روزنوشت
2.95K subscribers
541 photos
77 videos
288 files
3.48K links
یادداشت‌هایی در مورد توسعه

ابتدای کانال:

https://t.me/kennedy_notes/3

ارتباط با ادمین:

kennedynotes1@gmail.com
Download Telegram
#tax

جلسه پنجم: اصول مالیات در کشورهای در حال توسعه


در این کلاس، چهار بعد طراحی سیاست مالیاتی در کشورها مورد مطالعه قرار می‌گیرد: بازدهی، هزینه عملیاتی، برابری و پرداخت‌کنندگان مالیات


۱- هزینه بازدهی سیاست نظام مالیاتی:

درصورتی که نظام مالیاتی منجر به تغییر تصمیمات اقتصادی بنگاه‌ها و خانوار شود، هزینه‌ای از جنس تلفات بازدهی به اقتصاد کشور وارد می‌کند. مثال‌هایی از این آسیب: کاهش ساعات کاری و میزان پس‌انداز و ثروت برای افراد و میزان تولید برای شرکت‌ها در واکنش به نظام مالیاتی.

هزینه بازدهی به صورت خاص در تغییر درآمد مالیاتی حاصل از اصلاح نظام مالیاتی تبلور پیدا می‌کند. اثر اصلاح نظام مالیاتی بر درآمد مالیاتی را می‌توان به دو بخش اثر خودکار و رفتاری تقسیم کرد. برای مثال، اگر درآمد فرد قبل از افزایش نرخ مالیات به میزان ۱٪، یک میلیون تومان باشد، میزان افزایش درآمد مالیاتی کشور با این افزایش نرخ مالیات، به شیوه زیر محاسبه خواهدشد:

اثر خودکار (mechanical effect): تغییر در درآمد مالیاتی اگر نرخ مالیات تغییر کند ولی رفتار شهروندان بدون تغییر بماند. این اثر برابر: ۱ میلیون تومان * ۱٪ = ۱۰ هزار تومان

اثر رفتاری (behavioral effect): تغییر در درآمد مالیاتی ناشی از تغییر در رفتار شهروندان. فرض کنید که میزان کاهش ساعات کاری، معادل با ۳۰ تومان باشد.

به این ترتیب، اثر تمام‌شده تغییر نرخ مالیات بر درآمد مالیاتی، برابر با حاصل جمع این دو تغییر خواهد بود. در این مثال، میزان درآمد مالیاتی کشور، به جای ۱۰۰۰۰ تومان، به میزان ۹۹۷۰ تومان افزایش پیدا می‌کند.


۲- هزینه عملیاتی نظام مالیاتی:

به صورت نسبت بین هزینه جمع‌اوری مالیات تقسیم بر درآمد مالیاتی، محاسبه می‌شود. شامل هزینه‌های سازمانی، مانند هزینه تهیه و ارسال صورت حساب‌های مالیاتی، ثبت پرداخت‌های مالیاتی و اجرای قانون مالیاتی است.

هزینه عملیاتی در سطوح پایین توسعه کشورها بسیار بالاست و به تدریج با افزایش سطح توسعه کشورها، کاهش پیدا می‌کند. میزان هزینه عملیاتی اعمال مالیات در انواع مختلف مالیات متفاوت است. لذا در تعیین میزان سهم مالیات بخش‌های مختلف در درآمد مالیاتی، هزینه جمع‌اوری درآمد را باید در نظر گرفت.


۳- برابری (equity):

به دو سوال پاسخ می‌دهد: هدف سیاست مالیاتی دریافت منابع از چه اقشاری و توزیع آن در میان کدام اقشار است؟ چه عواملی تعیین کننده ترجیحات افراد/دولت‌ها برای باتوزیع منابع هستند؟ توضیح بیشتر در جلسه ششم کلاس.

۴- پرداخت‌کنندگان مالیات:

بار مالیاتی تعیین شده در قانون برای اقشار مختلف، الزاما با بار مالیاتی در محل اجرا یکسان نیست. برای مثال، اگر طبق قانون، مالیات بر تولیدکننده اعمال شود، آن‌ها می‌توانند با افزایش قیمت محصول، بخشی از بار مالیاتی را به مصرف‌کننده منتقل کنند.

در این میان، طرفی از سمت عرضه یا تقاضا که دارای کشش تولید یا مصرف بیشتری برای کالا دارد (production elasticity vs. consumption elasticity)، کمتر متحمل بار مالیاتی محصولات موردنظر می‌شوند.

برای مثال، اگر مالیات بر تولید‌کنندگان در حوزه‌ای اعمال شود که بخش غیررسمی اقتصاد (که به التبع مالیات نمی‌دهد) فعال است، بخش بیشتری از بار مالیاتی بر دوش تولیدکننده باقی می‌ماند و بخش کمتری به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. چرا که مصرف‌کننده می‌تواند درصورت افزایش قیمت کالای تولیدکننده رسمی، کالای خود را از بازار غیررسمی خریداری کند.


منابع:

اول، مقاله Youssef Benzarti درمورد نافعین کاهش نرخ مالیات

در این مقاله، شواهد کاهش نرخ مالیات بر ارزش افزوده در رستوران‌ها در فرانسه در سال ۲۰۰۹ بررسی شده‌است. این کاهش مالیات، با هدف افزایش اشتغال در رستوران‌ها صورت گرفته‌بود.

نویسنده با تحلیل سهم صاحبین رستوران‌ها، مشتریان و کارکنان رستوران، نتیجه می‌گیرد که برندگان این کاهش نرخ مالیت، صاحبین رستوران‌ها بوده‌اند. در نهایت، به علت تغییر ناچیز قیمت‌ها در رستوران‌ها، این کاهش مالیات به افزایش تعداد مشتری و در نتیجه، افزایش تعداد نیزوی کار فعال در این حوزه، نینجامیده است.

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/pol.20170504


دوم، مقاله Juan Carlos Serrato درمورد اثر کاهش نرخ مالیات بر شرکت‌ها:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20141702


@kennedy_notes
#tax


جلسه ششم: نحوه بازتوزیع ثروت در جامعه


یک سیستم مالیاتی عموما بین دو هدف برابری و بازدهی تعادل ایجاد می‌کند.

به صورت ایده‌آل، دولت نظام مالیاتی را باید مبتنی بر توانایی افراد قرار دهد. ولی از آن‌جا که توانایی افراد قابل مشاهده و اندازه‌گیری نیست، براساس درآمد افراد مالیات اخذ می‌کند.

۱- مدل‌های بازتوزیع

مدل کانونی مالیات بر درآمد بهینه، در مقاله سال ۱۹۷۱ نوشته Mirrlees معرفی شده.
به صورت کلی، مدل‌های بازتوزیعی، بر مبنای رفاه‌گرایی (welfarism) پایه‌گذاری شده‌اند و در آن‌ها، مطلوبیت افراد از مصرف کالاها، بهینه می‌شود.

۲- معروف‌ترین توابع رفاه:

مطلوبیت‌گرایی (utilitarian) که در آن تمرکز بر بیشینه کردن حاصل جمع مطلوبیت تک تک افراد جامعه است و رالزی (rawlsian) که در آن تمرکز بر حداکثر کردن مطلوبیت محروم‌ترین فرد جامعه است.

۳- این کلاس بر مدل تابع رفاه اجتماعی مطلوبیت‌گرا تمرکز دارد. دو فرضیه این مدل: تابع مطلوبیت تمام افراد یکسان است. مطلوبیت حاشیه‌ای درآمد، با افزایش درآمد کاهش می‌یابد.

نتیجه این مدل: برای برقراری عدالت در مطلوبیت از مصرف، لازم است از افراد در سطوح درآمد بالا مالیات گرفت و در بین افراد در درآمد پایین توزیع کرد.

۴- این مدل استاندارد، قادر به درنظر گرفتن دیگر جنبه‌های عدالت توزیعی نیست. مانند:
برابری در دسترسی به فرصت‌ها: نقش خانواده در داشتن درآمد بالا و نقش شانس و تلاش برای کسب درآمد.

۵- مقاله ۲۰۱۶ Saez مدلی عمومی‌تر برای تابع رفاه اجتماعی معرفی می‌کند که در آن، میزان درآمد بازتوزیع شده بین افراد، تابع دو عامل است: مطلوبیت فرد از مبلغ دریافتی و میزان کمک دیگر افراد به فرد.

۶- آیا جامعه خواهان بازتوزیع منابع و حمایت از اقشار ضعیف‌تر است؟ پاسخ مقاله Kuziemko در سال ۲۰۱۵ درمورد جامعه آمریکا این است که «خیر». جامعه خواهان بازتوزیع نیست.

۷- مقاله سال ۲۰۱۸ Alesina و دیگران نشان میدهد که هرچقدر افراد امید بیشتری داشته‌باشند که در آینده وضعیت رفاه خود یا فرزندانشان بهبود پیدا کند، کمتر از سیاست‌های حمایتی دولت برای اقشار آسیب‌پذیر حمایت می‌کنند.


منابع:


اول، مقاله Ilyana Kuziemko درمورد اثر اطلاع‌رسانی درمورد وضعیت نابرابری در جامعه به مردم، بر اشتیاق مردم به درخواست از دولت برای کاهش نابرابری:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20130360

دوم، مقاله Alberto Alesina درمورد نقش انتظار افراد درمورد افزایش ثروت در آینده بر حمایت آن‌ها از برنامه‌های توزیع ثروت از طریق مالیات

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20162015

سوم، مقاله Saez:

https://eml.berkeley.edu/~saez/saez-stantchevaAER16.pdf


@kennedy_notes
#tax

جلسه هفتم: مالیات بر درآمد- بخش اول


۱- نظریه مالیات بر درآمد

میزان مالیات بر درآمد تابعی از درآمد اظهار شده، نرخ مالیات و میزان حداقل درآمد مشمول مالیات است. درآمد مالیاتی حاصل جمع مالیات بردرآمد افراد است.

تابع هدف دولت، بیشینه کردن حاصل جمع وزنی مطلوبیت تک تک افراد جامعه است، به شرطی که هزینه تهیه کالاهای عمومی (public goods)، کمتر یا مساوی درآمد مالیاتی باشد.

۲- میزان حداقل درآمد مشمول مالیات، تحت این شرایط کاهش می‌یابد:
با کاهش علاقه برای بازتوزیع درآمد به اقشار کم‌درآمد، هزینه بازدهی و عملیاتی ناشی از اخذ مالیات از اقشار کم درآمد کاهش یابد.

۳- براساس مقاله Chetty در سال ۲۰۰۹، برای اندازه‌گیری هزینه ناشی از تلفات بازدهی (efficiency loss)، تنها کافی است که میزان درآمد از دست رفته (revenue loss) ناشی از تغییر در نظام مالیاتی اندازه‌گیری شود.
۴- مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Kleven:

این مقاله میزان کشش درآمد قابل مالیات افراد را نسبت به سطح حداقل درآمد مشمول مالیات در کشور پاکستان بررسی می‌کند. این مقاله، پدیده دسته‌بندی bunching درآمد افراد را پیرامون سطح حداقل درآمد نشان می‌دهد و اندازه کم‌گویی میزان درآمد را تخمین می‌زد.


@kennedy_notes
#آموزنده


امروز در جلسه‌ای اینترنتی، Ricardo Hausmann درمورد تبعات اقتصاد کلان کرونا برای کشورهای در حال توسعه صحبت کرد.

خلاصه صحبت:

۱- اقدامات دولت‌ها برای توقف تراکنش‌ها با هدف کنترل کرونا، به‌صورت شوک عرضه به اقتصاد وارد می‌شود. اثرات این شوک اولیه طرف عرضه، از طریق هر دو کانال عرضه و تقاضا بر بخش های مختلف اقتصاد اثر می‌گذاره.

۲- از این رو، رفتار اقتصاد، مانند شوک سال ۱۹۷۰ حاصل از بحران نفتی خواهدبود و نه مانند بحران سال ۲۰۰۸ که از جنس شوک طرف تقاضای اقتصاد بود. این نکته‌ای است که بسیاری از اقتصاددانان اشتباه می‌گیرند.

۳- اتخاذ سیاست مالی می‌تواند به شکلی غیرمستقیم و با کمک به مردم و بنگاه‌ها برای افزایش تحمل شوک اقتصاد، برای خروج از بحران کمک کند.

۴- راهکارهای مالی برای خروج از این بحران:

- حفظ پرداخت درآمد به کارمندان یا پرداخت بیمه بیکاری
(Maintain payment of payroll or provide unemployment insurance)

- تامین وام‌ برای شرکت‌ها
- تامین regulatory forbearance برای بانک‌ها. تا بدین ترتیب بتوانند موعد پرداخت وام‌ها را به تعویق بیاندازند.

۴- برای کشورهایی که فضای سیاست‌گذاری مالی (fiscal space) ندارد:

- اولویت‌دهی خود را در دامنه آن چه که می‌توانند، بر سیستم سلامت، حفظ سطح زندگی مردم و حفظ حیات شرکت‌ها قرار دهند.

- می‌توانند به روش quantitative easing، اوراق قرضه بازارهای نوظهور یا بانک مرکزی آمریکا را خریداری کنند.

- می‌توانند از این شیوه‌های اعتباری صندوق بین‌المللی پول (IMF) استفاده کنند:

IMF’s Rapid Finance Instrument, Stand-by arrangements, other IFIs

۵- این وضعیت قفل شدن اقتصاد نمی‌تواند تا ابد پیدا کند. برای خروج تدریجی از وضعیت، می‌توان از حساس‌ترین بخش‌ها که دارای ارتباط کم انسانی هستند، شروع کرد. هم‌چنین باید فرکانس آزمون‌های کرونا افزایش یابد و قرنطینه تنها به افراد مبتلا به بیماری، محدود شود.

به این منظور، لازم است که سرعت تطبیق اقتصاد با آشکار شدن تدریجی اطلاعات درمورد موارد ابتلا، درمان و قابلیت‌های موجود، تطبیق یابد.

* به علت عدم اطمینان از معادل دقیق فارسی برخی اصطلاحات، عین متن انگلیسی در پیام مورد استفاده قرار گرفته.

درمورد Ricardo Hausmann:

https://www.hks.harvard.edu/faculty/ricardo-hausmann



@kennedy_notes
Forwarded from روزنوشت
#ایده

در باب ارتباط بین مراکز علمی:


آن چه که این‌جا تجربه کرده‌ام، همکاری مراکز مختلف علمی با بکدیگر است. این همکاری شکل‌های مختلفی دارد:

- دانشجویان امکان انتخاب درس از دانشگاه‌های دیگر در زمان انتخاب واحد آنلاین دارند. برای مثال، ما می‌توانیم از دانشگاه‌های MIT و Tufts درس بگیریم (و متقابلا، آن‌ها هم امکان انتخاب واحد از هاروارد دارند).

- دانشجویان امکان انتخاب درس از دانشکده‌های دیگر در زمان انتخاب واحد آنلاین دارند. برای مثال، ما می‌توانیم از هر یک از دانشکده‌های دانشگاه درس بگیریم.

- افراد از دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی دیگر برای ارایه کار خود به‌عنوان مهمان برای یک جلسه درس، در بخشی یا در تمامی وقت، دعوت می‌شوند.

امروز در درس استفاده از داده برای سیاست‌گذاری، مهمانی از media lab دانشگاه MIT تحقیقات تیم درمورد تحلیل داده توییتر را توضیح می‌دهد. ایده آن است که هرچند حاضرین کلاس تخصصی در این رابطه ندارند، ولی مدیران آینده هستند و لازم است که به آن‌چه در رسانه‌های اجتماعی می‌گذرد، آگاه باشند.

مشابه این کار به راحتی می‌تواند در ایران انجام شود:

- با وجود سیستم گلستان برای انتخاب واحد دانشگاهی، عملا اطلاعات تمام دروس دانشگاه‌های مختلف به صورت آنلاین و تحت یک نظام واحد موجود است. لذا تنها می‌ماند انجام کارهای اداری و سپس برقرار ارتباط بین دانشکده‌ها و دانشگاه‌های مختلف.

- با وجود مراکز فوق‌العاده‌ای چون IPM و حوزه سیستم‌های پیچیده دانشگاه شهید بهشتی (دو مثال که می‌دانم)، مواد لازم برای انجام این کار در ایران موجود است.


البته این تنها یک مثال است و می تواند با این ایده، بین بخش های مختلف بدنه علمی کشور ارتباط برقرار کرد.


درخواست:

- این ایده را با دانشگاه محل تحصیل خود در میان بگذارید.

- برای ایجاد این ارتباط، داوطلب شوید.

- اگر مرکز دیگری جز IPM و دانشگاه شهید بهشتی می‌شناسید، اطلاع بدید تا معرفی کنیم.


پیوندها:


صفحه media lab:

https://www.media.mit.edu/research/?filter=groups

صفحه IPM:

complexity.ipm.ir

صفحه سیستم‌های پیچیده دانشگاه شهید بهشتی:

https://www.sbu.ac.ir/Cols/Physics/Pages/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C.aspx
روزنوشت
#ایده در باب ارتباط بین مراکز علمی: آن چه که این‌جا تجربه کرده‌ام، همکاری مراکز مختلف علمی با بکدیگر است. این همکاری شکل‌های مختلفی دارد: - دانشجویان امکان انتخاب درس از دانشگاه‌های دیگر در زمان انتخاب واحد آنلاین دارند. برای مثال، ما می‌توانیم از دانشگاه‌های…
#ایده


در همین رابطه، به نظرم ارتباط پایدار و سازنده بین انواع مراکز سیاست‌گذاری در دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و وزارت‌خانه‌ها و سمن‌های مربوطه بتواند ضمن فراهم آوردن شرایط یادگیری متقابل، به تجمیع تدریجی تجربه و پیشرفت کمک کند.

این ارتباط می‌تواند حداقل در سطح فردی و بین کارشناسان شکل گیرد و سپس به تدریج به شکل ارتباط سازمانی تکامل یابد. هرچند که حتی باقی ماندن ارتباط در سطح فردی هم خود نقش مهمی در انتقال تجربه بین سازمان‌ها خواهدداشت.

یک راه ساده برای تشکیل چنین ارتباطی، شرکت مستمر در جلسات ارایه در دیگر مراکز و مشارکت در فرآیند آن‌هاست.


@kennedy_notes
#ایده
#tax


در حین مطالعه مقالات درمورد سیستم مالیات در آمریکا، دانمارک و پاکستان، متوجه شدم که دو شیوه اخذ مالیات دارند: در سطح کشوری و در سطح استانی (یا ایالتی).

ولی در ایران گویا نظام مالیات به صورت متمرکز و تنها به صورت کشوریه.

ممنون میشم اگر کسی درمورد علت این شیوه متمرکز مالیات در کشورمان اطلاع داره یا کتاب یا مرجعی برای مطالعه می‌تونه معرفی کنه، پیغام بده.
-----------------------------------
در پاسخ به این پیام، مخاطبی مقاله زیر نوشته سعید زنگنه شهرکی رو معرفی کرد:

https://bit.ly/2woAIWs


@kennedy_notes
روزنوشت
#tax جلسه هفتم: مالیات بر درآمد- بخش اول ۱- نظریه مالیات بر درآمد میزان مالیات بر درآمد تابعی از درآمد اظهار شده، نرخ مالیات و میزان حداقل درآمد مشمول مالیات است. درآمد مالیاتی حاصل جمع مالیات بردرآمد افراد است. تابع هدف دولت، بیشینه کردن حاصل جمع وزنی…
#tax

جلسه هفتم: مالیات بر درآمد- بخش دوم



۵- مزیت شیوه تخمین bunching نسبت به difference in difference آن است که: به‌صورت تصویری، شکل بهتری در اختیار قرار می‌دهد. ولی از طرفی، درصورتی که رخداد دیگری به صورت همزمان با رخداد اصلی در نزدیکی حداقل میزان درآمد لازم برای پرداخت مالیات در حال وقوع باشد، امکان شناسایی آن وجود ندارد.

۶- مقاله سال ۲۰۱۱ نوشته Kleven:

این مقاله میزان فرار مالیاتی در پرداخت مالیات بر درآمد را در کشور دانمارک به صورت تقریبی محاسبه می‌کند. نویسنده نتیجه می‌گیرد که میزان فرار مالیاتی در موارد اعلام درآمد توسط فرد/شرکت ناظر، تقریبا برابر با «صفر» است. ولی این نرخ درمورد درآمدهای ثبت شده به شیوه خود اظهاری، بین ۳۰-۴۰٪ است. یعنی اگر افراد دارای دو منبع درآمد باشند، یکی به‌صورت خوداشتغالی و دیگری به‌صورت اشتغال شرکتی، به‌صورت متوسط، درآمد اعلامی برای فعالیت خوداشتغالی، حدود ۳۰-۴۰٪ کمتر از درآمد واقعی است.

۷- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Jensen:

هرچقدر نظام‌های مالیاتی از سیستم خوداشتغالی و گزارش‌دهی مستقل، به سمت اشتغال شرکتی و گزارش‌دهی توسط عوامل دیگر تغییر کنند، توانایی دولت‌ها برای دریافت مالیات افزایش می‌یابد. در طی روند توسعه کشورها، این تغییر با کاهش تدریجی حداقل درآمد مشمول مالیات همراه شده‌است.

۸- مقاله سال ۲۰۰۹ نوشته Piketty و Qian، به علت‌یابی افزایش درآمد مالیاتی چین، در مقابل سکون درآمد مالیاتی هند می‌پردازد. مقاله نشان می‌دهد که در کنار افزایش درآمد در چین، عدم تغییر مکرر حداقل درآمد مشمول مالیات به‌صورت ضریبی از رشد اقتصادی و افزایش تدریجی دامنه افراد مشمول مالیات، عوامل مهم این افزایش درآمد مالیاتی در چین بوده‌اند.

این در حالی است که در کشور هند، میزان حداقل درآمد مشمول مالیات به صورت سیستمی در طی سال‌ها افزایش پیدا کرده‌است و از این رو، مبنای مالیاتی کشور (tax base) با وجود تجربه رشد اقتصادی، ثابت باقی مانده‌است.


منابع:


اول، مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Kleven:

https://academic.oup.com/qje/article-abstract/128/2/669/1943151?redirectedFrom=fulltext


دوم، مقاله سال ۲۰۱۱ نوشته Kleven:

https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.3982/ECTA9113


سوم، مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Jensen:

https://www.nber.org/papers/w25502
چهارم، مقاله سال ۲۰۰۹ نوشته Pikitty & Qian:

http://piketty.pse.ens.fr/fichiers/public/PikettyQian2009_AEJPP.pdf

پنجم، مقاله سال ۲۰۰۹ نوشته Chetty:

http://www.rajchetty.com/chettyfiles/taxable_income_formula_aej.pdf


@kennedy_notes
#tax

جلسه هشتم: مالیات بر درآمد شرکت‌ها

تمرکز این جلسه بر مالیات بر درآمد شرکت‌ها و نحوه تاثیر آن بر تشکیل سرمایه و سرمایه‌گذاری شرکت‌ها است. به این منظور، دو مدل قدیمی و جدید برای عوامل اثرگذار بر سرمایه‌گذاری شرکت‌ها معرفی می‌شود.

۱- مدل قدیمی تامین سرمایه بنگاه‌ (توضیح در مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Yagan):

در مدل قدیمی، راه اصلی تامین سرمایه بنگاه‌ها از طریق فروش سهام است. این در حالی است که در دنیای واقعی، بخش قابل توجهی از سرمایه جدی تاز طریق سرمایه‌گذاری‌های داخلی صورت می‌گیره. پیشبینی این مدل آن است که افزایش نرخ مالیات بر سرمایه، میزان سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد.

۲- مدل جدید تامین سرمایه بنگاه‌ (توضیح در مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Yagan):

در مدل جدید، تامین سرمایه عمدتا با سرمایه‌گذاری سود حاصل از فعالیت اقتصادی صورت می‌گیره. در این حالت، با تغییر در نرخ مالیات بر سرمایه، میزان سرمایه‌گذاری بنگاه‌ها تغییر نمی‌کند.


۳- مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Yagan:

این مقاله اثر کاهش نرخ مالیات بر سود سهام (dividend tax rate) در آمریکا از ۳۸،۶ درصد به ۱۵ درصد بر تغییر در سرمایه‌گذاری شرکت‌ها بررسی می‌کند. این تغییر در نرخ، در سال ۲۰۰۳ رخ داده‌بود.

این مقاله نشان می‌دهد که کاهش همیشگی نرخ مالیات بر سود سهام، «میزان سرمایه‌گذاری شرکت‌ها را تغییر نمی‌دهد». این نتیجه، مطابق با پیشبینی مدل «جدید» برای مالیات بر سود سرمایه است.

پیشنهاد نویسندگان مقاله آن است که کاهش نرخ مالیات بر سرمایه تنها بر شرکت‌هایی که دارای محدودیت نقدینگی هستندُ اعمال شود. شرکت‌های با سابقه کم یا کوچک، عمدتآ در این دسته قرار می‌گیرد. رفتار این شرکت‌ها تحت مدل قدیمی برای سرمایه‌گذاری کار می‌کنند. هم‌چنین این کاهش نرخ، به صورت همیشگی بوده و دارای تاریخ سررسید نباشد.


۴- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Moon:

در این مقاله، اثر تغییر سیاست مالیات بر سود سرمایه (capital gains tax rate) بر میزان سرمایه‌گذاری شرکت‌ها در کشور کره جنوبی مورد بررسی قرار گرفته‌است. این مقاله نشان می‌دهد که کاهش نرخ مالیات بر سود سرمایه، باعث افزایش سرمایه‌گذاری در بنگاه‌های دارای مساله محدودیت نقدینگی می‌شوند.


منابع:

اول، مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Moon:

https://scholar.princeton.edu/sites/default/files/terrysmoon/files/jmp_terrymoon.pdf


دوم، مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Yagan:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20130098


@kennedy_notes
تبعات اقتصادی ویروس به زبان ساده

رشته توئیت ریکاردو ریس استاد جوان اقتصاد LSE انگلستان و مرکز آموزشی گرزنزی سوئیس.
(خواندن این رشته توئیت به دانشجویان اقتصادی که میخواهند بفهمند دانش اقتصاد چگونه به آنها ابزار تحلیل وقایع دهد، توصیه می گردد.)

https://twitter.com/R2Rsquared/status/1238461002024472579?s=20

#اقتصاد_ویروس

🔹اقتصاد در گذر زمان:
@m_ali_mokhtari
#ایده


در این نوروز، حداقل به یک نفر که خانواده یا دوستی ندارد، زنگ بزنید، عید رو تبریک بگید و بپرسید که آیا به حمایت‌تان نیاز دارند یا خیر.

اگر نیاز بود، حمایت کنید.



@kennedy_notes
#معرفی


یکی از دانشجویان دانشکده کسب و کار لندن, در این کانال آموخته هاش رو به اشتراک می ذاره:

@lbsnotes


@kennedy_notes
#tax

جلسه نهم:‌ مالیات بر ثروت- بخش اول

این جلسه به مطالعه اثر مالیات بر تجمیع ثروت در کشورهای توسعه‌یافته اختصاص دارد. به این منظور، کشش ثروت خانوار به نرخ مالیات بر ثروت، محاسبه می‌شود.

(درمورد مفهوم کشش قیمتی، در این آدرس بخوانید: https://bit.ly/2J3EKX5)

۱- عموما اندازه‌گیری میزان حساسیت خانوار به نرخ مالیات بر ثروت دشوار است، چرا که:

اول، تعداد کمی از کشورها درمورد میزان ثروت شهروندان داده جمع‌اوری می‌کنند. علت آن است که مالیاتی بر ثروت وضع نشده و لذا انگیزه‌ای برای جمع‌اوری داده وجود ندارد.

دوم، ایجاد تغییر برون‌زا در انگیزه مالیاتی مردم دشوار است.

سوم، اندازه‌گیری میزان فرار مالیاتی دشوار است.


۲- مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Jakobsen:

این مقاله میزان تاثیر تغییر در نرخ مالیات بر ثروت در کشور دانمارک را بر میزان ثروت کسب‌شده توسط مردم بررسی می‌کند. در سیاست مورد مطالعه در این مقاله، میزان حداقل درآمد مشمول متاهلین، دوبرابر شده‌است.

در این مقاله، میزان نظری اثربخشی سیاست (intent to treat)‌ اندازه‌گیری می‌شود. از این رو، تخمین پژوهش اثر واقعی این سیاست مالیاتی را «کمتر از مقدار واقعی اثر» است. برای یادآوری این مفاهیم، مطالب جلسات ۱۴ و ۱۵ درس #stats رو مرور کنید.

- میزان عکس‌العمل افراد در میزان ثروت، با افزایش سن رابطه مستقیم دارد: افراد مسن‌تر بیشتر تصمیمات خود برای جمع‌اوری ثروت را با این تغییر سیاست، تغییر می‌دهند.

- ظرف ۲۰ سال از تصویب این قانون، میزان ثروت افراد ثروتمند به میزان ۲۰٪ بیشتر از مقدار آن درصورت عدم تصویب قانون افزایش پیدا کرده‌است. در همین مدت، ، میزان ثروت افراد خیلی ثروتمند به میزان ۷۰٪ بیشتر از مقدار آن درصورت عدم تصویب قانون افزایش پیدا کرده‌است.

۳- طرفداران اخذ ثروت بر مالیات در آمریکا، آن را عاملی برای کمک به سیستم مالیات تصاعدی (progressive tax) کشور می‌دانند.

۴- در آمریکا، Saez و Zucman بر موضوع مالیات بر ثروت تحقیق می‌کنند و این سایت را برای شبیه‌سازی اثر مالیات بر ثروت بر نظام مالیات تصاعدی کشور طراحی کرده‌اند: https://taxjusticenow.org/#/wealthtax
--------------------------

یادآوری، برای مطالعه مقالات اقتصادی، لازم است اقتصادسنجی بدانید. خلاصه مطالب درس اقتصادسنجی را در این آدرس ببینید:

https://t.me/kennedy_notes/1144



@kennedy_notes
#tax

جلسه نهم:‌ مالیات بر ثروت- بخش دوم

۵- در مقابل، Summers-Sarin مخالف اخذ مالیات بر ثروت هستند. چرا که:
اول، درآمد حاصل از این مالیات، کمتر از مقدار تخمینی توسط Saez و Zucman است.
دوم، نرخ فرار مالیاتی بسیار بیشتر از میزان تخمینی توسط Saez و Zucman است.
سوم، اخذ مالیات بر ثروت ثروتمندان، الزاما رابطه بین داشتن ثروت و قدرت را تضعیف نمی‌کند و برای مثال، در آمریکا با داشتن اندوخته‌ای بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار، می‌توان از نظر سیاسی اثرگذار بود.

۶- نکته مهم این است که بسیاری از کشورهای اروپایی سابقا مالیات بر ثروت داشتند ولی به تدریج، آن را کنار گذاشتند. علل این تغییر سیاستی در اروپا و درس‌های #آموزنده برای آمریکا:

اول، نظام مالیاتی کشورها تنها بر ثروت «داخل کشور» افراد نظارت داشت و لذا برای ثروتمندان کافی بود که ثروت خود را از کشور خارج کنند و به این ترتیب از مالیات معاف شوند. این در حالی است که در نظام مالیات آمریکا، شهروندان کشور در هر جای کره زمین که درآمد کسب کنند، ملزم به پرداخت مالیات به کشور خود هستند. تنها راه فرار از این اصل، ترک شهروندی کشور و اخذ شهروندی کشوری دیگر است!

دوم، در کشورهای اروپایی، سطح حداقل ثروت لازم برای مالیات بر ثروت، بسیار پایین تعیین شده‌بود. به این ترتیب، افرادی که بیشتر ثروت‌شان از جنس دارایی غیرنقدی بود (مانند مسکن)، با مشکل نقدینگی مواجه می‌شدند. یک راه حل آمریکا برای اجتناب از این مشکل، تعیین میزان حداقل ثروت در سطحی بسیار بالاست. مانند پیشنهاد وارن (نامزد دموکرات انتخابات) برای میزان ۵۰ میلیون دلار حداقل ثروت مشمول مالیات بر ثروت.

سوم، برای سرمایه‌های غیر قابل قیمت‌گذاری، باید راه‌حل پیدا کرد. در مقاله Saez و Zucman راه‌حل‌های زیر برای مساله ثیمت‌گذاری ارایه شده‌است:
قیمت‌گذاری براساس کسب‌و‌کار مشابه: برای کسب‌و‌کارهای بزرگ استفاده از قیمت‌کذاری در بازارهای ثانویه و نقل‌و‌انتقالات سهام
برای کسب‌و‌کارهای کوچک: استفاده از فرمول برای محاسبه سود، فروش و موجودی انبار.
برای آثار هنری و دیگر کالاهای باارزش: استفاده از ارزش بیمه


منابع:

اول، مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Jakobsen:
http://gabriel-zucman.eu/files/JJKZ2018.pdf

دوم، مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Saez و Zucman:

https://www.brookings.edu/wp-content/uploads/2019/09/Saez-Zucman_conference-draft.pdf
--------------------------

یادآوری، برای مطالعه مقالات اقتصادی، لازم است اقتصادسنجی بدانید. خلاصه مطالب درس اقتصادسنجی را در این آدرس ببینید:

https://t.me/kennedy_notes/1144



@kennedy_notes
Forwarded from روزنوشت
#معرفی


ثبت‌نام در دوره آموزشی آنلاین دانشگاه در حوزه Public Leadership شروع شده. شرکت‌ در این دوره، یکی از راه‌های مهم برای ورود به دوره یک ساله mid-career دانشکده است.

این دوره در سه حوزه زیر برگزار میشه:

- استفاده از شواهد در تصمیم گیری (evidence for decisions)

- رهبری و اخلاق رهبری (leadership and ethics)

- طراحی و اجرای سیاست‌ها (policy design and delivery)


برای کسب اطلاع بیشتر و ثبت نام، به این آدرس مراجعه کنید:

https://www.hks.harvard.edu/educational-programs/public-leadership-credential
#tax

جلسه دهم: مالیات غیرمستقیم: مزایا و محدودیت‌های مالیات بر ارزش افزوده- بخش اول


میزان اعمال مالیات بر ارزش افزوده به شکل چشم‌گیری در سال‌های ۱۹۹۰-۲۰۰۰ افزایش پیدا کرده‌است.


۱- مقاله سال ۲۰۱۰ نوشته Keen و Lockwood:

موضوع این مقاله، ارزیابی تقریبی علل افزایش استفاده بر مالیات بر ارزش افزوده در کشورهاست.

یافته مقاله آن است که کشورهایی با این ویژگی‌ها با احتمال بیشتر دارای مالیات بر ارزش افزوده هستند:

عضو یکی از برنامه‌های صندوق جهانی پول (IMF) ، ناتوان در جمع‌اوری درآمد مالیاتی از دیگر منابع، همسایه با حداقل یک کشور که دارای مالیات بر ارزش افزوده است و در پایان، دارای تجارت ازاد با دیگر کشورها.

۲- مبانی نظری مالیات بر ارزش افزوده:

- دو نوع مهم مالیات بر مصرف: مالیات بر فروش (retail sales tax) و مالیات بر ارزش افزوده (value added tax).

- ایراد مالیات بر فروش آن است که کالاهایی که به تعداد کالای واسطه (intermediate inputs) بیشتری نیاز دارند، مشمول مالیات سنگین‌تری می‌شوند. این امر عادلانه نیست. در مقابل، مالیات بر ارزش افزوده با این چالش مواجه نیست.

- به صورت نظری، درآمد مالیاتی حاصل از دو روش مالیات بر فروش و مالیات بر ارزش افزوده باید یکسان باشد. شرط تحقق درآمد مالیاتی یکسان از هر دو محل، آن است که: اول، معافیت مالیاتی وجود نداشته‌باشد و دوم، فرار مالیاتی رخ ندهد.

- به دلیل وجود فرار مالیاتی در افراد/بنگاه‌ها، بهتر آن است که مالیات بر ارزش افزوده اخذ شود و نه مالیات بر فروش.

- مزیت مالیات بر ارزش افزوده بر مالیات بر فروش درشرایط داشتن فرار مالیاتی: اول، طراحی مالیات بر ارزش افزوده به نحوی است که خود ضامن اظهار صحیح قیمت‌ها در طول زنجیره تولید است (self-enforcement دارد). دوم، میزان این مالیات مستقل از طول زنجیره تولید است و لذا بر انگیزه عوامل در طول زنجیره تولید اثرگذاری نخواهدداشت (distortionary impact ندارد).

- مشکل مالیات بر ارزش افزوده آن است که مصرف‌کنندگان به عنوان آخرین زنجیره تولید، انگیزه‌ای برای درخواست و دریافت صورتحساب خرید ندارند. لذا اثربخشی مالیات برارزش افزوده، کمتر از مقداری است که می‌توانست داشته باشد.

۳- مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Pomeranz:

- این مقاله ویژگی خوداجرایی مالیات بر ارزش افزوده (self-enforcement) را در کشور شیلی اندازه‌گیری می‌کند.

- برای این کار، از شیوه طراحی RCT غیرمستقیم استفاده می‌کند (در مورد این روش در این آدرس بخوانید*:

https://bit.ly/2U82csp)

- نتیجه مقاله آن است که «مالیات بر ارزش افزوده ویژگی خوداجرایی دارد». لذا میزان فرار مالیاتی در آن محدود است. با این حال، فرار مالیاتی در زنجیره پایانی ارزش افزوده و در محل فروش کالای نهایی به خریدار، رخ می‌دهد.

--------------------------
* در ایران یک پروژه به شیوه RCT در استان سیستان و بلوچستان اجرا شده. در مورد این پروژه:

https://tejaratnews.com/%D9%81%D9%82%D8%B1%D8%B2%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C

یادآوری: برای مطالعه مقالات اقتصادی، لازم است اقتصادسنجی بدانید. خلاصه مطالب درس اقتصادسنجی را در این آدرس ببینید:

https://t.me/kennedy_notes/1144


@kennedy_notes
#tax

جلسه دهم: مالیات غیرمستقیم: مزایا و محدودیت‌های مالیات بر ارزش افزوده- بخش دوم


۴- مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Naritomi:

- این مقاله، در پی کشف راه‌حلی برای جلوگیری از فرار مالیاتی در زنجیره پایانی ارزش افزوده و در محل فروش کالای نهایی به خریدار است.

- به این منظور، انگیزه خریداران برای دریافت رسید خرید در شهر سایوپایولو در کشور برزیل مورد مطالعه قرار گرفته‌است.

- موضوع پژوهش، برنامه تشویقی فرماندار سایوپایولو برای شهروندان برای دریافت فاکتور خرید و ثبت هزینه پرداختی در یک وبسایت است. قیمت‌های ثبت شده در این وبسایت، مبنایی برای راستی‌سنجی داده اظهاری در فرم مالیات شرکت‌ها قرار می‌گیرد.

- مقاله نشان می‌دهد که اجرای این برنامه تشویقی، منجر به افزایش ۲۵٪ درآمد اظهاری بنگاه‌های خرد دارای تراکنش با شهروندان شده‌است.

- ولی با احتساب هزینه دولت برای پاداش به شهروندان، میزان خالص افزایش درآمد از محل خوداظهاری درآمد، به حدود ۹٪ کاهش پیدا می‌کند.

۵- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Bachas:

- این مقاله علل عدم دریافت رسید خرید توسط خریداران نهایی رو در کشور رواندا بررسی کرده‌است.

- خرید از محل‌هایی که موظف به پرداخت مالیات بر ارزش افزوده نیستند، عدم اطلاع از امکان دریافت رسید یا نداشتن عادت برای دریافت رسید، از علل این مساله شناسایی شده‌اند.

۶- محدودیت‌های مالیات بر ارزش افزوده:

- به صورت نظری، سهم پرداختی مالیات بر ارزش افزوده رابطه‌ای منفی با سطح درآمد دارد: هرچه درآمد بیشتر باشد، افراد درصد کم‌تری از درآمد خود را در قالب مالیات بر ارزش افزوده به دولت می‌پردازند.

- علت این پدیده آن است که هرچقدر سطح درآمد افراد افزایش می‌یابد، سهم کمتری از درآمد صرف خرید‌های ضروری روزانه (مانند خوراک) می‌شود. این پدیده، در منحلی انگل توضیح داده‌شده . درمورد منجنی انگل در این آدرس بخوانید:

https://en.wikipedia.org/wiki/Engel_curve


۷- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Bachas:

- این مقاله می‌بیند که آیا میزان مالیات بر ارزش افزوده پرداختی تصاعدی است یا کاهشی؟ به بیان دیگر، آیا با افزایش درآمد، افراد مقدار بیشتری مالیات بر ارزش افزوده می‌دهند یا مقدار کمتری؟

- به این منظور، مالیات بر ارزش افزوده در کشور مکزیک مطالعه شده‌است.

- این مقاله نشان می‌دهد که میزان الزام به پرداخت مالیات بر ارزش افزوده، در کسب‌و‌کارهای مختلف به شدت متفاوت است: بیشترین الزام در سوپرمارکت‌ها و کمترین در بازارها.

- از آن‌جا رابطه مستقیمی بین میزان درآمد افراد و انتخاب برای خرید از مراکز رسمی فروش وجود دارد، عملا میزان پرداخت مالیات بر ارزش افزوده به‌صورت تصاعدی (progressive) عمل می‌کند. در این بین، افراد با درآمد کمتر، بیشتر از مبادی غیررسمی که مشمول مالیات بر ارزش افزوده نیستند (یا فرار مالیاتی دارند)، خرید خود را انجام می‌دهند. یعنی در مقام عمل، هر چه میزان درآمد افراد بیشتر باشد، بیشتر مالیات بر ارزش افزوده می‌دهند.
منابع:

اول، مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Pomeranz:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20130393

خلاصه این مقاله:

https://www.povertyactionlab.org/sites/default/files/publications/role-vat-tax-enforcement.pdf


دوم، مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Naritomi:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20160658


سوم، مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Bachas:

https://pdfs.semanticscholar.org/ad68/4bf0232c525db1e03332c4b70ef2712ff097.pdf

--------------------------

یادآوری: برای مطالعه مقالات اقتصادی، لازم است اقتصادسنجی بدانید. خلاصه مطالب درس اقتصادسنجی را در این آدرس ببینید:

https://t.me/kennedy_notes/1144


@kennedy_notes
#tax

جلسه یازدهم: تجارت بین‌المللی و مصرف داخلی- بخش اول


در کشورهای درحال توسعه، دولت‌ها توانایی به نسبت کم‌تری برای جمع‌اوری درآمد مالیاتی از محل مالیات مستقیم دارند. چرا که با مشکل ثبت و جمع‌آوری داده درمورد فعالیت اقتصادی افراد و بنگاه‌ها مواجه هستند. از این رو، بیشتر تمرکز برای جمع‌اوری درآمد مالیاتی، بر حوزه مالیات‌های غیرمستقیم، به ویژه بر مالیات بر ارزش افزوده و تعرفه‌ی واردات کالا قرار دارد.

در این جلسه، ترکیب بهینه برای مالیات بر ارزش افزوده و تعرفه واردات مورد مطالعه قرار می‌گیرد.


۱- به‌صورت تاریخی، درآمد حاصل از تعرفه واردات، سهم مهمی در درآمد مالیاتی کشورها داشته‌اند. این در حالیست که با جهانی‌سازی و کاهش نرخ‌های تعرفه واردات، از درآمد حاصل از تعرفه به شدت کاسته‌شده‌است.

۲- شرط آن‌که کاهش تعرفه واردات منجر به افزایش درآمد مالیاتی دولت از محل واردات شود، آن است که اندازه پاسخ رفتاری (behavioral effect)، بزرگت‌تر از اندازه اثر خودکار باشد (mechanical effect). یعنی که کاهش تعرفه انقدر باعث تشویق بزرگی برای افزایش تجارت شود که این افزایش، میزان درآمد مالیاتی را حتی با وجود کاهش تعرفه واردات افزایش دهد. در مورد این دو اثر، در جلسه پنجم کلاس توضیح داده‌شده‌است.

۳- سوال این که کشورهایی که برای تجارت آزاد تعرفه واردات خود را کاهش می‌دهند، چگونه باید میزان مالیات بر مصرف داخلی را افزایش دهند تا در مجموع، درآمد دولت از دست نرود.

۴- مقاله سال ۲۰۱۰ نوشته Keen و Baunsgaard:

این مقاله بررسی می‌کند که در کشورهایی که وارد بازار تجارت آزاد شده‌اند، چه درصدی از درآمد از دست رفته از محل تعرفه واردات، در قالب مالیات بر مصرف‌کننده داخلی جبران شده‌است؟

- میزان افت درآمد کل مالیاتی ناشی از کاهش درآمد مالیاتی از محل تعرفه واردات، تابعی از سهولت تغییر مبنای مالیاتی به مالیات بر مصرفه‌کننده و نیز «میزان افت درآمد از محل تعرفه واردات» است.

- یافته مقاله نشان می‌دهد که پس از پیوستن به بازار تجارت جهانی، کشور‌های کم‌درآمد نتوانسته‌اند میزان کاهش درآمد ناشی از دست رفتن درآمد تعرفه واردات را با افزایش درآمد مالیات بر مصرف داخلی جبران کنند. این نتیجه در کوتاه مدت و بلند مدت برقرار است.

- این در حالی است که کشورهای دارای درآمد متوسط، توانسته‌اند تاحدی این کاهش درآمد را جبران کنند. توجه: ایران یک کشور دارای درآمد متوسط است. مرجع: https://data.worldbank.org/income-level/middle-income


----------------------------------
یادآوری: برای مطالعه مقالات اقتصادی، لازم است اقتصادسنجی بدانید. خلاصه مطالب درس اقتصادسنجی را در این آدرس ببینید:

https://t.me/kennedy_notes/1144


@kennedy_notes
#tax

جلسه یازدهم: تجارت بین‌المللی و مصرف داخلی- بخش دوم


۵- مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Buettner:

این مقاله اثر پیوستن به سازمان تجارت بین‌الملل (WTO) و گت (GATT) را بر تعرفه واردات و مالیات بر مصرف داخلی کشورها بررسی می‌کند.

- این مقاله نشان می‌دهد که شروع دریافت مالیات بر ارزش افزوده، در اکثر کشورهای عضو این دو سازمان، تقریبا با عضویت در سازمان همزمان بوده‌است (یا کمی قبل‌تر بوده).


۶- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Bachas:

تا این‌جا، فرض بر این بوده که کشورها در مواجهه با تجارت آزاد، سیاست مالیاتی خود را تغییر می‌دهند. یعنی مثلا شروع می‌کنند به گرفتن مالیات بر ارزش افزوده، نرخ مالیات را افزایش می‌دهند، ظرفیت اعمال قانون مالیات خود را افزایش می‌دهند و مانند آن.

این در حالی است که حتی بدون تغییر در قانون مالیات هم، ورود به تجارت آزاد می‌تواند از مسیر کاهش قیمت مواد اولیه برای تولیدکنندگان، درآمد مالیاتی کشور را افزایش دهد. این زنجیره ارزش، تا مشتریان این شرکت‌ها و مشتریان مشتریان این شرکت‌ها الخ، ادامه خواهدداشت.

مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Bachas، امکان این تغییر در افزایش درآمد مالیاتی را در کشور رواندا و در حدفاصل سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۷ بررسی کرده‌است.

نتیجه‌گیری مقاله آن است که :

اول، افزایش درآمد مالیاتی از محل مالیات بر ارزش افزوده، بیشتر از کاهش درآمد مالیاتی از محل تعرفه واردات بوده‌است. دوم، این امکان وجود دارد که منحنی لافر (laffer curve) مالیات‌های داخلی و جهانی متفاوت باشد. در این مثال، با کاهش تعرفه، درآمد از محل تعرفه واردات افزایش می‌یابد (سمت راست منحنی لافر جهانی) و با کاهش نرخ مالیات، درآمد مالباتی کاهش می‌باید (سمت چپ منحنی لافر داخلی).
سوم، درصورت اصلاح نظام تعرفه واردات، الزاما نباید برای جبران درآمد از دست رفته، نرخ مالیات‌ها برای مصرف‌کنندگان داخلی را افزایش داد.

در مورد منحنی لافر در این آدرس بخوانید: https://bit.ly/3djTj6S


مراجع:

اول، مقاله سال ۲۰۱۰ نوشته Keen و Baunsgaard:

https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0047272709001479


دوم، مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Buettner:

https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0305750X18300652

سوم، مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Bachas:

این مقاله متاسفانه به‌صورت آنلاین در دسترس نیست.

نام مقاله:
Fiscal Externalities: Evidence from Tariff Reforms and Domestic Production Networks in Rwanda

By: Pierre Bachas, Anne Brockmeyer, Anders Jensen & Gabriel Tourek
--------------------------

یادآوری: برای مطالعه مقالات اقتصادی، لازم است اقتصادسنجی بدانید. خلاصه مطالب درس اقتصادسنجی را در این آدرس ببینید:

https://t.me/kennedy_notes/1144


@kennedy_notes
Forwarded from روزنوشت
#آموزنده
#ایده


یکی از تجربه‌های جالبم در این جا، تجربه محبت خاص اهالی کشورهایی است که با ایرانی‌ها مراوده داشته‌اند. تجربه‌ این افراد با ایرانی‌ها از چهار طریق بوده‌:

دسته اول، تجربه‌های حاصل از سفر حرفه‌ای به ایران: مثل تجربه سفر حرفه‌ای به ایران در قالب بانک کشورهای اسلامی، بانک جهانی، سازمان ملل و مانند آن.

دسته دوم، تجربه سفر توریستی به ایران: افراد میانسال و کهنسال اهل آمریکا و اروپا بیشتر در این دسته قرار می‌گیرند. علت این محدودیت سنی، هم نوع قوانین پذیرش توریست در کشور است و هم به دلیل ارتباط سلیقه مسافرتی افراد به گروه سنی‌شان.

دسته سوم، تجربه‌های حاصل از مراوده شخصی با ایرانی‌ها: بیشتر اهالی کشورهای نزدیک به ایران در این گروه قرار می‌گیرند. محبت خاص اهالی افغانستان، پاکستان، هند، جمهوری آذربایجان، عمان، فلسطین، ترکیه و مصر، بیشتر از این نوعه.

دسته چهارم، تجربه حاصل از دیدن فیلم‌ها و خواندن کتاب‌های ایرانی. در بین افراد فیلم‌بین و کتاب‌خوان، بیشتر تجربه میشه.

به نظرم میاد که جا داره از این سرمایه اجتماعی شکل گرفته در طول سال‌ها برای تقویت ارتباط با دیگران استفاده کرده و آگاهانه برای افزایش آن سرمایه‌گذاری کنیم.

راه‌حل فردی‌ام برای عمل به این پیشنهاد، اختصاص وقت برای یادگیری زبان عربی بوده. بعد از آن، زبان‌های اردو و ترکی در صف هستند. برای این کار، از سایت memrise استفاده می‌کنم، اخبار را به زبان عربی می‌خوانم و برای فهم معنا و یادگیری شیوه تلفظ، از google translate استفاده می‌کنم. هر دو رایگان هستند.

پیوند به این سایت‌ها:

https://www.memrise.com/home/

https://translate.google.com/



@kennedy_notes