کلید 🔑
78 subscribers
6.21K photos
1.79K videos
7 files
2.04K links
🔐
«ــ این طلسمِ کهنه کلیدش به مُشتِ توست؛
«با کس مپیچ بیهُده، آیینه‌یی بجوی!»

شاملو
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قبله کج می‌شد اگر یک بار می‌دیدم فقط
آن‌چه را می‌خواستم بی خونِ دل حاصل شده؟

در دلم جایی برای دردهای تازه نیست
عذر می‌خواهم خدا ظرفیتم کامل شده


 #محسن_حیدری

https://t.me/kellidd
وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
مرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد

سیه آن روز که بی‌نور جمالت گذرد
هیچ از مطبخ تو کاسه و خوانی نرسد

وای آن دل که ز عشق تو در آتش نرود
همچو زر خرج شود هیچ به کانی نرسد

سخن عشق چو بی‌درد بود بر ندهد
جز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد

مریم دل نشود حامل انوار مسیح
تا امانت ز نهانی به نهانی نرسد

حس چو بیدار بود خواب نبیند هرگز
از جهان تا نرود دل به جهانی نرسد

غفلت مرگ زد آن را که چنان خشک شدست
از غم آنک ورا تره به نانی نرسد

این زمان جهد بکن تا ز زمان بازرهی
پیش از آن دم که زمانی به زمانی نرسد

هر حیاتی که ز نان رَست همان نان طلبد
آب حیوان به لب هر حیوانی نرسد

تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسد
تلخ روزی که ز شهد تو بیانی نرسد

#مولانا


https://t.me/kellidd
ماندن برای بی‌کفن بودن
معشوقه‌ی یک پیرزن بودن
ورد زبان اهل فن بودن
در بین شاعرها خفن بودن
استادِ اعجازِ سخن بودن
عیسی مصلوب بدن بودن
در خانه‌ی خود بی‌وطن بودن
این ها منم من را نمی‌بینید‌؟

همتای هر کس که زمین خورده
هم‌حال سربازی به مین خورده
ماری که نیش از آستین خورده
انگشتری را که نگین خورده
صیدی که تیری از کمین خورده
روی جوانی را که چین خورده
این اسب وحشی را که زین خورده
این ها منم من را نمی‌بینید ؟


در من پریده گله‌ای کفتر
از آسمان‌ها آسمانی‌تر
تا انتهای پهنه‌ی باور
آن‌سوی معراجی که پیغمبر...
اندوه معصوم گلی پرپر
راز تمام چشمه‌های تر
عالم همه اولاد و من مادر
این‌ها منم من را نمی‌بینید؟

شیرازه‌ی دیوان حافظ ،من
آوازه‌ی عرفان حافظ ،من
ته مانده‌ی عصیان حافظ، من
درمانده‌ی انسان حافظ ،من
اندوه در هجران حافظ ،من 

خوشخوان خوش‌الحانِ حافظ ،من
در این زمان جبران حافظ ،من
این‌ها منم من را نمی بینید؟

چشمانتان را می‌شناسم، پوچ
ایمانتان را می‌شناسم ،پوچ
عرفانتان را می‌شناسم ،پوچ
احسانتان را می‌شناسم ،پوچ
انسانتان را می‌شناسم ،پوچ
وجدانتان را می‌شناسم ،پوچ
بنیانتان را می‌شناسم ،پوچ

بهتر نمی‌بینید من را که...
#احمد_جم



https://t.me/kellidd
مثل هر شب، هوسِ عشق خودت زد به سرم
چند ساعت شده از زندگی‌ام بی خبرم

این همه فاصله، ده جاده و صد ریلِ قطار
بال پرواز دلم کو، که به سویت بپرم؟
.
از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من!|
بین این قافیه‌ها گم شده و در‌به‌درم

تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر
این همه فاصله کوتاه شود در نظرم

بسته بسته "کدوئین" خوردم و عاقل نشدم!|
پدر عشق بسوزد... که در آمد پدرم!
.
بی تو دنیا به دَرَک! بی تو جهنّم به دَرَک!|
کفر مطلق شده ام، دایره‌ای بی‌وترم
.
من خدای غزل ناب نگاهت شده‌ام 
از رگ گردنِ تو، من به تو نزدیکترم


 
امید صباغ نو


https://t.me/kellidd
🌞


امروز ندانم بچه دست آمده‌ای
کز اول بامداد مست آمده‌ای

گر خون دلم خوری ز دستت ندهم
زیرا که به خون دل به دست آمده‌ای

#مولانا


درود ، صبحتان بخیر 🙋🏻‍♀🙋

چشمانتان بینا
پاهایتان  استوار
دستانتان سخاوتمند
روزگارتان بخیر و نیکی باد 🙏☺️


https://t.me/kellidd
خانه ات در باغی از شیراز باشد بهتر است
دور ِ آن پرچین ِ سرو ِ ناز باشد بهتر است

گرچه بالا هست امکان ِ سقوطم باز هم
آمدن با اولین پرواز باشد بهتر است

جای ِ این احوالپرسی از لبانم لب بگیر
بوسه دادن از همان آغاز باشد بهتر است

درصد ِ گیرایی اش بالاست بیش از این نریز
بی شرف ! چشم ِ تو کمتر ناز باشد بهتر است

گرچه در کولاک ِ کوهستانی ات گم میشوم
دکمه هایت روز ِ برفی باز باشد بهتر است

آن دو خرگوشی که سر تا آسمان برداشته
سهم ِ هر یک چنگی از شهباز باشد بهتر است

می شود آرام غافلگیرشان کرد و گرفت
گرچه مرد از دور، تیرانداز باشد بهتر است

نه ! نمی خاهم نتی عریانی ات را دم زند
خانه خاموش و بدون ِ ساز باشد بهتر است

جز من و تو مهره ای دیگر در این شطرنج نیست
کیش و مات ِ شاه با سرباز باشد بهتر است

کاغذ از وصف ِ تن ات هرچند کم می آورد
شرح ِ آغوش ِ تو با ایجاز باشد بهتر است

بادها هرگز نباید بو برند این شعر را
بین ِ ما این خاطره یک راز باشد بهتر است ...

#شهرادمیدری

https://t.me/kellidd
شاید تو آمدی و به یمن تو خنده‌ها …
در باغ‌ها دوباره صدای پرنده‌ها …

شاید به احترام تو آن ساعت عزیز
ساکت شدند از حرکت چرخ‌دنده‌ها

بی‌همزبانی و غم بی‌همزبانی و  …
شاید مرا گرفتی از این خون‌مکنده‌ها

نزدیک‌تر شدی به من آنگونه که خدا
نزدیک‌تر به گرمی رگ‌های بنده‌ها …

در بیشه‌های چشم تو شیر آرمیده‌است
رام تو می‌شوند درونم درنده‌ها

با من بمان که عشق به دنیا بیاوریم
دنیا به ما … به عشق‌پدیدآورنده‌ها... 


#مژگان‌عباسلو

https://t.me/kellidd
نه طریقِ دوستان است و نه شرطِ مهربانی
که به دوستان یک‌دل سر دست برفشانی

دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم در نگُنجد
که جواب تلخ گویی، تو بدین شکردهانی

نفسی بیا و بنشین، سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمُردم، برِ آب زندگانی

غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی

عجبت نیاید از من، سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟

دلِ عارفان ببردند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت، تو به صورت و معانی

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

اگرت به هرکه دنیا، بدهند حیف باشد
وگرت به هرچه عقبی، بخرند رایگانی

تو نظیرمن ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی

نه عجب کمال حسنت که به صدزبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی

مده ای رفیق پندم که نظر براو فکندم
تو میان ما ندانی که چه می‌رودنهانی

مزن ای عدو به تیرم که بدین قَدَرنمیرم
خبرش بگوکه جانت، بدهم به مژدگانی

بتِ من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگراین قمر ببینی، دگر آن سَمَر نخوانی

دل دردمند #سعدی، ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی، نه به قتل میرهانی

https://t.me/kellidd
چشم‌هایت
فقط چشم نیستند؛
آفتابی‌اند
که هر صبح
در ویرانه‌های قلبم
طلوع می‌کنند!

من
پابرهنه
روی ماسه‌های ساحل راه می‌روم
و هر صدفی که برمی‌دارم
نام توست؛
گویی دریا هم
راز عاشقانه‌ی مرا
از حفظ است.

چشم در چشم تو
که می‌شوم،
خورشید
از آسمان سقوط می‌کنند؛
و من
در بی‌نهایت نگاهت
آن‌قدر دوستت دارم
که اگر تمام جهان
فریاد بزند:

«بس است!»

من
بلندتر از تمام جهان
نام تو را
فریاد خواهم زد.

#ثریا_شجاعی_اصل


https://t.me/kellidd
🍁گر سینه شود تنگ خدا با ما هست
گر پای شود لنگ ، خدا با ما هست

🍁دل را به حریم عشق بسپار و برو...
فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست

#اقبال‌لاهوری


https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نیکولوپاگانینی (Niccolò Paganini)، یکی از بزرگ‌ترین و مشهورترین ویولونیست‌های تاریخ و از آهنگسازان برجسته ایتالیایی، در ۲۷ اکتبر ۱۷۸۲ در جنوا، ایتالیا، به دنیا آمد و در ۲۷ می ۱۸۴۰ در نیس، فرانسه درگذشت. وی به خاطر تکنیک‌های بی‌نظیر و مهارت فوق‌العاده‌اش در نوازندگی ویولون شهرت بسیاری داشت و بعنوان یکی از نوابغ موسیقی کلاسیک شناخته می‌شود. پاگانینی با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته و بدیع در نواختن ویولون، مرزهای نوازندگی این ساز را به سطحی جدید رساند و توانست تأثیر عمیقی بر موسیقی و هنر اجرا بگذارد.

پاگانینی، به خاطر تکنیک‌های شگفت‌انگیز و توانایی‌های خارق‌العاده‌اش در نوازندگی ویولون، در زمان خودش با شایعات بسیاری روبرو شد؛ یکی از معروف‌ترین این شایعات این بود که او روح خود را به شیطان فروخته است.

پاگانینی در اواخر عمرش با مشکلات جسمی متعددی دست‌وپنجه نرم کرد و به دلیل بیماری‌های مختلف، از جمله مشکلات عصبی و التهابات، ناگزیر به کاهش فعالیت‌هایش شد. او سرانجام در ۲۷ می ۱۸۴۰ در نیس درگذشت. پس از مرگش، به دلیل شایعاتی درباره ارتباط او با شیطان، دفن او در کلیسا برای مدت‌ها به تعویق افتاد.

https://t.me/kellidd
Farda To Miyaee
Houshmand Aghili
#هوشمند_عقیلی_مهر
(متولد ۱۰ مرداد ۱۳۱۶،اباده فارس شیراز)


امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من
زیباترین جامه هایم را بپوشم من
با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم
امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم
بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
فردا تو می آیی
بعد از جداییها آن بی وفاییها
فردا تو میآیی
از خونه ما ناامیدیها سفر کرده
گویا دعاهای من خسته اثر کرده
من روز و شب را می شمارم تا رسد فردا
آن لحظه خوب در آغوشت کشیدنها
امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من
زیباترین جامه هایم را بپوشم من
با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم
امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم
بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
فردا تو می آیی
بعد از جداییها آن بی وفاییها
فردا تو میآیی


مرحوم هوشمند عقیلی از نام‌های بزرگ موسیقی بزمی، اصیل و روز ایران بود...

https://t.me/kellidd
1
🌻

بد می‌کنی و نیک طمع می‌داری
هم بد باشد سزای بدکرداری


با اینکه خداوند کریم است و رحیم
گندم ندهد بار چو جو می‌کاری


#رباعی
#مولانا


https://t.me/kellidd
😍1
کشف کتیبه سنگی در دبیرستان انوشیروان دادگر تهران

ادیب‌زاده، معاون میراث فرهنگی استان تهران:
🔹دبیرستان تاریخی انوشیروان دادگر از بناهای شاخص دوره پهلوی اول در تهران است.

🔹بنای ارزشمند در گذر زمان در بخش‌هایی دچار آسیب و فرسودگی شده است.

🔹در جریان مرمت گچ‌کاری ایوان جنوبی مدرسه، یک کتیبه سنگی ارزشمند که در سال ۱۳۲۶ خورشیدی در محل نصب شده بود، شناسایی و از زیر لایه‌های پوششی نمایان شد.

🔹این کتیبه حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ افتتاح مدرسه در سال ۱۳۱۵ خورشیدی و چگونگی احداث این بنای تاریخی است.

https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم
و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم

نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست
نه احتمال نشستن نه پای رفتارم

کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست
سفر کنید رفیقان که من گرفتارم


نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما
نمی‌کند که من از ضعف ناپدیدارم

اگر هزار تَعَنُّت کنی و طعنه زنی
من این طریق محبت ز دست نگذارم

مرا به منظر خوبان اگر نباشد میل
درست شد به حقیقت که نقش دیوارم

در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست
اگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم

به عشق روی تو اقرار می‌کند #سعدی
همه جهان به درآیند گو به انکارم

کجا توانمت انکار دوستی کردن
که آب دیده گواهی دهد به اقرارم


https://t.me/kellidd
2
🌞


ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما...!

#حافظ



سلااام‌ و نور🌻☀️
صبحتون بخیر🌼🍃
روزگارتون دلنواز🌹



https://t.me/kellidd
👏1
با دست ِمهربان ِتو در باز می‌شود
شب با دو چشم مشکی‌ات آغاز می‌شود

 چون کودکی که تازه زبان باز کرده است
لب باز می‌کنی و دلم باز می‌شود 

ابراز عشق را به سخن احتیاج نیست
عشق است آنچه بی‌سخن ابراز می‌شود

 شانه به زلف پُر شکنت چنگ می‌زند
آیینه نیز لب‌به‌لب آواز می‌شود 

بالاتر از سیاهی چشم خودت که نیست
هر رنگْ سایه‌ای بزنی ناز می‌شود 

پنهان نگاه می‌کنم و اشک‌های من
هر قطره سیل ِخانه‌برانداز می‌شود

 
بهمن صباغ زاده


https://t.me/kellidd
1
اَز پُشــــتِ پَــــردِهٔ تــــوریِ آشپزخانــــه،
بــــه دوردســــت نــــگاه می‌کنــــم...
دســــتش را گرفتــــه‌ای
و دور... و دورتــــر می‌شــــوی.
درخــــتِ پشــــتِ پنجره در زمــــان مانــــده اســــت،
و کلاغ‌هــــا او را مترســــکیِ ســــبز می‌بیننــــد.
هــــزار ســــال اســــت کــــه رفتــــه‌ای...
امــــا مــــن هنــــوز نگرانــــت می‌شــــوم.
مــــن،
پشــــتِ ایــــن پنجــــره‌ی
مترســــکیِ متــــروک مانــــده‌ام.
دســــتانت دیگــــر در دســــتانِ مــــن نیســــت.
دور... و دورتــــر می‌شــــوی...
و مــــن...
نگرانــــت می‌شــــوم.

#مریم‌سلیمانی

https://t.me/kellidd
شیرین لبِ من! فصلِ رطب شد، تو کجایی؟
خود را برسان، شب شد و شب شد، تو کجایی؟

بیچاره دلم باز در این گوشه‌ی دنیا
محتاج به آن گوشه‌ی لب شد، تو کجایی؟

اما اگر احوال مرا خواسته باشی
جان و تن من کُشته‌ی تب شد، تو کجایی؟

از صلح بگو، حوصله‌ی جنگ ندارم
حالا که دلم صلح‌طلب شد تو کجایی؟

ای دورترین میوه‌ی پنهان شده در باغ !
دستم به هوای تو طلب شد، تو کجایی؟

یک بار دلم وصلِ تو را خواست، غلط کرد
دل بی‌ادبی کرد و ادب شد، تو کجایی؟!

#ناصر_حامدی

https://t.me/kellidd
👌1
شبیه حس رسیدن به نقطه ی جوش است
مرا ببوس که هنگام رفتن از هوش است

تو خیره می شوی و برق می زند چشمم
چو برکه ای که به تصویر ماه منقوش است

بیا و شعله ورم کن که زندگی بی عشق
به پوچیِ زدنِ پُک به پیپِ خاموش است

تو آن دُری که برای همیشه هر صدفی
در آرزوی گرفتن میان آغوش است

به روی هرکس و هرچیز خط زدم ،جز تو
هر آنچه دور و برم هست و نیست مخدوش است

خدا کند که همیشه حواسمان باشد
که عشق بازیِ یادم تو را فراموش است


#جواد_منفرد

https://t.me/kellidd
👌1
چهل تیکه ی دامنت  گریه خیز
گلستان ترین قمصرِ لاله ریز
تنت بستر رازقی های زرد
هنوزِ همیشه برایم عزیز

به هر ذره ات  بذل جان میکنم
دل و دیده پایت روان  میکنم
به هر گوشهٔ چشم تو چشمه ای
تو را لب به لب آسمان میکنم

هزار ساله که توی آغوشتم
تو بال منی من روی دوشتم
به هر تار تو زخمه زد زندگی
همونجا نوشتم  غزلنوشِتم

دلم گرمه از این همه روشنی
به دور دلم پیله‌ها می‌تنی
نفس می کشم از زلالیِ تو
تو زیباترین اتفاق منی


#اڪرم_نورانی


https://t.me/kellidd