کلید 🔑
78 subscribers
6.18K photos
1.78K videos
7 files
2K links
🔐
«ــ این طلسمِ کهنه کلیدش به مُشتِ توست؛
«با کس مپیچ بیهُده، آیینه‌یی بجوی!»

شاملو
Download Telegram
سنگدلا چرا دگر جور و جفا نمی‌کنی
جور و جفا بکن اگر مهر و وفا نمی‌کنی

هرچه غم و بلا رسد، از تو رسد به‌جان ما
دور ز جانِ خستگان رنج و بلا نمی‌کنی

ای‌که تُرُش نشسته‌‌ای تیغ چرا نمی‌زنی
زخم چرا نمی‌زنی، قهر چرا نمی‌کنی

زخمِ دگر بزن به‌دل، مرهم اگر نمی‌نهی
دردِ دگر بده اگر خسته دوا نمی‌کنی

عهد هر آنچه می‌کنی، وعده‌ به هرکه می‌دهی
عهد ز یاد می‌بری، وعده وفا نمی‌کنی

در ره دوست شسته‌ای‌ دست اگر ز جان‌ دلا!
جانِ به‌لب‌رسیده را از چه فدا نمی‌کنی

ای بتِ سرو قامتم! منتظرِ قیامتم
خیز چرا نشسته‌ای، فتنه به‌پا نمی‌کنی

تیرِ غمم زدی به‌جان تا که به‌خون نشانی‌ام
هرچه کنی بکن بتا، زآنکه خطا نمی‌کنی

کیست‌ سهیلی ای‌صنم! خسته‌دلی ز درد و غم
کامِ دلِ شکسته‌ام از چه دوا نمی‌کنی.


#احمد_سهیلی_خوانساری

https://t.me/kellidd
امروز چنانی ای پری‌روی
کز ماه به حسن می‌بری گوی

می‌آیی و در پی تو عشاق
دیوانه شده دوان به هر سوی

اینک من و زنگیان کافر
وان ملعب لعبتان جادوی

آورده ز غمزه سحر در چشم
در داده ز فتنه تاب در موی

وز بهر شکار دل نهاده
تیر مژه در کمان ابروی

نرخ گل و گلشکر شکسته
زآن چهره خوب و لعل دلجوی

چاکر شده شاه اخترانت
شیر فلکت شده سگ کوی

بر بام سراچهٔ جمالت
کیوان شده پاسبان هندوی

عارض به مثل چو برگ نسرین
بالا به صفت چو سرو خودروی

گویی به چه شانه کرده‌ای زلف
یا خود به چه آب شسته‌ای روی

کز روی به لاله می‌دهی رنگ
وز زلف به مشک می‌دهی بوی

چون #سعدی ، صد هزار بلبل
گلزار رخ تو را غزل‌گوی

https://t.me/kellidd
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسیر موفقیت همیشه سختیای خودشو داره...
مهم اینه کم نیاری و ادامه بدی...



https://t.me/kellidd
👏2
باغ نارنج و دم عصر و دو فنجان چایی
دست از دور تکان می‌دهی و می‌آیی

رقص باد است میان تنت و پیرهنت
چه مراعات نظیری‌ست به این زیبایی؟!

دست برده‌ست خداوند به گیسوی تو و
آفریده‌ست از آن یک شب استثنایی

دلنشین است چون آمیختن برکه و ماه
لمس آغوش تو در بحبوحه‌ی تنهایی

نرو تا عشق فروکش نکند، کم نشود
باش و پروا نکن از این همه بی‌پروایی

کوچه غوغا شده از معرکه‌ی گنجشکان
شک ندارم که تو سرکرده‌ی این بَلوایی

#راضیه_صابریان

https://t.me/kellidd
🍁
.
حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم
حالا که فرو ریخته دیوار غرورم

حالا که به اندازه‌ی عمری گله دارم
ای کاش بیایی، بشوی سنگ صبورم

ای کاش بدانی که چه محتاج تو هستم
امروز که تنها شدم و از همه دورم

ویرانه‌ی یک کاخ بزرگم که صد افسوس
پنهان شده از دیدِ همه، گنج حضورم

یک سایه‌ی افتاده به خاکم که از این شهر
سرخورده و بی‌حاشیه در حال عبورم

چون شمع که بی چون وچرا سوخته باشم
توهین شده انگار به صد جای شعورم

پروانه کنارم بپر امروز که فردا
امّید ندارم نه به گرما، نه به نورم

ای کاش بیایی که تو را سیر ببینم
حرفی بزنی کاش، که فردا کر و کورم

تا هستم و هستی لبِ دیوارِ حیاتم
جولان بدهی کاش که فردا لبِ گورم...

#محمدرضا_نظری


https://t.me/kellidd
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهم بکن تا ببارم تو‌ را
در اغوش خود می فشارم تو را

تو را در خیالم بغل می کنم
به تنهایی ام می سپارم تو را

چه شبها که دور از تو جان می کنم
و‌ با ساعتم می شمارم تو را

چه شبها چه شبها چه شبها که من
چه شب ها که در انتظارم تو را

به غیر از تو‌ چیزی بلد نیستم
اگر شاعرم می نگارم تو را

تو دار و ندار منی از جهان
اگر چه کنارم ندارم تو را

غم دلنشین جهان منی
خود آزارم و دوست دارم تو را

برو باز بارانی ات را بپوش
که ابری شدم تا ببارم تو را

#علی_صفری

https://t.me/kellidd
گفتی: چه خبر؟ لال شوم، جز غم نان هیچ
جز سیری بی قاعده ی سفره ی خان هیچ

گفتی چه خبر؟ آه گرانتر شده لبخند
نفروخته تاریخ به ارزانی جان هیچ

دیگر خبری تلخ تر از اینکه دل و دین
در مشت ندارند به جز چند قِران هیچ؟

رد می شوم از راسته ی شعر فروشان
دکان به دکان نیست به غیر از خفقان هیچ

دنیا زن جوراب فروش است و ندارد
هم قیمت یک جفت نگاه نگران، هیچ

گردن بزنید آخر این شعر لبم را
تا از شب و تاراج نیارد به زبان، هیچ

من راهی آنسوی زمستانم و دنیا
بسته ست برای سفرم یک چمدان هیچ

#حسنا_محمدزاده


https://t.me/kellidd
👌1
آه! از آن شوخ، که تا سر نشود خاک درش
بر سر عاشق بیچاره نیفتد گذرش

ای که از عاشق خود دیر خبر می پرسی
زود باشد که بپرسی و نیابی خبرش

آه سرد از دل پر درد کشیدم سحری
غافلان نام نهادند: نسیم سحرش

من که رشک آیدم از خال سیه بر لب او
چون پسندم که نشیند مگسی بر شکرش؟

همچو فرهاد بهر کوه که بردم غم خویش
زیر آن بار گران سنگ شکستم کمرش

زاهد از عشق بتان خواست مرا توبه دهد
مدعی بین، که خدا عقل نداد اینقدرش

گر دلم زار شد از عشق بتان، غم مخورید
بگذارید، که می خواهم ازین زار ترش

لاله بر خاک شهید تو جگر گوشه ماست
که برآورده بداغ دل خونین جگرش

منظر چشم هلالی وطنش باد، که هست
میل هم صحبتی مردم صاحب نظرش

#هلالی_جغتایی

https://t.me/kellidd
👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بنده حسین پناهی
شاعر دیوان‌های ننوشته
به نمایندگی از همه کسانی که تلیت تماته می‌خورند
و یا شب‌ها سر بی‌شام به زمین می‌گذارند
و به کهکشان‌های دور فکر می‌کنند
و در حسرت بی‌عدالتی‌ها و بی‌فکری‌های اجتماعی شبانه‌روز دو بسته سیگار غلیظ‌ تیر می‌کشند و ناشیانه به آینده‌ی فرهنگی بشر امیدوارند
از همه کسانی که کامو را از کاموا تشخیص نمی‌دهند
و درآمدشان از کل بودجه‌‌ی مصرفی سالانه‌ی استان کهگیلویه و بویراحمد بالاتر است
معذرت می‌خواهم.


#حسین_پناهی
📖#جهان_زیرسیگاری_من_است

https://t.me/kellidd
1
🌞

هنوز هم خورشید،
لبخند می‌زند، زمین می‌رویانَد
و امید، هر صبح در زیر پوست سرد زمین،
به جریان می‌افتد.
که امید، زیباست،
عشق، زیباست،
 شکفتن، زیباست،
و زندگی... آه، زندگی
با تمام دردهایش، هنوز هم زیباست



#نرگس_صرافیان_طوفان


سلاااام و مهر🌞🌻
صبحتون‌ بخیر🍃🌼
روزگارتون پر امید و پر تلاش🌹


https://t.me/kellidd
🙏1🤝1
ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را
اختیار آنست کو قسمت کند درویش را

آنکه مکنت بیش از آن خواهد که قسمت کرده‌اند
گو طمع کم کن که زحمت بیش باشد بیش را

خمر دنیا با خمار و گل به خار آمیختست
نوش می‌خواهی هلا! گر پای داری نیش را

ای که خواب آلوده واپس مانده‌ای از کاروان
جهد کن تا بازیابی همرهان خویش را

در تو آن مردی نمی‌بینم که کافر بشکنی
بشکن ار مردی هوای نفس کافرکیش را

آنکه از خواب اندر آید مردم نادان که مرد
چون شبان آنگه که گرگ افکنده باشد میش را

خویشتن را خیرخواهی خیرخواه خلق باش
زانکه هرگز بد نباشد نفس نیک‌اندیش را

آدمیت رحم بر بیچارگان آوردنست
کادمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را

راستی کردند و فرمودند مردان خدای
ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش را

آنچه نفس خویش را خواهی حرامت سعدیا
گر نخواهی همچنان بیگانه را و خویش را

#سعدی

https://t.me/kellidd
وقتی که می بندی به پا خلخال ها را
وا می کنی قفل دهان لال ها را

دستان خود را حلقه کن در گردنم تا
در آوری حرص تمام شال ها را

لولی وش ِ یشمینه چشم ِ بندری پوش
یک یک پس از هم رو بکن تکخال ها را

یک شهر از دست غمت مویش سپید است
تا کی به مسلخ می کشانی زال ها را

در ساحل چشمت نهنگی رو به پشتم
از پشت بستم دست استقبال ها را

کوچه به کوچه حرف از عشق من و توست
دامن بزن با بوسه قیل و قال ها را

فانوس با آتش دلش گرم است و روشن
از من نگیر این مال ها را...حال ها را

#حسین_رمضانپور


https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«وقتی ایمانِ دروغینِ شما را دیدم،
گناهانِ خودم را دوست داشتم.»

#فئودور_داستایفسکی


شرح و معنا:
داستایفسکی در این جمله، تقابل میان گناهِ صادقانه و ایمانِ ریاکارانه را به‌طرزی تکان‌دهنده بیان می‌کند. از نگاه او، انسانی که به ضعف‌ها و خطاهایش آگاه است، اخلاقی‌تر از کسی است که پشت نقاب ایمان، قدرت‌طلبی، خشونت یا تحقیر دیگران را پنهان می‌کند. این جمله یک نقد عمیق اجتماعی است: وقتی ایمان به ابزار قضاوت، سرکوب و برتری‌جویی تبدیل می‌شود، حتی گناهِ آگاهانه شرافت‌مندتر از دینداریِ دروغین جلوه می‌کند.
در سطح سیاسی، این عبارت هشداری‌ست علیه نظام‌هایی که با شعار اخلاق و ایمان، بی‌عدالتی را توجیه می‌کنند؛ جایی که «مقدس‌نمایی» خطرناک‌تر از «خطاکاریِ صادقانه» می‌شود.


https://t.me/kellidd
11
Khooneye Bahar
Alireza Pourostad @RozMusic.com
کمک کنین هلش بدیم چـــرخ ســـتاره پنچره
رو آســمون شـهری کـه سـتاره بـــرق خنجره
گلــــدون ســرد و خــالی رو بذار کنــــار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب وا بشه چن تا حنجره
به ما که خسته‌ایم بگه خونه‌ی باهار کدوم وره؟

تو شهرمون آخ بمیرم چشم ستاره کور شده
بــرگ درخــت بــاغمــون زبــالـه سـپــور شـده
مســـافر امیــدمـون رفـتـه از اینجــــا دور شده
کاش تو فضای چشممون پیدا بشه یه شـاپره
به ما که خسته ایم بگه خونه‌ی باهار کدوم وره؟

کنــار تنگ ماهیــا گربه رو نــازش می کنن
سنگ سـیاه حقه رو مهر نمازش می کنن
آخر خط که میرسیم خطو درازش می کنن
آهـــای فلک که گردنت از همه مون بلن تره
به ما که خسته‌ایم بگو خونه‌ی باهار کدوم وره؟


#عمران_صلاحی

https://t.me/kellidd
2
به چشم خویش دیدم در گذرگاه
که زد بر جانِ موری مرغکی راه

هنوز از صید منقارش نپرداخت
که مرغی دیگر آمد کار او ساخت

چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات


سپهر آیینه عدل‌ست و شاید
که هرچ آن از تو بیند وا نماید

منادی شد جهان را هر که بد کرد
نه با جان کسی با جانِ خود کرد

مگر نشنیدی از فراش این راه
که هر کو چاه کند افتاد در چاه

سرای آفرینش سرسری نیست
زمین و آسمان بی‌داوری نیست

#نظامی_گنجوی

https://t.me/kellidd
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤍

استاد ایرج خواجه امیری درگذشت🖤🥀

آوازی از: #ایرج_خواجه_امیری
غزلی بسیار زیبا از
#حضرت_حافظ


روحش شاد و یادش گرامی♥️




https://t.me/kellidd
🕊2
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گم گشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست

در کار عشق او که جهانیش مدعی ست
این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست

جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت
وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست

گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام
کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست


#هوشنگ_ابتهاج


https://t.me/kellidd
👏1
باید این دیوانگی یک بار دیگر جان بگیرد
آنقدر در کوچه می مانم، هوا باران بگیرد

نِی به غیر از اشک چیزی در بساطش نیست وقتی
دختر زیبای خان را چشم یک چوپان بگیرد

مثل من هرگز کسی در بند بازویت نبوده
که سُراغ از دستهای سرد زندانبان بگیرد

لااقل نگذار وقت رفتنت از خاطراتم
غیر دستانم کسی روی سرت قرآن بگیرد

امتحان زندگی هی سخت تر شد ، شاید امشب
امتحان مرگ را پیک اَجل آسان بگیرد

#ابراهیم_جویباری

https://t.me/kellidd
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شد دماغ از سنبل او بسکه سودایی مرا
خوشتر آید نکهت گلهای صحرائی مرا

بسکه از سودای زلفش میکنم دیوانگی
گشته بر سر جمع داغش چون تماشائی مرا

چون ندارم چشم فیض از تیره روزان جهان
گشته میل سرمه، شمع راه بینایی مرا

در جوانی میگرفتم من که تیغ از دست کوه
عاقبت پیری گرفت از دست گیرایی مرا

عیشها با عیشهای رفته‌ی خود میکنم
چون عصا برپای دارد یاد برنایی مرا

همچو پاکان میتوانم دست بر خاطر نهاد
دست تا گردیده پاک از چرک دنیائی مرا

می نهد هرکس قدم در خانه ام دزد من است
زآنکه مالی نیست دیگر غیر تنهایی مرا


طعن عریانی مزن #واعظ که از سلطان عشق
بی سر و پاییست تشریف سراپایی مرا

#واعظ‌قزوینی

https://t.me/kellidd
👌1
🌞

شیرینیِ فراق کم از
شورِ وصل نیست
گر عشق مقصد است
خوشا لذّت مسیر...

#فاضل_نظری

درود ... صبحتان بخیر🙋‍♀🙋🏻‍♂

روزتون به زیبایی  گل
قلبتون به زلالی آب
کارهای روزانه تان
روان و جاری چون جویبار
برایتان روز خوبی را آرزو دارم.
روزگارتون خوش باد🙏☺️


https://t.me/kellidd
🙏1
دو گله اسب وحشی لای موهای تو رم کرده است
خدا انگار در چشمان تو نسکافه دم کرده است

پرستش می کنم هر شب تو را مانند هندوها
ولی چشمان تو من را به مستی متهم کرده است

تَرَک برداشت چینی دلم ،از بس که  سردی تو
اگرچه این شکستن ها مرا هم محترم کرده است

تو از تبریز میایی ، تورا در یزد میبینم
صدای خسته من را لب سیگار بم کرده است

من از محراب ابرویت نماز کفر می خوانم
دو چشم نامسلمانت مرا درگیر غم کرده است

درختی محترم بودم  به چشم اهل آبادی
ولی از بخت بد من را طناب دار خم کرده است

ولی از ساقه ام هر شب تب  انگور می ریزد
اگر نجار ده وقتی  دو دستم را قلم کرده است

من از تقدیر میگیرم یقینا انتقامم را
اگر رخت عزا را جای دامادی تنم کرده است

همیشه زود میفهمم دلیل گریه هایت را
دوباره صبح شد چشمان زیبایت ورم کرده است

#محمدانصاری


https://t.me/kellidd
1