کلید 🔑
78 subscribers
6.19K photos
1.78K videos
7 files
2.02K links
🔐
«ــ این طلسمِ کهنه کلیدش به مُشتِ توست؛
«با کس مپیچ بیهُده، آیینه‌یی بجوی!»

شاملو
Download Telegram
بی تو با غصه و غم‌های خیابان چه کنم؟
با دلِ خون‌شده در بطنِ بیابان چه کنم؟

تو که از چشم من افتاده‌ای اما تو بگو
با دلی خسته در این خانهٔ ویران چه کنم؟

اشک می‌ریزم و باران همه‌جا می‌بارد
بعدِ تو با قفسِ سردِ زمستان چه کنم؟

می‌زنم بر در و دیوار و کسی نیست،  که نیست
حال با خشمِ عمیقِ خودِ شیطان چه کنم؟

رفتی و سوخت تمام تن وجانم ای عشق
با نفس های پر از آتش و طوفان چه کنم؟

سال‌ها رفت و نیامد خبری از تو ولی
من دلداده، بگو با دلِ حیران چه کنم؟

#علی_آهنگر

https://t.me/kellidd
💔1
اگرکسی با تو بد رفتاری کرد،
فقط به یاد داشته باش؛
مشکلی در وجود او هست،
نه تو
افراد سالم دیگران را نابود
نمیکنند.


#بودا


https://t.me/kellidd
👍1💯1
ای شیشه‌ی ظریف عسل! دوست دارمت
ای هـالـه‌ی سپید زُحَـل! دوست دارمت

چشمانِ تو شبیه دو تا جوجه رنگی است
هم پایِ گـربـه‌های محل دوست دارمت

دیـوانِ دلـنشین تنت را به چشمِ دست
می خوانم و غزل به غزل دوست دارمت

یـادم نمانده است ولی حدس می زنم
از چنـد سـال قبـلِ ازل دوست دارمت

وقتـی که در کنـار تـو‌ام ای طلای اصل
با حس نقـره‌های بـدل دوست دارمت

شاید نصیب من نشوی جای شکوه نیست
شکـر خـدا کـه حداقـل دوست دارمت

#سعید_مبشر


https://t.me/kellidd
شبیه شاه مغروری که عشقش را رها کرده
نماز صبح می بینم که ارتش کودتا کرده،

سپاه از دیدن اخمم شبیه بید میلرزید
ولی اکنون سلیمانم که تکیه بر عصا کرده

من آن پیرم که عمری را عبادت کرده و آخر
بهشتش را پری روی جوانی بر فنا کرده

مرا سرباز قصرم تیر باران کرد و فهمیدم
که هرکس تکیه بر غیرخودش کرده خطا کرده

چقدر این روزها مانند ایران گشته اوضاعم
ز شرق و غرب هرکس تکه ای از من جدا کرده

من از تو عشق می خواهم ولی نفرت نصیبم شد
یقیننا یک نفر ظرف دعا را جا به جا کرده

#جوادنوری

https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سیگار

خاطره ها را که مرور میکنم اندوهم را در آغوش میگیرم، هنگامی که پیراهن چهارخانه ی من بوی سیگار می گیرد، پنجره که سهل است، تمام کوچه، خیابان و مادرم خواهند فهمید، من در آغوش خیالی تو جان داده ام.
#طاهره_باقری_اردکانی

🚬

او شعر را دوست داشت
خیال پردازی و سفر را
من او را دوست داشتم،
او شب را دوست داشت
آوازِ جیرجیرک و صدایِ
بغضِ شمعدانی را
من او را دوست داشتم،
او مویِ بافته دوست داشت
عطر قهوه و سیگار را
من او را دوست داشتم،
او باران را دوست داشت
پاییز را و‌ رنگین کمان را
من او را دوست داشتم
او را دوست داشتم،
و او شنیدن این جمله ی تکراری را...

#حامد_نیازی


🚬


نفست بازگرفت، این همه سیگار نکش....

#علیرضا_آذر


https://t.me/kellidd
به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیست
کنار سینی چای تو اصلاً قند لازم نیست

همیشه دوستت دارم - به جان مادرم - اما
- تو از بس ساده ای،خوش باوری،سوگند لازم نیست

به لطف طعم لب های تو شیرین می شود شعرم
غزل را با عسل می آورم ، هرچند لازم نیست

مرا دیوانه کردی و هنوز از من طلبکاری
بپوشان بافه های گیسویت را ، بند لازم نیست

"به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را"
عزیزم ، بس کن ، از این بیشتر ترفند لازم نیست

فدای آن کمان های به هم پیوسته ات ، هر یک
جدا دخل مرا می آورد ، پیوند لازم نیست


#بهمن_صباغ_زاده


https://t.me/kellidd
یه روز خدا دعاها و چک می کرد
ميشنيدشونو به اونا فک می کرد
یکی از آمریکا،یکی از ژاپن
یکی از آنگولا،یکی از گابن
هرکی یه چیزی میخواست از خدا
یکی شوهر میخواست،یکی هم شفا
یکی میخواست ردیف و پولدار بشه
یکی میخواست صاحب اسکار بشه
یکی مریض بود و میخواست نميره
یکی میخواست مرگو بغل بگيره
خدا دیدش این آدماي خاکی
یا که ازش طلبکارن،یا شاکی
اینا که هر کدوم تو یه فازی ان
کلهم از زندگی ناراضی ان
ولی یکی از دعاها عجیب بود
صاحب اون یه آدم غریب بود
غریب که نه،یه آدم ايروني
از اونايي که حالشو میدونی
دعا میکرد با دست و روی شسته:
خدا جونم کارت خیلی درسته!
شما دیگه به حال ما فک نکن
دعای ایرونیا رو چک نکن
وضع ماها خوبه و مشکلی نیس
سرخوشيم و غصه تو هیچ دلی نیس
ایرانو ول کن و به اروپا برس
به مردم خوب یو اس آ برس
اینجا بهشته، وضع ما عالیه
جای ملائکه فقط خالیه!
به لطفتون شاديم و غم نداريم
اوضاع رديفه،هیچی کم نداريم!
خدای مهربون که چاره می ساخت
گفت به همه: این به ما تیکه انداخت
ماهو نشون گرفتو سايشو زد
این ایرونی به ما کنايشو زد
اون روز دیگه خدا دعایی نشنفت
ایرونيو صداش زد و بهش گفت:
کشورتون که کشور خوبیه
مملکت باحال و مرغوبيه
تو خاکتون دریای نفت که دارین
انقلاب پنجاه و هفت که دارین
با کمک ما شاهو کله کردین
چراغوني توی محله کردین
درآمد نفت نجومی دارین
دانش هسته ای بومی دارین!
کشورتون کشور چارفصله
از دو طرف به سه تا دریا وصله
اندازه کل جهان گاز دارین
توی خلیج صدتا بارانداز دارین
کشورتون معدن خاوياره
صندوق ارزيتون پر از دلاره
پسته و فرشتون تو دنیا تکه
مظهر خودکفاييتون موشکه!
برای زعفرونتون که بيسته
حتی اوباما توی صف می ايسته!
کلی طلا و آهن و مس دارین
هزار تا عنوان تو گينس دارين
تنگه هرمز که تو مشتتونه
ملت در صحنه که پشتتونه
توی فضا صاحب ماهواره اید
ناقلاها معلومه اینکاره اید!
انرژی هسته ای تون براهه
اینو اگر شکر نکنین گناهه
یارانه تونم سر ماه ميريزن
اونايي که ناراضی ان،مريضن!
این دیگه ناشکريه که می نالید
باید به سرزمينتون ببالید...
ایرونیه حرف خدا رو شنید
از دو سه جا برق سه فازش پريد!
گفت به خدا یه حرفی تو گلومه
بذار اونم بگم دیگه تمومه
با این همه لطف شما جالبه
کشور ما "شعب ابي طالبه" !

#شروین_سلیمانی
#طنز

https://t.me/kellidd
چرا شب‌ها نمیخوابی! چرا از «خواب» می‌ترسی؟!
چرا از نسخه‌های دکتر اعصاب ‌می‌ترسی؟

پزشکان علت سرگیجه‌هایت را چه می‌دانند؟!
که اینقدر از «تهوع در زمان خواب» می‌ترسی!

«علامت‌های بی‌رحم سوال» از تو چه می‌‌خواهند؟!
که از هرچه که شکلش هست چون «قلاب» می‌ترسی!

تو که «ماهی سیاه کوچولو»ی قصه‌ام بودی؛
چرا چون ماهیان دیگر از «گرداب» می‌ترسی!

تو از چاقو و چنگک، کنده و ساطور برگشتی!
که مثل «بره‌ها» از «خنده‌ی قصاب» ‌می‌ترسی!

تو که از «مطبخ ارباب» بیرون آمدی دیگر! ؛
چرا اما هنوز از «هیبت ارباب» می‌ترسی!

تو را لابد -که قبل از من- کسی هُل داده و رفته! ؛
که از «حس نشستن در میان تاب» می‌ترسی!

تو را «جانا» و «جانان» و «جهان‌بانو» صدا کردم!
ولی حس می‌کنم گاهی از این القاب می‌ترسی!

تو خیلی خسته‌ای اما هنوز از خواب ‌می‌ترسی!
من اقیانوس عشقم، تو ولی از «آب» می‌ترسی!


#اصغر_عظیمی_مهر

https://t.me/kellidd
👏1
مدتی هست که از شعر و نفس بیزارم
پای درمان دلم ، حوصله را کم دارم

مثل یک آدم بیکار و بلاتکلیفم
یک نوازندهٔ ناشی وسط تصنیفم

باد و باران و شب و روز نمیدانم چیست
دل دگر منتظر و تنگِ دل آرامی نیست

لحظه هایم شده یک خاطرهٔ سردرگم
حالِ من باز شده نقل دهان مردم

ساعت از حرکت و چرخیدن خود می گوید
اشک من دامن بی حوصلگی می شوید

می زند دور همه ثانیه ها را ممتد
من ولی منتظرم تا برسی صددرصد

می روم باز کنم پنجره را بی برگشت
تا نشینم به تماشای سواری دردشت

آسمان لکه ی ابری زده بر دامانش
میشود قسمت دل صاعقه یا بارانش؟

رودی از اشک دوچشمم شده اینجا جاری
در غروبی که شده حسرت و غم تکراری

قایقی کاغذی از دور ، مرا می خواند
شاید از کودکی ام خاطره ای می داند

سینه لبریزِ هوایی شده مست از باران
بوی خاکی که نمش داده به پروازم جان

می کشاند همه ام را به جهانی تازه
می کند قامت دل را به تنم اندازه

میشد آیا که دوباره گل سرخی روید؟
شیشه را دست نوازشگر باران شوید ؟

کاش میشد که شبی باز شَوی تنپوشم
زندگی را بفشاری وسط آغوشم

ضربان در ضربانم بچکانی هر دم
جان بگیرد دلم از هر شریانت کم کم

باز کن چشم مرا ، نسخهٔ درمان آور
شوق دیدار و نگاه و لب خندان آور

با خودت باز بیاور شب بارانی را
باز کن از قفسم قفل پریشانی را

در گلوی قلمم جوهر اعجازی ریز
تا شود از قدمش شعر طلایی سرریز

شانه زن موی پریشان مرا با لبخند !
آب کن در دل غمگین و زمستانم قند

از قوانین دل از یخ زدگی می سوزم
رنگ بی حوصلگی را به درک می دوزم

دوست دارم بنشینم همه وقت آسوده
بی خبر از تن و جانی که شده فرسوده

زیر مهتاب شب آرام بگیریم اینسان !
تا نفس مانده کمی عشق بنوشیم از آن

در فضایی که پر از"پونه"ی خوشبو باشد
هر چه غیر از دل عاشق به فراسو باشد



#افسانه_احمدی_پونه


https://t.me/kellidd
دلا بگریز از این خانه که دلگیرست و بیگانه
به گلزاری و ایوانی که فرشش آسمان باشد

بجو آن صبح صادق را که جان بخشد خلایق را
هزاران مست عاشق را صبوحی و امان باشد

از این گرگانِ خون‌آشام و این یارانِ بی‌هنگام
بکش در خیمه آرام که آن جا حفظِ جان باشد

اگر از بد پشیمانی و حق را گنجِ پنهانی
بیا کز رحمتِ جانی تو را دِه مژدگان باشد

به مریم گوی ای دختر که در جانت روان شد پَر
چو عیسی بر فلک برپَر که آن جا نردبان باشد

خمُش کن تا سخن گوید که او خوش‌تر سخن گوید
که او از جانِ جان گوید، اگر چه بی‌زبان باشد

#مولانا

https://t.me/kellidd
دلم را باختم‌یک شب به مروارید چشمانت
تمام هستی ام شد بند موهای پریشانت

شبیه عطر گندم زار مستم‌میکنی وقتی
سرم را می گذارم لحظه ای برروی دامانت

دلم را میکشد با خود به هر سویی که میخواهی
شبیه کشتی ِ بی ناخدا ، امواج طوفانت

تو همچون شبنمی هستی نشسته روی گلبرگی
که ماتم از جمالت ، باز شاعر مانده حیرانت

شدم درگیر لرزشهای چشم زلزله خیزت
خرابش میشوم چون ارگ در آغوش کرمانت

شکوفه می دهد وقتی که دستم روی لبهات‌است
چه جای دلهره اینکه شوم هر شب نگهبانت

شدم بیمار لبهایی که میخندد به آرامی
طبیبم میشوی با نوشخندی جای درمانت ؟

#کریم‌زاده


https://t.me/kellidd
سنکا می‌گوید:

وقتی به افراد توهین‌کننده نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که بهترین توصیف برای آن‌ها بچه‌هایی است که هیکل گنده کرده‌اند.

همان‌طور که ناراحت شدن یک مادر از توهین و بدرفتاری کودک خردسالش احمقانه به‌نظر می‌رسد، ناراحتی ما هم از توهین این آدم‌بزرگ‌های کودک‌صفت احمقانه است.

به‌عبارت دیگر، می‌بینیم کسانی که به ما توهین می‌کنند شخصیت‌هایی پر از عیب و نقص دارند. به گفتهٔ مارکوس، این آدم‌ها بیشتر مستحق ترحم‌اند تا عصبانیت.


📕 #فلسفه‌ای_برای_زندگی
#ویلیام‌_آروین


https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‍  🍇

من انگور شهریورم

پیش از آنکه پاییز
آخرین پنجره ات را از من بگیرد
پیش از آنکه تابستان
چشم هایش را ببندد
پیش از آنکه لبخند هایت
زرد و ارغوانی
از شاخه بیفتد ...
فصل را نگه دار
تقویمت را ورق نزن
من انگور شهریورم
خواهم رسید ...


#عرفان_نظرآهاری

اخرین روز مرداد
هم از راه رسید
"خوب" یا بد
مرداد  ماه تمام شد
الهي
"شهریور ماه"
براتون
"برکت،شادي، آرامش
خوشبختي، موفقیت
و "نگاه خدا"
را به همراه داشته باشه


https://t.me/kellidd
🥰1
🌞


صبح هجوم چشم های توست
وقتی ناگهان
در من شعری می شوی
به وسعت طلوع
یک زندگی...

صبح را دوست دارم
وقتی سرآغازش تویی...

#مریم_پورقلی



درود ... صبحتان بخیر 🙋‍♀🙋🏻‍♂

ذهنتون آگاه
چشمانتون بینا
دستانتون توانگر
لحظه هاتون ناب و ...
امروز  سرآغازی دوباره است
تازه شویم .🙏☺️


https://t.me/kellidd
از دل و دیده، گرامی‌تر هم
آیا هست؟
-دست،
آری، ز دل و دیده گرامی‌تر:
دست!

زین همه گوهر پیدا و نهان
در تن و جان،
بی‌گمان دست گران‌قدرتر است.

هرچه حاصل كنی از دنیا،
دستاوردست!
هرچه اسباب جهان باشد، در روی زمین،
دست دارد همه را زیر نگین!
سلطنت را كه شنیده‌ست چنین؟!

شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوش‌ترین مایه‌ی دلبستگی من با اوست

در فروبسته‌ترین دشواری،
در گرانبارترین نومیدی،
بارها بر سر خود، بانگ زدم:
-هیچت ار نیست مخور خون جگر،
دست كه هست!
بیستون را یاد آر،
دستهایت را بسپار به كار،
كوه را چون پرِ كاه از سر راهت بردار!

وه چه نیروی شگفت انگیزی‌ست،
دست‌هایی كه به هم پیوسته‌ست!
به یقین، هركه به هر جای، در آید از پای
دست‌هایش بسته‌ست!

دست در دست كسی،
یعنی: پیوند دو جان!
دست در دست كسی،
یعنی: پیمان دو عشق!
دست در دست كسی داری اگر،
دانی، دست،
چه سخن‌ها كه بیان می‌کند از دوست به دوست؛

لحظه‌ای چند كه از دست طبیب،
گرمیِ مهر به پیشانی بیمار رسد؛
نوشداروی شفابخش‌تر از داروی اوست!

چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست،
پرچم شادی و شوق است كه افراشته‌ای!
لشكرِ غم خورد از پرچم دست تو شكست!

دست، گنجینه‌ی مهر و هنر است:
خواه بر پرده‌ی ساز،
خواه در گردن دوست،
خواه بر چهره‌ی نقش،
خواه بر دنده‌ی چرخ
خواه بر دسته‌ی داس،

خواه در یاری نابینایی
خواه در ساختن فردایی!

آنچه آتش به دلم می‌زند، اینک، هر دم
سرنوشت بشرست،
داده با تلخیِ غم‌های دگر دست به هم!

بارِ این درد و دریغ است كه ما،
تیرهامان به هدف نیک رسیده‌ست، ولی
دست‌هامان، نرسیده‌ست به هم!

#فریدون_مشیری


https://t.me/kellidd
خدا چو کرد رقم صورتِ نکوی تو را 
برای بردنِ دل آفرید روی تو را

ز روزِ همچو شبم، بی‌خبر نمانده کسی 
مگر کسی که ندیده‌ست موی و روی تو را

خیالِ قامت و رخسارِ دلکشت ای حور 
کند به‌دیده چو باغِ بهشت کوی تو را
 
خوشم که هرچه‌ درآید به‌رنگ و بوی تو گل 
هنوز با رخِ او فرق‌هاست روی تو را
 
چه خاک‌ها شود از آبروی گل سیراب 
اگر به‌باغ در‌آرند رنگ و بوی تو را
 
سعادتی به‌جز این از خدا نخواسته‌ایم 
که سازگار کند خوی ما و خوی تو را

فریبِ هر سخنی را مخور، ز راه مرو 
کسی نخواسته بیش از تو آبروی تو را

ز فتنه بر سرِ زلفت پناه بُرد دلم 
چو دید چشمِ سیه‌مستِ فتنه‌جوی تو را

پیِ تو زحمتِ حالت تمام رفت به‌باد 
مگر به‌خاک بَرَد با خود آرزوی تو را.

#ابوالقاسم_حالت


https://t.me/kellidd
شعری بخوان به لهجه ی باران برای من
با گویش قشنگ خراسان برای من 

حرفی بزن دوباره دلم تنگ گفت و گوست
ای بهتر از شکوه بهاران برای من

چون قایقی که گم شده در اضطراب باد
چیزی نمانده تا خط پایان برای من

هرگز کسی شبیه تو پیدا نمی شود
آری میان این همه انسان برای من

آغوش گرم توست شروع دوباره ای
پایان روزهای زمستان برای من

شعری بخوان که حال دلم را عوض کنی
آسوده تر شود غم زندان برای من...

#محمد_درودی


https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی چنان بدم كه مبادا ببینی ام
 حتی اگر به دیده رویا ببینی ام

من صورتم  به صورت شعرم شبیه نیست 
بر این گمان مباش كه زیبا ببینی ام
 
شاعر شنیدنی ست ولی میل  میل توست
آماده ای كه بشنوی ام یا ببینی ام
 
این واژه ها صراحت تنهایی من اند
 با این همه مخواه كه تنها ببینی ام
  
 مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینی ام
 
 یك قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود، كه ناگزیری  دریا ببینی ام
 
شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست 
 اما تو با چراغ بیا تا ببینی ام
 
#محمدعلی‌بهمنی

https://t.me/kellidd
تبِ انگورِ لب‌هایت اگر مشروب‌تر می‌شد
دلِ دیوانه‌ام با بوسه‌ای مجذوب‌تر می‌شد

تو وقتی در هم‌آغوشیِ من آرام می‌خفتی
دلِ طوفانی‌ام در سینه‌ام آشوب‌تر می‌شد

نگاهت لشکرِ چنگیز بود و وقتِ خندیدن
خراسانِ دلم در عشقِ تو مغلوب‌تر می‌شد

درونِ سینه‌یِ دیوانه‌ام در وقتِ تنهایی
نگاهِ ابری‌ام با اشک‌ها مرطوب‌تر می‌شد

به جرمِ عاشقی رویِ صلیبِ شانه‌هایِ تو
تنِ دیوانه‌ام در دستِ تو مصلوب‌تر می‌شد

تو می‌ماندی اگر، با عطرِ آغوشِ تو این خانه
برایم از بهشتِ جاودان محبوب‌تر می‌شد

#حامد_زعفرانیه

https://t.me/kellidd
اے عشقِ افسونگر بگو از من چہ مے خواهی؟
دلشورہ ای؛دردی؛عذابی؛حسرتی؛آهی

خیرے ندیدم از تو بس ڪن؛راحتم بگذار
با هر غمت از عمرِ من یڪ عمر مے ڪاهی

با من نمے سازے خودم فهمیدہ ام این را
تا ڪے دلم را خوش ڪنم با وعدہ اے واهی؟

تنها تَرَڪهاے بیابان خوب مے فهمند
تشویشِ تلخے را ڪہ دارد چشم در راهی

گهگاہ هم سیلابِ ویرانگر شود باران
شبنم ندارد تابِ خورشیدِ سحرگاهی

در سینہ ام دارے فقط زخمِ عمیقت را
چون عڪس مهتابے ڪہ افتادست در چاهی

دریاے موّاجے ڪہ آرامے نمے گیری
باید میانِ تُنگِ تَنگش سر ڪند ماهی

با اینهمہ رنج و عذاب اے عشق شیرینی
صد درد را درمان ڪند دیدار ڪوتاهے ...

#علی_دشتے


https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمام راه ز خویش آبشار می‌پرسید
چه شد که رود به تصمیم پرتگاه رسید

چه شد که مرگ به چشم درخت زیبا شد
چه شد که برگ دل از شاخسار خویش برید

برای هم‌نفسی با تو در قفس ماندم
ز من مرنج ولی این به آن نمی‌ارزید

درخت سوخته‌ای کز درون تهی شده بود
به سعی بی ثمر نوبهار می‌خندید

نظر به هق‌هق فواره کن که می‌گوید
نمی‌شود ز «امید محال» دست کشید

ز پیله بافتنم خسته‌ام ولی چه کنم!؟
امیدوارم و زندان آدمی‌ست امید

#فاضل_نظری


🔻پرواز تماشایی یک فلامینگوی تنها بر فراز مهارلو؛ جایی که روزگاری آسمانش پر از بال‌های صورتی بود. 🦩


https://t.me/kellidd
👏1