Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بنده حسین پناهی
شاعر دیوانهای ننوشته
به نمایندگی از همه کسانی که تلیت تماته میخورند
و یا شبها سر بیشام به زمین میگذارند
و به کهکشانهای دور فکر میکنند
و در حسرت بیعدالتیها و بیفکریهای اجتماعی شبانهروز دو بسته سیگار غلیظ تیر میکشند و ناشیانه به آیندهی فرهنگی بشر امیدوارند
از همه کسانی که کامو را از کاموا تشخیص نمیدهند
و درآمدشان از کل بودجهی مصرفی سالانهی استان کهگیلویه و بویراحمد بالاتر است
معذرت میخواهم.
#حسین_پناهی
📖#جهان_زیرسیگاری_من_است
https://t.me/kellidd
شاعر دیوانهای ننوشته
به نمایندگی از همه کسانی که تلیت تماته میخورند
و یا شبها سر بیشام به زمین میگذارند
و به کهکشانهای دور فکر میکنند
و در حسرت بیعدالتیها و بیفکریهای اجتماعی شبانهروز دو بسته سیگار غلیظ تیر میکشند و ناشیانه به آیندهی فرهنگی بشر امیدوارند
از همه کسانی که کامو را از کاموا تشخیص نمیدهند
و درآمدشان از کل بودجهی مصرفی سالانهی استان کهگیلویه و بویراحمد بالاتر است
معذرت میخواهم.
#حسین_پناهی
📖#جهان_زیرسیگاری_من_است
https://t.me/kellidd
⚡1
🌞
هنوز هم خورشید،
لبخند میزند، زمین میرویانَد
و امید، هر صبح در زیر پوست سرد زمین،
به جریان میافتد.
که امید، زیباست،
عشق، زیباست،
شکفتن، زیباست،
و زندگی... آه، زندگی
با تمام دردهایش، هنوز هم زیباست
#نرگس_صرافیان_طوفان
سلاااام و مهر🌞🌻
صبحتون بخیر🍃🌼
روزگارتون پر امید و پر تلاش🌹
https://t.me/kellidd
هنوز هم خورشید،
لبخند میزند، زمین میرویانَد
و امید، هر صبح در زیر پوست سرد زمین،
به جریان میافتد.
که امید، زیباست،
عشق، زیباست،
شکفتن، زیباست،
و زندگی... آه، زندگی
با تمام دردهایش، هنوز هم زیباست
#نرگس_صرافیان_طوفان
سلاااام و مهر🌞🌻
صبحتون بخیر🍃🌼
روزگارتون پر امید و پر تلاش🌹
https://t.me/kellidd
🙏1🤝1
ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را
اختیار آنست کو قسمت کند درویش را
آنکه مکنت بیش از آن خواهد که قسمت کردهاند
گو طمع کم کن که زحمت بیش باشد بیش را
خمر دنیا با خمار و گل به خار آمیختست
نوش میخواهی هلا! گر پای داری نیش را
ای که خواب آلوده واپس ماندهای از کاروان
جهد کن تا بازیابی همرهان خویش را
در تو آن مردی نمیبینم که کافر بشکنی
بشکن ار مردی هوای نفس کافرکیش را
آنکه از خواب اندر آید مردم نادان که مرد
چون شبان آنگه که گرگ افکنده باشد میش را
خویشتن را خیرخواهی خیرخواه خلق باش
زانکه هرگز بد نباشد نفس نیکاندیش را
آدمیت رحم بر بیچارگان آوردنست
کادمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را
راستی کردند و فرمودند مردان خدای
ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش را
آنچه نفس خویش را خواهی حرامت سعدیا
گر نخواهی همچنان بیگانه را و خویش را
#سعدی
https://t.me/kellidd
اختیار آنست کو قسمت کند درویش را
آنکه مکنت بیش از آن خواهد که قسمت کردهاند
گو طمع کم کن که زحمت بیش باشد بیش را
خمر دنیا با خمار و گل به خار آمیختست
نوش میخواهی هلا! گر پای داری نیش را
ای که خواب آلوده واپس ماندهای از کاروان
جهد کن تا بازیابی همرهان خویش را
در تو آن مردی نمیبینم که کافر بشکنی
بشکن ار مردی هوای نفس کافرکیش را
آنکه از خواب اندر آید مردم نادان که مرد
چون شبان آنگه که گرگ افکنده باشد میش را
خویشتن را خیرخواهی خیرخواه خلق باش
زانکه هرگز بد نباشد نفس نیکاندیش را
آدمیت رحم بر بیچارگان آوردنست
کادمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را
راستی کردند و فرمودند مردان خدای
ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش را
آنچه نفس خویش را خواهی حرامت سعدیا
گر نخواهی همچنان بیگانه را و خویش را
#سعدی
https://t.me/kellidd
وقتی که می بندی به پا خلخال ها را
وا می کنی قفل دهان لال ها را
دستان خود را حلقه کن در گردنم تا
در آوری حرص تمام شال ها را
لولی وش ِ یشمینه چشم ِ بندری پوش
یک یک پس از هم رو بکن تکخال ها را
یک شهر از دست غمت مویش سپید است
تا کی به مسلخ می کشانی زال ها را
در ساحل چشمت نهنگی رو به پشتم
از پشت بستم دست استقبال ها را
کوچه به کوچه حرف از عشق من و توست
دامن بزن با بوسه قیل و قال ها را
فانوس با آتش دلش گرم است و روشن
از من نگیر این مال ها را...حال ها را
#حسین_رمضانپور
https://t.me/kellidd
وا می کنی قفل دهان لال ها را
دستان خود را حلقه کن در گردنم تا
در آوری حرص تمام شال ها را
لولی وش ِ یشمینه چشم ِ بندری پوش
یک یک پس از هم رو بکن تکخال ها را
یک شهر از دست غمت مویش سپید است
تا کی به مسلخ می کشانی زال ها را
در ساحل چشمت نهنگی رو به پشتم
از پشت بستم دست استقبال ها را
کوچه به کوچه حرف از عشق من و توست
دامن بزن با بوسه قیل و قال ها را
فانوس با آتش دلش گرم است و روشن
از من نگیر این مال ها را...حال ها را
#حسین_رمضانپور
https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«وقتی ایمانِ دروغینِ شما را دیدم،
گناهانِ خودم را دوست داشتم.»
✍ #فئودور_داستایفسکی
شرح و معنا:
داستایفسکی در این جمله، تقابل میان گناهِ صادقانه و ایمانِ ریاکارانه را بهطرزی تکاندهنده بیان میکند. از نگاه او، انسانی که به ضعفها و خطاهایش آگاه است، اخلاقیتر از کسی است که پشت نقاب ایمان، قدرتطلبی، خشونت یا تحقیر دیگران را پنهان میکند. این جمله یک نقد عمیق اجتماعی است: وقتی ایمان به ابزار قضاوت، سرکوب و برتریجویی تبدیل میشود، حتی گناهِ آگاهانه شرافتمندتر از دینداریِ دروغین جلوه میکند.
در سطح سیاسی، این عبارت هشداریست علیه نظامهایی که با شعار اخلاق و ایمان، بیعدالتی را توجیه میکنند؛ جایی که «مقدسنمایی» خطرناکتر از «خطاکاریِ صادقانه» میشود.
https://t.me/kellidd
گناهانِ خودم را دوست داشتم.»
✍ #فئودور_داستایفسکی
شرح و معنا:
داستایفسکی در این جمله، تقابل میان گناهِ صادقانه و ایمانِ ریاکارانه را بهطرزی تکاندهنده بیان میکند. از نگاه او، انسانی که به ضعفها و خطاهایش آگاه است، اخلاقیتر از کسی است که پشت نقاب ایمان، قدرتطلبی، خشونت یا تحقیر دیگران را پنهان میکند. این جمله یک نقد عمیق اجتماعی است: وقتی ایمان به ابزار قضاوت، سرکوب و برتریجویی تبدیل میشود، حتی گناهِ آگاهانه شرافتمندتر از دینداریِ دروغین جلوه میکند.
در سطح سیاسی، این عبارت هشداریست علیه نظامهایی که با شعار اخلاق و ایمان، بیعدالتی را توجیه میکنند؛ جایی که «مقدسنمایی» خطرناکتر از «خطاکاریِ صادقانه» میشود.
https://t.me/kellidd
⚡1❤1
Khooneye Bahar
Alireza Pourostad @RozMusic.com
کمک کنین هلش بدیم چـــرخ ســـتاره پنچره
رو آســمون شـهری کـه سـتاره بـــرق خنجره
گلــــدون ســرد و خــالی رو بذار کنــــار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب وا بشه چن تا حنجره
به ما که خستهایم بگه خونهی باهار کدوم وره؟
تو شهرمون آخ بمیرم چشم ستاره کور شده
بــرگ درخــت بــاغمــون زبــالـه سـپــور شـده
مســـافر امیــدمـون رفـتـه از اینجــــا دور شده
کاش تو فضای چشممون پیدا بشه یه شـاپره
به ما که خسته ایم بگه خونهی باهار کدوم وره؟
کنــار تنگ ماهیــا گربه رو نــازش می کنن
سنگ سـیاه حقه رو مهر نمازش می کنن
آخر خط که میرسیم خطو درازش می کنن
آهـــای فلک که گردنت از همه مون بلن تره
به ما که خستهایم بگو خونهی باهار کدوم وره؟
#عمران_صلاحی
https://t.me/kellidd
رو آســمون شـهری کـه سـتاره بـــرق خنجره
گلــــدون ســرد و خــالی رو بذار کنــــار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب وا بشه چن تا حنجره
به ما که خستهایم بگه خونهی باهار کدوم وره؟
تو شهرمون آخ بمیرم چشم ستاره کور شده
بــرگ درخــت بــاغمــون زبــالـه سـپــور شـده
مســـافر امیــدمـون رفـتـه از اینجــــا دور شده
کاش تو فضای چشممون پیدا بشه یه شـاپره
به ما که خسته ایم بگه خونهی باهار کدوم وره؟
کنــار تنگ ماهیــا گربه رو نــازش می کنن
سنگ سـیاه حقه رو مهر نمازش می کنن
آخر خط که میرسیم خطو درازش می کنن
آهـــای فلک که گردنت از همه مون بلن تره
به ما که خستهایم بگو خونهی باهار کدوم وره؟
#عمران_صلاحی
https://t.me/kellidd
❤2
به چشم خویش دیدم در گذرگاه
که زد بر جانِ موری مرغکی راه
هنوز از صید منقارش نپرداخت
که مرغی دیگر آمد کار او ساخت
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
سپهر آیینه عدلست و شاید
که هرچ آن از تو بیند وا نماید
منادی شد جهان را هر که بد کرد
نه با جان کسی با جانِ خود کرد
مگر نشنیدی از فراش این راه
که هر کو چاه کند افتاد در چاه
سرای آفرینش سرسری نیست
زمین و آسمان بیداوری نیست
#نظامی_گنجوی
https://t.me/kellidd
که زد بر جانِ موری مرغکی راه
هنوز از صید منقارش نپرداخت
که مرغی دیگر آمد کار او ساخت
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
سپهر آیینه عدلست و شاید
که هرچ آن از تو بیند وا نماید
منادی شد جهان را هر که بد کرد
نه با جان کسی با جانِ خود کرد
مگر نشنیدی از فراش این راه
که هر کو چاه کند افتاد در چاه
سرای آفرینش سرسری نیست
زمین و آسمان بیداوری نیست
#نظامی_گنجوی
https://t.me/kellidd
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤍
استاد ایرج خواجه امیری درگذشت🖤🥀
https://t.me/kellidd
استاد ایرج خواجه امیری درگذشت🖤🥀
آوازی از: #ایرج_خواجه_امیری
غزلی بسیار زیبا از #حضرت_حافظ
روحش شاد و یادش گرامی♥️
https://t.me/kellidd
🕊2
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست
گم گشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست
در کار عشق او که جهانیش مدعی ست
این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست
جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت
وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست
گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام
کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست
#هوشنگ_ابتهاج
https://t.me/kellidd
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست
گم گشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست
در کار عشق او که جهانیش مدعی ست
این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست
جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت
وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست
گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام
کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست
#هوشنگ_ابتهاج
https://t.me/kellidd
👏1
باید این دیوانگی یک بار دیگر جان بگیرد
آنقدر در کوچه می مانم، هوا باران بگیرد
نِی به غیر از اشک چیزی در بساطش نیست وقتی
دختر زیبای خان را چشم یک چوپان بگیرد
مثل من هرگز کسی در بند بازویت نبوده
که سُراغ از دستهای سرد زندانبان بگیرد
لااقل نگذار وقت رفتنت از خاطراتم
غیر دستانم کسی روی سرت قرآن بگیرد
امتحان زندگی هی سخت تر شد ، شاید امشب
امتحان مرگ را پیک اَجل آسان بگیرد
#ابراهیم_جویباری
https://t.me/kellidd
آنقدر در کوچه می مانم، هوا باران بگیرد
نِی به غیر از اشک چیزی در بساطش نیست وقتی
دختر زیبای خان را چشم یک چوپان بگیرد
مثل من هرگز کسی در بند بازویت نبوده
که سُراغ از دستهای سرد زندانبان بگیرد
لااقل نگذار وقت رفتنت از خاطراتم
غیر دستانم کسی روی سرت قرآن بگیرد
امتحان زندگی هی سخت تر شد ، شاید امشب
امتحان مرگ را پیک اَجل آسان بگیرد
#ابراهیم_جویباری
https://t.me/kellidd
⚡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شد دماغ از سنبل او بسکه سودایی مرا
خوشتر آید نکهت گلهای صحرائی مرا
بسکه از سودای زلفش میکنم دیوانگی
گشته بر سر جمع داغش چون تماشائی مرا
چون ندارم چشم فیض از تیره روزان جهان
گشته میل سرمه، شمع راه بینایی مرا
در جوانی میگرفتم من که تیغ از دست کوه
عاقبت پیری گرفت از دست گیرایی مرا
عیشها با عیشهای رفتهی خود میکنم
چون عصا برپای دارد یاد برنایی مرا
همچو پاکان میتوانم دست بر خاطر نهاد
دست تا گردیده پاک از چرک دنیائی مرا
می نهد هرکس قدم در خانه ام دزد من است
زآنکه مالی نیست دیگر غیر تنهایی مرا
طعن عریانی مزن #واعظ که از سلطان عشق
بی سر و پاییست تشریف سراپایی مرا
#واعظقزوینی
https://t.me/kellidd
خوشتر آید نکهت گلهای صحرائی مرا
بسکه از سودای زلفش میکنم دیوانگی
گشته بر سر جمع داغش چون تماشائی مرا
چون ندارم چشم فیض از تیره روزان جهان
گشته میل سرمه، شمع راه بینایی مرا
در جوانی میگرفتم من که تیغ از دست کوه
عاقبت پیری گرفت از دست گیرایی مرا
عیشها با عیشهای رفتهی خود میکنم
چون عصا برپای دارد یاد برنایی مرا
همچو پاکان میتوانم دست بر خاطر نهاد
دست تا گردیده پاک از چرک دنیائی مرا
می نهد هرکس قدم در خانه ام دزد من است
زآنکه مالی نیست دیگر غیر تنهایی مرا
طعن عریانی مزن #واعظ که از سلطان عشق
بی سر و پاییست تشریف سراپایی مرا
#واعظقزوینی
https://t.me/kellidd
👌1
🌞
شیرینیِ فراق کم از
شورِ وصل نیست
گر عشق مقصد است
خوشا لذّت مسیر...
#فاضل_نظری
درود ... صبحتان بخیر🙋♀🙋🏻♂
روزتون به زیبایی گل
قلبتون به زلالی آب
کارهای روزانه تان
روان و جاری چون جویبار
برایتان روز خوبی را آرزو دارم.
روزگارتون خوش باد🙏☺️☘
https://t.me/kellidd
شیرینیِ فراق کم از
شورِ وصل نیست
گر عشق مقصد است
خوشا لذّت مسیر...
#فاضل_نظری
درود ... صبحتان بخیر🙋♀🙋🏻♂
روزتون به زیبایی گل
قلبتون به زلالی آب
کارهای روزانه تان
روان و جاری چون جویبار
برایتان روز خوبی را آرزو دارم.
روزگارتون خوش باد🙏☺️☘
https://t.me/kellidd
🙏1
دو گله اسب وحشی لای موهای تو رم کرده است
خدا انگار در چشمان تو نسکافه دم کرده است
پرستش می کنم هر شب تو را مانند هندوها
ولی چشمان تو من را به مستی متهم کرده است
تَرَک برداشت چینی دلم ،از بس که سردی تو
اگرچه این شکستن ها مرا هم محترم کرده است
تو از تبریز میایی ، تورا در یزد میبینم
صدای خسته من را لب سیگار بم کرده است
من از محراب ابرویت نماز کفر می خوانم
دو چشم نامسلمانت مرا درگیر غم کرده است
درختی محترم بودم به چشم اهل آبادی
ولی از بخت بد من را طناب دار خم کرده است
ولی از ساقه ام هر شب تب انگور می ریزد
اگر نجار ده وقتی دو دستم را قلم کرده است
من از تقدیر میگیرم یقینا انتقامم را
اگر رخت عزا را جای دامادی تنم کرده است
همیشه زود میفهمم دلیل گریه هایت را
دوباره صبح شد چشمان زیبایت ورم کرده است
#محمدانصاری
https://t.me/kellidd
خدا انگار در چشمان تو نسکافه دم کرده است
پرستش می کنم هر شب تو را مانند هندوها
ولی چشمان تو من را به مستی متهم کرده است
تَرَک برداشت چینی دلم ،از بس که سردی تو
اگرچه این شکستن ها مرا هم محترم کرده است
تو از تبریز میایی ، تورا در یزد میبینم
صدای خسته من را لب سیگار بم کرده است
من از محراب ابرویت نماز کفر می خوانم
دو چشم نامسلمانت مرا درگیر غم کرده است
درختی محترم بودم به چشم اهل آبادی
ولی از بخت بد من را طناب دار خم کرده است
ولی از ساقه ام هر شب تب انگور می ریزد
اگر نجار ده وقتی دو دستم را قلم کرده است
من از تقدیر میگیرم یقینا انتقامم را
اگر رخت عزا را جای دامادی تنم کرده است
همیشه زود میفهمم دلیل گریه هایت را
دوباره صبح شد چشمان زیبایت ورم کرده است
#محمدانصاری
https://t.me/kellidd
❤1
با گرگ زخم خورده رهایم مکن
با مار نیم مرده رهایم مکن
با این گلوی نازک لبریز بغض
در چنگ غم فشرده رهایم مکن
در کیسهای سیاه به کنجی غریب
مجهول و ناشمرده رهایم مکن
رزم مرا به یاد بیاور رفیق
از خاطرت سترده رهایم مکن
در تیغزار غدر و فریب ای عزیز
با خنجری به گرده رهایم مکن
چون سرنوشت مرگ و حیات مرا
دست جنون سپرده رهایم مکن
جانا اگرچه خون شریف مرا
دنیا ز یاد برده، رهایم مکن
#سمانهکهرباییان
https://t.me/kellidd
با مار نیم مرده رهایم مکن
با این گلوی نازک لبریز بغض
در چنگ غم فشرده رهایم مکن
در کیسهای سیاه به کنجی غریب
مجهول و ناشمرده رهایم مکن
رزم مرا به یاد بیاور رفیق
از خاطرت سترده رهایم مکن
در تیغزار غدر و فریب ای عزیز
با خنجری به گرده رهایم مکن
چون سرنوشت مرگ و حیات مرا
دست جنون سپرده رهایم مکن
جانا اگرچه خون شریف مرا
دنیا ز یاد برده، رهایم مکن
#سمانهکهرباییان
https://t.me/kellidd
خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
ور به چوگانم زند هیچش مگوی
بر سر عشاق طوفان گو ببار
در ره مشتاق پیکان گو بروی
گر به داغت میکُند، فرمان ببر
ور به دردت میکُشد، درمان مجوی
ناودان چشم رنجوران عشق
گر فرو ریزند، خون آید به جوی
شاد باش ای مجلس روحانیان
تا که خورد این می که من مستم به بوی
هر که سودانامهٔ #سعدی نبشت
دفتر پرهیزگاری گو بشوی
هر که نشنیدهست وقتی بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک من ببوی
https://t.me/kellidd
ور به چوگانم زند هیچش مگوی
بر سر عشاق طوفان گو ببار
در ره مشتاق پیکان گو بروی
گر به داغت میکُند، فرمان ببر
ور به دردت میکُشد، درمان مجوی
ناودان چشم رنجوران عشق
گر فرو ریزند، خون آید به جوی
شاد باش ای مجلس روحانیان
تا که خورد این می که من مستم به بوی
هر که سودانامهٔ #سعدی نبشت
دفتر پرهیزگاری گو بشوی
هر که نشنیدهست وقتی بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک من ببوی
https://t.me/kellidd
Forwarded from ─═हई♚ امـــــیـــــد ♚ईह═─
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل شکستهی ما چشم یار را نگرفت
در این حراجی دل، حیف کار ما نگرفت
به وصل هیچ امیدی دگر نخواهم داشت
که اشک واسطهام شد ولی دعا نگرفت
چه مرگبارتر از عشق های یکطرفه است؟
شرارهای که مرا سوخت در تو پا نگرفت
نشد حریف خمار غم تو ساقی نیز
که هر چه ریخت به پیمانه ام مرا نگرفت
پس از تو زنده نمیماندم، این مبالغه نیست
هزار مرتبه جان دادم و خدا نگرفت....
#محمد_عزیزی
https://t.me/kellidd
در این حراجی دل، حیف کار ما نگرفت
به وصل هیچ امیدی دگر نخواهم داشت
که اشک واسطهام شد ولی دعا نگرفت
چه مرگبارتر از عشق های یکطرفه است؟
شرارهای که مرا سوخت در تو پا نگرفت
نشد حریف خمار غم تو ساقی نیز
که هر چه ریخت به پیمانه ام مرا نگرفت
پس از تو زنده نمیماندم، این مبالغه نیست
هزار مرتبه جان دادم و خدا نگرفت....
#محمد_عزیزی
https://t.me/kellidd
😭1
Ay Eshgh
Dariush
عشق به شکل پرواز پرندهست
عشق خواب یک آهوی رمندهست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشندهست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندهست
من میمیرم از این آب مسموم
مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرندهست
تو که معنای عشقی بهمن معنا بده! ای یار!
دروغ این صدا را بهگور قصهها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از نقب دیوار
برای زندهبودن دلیل آخرینم باش
منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان ِ من، بیداریام باش
عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهی شدم نگو که زوده
اونکسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده
https://t.me/kellidd
👇👇👇
عشق خواب یک آهوی رمندهست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشندهست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندهست
من میمیرم از این آب مسموم
مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرندهست
تو که معنای عشقی بهمن معنا بده! ای یار!
دروغ این صدا را بهگور قصهها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از نقب دیوار
برای زندهبودن دلیل آخرینم باش
منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان ِ من، بیداریام باش
عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهی شدم نگو که زوده
اونکسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده
https://t.me/kellidd
👇👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👀👍▶️اگه براتون سواله اثر جاودانه "تو که معنای عشقی" داریوش چجوری ساخته شده بهتره این ویدیو رو با دقت ببینید و لذت ببرید
https://t.me/kellidd
https://t.me/kellidd
⚡1🥰1
با خیالت ، باز چشمانِ ترم آمد به یاد ،
عالم مستی وُ ، چشمِ دلبرم آمد به یاد ،
دیده را چون شبنم اید شعر از پی میرسد ،
بر دل بی طاقتم ، عجزِ پَرم امد به یاد ،
نیست این باران که از چشم دگر جاری شود ،
دوستان معذور دارید ، دلبرم امد به یاد ،
گرچه از عجزم نهان است ، درد ما نا گفتنیست ،
این دل بشکسته و غم پرورم آمد به یاد ،
از هجوم درد باید سر به زیر افکند ورفت ،
نِی زپا ننشست و ، راهِ دیگرم آمد به یاد ،
رغبتی دیگر مرا کو ؟ بر گلستان و چمن ،
کاروان لیلی و خاک سرم ، امد به یاد ،
گرچه جان ما ندارد قیمتی در پیش یار ،
چون کنم ، این جان کمتر ، کمترم امد به یاد
یوسف گم کرده دارم ، ای عزیزان مطلب اوست ،
سوختم از هجر او ، خاکسترم آمد به یاد ،
تار و پود هستی ما ، از مِی و از باده است ،
ساقیا مِی زین فزونتر ، ساغرم امد به یاد ،
نور کو ؟ گوهر کدامست ، خانه ام را نور نیست ،
در شبستان خیالم ، اخترم آمد به یاد ،
شعر #راحم درد است و تلخی هجران اوست ،
در چنین حال و هوایم ، شکّرَم آمد به یاد ،
#راحم_تبریزی
https://t.me/kellidd
عالم مستی وُ ، چشمِ دلبرم آمد به یاد ،
دیده را چون شبنم اید شعر از پی میرسد ،
بر دل بی طاقتم ، عجزِ پَرم امد به یاد ،
نیست این باران که از چشم دگر جاری شود ،
دوستان معذور دارید ، دلبرم امد به یاد ،
گرچه از عجزم نهان است ، درد ما نا گفتنیست ،
این دل بشکسته و غم پرورم آمد به یاد ،
از هجوم درد باید سر به زیر افکند ورفت ،
نِی زپا ننشست و ، راهِ دیگرم آمد به یاد ،
رغبتی دیگر مرا کو ؟ بر گلستان و چمن ،
کاروان لیلی و خاک سرم ، امد به یاد ،
گرچه جان ما ندارد قیمتی در پیش یار ،
چون کنم ، این جان کمتر ، کمترم امد به یاد
یوسف گم کرده دارم ، ای عزیزان مطلب اوست ،
سوختم از هجر او ، خاکسترم آمد به یاد ،
تار و پود هستی ما ، از مِی و از باده است ،
ساقیا مِی زین فزونتر ، ساغرم امد به یاد ،
نور کو ؟ گوهر کدامست ، خانه ام را نور نیست ،
در شبستان خیالم ، اخترم آمد به یاد ،
شعر #راحم درد است و تلخی هجران اوست ،
در چنین حال و هوایم ، شکّرَم آمد به یاد ،
#راحم_تبریزی
https://t.me/kellidd
❤1
از آدم ها بُت نسازید؛ این خیانت است..هم به خودتان هم به خودشان!
خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند و شما در آخر، میشوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته!
#فریدریشنیچه
https://t.me/kellidd
خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند و شما در آخر، میشوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته!
غروب بتها
#فریدریشنیچه
https://t.me/kellidd
وه! چه زیباست از این زاویه! ماشاءالله
ماه پیداست از این زاویه، ماشاءالله
بس که لبخند زده صورت چون مهتابیش
مثل رویاست از این زاویه، ماشاءالله
پیش چشم دگران گرچه قدش کوتاه است
سرو رعناست از این زاویه، ماشاءالله
مو، پریشان و لبش سرخ و تنش ترد و...، خدا!
او چه گیراست از این زاویه، ماشاءالله
گرچه دور و بر او حور زیاد است ولی
نور بالاست از این زاویه، ماشاءالله
خوابم آیا؟ ولی انگار که در بیداریست
بخت با ماست از این زاویه، ماشاءالله
فرصتی بهتر از این گیر نخواهد آمد
یار تنهاست از این زاویه، ماشاءالله
#محمد_فرخ_طلب_فومنی
https://t.me/kellidd
ماه پیداست از این زاویه، ماشاءالله
بس که لبخند زده صورت چون مهتابیش
مثل رویاست از این زاویه، ماشاءالله
پیش چشم دگران گرچه قدش کوتاه است
سرو رعناست از این زاویه، ماشاءالله
مو، پریشان و لبش سرخ و تنش ترد و...، خدا!
او چه گیراست از این زاویه، ماشاءالله
گرچه دور و بر او حور زیاد است ولی
نور بالاست از این زاویه، ماشاءالله
خوابم آیا؟ ولی انگار که در بیداریست
بخت با ماست از این زاویه، ماشاءالله
فرصتی بهتر از این گیر نخواهد آمد
یار تنهاست از این زاویه، ماشاءالله
#محمد_فرخ_طلب_فومنی
https://t.me/kellidd
⚡1