کلید 🔑
78 subscribers
6.18K photos
1.78K videos
7 files
2K links
🔐
«ــ این طلسمِ کهنه کلیدش به مُشتِ توست؛
«با کس مپیچ بیهُده، آیینه‌یی بجوی!»

شاملو
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤍

استاد ایرج خواجه امیری درگذشت🖤🥀

آوازی از: #ایرج_خواجه_امیری
غزلی بسیار زیبا از
#حضرت_حافظ


روحش شاد و یادش گرامی♥️




https://t.me/kellidd
🕊2
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گم گشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست

در کار عشق او که جهانیش مدعی ست
این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست

جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت
وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست

گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام
کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست


#هوشنگ_ابتهاج


https://t.me/kellidd
👏1
باید این دیوانگی یک بار دیگر جان بگیرد
آنقدر در کوچه می مانم، هوا باران بگیرد

نِی به غیر از اشک چیزی در بساطش نیست وقتی
دختر زیبای خان را چشم یک چوپان بگیرد

مثل من هرگز کسی در بند بازویت نبوده
که سُراغ از دستهای سرد زندانبان بگیرد

لااقل نگذار وقت رفتنت از خاطراتم
غیر دستانم کسی روی سرت قرآن بگیرد

امتحان زندگی هی سخت تر شد ، شاید امشب
امتحان مرگ را پیک اَجل آسان بگیرد

#ابراهیم_جویباری

https://t.me/kellidd
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شد دماغ از سنبل او بسکه سودایی مرا
خوشتر آید نکهت گلهای صحرائی مرا

بسکه از سودای زلفش میکنم دیوانگی
گشته بر سر جمع داغش چون تماشائی مرا

چون ندارم چشم فیض از تیره روزان جهان
گشته میل سرمه، شمع راه بینایی مرا

در جوانی میگرفتم من که تیغ از دست کوه
عاقبت پیری گرفت از دست گیرایی مرا

عیشها با عیشهای رفته‌ی خود میکنم
چون عصا برپای دارد یاد برنایی مرا

همچو پاکان میتوانم دست بر خاطر نهاد
دست تا گردیده پاک از چرک دنیائی مرا

می نهد هرکس قدم در خانه ام دزد من است
زآنکه مالی نیست دیگر غیر تنهایی مرا


طعن عریانی مزن #واعظ که از سلطان عشق
بی سر و پاییست تشریف سراپایی مرا

#واعظ‌قزوینی

https://t.me/kellidd
👌1
🌞

شیرینیِ فراق کم از
شورِ وصل نیست
گر عشق مقصد است
خوشا لذّت مسیر...

#فاضل_نظری

درود ... صبحتان بخیر🙋‍♀🙋🏻‍♂

روزتون به زیبایی  گل
قلبتون به زلالی آب
کارهای روزانه تان
روان و جاری چون جویبار
برایتان روز خوبی را آرزو دارم.
روزگارتون خوش باد🙏☺️


https://t.me/kellidd
🙏1
دو گله اسب وحشی لای موهای تو رم کرده است
خدا انگار در چشمان تو نسکافه دم کرده است

پرستش می کنم هر شب تو را مانند هندوها
ولی چشمان تو من را به مستی متهم کرده است

تَرَک برداشت چینی دلم ،از بس که  سردی تو
اگرچه این شکستن ها مرا هم محترم کرده است

تو از تبریز میایی ، تورا در یزد میبینم
صدای خسته من را لب سیگار بم کرده است

من از محراب ابرویت نماز کفر می خوانم
دو چشم نامسلمانت مرا درگیر غم کرده است

درختی محترم بودم  به چشم اهل آبادی
ولی از بخت بد من را طناب دار خم کرده است

ولی از ساقه ام هر شب تب  انگور می ریزد
اگر نجار ده وقتی  دو دستم را قلم کرده است

من از تقدیر میگیرم یقینا انتقامم را
اگر رخت عزا را جای دامادی تنم کرده است

همیشه زود میفهمم دلیل گریه هایت را
دوباره صبح شد چشمان زیبایت ورم کرده است

#محمدانصاری


https://t.me/kellidd
1
با گرگ زخم خورده رهایم مکن
با مار نیم مرده رهایم مکن

با این گلوی نازک لبریز بغض
در چنگ غم فشرده رهایم مکن

در کیسه‌ای سیاه به کنجی غریب
مجهول و ناشمرده رهایم مکن
‌‌
رزم مرا به یاد بیاور رفیق
از خاطرت سترده رهایم مکن

در تیغ‌زار غدر و فریب ای عزیز
با خنجری به گرده رهایم مکن
‌‌
چون سرنوشت مرگ و حیات مرا
دست جنون سپرده رهایم مکن

جانا اگرچه خون شریف مرا
دنیا ز یاد برده، رهایم مکن

#سمانه‌کهرباییان

https://t.me/kellidd
خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
ور به چوگانم زند هیچش مگوی

بر سر عشاق طوفان گو ببار
در ره مشتاق پیکان گو بروی

گر به داغت می‌کُند‌، فرمان ببر
ور به دردت می‌کُشد‌، درمان مجوی

ناودان چشم رنجوران عشق
گر فرو ریزند‌، خون آید به جوی

شاد باش ای مجلس روحانیان
تا که خورد این می که من مستم به بوی

هر که سودا‌نامهٔ #سعدی نبشت
دفتر پرهیزگاری گو بشوی

هر که نشنیده‌ست وقتی بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک من ببوی

https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل شکسته‌ی ما چشم یار را نگرفت
در این حراجی دل، حیف کار ما نگرفت

به وصل هیچ امیدی دگر نخواهم داشت
که اشک واسطه‌ام شد ولی دعا نگرفت

چه مرگبارتر از عشق های یکطرفه است؟
شراره‌ای که مرا سوخت در تو پا نگرفت

نشد حریف خمار غم تو ساقی نیز
که هر چه ریخت به پیمانه ام مرا نگرفت

پس از تو زنده نمی‌ماندم، این مبالغه نیست
هزار مرتبه جان دادم و خدا نگرفت....

#محمد_عزیزی

https://t.me/kellidd
😭1
Ay Eshgh
Dariush
عشق به شکل پرواز پرنده‌ست
عشق خواب یک آهوی رمنده‌ست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشنده‌ست

من می‌میرم از این آب مسموم
اما اون‌که مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زنده‌ست
من می‌میرم از این آب مسموم
مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرنده‌ست

تو که معنای عشقی به‌من معنا بده! ای یار!
دروغ این صدا را به‌گور قصه‌ها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از نقب دیوار

برای زنده‌بودن دلیل آخرینم باش
منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان ِ من، بیداری‌ام باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده

من راهی شدم نگو که زوده
اون‌کسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
اما اون‌که عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

https://t.me/kellidd

👇👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👀👍▶️اگه براتون سواله اثر جاودانه "تو که معنای عشقی" داریوش چجوری ساخته شده بهتره این ویدیو رو با دقت ببینید و لذت ببرید

https://t.me/kellidd
1🥰1
با خیالت ، باز چشمانِ  ترم آمد به یاد ،
عالم مستی وُ ، چشمِ دلبرم آمد به یاد ،

دیده را چون شبنم اید شعر از پی میرسد ،
بر دل بی طاقتم ، عجزِ پَرم امد به یاد ،

نیست این باران که از چشم دگر جاری شود ،
دوستان معذور دارید ، دلبرم امد به یاد ،

گرچه از عجزم نهان است ، درد ما نا گفتنیست ،
این دل بشکسته و غم پرورم آمد به یاد ،

از هجوم درد باید سر به زیر افکند ورفت ،
نِی زپا ننشست و ، راهِ دیگرم آمد به یاد ،

رغبتی دیگر مرا کو ؟ بر گلستان و چمن ،
کاروان لیلی و خاک سرم ، امد به یاد ،

گرچه جان ما ندارد قیمتی در پیش یار ،
چون کنم ، این جان کمتر ، کمترم امد به یاد

یوسف گم کرده دارم ، ای عزیزان مطلب اوست ،
سوختم از هجر او ، خاکسترم آمد به یاد ،

تار و پود هستی ما ، از مِی و از باده است ،
ساقیا مِی زین فزونتر ، ساغرم امد به یاد ،

نور کو ؟ گوهر کدامست ، خانه ام را نور نیست ،
در شبستان خیالم ، اخترم آمد به یاد ،

شعر #راحم درد است و تلخی هجران اوست ،
در چنین حال و هوایم ، شکّرَم آمد به یاد ،


#راحم_تبریزی

https://t.me/kellidd
1
از آدم ها بُت نسازید؛ این خیانت است..هم به خودتان هم به خودشان!
خدایی می‌شوند که خدایی کردن نمی‌دانند و شما در آخر، می‌شوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته!



غروب بت‌ها

#فریدریش‌نیچه

https://t.me/kellidd
وه! چه زیباست از این زاویه! ماشاءالله
ماه پیداست از این زاویه، ماشاءالله

بس که لبخند زده صورت چون مهتابیش
مثل رویاست از این زاویه، ماشاءالله

پیش چشم دگران گرچه قدش کوتاه است
سرو رعناست از این زاویه، ماشاءالله

مو، پریشان و لبش سرخ و تنش ترد و...، خدا!
او چه گیراست از این زاویه، ماشاءالله

گرچه دور و بر او حور زیاد است ولی
نور بالاست از این زاویه، ماشاءالله

خوابم آیا؟ ولی انگار که در بیداری‌ست
بخت با ماست از این زاویه، ماشاءالله

فرصتی بهتر از این گیر نخواهد آمد
یار تنهاست از این زاویه، ماشاءالله

#محمد_فرخ_طلب_فومنی

https://t.me/kellidd
1
۱
هر جا که گُلی دمید، یاد آر مرا
شعری به لبی چکید، یاد آر مرا
من زمزمه‌ی سینه‌ی سرمستانم
هر جا که دلی تپید، یاد آر مرا
۲
در شب چو یکی شراره گُل خواهم داد
در گستره‌ی ستاره گُل خواهم داد
بر سینه‌ی این سپیده‌دم بنویسید:
در خاطره‌ها دوباره گُل خواهم داد
۳
از سبزترین جای وطن آمده‌ام
با خاطره‌ی چای و چمن آمده‌ام
مضمون زلال روزگارم عشق است
در باز کن ای سپیده! من آمده‌ام
۴
من آمدم از چراغ‌ها بنویسم
از دردِ بلندِ داغ‌ها بنویسم
تا شادیِ هر جوانه جان تازه کند
یک بار دگر ز باغ‌ها بنویسم
۵
برخیز و بیا بهار را مهمان کن
موسیقیِ بی‌قرار را مهمان کن
بگشا، بگشا پنجره‌هایت را باز
آوازِ دلِ انار را مهمان کن
۶
در شعرِ شبانه‌های سبزم بنشین
با جانِ جوانه‌های سبزم بنشین
باز آمده‌ام به سویِ بویِ چمنت
در سمتِ ترانه‌های سبزم بنشین
۷
گفتی که تو را چگونه دیدیم همه؟
از آینه‌ها تو را شنیدیم همه
تا راهِ تو از نورِ دلِ ما گذرد
دریا دریا ستاره چیدیم همه

رضا مقصدی



https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشا دلی که مدام از پِی نظر نرود
به هر دَرَش که بخوانند بی‌خبر نرود

طمع در آن لبِ شیرین نکردَنَم اولی
ولی چگونه مگس از پِی شکر نرود

سوادِ دیدهٔ غمدیده‌ام به اشک مشوی
که نقشِ خالِ توام هرگز از نظر نرود

ز من چو بادِ صبا بویِ خود دریغ مدار
چرا که بی سرِ زلفِ توام به سر نرود

دلا مباش چنین هرزه گَرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود

مکن به چشمِ حقارت نگاه در منِ مست
که آبرویِ شریعت بدین قَدَر نرود

منِ گدا هوس سروقامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود

تو کز مکارمِ اخلاق عالَمی دگری
وفایِ عهدِ من از خاطرت به در نرود

سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم
چگونه چون قلمم دودِ دل به سر نرود

به تاجِ هدهدم از رَه مَبَر که بازِ سفید
چو باشه در پِی هر صیدِ مختصر نرود

بیار باده و اول به دستِ #حافظ ده
به شرطِ آن که ز مجلس سخن به در نرود

https://t.me/kellidd
1
تو اگر خامی و ما سوخته‌، توفیر بسی است
شعلهٔ عشق نه گیرندهٔ هر خاروخسی است

هر طبیبی نکند چارهٔ این مرده‌دلان
که دوای دل ما درکف عیسی‌نفسی است

گر دل سوخته ره برد به جایی نه عجب
سوی حق راهبر موسی عمران‌، قبسی است

کاروانی است پراکنده و سرگشته ولیک
خاطر گمشدگان شاد به بانگ جرسی است

طفل راگوشهٔ گهواره جهانی است فراخ
همه آفاق بر همت مردان قفسی است

ای توانگر تو به زر شادی و دانا به ضمیر
هر کسی را به جهان گذران ملتمسی است

شهر ما با عسس و محتسب از دزد پر است
ای‌خوش آن‌ شهر که‌ در باطن‌ هر کس عسسی است

سال‌ها حلقه زدم بر در این خانه «‌بهار»
بود ظنم به همه عمر که در خانه کسی است


#ملک‌الشعرا_بهار

https://t.me/kellidd
2
دم خودمان گرم که با اینکه معلقیم و تقریبا در قعر ناامیدی و اندوه به سر می‌بریم؛ همچنان عطرمان را می‌زنیم و لباس خوبمان را می‌پوشیم و کافه‌مان را می‌رویم و مهربان مانده‌ایم.
دممان گرم که جوری آبرو داری می‌کنیم که کسی شک نمی‌کند چقدر بلاتکلیفیم و حالمان خوب نیست!

ما خوش‌پوش‌ترین و خوش‌بوترین و لاکچری‌ترین به فنا رفتگان تاریخیم…

#نرگس_صرافیان_طوفان


https://t.me/kellidd
🤩1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

خاقانیا ! اگرچه سخن نیک دانیا
یک نکته گویمت بشنو رایگانیا

هجو کسی مکن که ز تو مِه بوَد به سن
شاید تو را پدر بود و تو ندانیا!


#ابوالعلاءگنجوی
#هجو


https://t.me/kellidd
👀1
برای چشم من نوری برای سینه ام آهی
عمیقی مثل دلتنگی شبیه عشق کوتاهی

خودم با بی‌قراری‌های هر شب می‌شوم همراه
حواسم طبق عادت با خیالت می‌شود راهی

زمین خوردم، شکستم، جمع کردم تکه‌هایم را
برای لحظه‌ای که تکیه‌گاهی امن می‌خواهی

کسی که عمقِ دریا را بداند، غرق خواهد شد
چه چیزی داشت این دنیا به غیر از رنجِ آگاهی

برای زندگی بعدی اما شعر خواهم شد
شنیدم از رفیقان شعر می خوانی هر از گاهی

نشد نامِ تو را در سینه‌ام پنهان کنم، ای عشق
که با هر بازدم از سینه بیرون می زند آهی

#علی_صفری


https://t.me/kellidd
🤨1