاسبات نادرست به همینجا محدود نشد. گسترش دامنه فشار ایران به کشورهای عربی خلیج فارس—که در ابتدا طرف مستقیم جنگ نبودند—باعث شد دامنه درگیری گستردهتر شود و این کشورها بهجای ایفای نقش میانجی، از ایران فاصله بگیرند. همچنین ایران تصور میکرد که تشدید فشار نظامی، بهویژه از طریق حملات موشکی، میتواند جامعه اسرائیل را فرسوده کرده و آن را به فشار بر دولت برای پایان جنگ وادار کند. اما این ارزیابی نیز نادرست بود، زیرا توان پدافندی پیشرفته، آمادگی بالای جامعه و تجربه مدیریت بحران باعث شد این فشارها قابل جذب باشند و به نقطه شکست منجر نشوند. در نتیجه، این اقدامات بهجای ایجاد نتیجهای تعیینکننده، صرفاً به تداوم جنگ فرسایشی کمک کردند.
در مرکز تحلیل خطیب یک پارادوکس اساسی قرار دارد: هر دو طرف باور داشتند که زمان به نفع آنهاست. آمریکا انتظار داشت که فشار مستمر بهتدریج ضعف داخلی ایران را آشکار کند، در حالی که ایران معتقد بود زمان هزینهها را برای دشمنانش غیرقابل تحمل خواهد کرد. اما در واقعیت، زمان نهتنها این فرضها را تأیید نکرد، بلکه محدودیتهای هر دو را آشکار ساخت. با این حال، هر دو طرف بهجای بازنگری در استراتژیها، همان مسیر را ادامه دادند و هر بار امیدوار بودند که مرحله بعدی نتیجه متفاوتی ایجاد کند.
در نهایت، خطیب نتیجه میگیرد که تداوم این جنگ نه به دلیل نزدیک شدن به پیروزی، بلکه بهخاطر پافشاری بر برداشتهای نادرست از نقاط ضعف طرف مقابل است. هر طرف آسیبپذیری طرف دیگر را اشتباه تشخیص داده است: آمریکا بهدنبال فروپاشی داخلی ایران بود و به آن دست نیافت، و ایران تلاش کرد از طریق تحمیل هزینههای خارجی بر تصمیمگیری طرف مقابل اثر بگذارد، اما به مرکز واقعی تصمیمگیری دست پیدا نکرد. در نتیجه، یک چرخه خودتقویتکننده شکل گرفته که در آن جنگ ادامه مییابد، زیرا هر دو طرف هنوز باور دارند که با همان ابزارها میتوانند به پیروزی برسند. جمعبندی او این است که محاسبات اشتباه نهتنها یکدیگر را خنثی نمیکنند، بلکه همزمان عمل کرده و هزینهها را افزایش میدهند و جنگی که قرار بود کوتاه باشد را به مسیری طولانی، پیچیده و پرهزینه تبدیل میکنند.
https://english.aawsat.com/opinion/5258936-illusion-decisive-victory-war-attrition
Aawsat
From Illusion of Decisive Victory to War of Attrition
This war was not meant to last. That is how its parties entered it, each confident that its tools could deliver a swift outcome. What began as a limited confrontation with a defined timeframe has instead become an open-ended war, exceeding all expectations…
#معرفی
درگاه کمک مالی به هلال احمر:
The Iranian Red Crescent Society
https://www.ifrc.org/emergency/iran-complex-emergency-2026
@kennedy_notes
درگاه کمک مالی به هلال احمر:
The Iranian Red Crescent Society
https://www.ifrc.org/emergency/iran-complex-emergency-2026
@kennedy_notes
Forwarded from دغدغه ایران
جنگ که تمام شد، اگر #علی_قمصری دوست داشت و راضی شد، هر وقت خواست، همین ساز #تار را که با آن در کنار نیروگاه نواخت، در موزه نظامی قرار دهید. یادگار برای تاریخ ایران، تاریخ دفاع، تاریخ #هنر_دفاع از ایران.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
همزمان با مذاکره با خارجیها، باید به فکر حقوق اساسی و خواستههای ملت بود!
بیشتر ما میدانیم و امیدوارم اکثریت مسئولان فعلی نیز بدانند که سبک و سیاق و شیوه پیشین حکومتداری در داخل ایران دیگر جواب نمیدهد، جامعه ایران بسیار تغییر کرده و مطالبات روشنی نیز دارد در این بین خسارات عظیم و گسترده جنگ نیز مزید بر علت و باعث افزایش روزافزون مشکلات کشور و زندگی یومیه مردم است؛
لذا امیدوارم مجموع این شرایط، در نخستین گام باعث شود علاوه بر رفع قطعی اینترنت پس از ۴۰ روز، شاهد رفع فیلتزینگ و دیگر محدودیتسازیهای نامعقول مشابه نیز باشیم.
اردشیر پشنگ | روز ۱م آتشبس | چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
