کلید 🔑
78 subscribers
6.17K photos
1.77K videos
7 files
1.98K links
🔐
«ــ این طلسمِ کهنه کلیدش به مُشتِ توست؛
«با کس مپیچ بیهُده، آیینه‌یی بجوی!»

شاملو
Download Telegram
بگذار بگویم که جهان بی تو چه سان ماند
این حرف، چه حرفی ست مگر بی تو جهان ماند

آنقدر که خوبی دلکم لحظه کوچت
صد مولوی و حافظ و سعدی نگران ماند

آن لحظه که تصنیف تو را خواند زمانه
انگشت به لب حضرت استاد بنان ماند

تا بار دگر دست زمین پای تو گیرد
دنبال تو یک عمر زمین در دوران ماند

نقاشی گیسوی پریشان تو سخت است
آنقدر که حسرت به دل فرشچیان ماند

                     ***
بی رحم تر از حضرت یوسف چه کسی هست
سی سال نیامد پدرش گریه کنان ماند

#اسماعیل_محمدی

https://t.me/kellidd
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با تو نمی دوم اگر
به تو نمی رسم اگر
اگر اگر اگر اگر
جوانیم رفته سفر
مصریست در مسیر راه که می کشاندم به چاه
کج شده آسمان ما،
من دستم نمی رسد به ماه...


"استاد محمد صالح علاء"


https://t.me/kellidd
1
بعضی آدم‌ها به ما یاد می‌دهند که چقدر ارزشمندیم؛
بعضی‌ها فقط باعث می‌شوند سال‌ها دنبال ارزش خودمان بگردیم.

همه‌ی رابطه‌ها شبیه هم نیستند.
بعضی رابطه‌ها امنیت می‌سازند.
بعضی رابطه‌ها فقط ترس.

و جالب اینجاست که خیلی وقت‌ها،
ما تا سال‌ها فکر می‌کنیم مشکل از خودمان بوده…

در حالی که فقط در زمینی بزرگ شده‌ایم که قوانینش سالم نبوده.😌

«نیلوفر رحمانزایی»



https://t.me/kellidd
گفتی: چه خبر؟ لال شوم، جز غم نان هیچ
جز سیری بی قاعده ی سفره ی خان هیچ

گفتی چه خبر؟ آه گرانتر شده لبخند
نفروخته تاریخ به ارزانی جان هیچ

دیگر خبری تلخ تر از اینکه دل و دین
در مشت ندارند به جز چند قِران هیچ؟

رد می شوم از راسته ی شعر فروشان
دکان به دکان نیست به غیر از خفقان هیچ

دنیا زن جوراب فروش است و ندارد
هم قیمت یک جفت نگاه نگران، هیچ

گردن بزنید آخر این شعر لبم را
تا از شب و تاراج نیارد به زبان، هیچ

من راهی آنسوی زمستانم و دنیا
بسته ست برای سفرم یک چمدان هیچ

#حسنا_محمدزاده

https://t.me/kellidd
🔵 بانو آرتمیس اولین دریاسالار زن در جهان

🔷 آرتمیـس یا آرتمیـز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است.او نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان است. تاریخ نویسان یونان او را زنی زیبا ، هوشمند و والاتبار ارزیابی کرده اند.

🔷 در سال ۴۸۴ پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیان توسط خشایار شاه هخامنشی صادر شد. #بانو_آرتمیس فرماندار سرزمین کاریه با پنج فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست.در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد.

🔷 او در یکی از دشوارترین شرایط در جنگ سالامین، با دلیری و بیباکی کم مانند توانست بخشی از نیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد و به همین دلیل به افتخار دریافت فرمان دریاسالاری از سوی خشایارشاه رسید. گفته می‌شود او دلباخته‌ی خشایارشاه بود

🔹 #آرتمیس ملکه هالیکارناسوس،اولین زن دریاسالار تاریخ و فرمانده نیروی دریایی ارتش خشایارشا بود!به افتخار شجاعترین و زیباترین زنان زمان خود، اولین ناوشکن ایران آرتمیس نام گرفت.ناو شکن آرتمیس سالها بر روی آبهای خلیج همیشه فارس پاسدار سواحل ایران بود.

https://t.me/kellidd
1
ﺷﻬﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ
ﻣﻤﻨﻮﻉ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻟﮏ ﺩﻭﻟﮏ ﺑﻮﺩ ، ﺍﻫﺎﻟﯽ ‌ منوﺷﻬﺮ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍﻫﺎﯼ
ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﯽﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻟﮏ ﺩﻭﻟﮏ ﻣﯽﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻧﺪ .
ﭼﻮﻥ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺖ ﻧﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﯾﺞ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺩﻻﯾﻞ
ﮐﺎﻓﯽ ﻭﺿﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﮐﺴﯽ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻼﯾﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ
ﺍﻫﺎﻟﯽ ﻫﻢ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ .
ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﮔﺬﺷﺖ . ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺿﺮﻭﺭﺗﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﺟﺎﺭﭼﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ
ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻃﻼﻉ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺑﮑﻨﻨﺪ .
ﺟﺎﺭﭼﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ، ﺑﻪ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺗﺠﻤﻊ ﺍﻫﺎﻟﯽ
ﺷﻬﺮ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ‏« ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ! ﺁﻫﺎﯼ !...
ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﻭ ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﻧﯿﺴﺖ . ‏»
ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺭ ﺟﺎﺭﭼﯽ ﻫﺎ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﻃﻼﻋﯿﻪ ،
ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻟﮏ ﺩﻭﻟﮏ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ .
ﺟﺎﺭﭼﯽ ﻫﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ : ‏« ﻣﯽﻓﻬﻤﯿﺪ ! ﺷﻤﺎ ﺣﺎﻻ ﺁﺯﺍﺩ ﻫﺴﺘﯿﺪ
ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ، ﺑﮑﻨﯿﺪ . ‏»
ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻧﺪ : ‏« ﺧﺐ ! ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻟﮏ ﺩﻭﻟﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ . ‏»
ﺟﺎﺭﭼﯽ ﻫﺎ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﻣﻔﯿﺪ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﮐﻪ
ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺒﻼً ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﻻ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ .
ﻭﻟﯽ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﮔﻮﺵ ﻧﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻟﮏ ﺩﻭﻟﮏ ﺷﺎﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ
ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﺩﺭﻧﮓ .
ﺟﺎﺭﭼﯽ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺗﻼﺵ ﺷﺎﻥ ﺑﯽﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺳﺖ ، ﺭﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍُﻣﺮﺍ
ﺍﻃﻼﻉ ﺩﻫﻨﺪ . ﺍُﻣﺮﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ‏« ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ! ﺍﻟﮏ ﺩﻭﻟﮏ ﺭﺍ ﻣﻤﻨﻮﻉ
ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ . ‏»
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﻮﺭﺵ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﺮﺍﯼ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ
ﮐﺸﺘﻨﺪ ﻭﺑﯽ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﺮﮔﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻟﮏ ﺩﻭﻟﮏ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ .





ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ #ﺍﯾﺘﺎﻟﻮﮐﺎﻟﻮﯾﻨﻮ

https://t.me/kellidd
1
🌞

از بامداد روی تو دیدن
حیات ماست
امروز روی خوب تو
یا رب چه دلرباست

امروز در جمال تو خود
لطف دیگرست
امروز هر چه عاشق شیدا کند
سزاست...

#مولانا


درود ، صبح تان بخیر🙋‍♀🙋🏻‍♂

دلتان غرق محبت
زندگی تان شیرین
روزتان سراسر امیدواری
روزگارتون بر وفق مراد باد 🙏☺️

https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن که حق است گمانش به گمان تو که نیست
گفت بیرون ز جهان است جهان تو که نیست

هر که پنداشتی از خویش به جای تو نشاند
چه توان داد نشانی ز نشان تو که نیست؟

تا چنین هرچه مرا بود و توان نیز فزود
همه از آن تو شد، چیست از آن تو که نیست؟

از تنِ زنده روان تو روان است، که گفت؟
بی تنِ زنده روان است روان تو که نیست

گفت عالم همه در بندگی شیطانند
گفتم ای زاهد خودبین به زیان تو که نیست

ره به معنی نبرد آن که به صورت نگرد
سایه گفتند که صوفی‌ است به جان تو که نیست


#هوشنگ_ابتهاج

▪️امروز سال‌روز درگذشت امیرهوشنگ ابتهاج است. شاعری که هم از اولین شاگردان نیما یوشیج و دوست نزدیک شاملو بود، هم یار غار شهریار. هم یکی از اولین مجموعه‌های شعر نیمایی را منتشر کرد، هم غزل‌هایی سرود که بعضی از اهل فن آن‌ها را با شعرهای حافظ اشتباه می‌گیرند.
🔺۶ اسفند ۱۳۰۶ - ۱۹ مرداد ۱۴۰۱


https://t.me/kellidd
1
بسـیـار سفـر بـایـد تـا پختـه شـود خامی
صـوفـی نـشـود صـافـی تا در نکشد جامی

گـر پـیـر منـاجـات اسـت ور رنــد خراباتی
هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سرانجامی

فــردا کــه خـلایـق را دیـوان جَـزا بــاشـد
هـر کس عمـلـی دارد مـن گوش به اِنعامی

ای بـلـبـل اگـر نـالـی مـن با تو هـم آوازم
تـو عشـق گلی داری مـن عشـق گل اندامی

سـروی به لب جویـی گویند چه خوش باشد
آنـان کـه نـدیـدسـتـنـد سروی به لب بامی

روزی تـن مـن بـیـنـی قـربـان سـر کویـش
ویـن عـیـد نـمـی‌بـاشـد الـا بـه هـر ایامی

ای در دل ریـش مـن مهرت چو روان در تن
آخـر ز دعــاگـویــی یــاد آر بــه دشـنـامی

باشـد کـه تـو خود روزی از مـا خبری پرسی
ور نــه کـه بــرد هیهات از مـا به تو پیغامی

گـر چـه شـب مشـتـاقـان تـاریـک بود اما
نــومــیــد نـبـایـد بــود از روشـنـی بامی

#سـعـدی بـه لـب دریــا دردانـه کجـا یـابی
در کـام نـهـنـگـان رو گــر می‌طـلـبـی کامی

https://t.me/kellidd
1
عصبانیت میاد و میره
آدما وقتی عصبانی میشن داد می زنن،
بحث می‌کنن، اما بعد که آروم شدن دوباره آشتی می‌کنن و همدیگه رو بغل می‌کنن.
ولی دل شکستن یه چیزیه که کاملاً فرق داره.
آدم از همون جایی که شکسته، بی صدا فاصله می گیره.
دیگه نه می‌تونه مثل قبل به اون چشم ها نگاه کنه، نه با همون صمیمیت گذشته حرف بزنه.
منم وقتی اون پیوند و علاقه ای که توی دلم بود، یه بار پاره بشه، دیگه هرکاری هم طرف مقابلم بکنه، برام فرقی نداره.
شاید ببخشم، شاید کینه ای هم به دل نگیرم،
اما دیگه هیچ وقت کنار اون آدم،
همون "من" سابق نخواهم بود.


https://t.me/kellidd
1
🌞


شاید نباشم
تو اما هر روز صبح

پنجره ی قلبت را باز کن
     و "دوستت دارم " ها را
          و "صبحت بخیر " ها را
             و" مراقب خودت باش" ها را
نفس بکش

  سپرده ام به آسمان
        سپرده ام به صبح

#معصومه_صابر



سلاااام و مهر☀️🌻
صبح بخیر🍃🌼
روزگارتون سرشار از حس خوب زندگی 🌹



https://t.me/kellidd
1
ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
قاصد برسان مژدهٔ دیدار و دگر هیچ

هر مشکلی از دولت عشقت شده آسان
دل مانده، همین عقدهٔ دشوار و دگر هیچ

ما از طمع وصل تو در عشق گذشتیم
بگذر ز هم آغوشی اغیار و دگر هیچ

طرفی که من از عشق بتان بسته‌ام این است
در خاک برم حسرت دیدار و دگر هیچ

سهل است اگر چرخ نگردد به مرادم
محروم نگردد کسی از یار و دگر هیچ

مستی‌ست که درمان دل سوختهٔ ماست
ساقی برسان ساغر سرشار و دگر هیچ

برتاب حزین ، از دو جهان دیدهٔ دل را
عشق است درین دایره، درکار و دگر هیچ



#حزین_لاهیجی

https://t.me/kellidd
1
سرزمین مادری، رویای اجدادی کجاست؟
مردم این شهر می‌پرسند آبادی کجاست؟

ما به گرد خویش می‌گردیم آه ای ساربان!
آرمان‌شهری که قولش را به ما دادی کجاست؟

ای رسولِ عقل! ما را بگذران از نیلِ شک
گر تو موسی نیستی موسای این وادی کجاست؟

خنده‌های عیش ما جز خودفراموشی نبود
این هم از مستی که فرمودی! بگو شادی کجاست؟

باد در فکر رهایی روی آرامش ندید
راه بیرون رفتن از زندان آزادی کجاست؟

#فاضل_نظری

https://t.me/kellidd
گشت بارِ دلِ من هر كه به‌دل باری داشت
شد رفيقِ رهِ من هركه به‌پا خاری داشت

گردش چرخ كسی را ندهد فرصتِ كار  
وای بر آنكه درين دور به‌خود كاری داشت
 
اهلِ دولت غلط است اين‌كه همه بی‌دردند 
هر كه‌را ديدم ازين طايفه آزاری داشت!

از خيابانِ نگاهش ندهد جز نرگس
هر كه چشمی به‌رهِ شوخِ ستمکاری داشت

می‌تواند كه كند فخر به‌صیّادیِ خويش 
هركه چون شهرتِ ديوانه گرفتاری داشت.

#شهرت_شیرازی

https://t.me/kellidd
😭1
فقیه و قاضی و داروغه و مدّاح و روحانی
همه از کفر می‌نالند و مسلم از مسلمانی

گرفتی حال مردم را و از آینده می‌گویی
چه سود از گل‌زدن ای شیخ بعد از سوت پایانی

ثوابش کمتر از حج و نماز مستحبّی نیست
نشستن پای صحبت‌های زن‌های خیابانی

زبان غرق سکوت است و قلم از ترس خاموش است
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی


#مسلم‌حسن_شاهی

https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد.
خود را در آب می‌دید و می‌رمید.
او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد، نمی‌دانست که از خود می‌رمد.
همه اخلاق بد از ظلم و کین و حسد و حرص و بی‌رحمی و کبر چون در توست نمی‌رنجی، چون آن را در دیگری می‌بینی می‌رمی و می‌رنجی.

#فیه‌مافیه
#مولانا


https://t.me/kellidd
سنگدلا چرا دگر جور و جفا نمی‌کنی
جور و جفا بکن اگر مهر و وفا نمی‌کنی

هرچه غم و بلا رسد، از تو رسد به‌جان ما
دور ز جانِ خستگان رنج و بلا نمی‌کنی

ای‌که تُرُش نشسته‌‌ای تیغ چرا نمی‌زنی
زخم چرا نمی‌زنی، قهر چرا نمی‌کنی

زخمِ دگر بزن به‌دل، مرهم اگر نمی‌نهی
دردِ دگر بده اگر خسته دوا نمی‌کنی

عهد هر آنچه می‌کنی، وعده‌ به هرکه می‌دهی
عهد ز یاد می‌بری، وعده وفا نمی‌کنی

در ره دوست شسته‌ای‌ دست اگر ز جان‌ دلا!
جانِ به‌لب‌رسیده را از چه فدا نمی‌کنی

ای بتِ سرو قامتم! منتظرِ قیامتم
خیز چرا نشسته‌ای، فتنه به‌پا نمی‌کنی

تیرِ غمم زدی به‌جان تا که به‌خون نشانی‌ام
هرچه کنی بکن بتا، زآنکه خطا نمی‌کنی

کیست‌ سهیلی ای‌صنم! خسته‌دلی ز درد و غم
کامِ دلِ شکسته‌ام از چه دوا نمی‌کنی.


#احمد_سهیلی_خوانساری

https://t.me/kellidd
امروز چنانی ای پری‌روی
کز ماه به حسن می‌بری گوی

می‌آیی و در پی تو عشاق
دیوانه شده دوان به هر سوی

اینک من و زنگیان کافر
وان ملعب لعبتان جادوی

آورده ز غمزه سحر در چشم
در داده ز فتنه تاب در موی

وز بهر شکار دل نهاده
تیر مژه در کمان ابروی

نرخ گل و گلشکر شکسته
زآن چهره خوب و لعل دلجوی

چاکر شده شاه اخترانت
شیر فلکت شده سگ کوی

بر بام سراچهٔ جمالت
کیوان شده پاسبان هندوی

عارض به مثل چو برگ نسرین
بالا به صفت چو سرو خودروی

گویی به چه شانه کرده‌ای زلف
یا خود به چه آب شسته‌ای روی

کز روی به لاله می‌دهی رنگ
وز زلف به مشک می‌دهی بوی

چون #سعدی ، صد هزار بلبل
گلزار رخ تو را غزل‌گوی

https://t.me/kellidd
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسیر موفقیت همیشه سختیای خودشو داره...
مهم اینه کم نیاری و ادامه بدی...



https://t.me/kellidd
👏2
باغ نارنج و دم عصر و دو فنجان چایی
دست از دور تکان می‌دهی و می‌آیی

رقص باد است میان تنت و پیرهنت
چه مراعات نظیری‌ست به این زیبایی؟!

دست برده‌ست خداوند به گیسوی تو و
آفریده‌ست از آن یک شب استثنایی

دلنشین است چون آمیختن برکه و ماه
لمس آغوش تو در بحبوحه‌ی تنهایی

نرو تا عشق فروکش نکند، کم نشود
باش و پروا نکن از این همه بی‌پروایی

کوچه غوغا شده از معرکه‌ی گنجشکان
شک ندارم که تو سرکرده‌ی این بَلوایی

#راضیه_صابریان

https://t.me/kellidd