کلید 🔑
78 subscribers
6.18K photos
1.78K videos
7 files
2K links
🔐
«ــ این طلسمِ کهنه کلیدش به مُشتِ توست؛
«با کس مپیچ بیهُده، آیینه‌یی بجوی!»

شاملو
Download Telegram
با خیالت ، باز چشمانِ  ترم آمد به یاد ،
عالم مستی وُ ، چشمِ دلبرم آمد به یاد ،

دیده را چون شبنم اید شعر از پی میرسد ،
بر دل بی طاقتم ، عجزِ پَرم امد به یاد ،

نیست این باران که از چشم دگر جاری شود ،
دوستان معذور دارید ، دلبرم امد به یاد ،

گرچه از عجزم نهان است ، درد ما نا گفتنیست ،
این دل بشکسته و غم پرورم آمد به یاد ،

از هجوم درد باید سر به زیر افکند ورفت ،
نِی زپا ننشست و ، راهِ دیگرم آمد به یاد ،

رغبتی دیگر مرا کو ؟ بر گلستان و چمن ،
کاروان لیلی و خاک سرم ، امد به یاد ،

گرچه جان ما ندارد قیمتی در پیش یار ،
چون کنم ، این جان کمتر ، کمترم امد به یاد

یوسف گم کرده دارم ، ای عزیزان مطلب اوست ،
سوختم از هجر او ، خاکسترم آمد به یاد ،

تار و پود هستی ما ، از مِی و از باده است ،
ساقیا مِی زین فزونتر ، ساغرم امد به یاد ،

نور کو ؟ گوهر کدامست ، خانه ام را نور نیست ،
در شبستان خیالم ، اخترم آمد به یاد ،

شعر #راحم درد است و تلخی هجران اوست ،
در چنین حال و هوایم ، شکّرَم آمد به یاد ،


#راحم_تبریزی

https://t.me/kellidd
1
از آدم ها بُت نسازید؛ این خیانت است..هم به خودتان هم به خودشان!
خدایی می‌شوند که خدایی کردن نمی‌دانند و شما در آخر، می‌شوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته!



غروب بت‌ها

#فریدریش‌نیچه

https://t.me/kellidd
وه! چه زیباست از این زاویه! ماشاءالله
ماه پیداست از این زاویه، ماشاءالله

بس که لبخند زده صورت چون مهتابیش
مثل رویاست از این زاویه، ماشاءالله

پیش چشم دگران گرچه قدش کوتاه است
سرو رعناست از این زاویه، ماشاءالله

مو، پریشان و لبش سرخ و تنش ترد و...، خدا!
او چه گیراست از این زاویه، ماشاءالله

گرچه دور و بر او حور زیاد است ولی
نور بالاست از این زاویه، ماشاءالله

خوابم آیا؟ ولی انگار که در بیداری‌ست
بخت با ماست از این زاویه، ماشاءالله

فرصتی بهتر از این گیر نخواهد آمد
یار تنهاست از این زاویه، ماشاءالله

#محمد_فرخ_طلب_فومنی

https://t.me/kellidd
1
۱
هر جا که گُلی دمید، یاد آر مرا
شعری به لبی چکید، یاد آر مرا
من زمزمه‌ی سینه‌ی سرمستانم
هر جا که دلی تپید، یاد آر مرا
۲
در شب چو یکی شراره گُل خواهم داد
در گستره‌ی ستاره گُل خواهم داد
بر سینه‌ی این سپیده‌دم بنویسید:
در خاطره‌ها دوباره گُل خواهم داد
۳
از سبزترین جای وطن آمده‌ام
با خاطره‌ی چای و چمن آمده‌ام
مضمون زلال روزگارم عشق است
در باز کن ای سپیده! من آمده‌ام
۴
من آمدم از چراغ‌ها بنویسم
از دردِ بلندِ داغ‌ها بنویسم
تا شادیِ هر جوانه جان تازه کند
یک بار دگر ز باغ‌ها بنویسم
۵
برخیز و بیا بهار را مهمان کن
موسیقیِ بی‌قرار را مهمان کن
بگشا، بگشا پنجره‌هایت را باز
آوازِ دلِ انار را مهمان کن
۶
در شعرِ شبانه‌های سبزم بنشین
با جانِ جوانه‌های سبزم بنشین
باز آمده‌ام به سویِ بویِ چمنت
در سمتِ ترانه‌های سبزم بنشین
۷
گفتی که تو را چگونه دیدیم همه؟
از آینه‌ها تو را شنیدیم همه
تا راهِ تو از نورِ دلِ ما گذرد
دریا دریا ستاره چیدیم همه

رضا مقصدی



https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشا دلی که مدام از پِی نظر نرود
به هر دَرَش که بخوانند بی‌خبر نرود

طمع در آن لبِ شیرین نکردَنَم اولی
ولی چگونه مگس از پِی شکر نرود

سوادِ دیدهٔ غمدیده‌ام به اشک مشوی
که نقشِ خالِ توام هرگز از نظر نرود

ز من چو بادِ صبا بویِ خود دریغ مدار
چرا که بی سرِ زلفِ توام به سر نرود

دلا مباش چنین هرزه گَرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود

مکن به چشمِ حقارت نگاه در منِ مست
که آبرویِ شریعت بدین قَدَر نرود

منِ گدا هوس سروقامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود

تو کز مکارمِ اخلاق عالَمی دگری
وفایِ عهدِ من از خاطرت به در نرود

سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم
چگونه چون قلمم دودِ دل به سر نرود

به تاجِ هدهدم از رَه مَبَر که بازِ سفید
چو باشه در پِی هر صیدِ مختصر نرود

بیار باده و اول به دستِ #حافظ ده
به شرطِ آن که ز مجلس سخن به در نرود

https://t.me/kellidd
1
تو اگر خامی و ما سوخته‌، توفیر بسی است
شعلهٔ عشق نه گیرندهٔ هر خاروخسی است

هر طبیبی نکند چارهٔ این مرده‌دلان
که دوای دل ما درکف عیسی‌نفسی است

گر دل سوخته ره برد به جایی نه عجب
سوی حق راهبر موسی عمران‌، قبسی است

کاروانی است پراکنده و سرگشته ولیک
خاطر گمشدگان شاد به بانگ جرسی است

طفل راگوشهٔ گهواره جهانی است فراخ
همه آفاق بر همت مردان قفسی است

ای توانگر تو به زر شادی و دانا به ضمیر
هر کسی را به جهان گذران ملتمسی است

شهر ما با عسس و محتسب از دزد پر است
ای‌خوش آن‌ شهر که‌ در باطن‌ هر کس عسسی است

سال‌ها حلقه زدم بر در این خانه «‌بهار»
بود ظنم به همه عمر که در خانه کسی است


#ملک‌الشعرا_بهار

https://t.me/kellidd
2
دم خودمان گرم که با اینکه معلقیم و تقریبا در قعر ناامیدی و اندوه به سر می‌بریم؛ همچنان عطرمان را می‌زنیم و لباس خوبمان را می‌پوشیم و کافه‌مان را می‌رویم و مهربان مانده‌ایم.
دممان گرم که جوری آبرو داری می‌کنیم که کسی شک نمی‌کند چقدر بلاتکلیفیم و حالمان خوب نیست!

ما خوش‌پوش‌ترین و خوش‌بوترین و لاکچری‌ترین به فنا رفتگان تاریخیم…

#نرگس_صرافیان_طوفان


https://t.me/kellidd
🤩1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

خاقانیا ! اگرچه سخن نیک دانیا
یک نکته گویمت بشنو رایگانیا

هجو کسی مکن که ز تو مِه بوَد به سن
شاید تو را پدر بود و تو ندانیا!


#ابوالعلاءگنجوی
#هجو


https://t.me/kellidd
👀1
برای چشم من نوری برای سینه ام آهی
عمیقی مثل دلتنگی شبیه عشق کوتاهی

خودم با بی‌قراری‌های هر شب می‌شوم همراه
حواسم طبق عادت با خیالت می‌شود راهی

زمین خوردم، شکستم، جمع کردم تکه‌هایم را
برای لحظه‌ای که تکیه‌گاهی امن می‌خواهی

کسی که عمقِ دریا را بداند، غرق خواهد شد
چه چیزی داشت این دنیا به غیر از رنجِ آگاهی

برای زندگی بعدی اما شعر خواهم شد
شنیدم از رفیقان شعر می خوانی هر از گاهی

نشد نامِ تو را در سینه‌ام پنهان کنم، ای عشق
که با هر بازدم از سینه بیرون می زند آهی

#علی_صفری


https://t.me/kellidd
🤨1
چه خوش است آنكه يارم ز سفر رسيده باشد
به‌برش كشيده باشم به‌برم كشيده باشد

شب و روز بی‌قرارم همه چشم انتظارم
كه سفر گزيده يارم به‌كجا رسيده باشد

چه شود ز ره نمايان من و او بغل‌گشايان
به‌سويش دويده باشم سوی من دويده باشد

چه خوش است آنكه خرّم من و او نشسته با هم
سخنش شنيده باشم سخنم شنيده باشد

سخنم اثر نمايد به دلِ كسی كه عمری
ز وطن عزيز او هم سفری گزیده باشد

همه شكوه‌های هجران همه قصه‌های غربت
من از او شنيده باشم ز من او شنيده باشد

دل خالص اين تمنّا ز كسی امید دارد
كه سخن نگفته باشم به‌سخن رسيده باشد.

#خالص_مشهدی

https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بار دگر اگر به درختی نظر کنم
یا از میان بیشه و باغی گذر کنم
چشمم به قد و قامتِ دار و درخت نیست
چشمم به روی نقش و نگار بهار نیست
چشمم به برگ نیست
چشمم به غنچه و گل و سبزینه خار نیست
چشمم به دست‌های پر شاخسار نیست
این بار چشم من به سوی آشیانه‌هاست
آنجا که می‌‌تپد دل نوزاد زندگی
وندر هجوم سخت‌ترین تندباد‌هاست
آماج‌گاه تیر تگرگ و سنان برق
پروازگاه خوش‌دلی و خانه بلاست
چشمم به لانه‌هاست
ای جوجگان از دل توفان برآمده
چشمم پی شماست


#سیاوش‌کسرایی

https://t.me/kellidd
2
ذوق برهنگی عقل از تن گرفت ما را
زان خارزار دنیا دامن گرفت ما را

از رهگذار سختی بر سر سفید شد مو
در تنگنای این کوه بهمن گرفت ما را

از خار بست دنیا با قوت رمیدن
مردانه جسته بودیم این تن گرفت ما را

زور رمیدن ما از عهده برنیاید
از دست خلق آخر مردن گرفت ما را

کاهید پیری اول جوجو ز هستی ما
این برق آخر از کف خرمن گرفت ما را

ما را به کف چو عیسی دادند راه تجرید
این رشته واعظ از کف سوزن گرفت ما را


#واعظ_قزوینی

https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جغد عقابی عاشق نوازش و محبت است؛ آن‌قدر که گاهی در آغوش انسان‌ها آرام می‌گیرد. شگفت‌انگیز است که یکی از قدرتمندترین شکارچیان شب، در کنار آن همه چنگال و ابهت، چنین روحیه‌ لطیفی دارد.


https://t.me/kellidd
2
دامن وصل تو گر افتد به دست
پای به دامن کشم از هرچه هست

عشق توام چشم درایت بدوخت
مهر توام دست کفایت ببست

شوق رخت پرده‌ی عقلم درید
سنگ غمت شیشه‌ی صبرم شکست

رنگ رخت آب برونم ببرد
مشک خطت ریش درونم بخست

ای دلم از یاد دهان تو تنگ
ای سرم از ساغر شوق تو مست

چون تو گلی را دل و جان باغبان
چون تو بتی را دو جهان بت‌پرست

مهر تو در تن عوض جان خرید
عشق تو در بر به دلِ دل نشست

باز نگردیم ز حرف نخست
دست نداریم ز عهد الست

یار پری‌رو چو کمان کرد پشت
ناوک تدبیر برون شد ز شست

پای مرا بست و خود آزاد زیست
کرد مرا صید و خود از قید جست

جور ز صیاد جفاجو بوَد
ماهی بیچاره چه نالی ز شست

دام تو شد نام تو (قاآنیا)
باید ازین نام و ازین دام جست

وز مدد دادگر ملک جم
ساغر می داد نباید ز دست


"حکیم قاآنی شیرازی"



https://t.me/kellidd
1
🌞


روشن از روی تو
چشم و دلِ روز

صبح از نامِ تو دم زد
ڪه دمید ...

#قیصر_امین_پور



درود ، صبحتان بخیر
امروزتون سرشار
از گرمای عشق
مهربانی ،
زینت بخش زندگی تون
آرزومندم دلتون
پر شود از حس زیبای خوشبختی 🙏☺️


https://t.me/kellidd
1🥰1
صبحِ جمعه...

هنوز
مه،
بر بندِ رختِ همسایه
آویزان است.

گلدانِ شمعدانی،
کنارِ نرده‌های تراس،
سرخ‌تر از همیشه،
انگار
تمامِ شب
نامِ کسی را
زیرِ لب تکرار کرده باشد.

خوشه‌های انگور،
از گوشواره‌های سنگینِ تاک،
آرام
در باد تکان می‌خورند؛
مست،
بی‌آنکه
جرعه‌ای از جهان نوشیده باشند.

کلاغی
از رویِ بام می‌گذرد
و صبح
اندکی پیرتر می‌شود.

من اما،
کودکانه،
خاطره‌هایم را
یکی‌یکی
صدا می‌زنم...

خاطره‌ای
که بویِ نانِ داغ می‌دهد،
خاطره‌ای
که از لایِ موهای مادرم
عطرِ شمعدانی برمی‌خاست،
خاطره‌ای
که دست‌هایش
هنوز
از آن سویِ سال‌ها
مرا صدا می‌زند.

کسی
پاسخ نمی‌دهد.

فقط
سکوت است
که از تراس
قطره‌قطره
به خانه می‌ریزد،

و زمان،
مثلِ پیچکی وحشی،
از دیوارهای دلم
بالا می‌رود...

#مینو_پناهپور
#صبح_آدینه_ات_بخیر

https://t.me/kellidd
1
هم دوست دارم خنده های جاری ات را
هم قهرهای کوچک ِرگباری ات را

در چشم من زیبا تویی، حتّی بپوشی
فردا همین پیراهن تکراری ات را

تکمیل کرده گل به گل، کاشی به کاشی
دست هنرمند خدا، معماری ات را

با روسری هم بی رقیبی، می پسندم
بازار سر پوشیده ی قاجاری ات را

در خانه تا هستی زمان می ایستد زود
دلبسته کردی ساعت دیواری ات را

گل‌های گلدان خوب می دانند بانو
با ابرهای خوش خبر، همکاری ات را

من در هجوم درد های این زمانه
تنها کمی می خواستم دلداری ات را

می پرسم :" آیا دوستم داری؟" و چشمت
هر بار می گوید جواب " آری" ات را.

#محمد_علی_نیکومنش
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

https://t.me/kellidd
1
تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی؟
تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی؟

صد نعره همی آیدم از هر بن مویی
خود در دلِ سنگین تو نگرفت سر موی

بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی

سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
می‌افتم و می‌گردم چون گوی به پهلوی

خود کُشتهٔ ابروی توام من به حقیقت
گر کشته نِیَم باز بفرمای به ابروی

آنان که به گیسو دل عشاق ربودند
از دست تو در پای فتادند چو گیسوی

تا عشق سرآشوب تو هم‌زانوی ما شد
سر بر نگرفتم به وفای تو ز زانوی

بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل
کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی

عشق از دل #سعدی به ملامت بتوان برد
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی


https://t.me/kellidd
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ستاره‌های سربی فانوسکای خاموش
من و هجوم گریه از یاد تو فراموش
تو بال و پر گرفتی به چیدن ستاره
دادی منو به خاک این غربت دوباره

ایرج جنتی عطایی




https://t.me/kellidd

👇👇👇👇👇
Setare Haye Sorbi
Ebi
ستاره های سربی فانوسکای خاموش
منو هجوم گریه از یاد تو فرامــــوش
تو بال و پر گرفتی به چیدن ستاره
دادی منو به خاک این غربت دوباره
دقیقه های بی تو پرنده های خستن
آیینه های خالی دروازه های بستن

اگه نرفته بودی جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود به سوی تو روانه
اگه نرفته بودی گریه منو نمی برد
پرنده پر نمی سوخت آیینه چین نمیخورد
اگه نرفته بودی و اگه نرفته بودی

شبانه های بی تو یعنی حضور گریه
با من نبودن تو یعنی وفور گریه
از تو به آیینه گفتم از تو به شب رسیدم
نوشتمت رو گلبرگ تورو نفس کشیدم
از رفتن تو گفتم ستاره دربه در شد
شبنم به گریه افتاد پروانه شعله ور شد

اگه نرفته بودی جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود به سوی تو روانه
اگه نرفته بودی گریه منو نمی برد
پرنده پر نمی سوخت آیینه چین نمی خورد
اگه نرفته بودی و اگه نرفته بودی

https://t.me/kellidd
1