کلید 🔑
79 subscribers
6.31K photos
1.83K videos
7 files
2.2K links
🔐
«ــ این طلسمِ کهنه کلیدش به مُشتِ توست؛
«با کس مپیچ بیهُده، آیینه‌یی بجوی!»

شاملو
Download Telegram
کمی با سرمه زیبا کن دو چشم نکته بینت را
مشخص کن برایم مرزهای سرزمینت را

صدای نبض دستان تو در این شهر می پیچد
اگر لختی نبندی دکمه های آستینت را

مرا هر بار می سوزانی و هر بار می خواهی
که بگذاری بروی آتش من ذره بینت را

تو آن تردید باقی مانده در شاهان قاجاری
که با خون امیران رنگ کردی باغ فینت را

بگو ای مرگ ، ای ترسای پیر پیرهن چرکین
بیاویزم کجای این شب آخر پوستینت را ؟

بنیامین دیلم کتولی

https://t.me/kellidd
👏1
.

سرشارم از شعرهای نچیده
روزهای نیامده
اتوبوس هایی مملو آدمیانی که به تعطیلی می‌روند؛
قلبی که روی دست بهار مانده است،
کف‌های پر کشیده بر پر مرغانی که به سمت شمال می روند.
سرشارم از
شکایت سنگ‌ها وقتی که در ترنم رودخانه ترک می خورند،
سرشارم از برف، از ترنم انگور، نور
و در انتظارم
از بُن تاریکی آفاقم را روشن کنی
من برخیزم
و در درخشش روزی دیگر،
باقی زندگی را پیگیرم.




#شمس_لنگرودی

https://t.me/kellidd
👌1
سخت زیبا می‌روی یک‌بارگی
در تو حیران می‌شود نظّارگی

این‌چنین رخ با پری باید نمود
تا بیاموزد پری رخسارگی

هرکه را پیش تو پای از جای رفت
زیر بارش برنخیزد بارگی

چشم‌های نیم‌خوابت سال و ماه
همچو من مَستند بی میخوارگی

خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکُش یک‌بارگی

دوست تا خواهی به‌جای ما نکوست
در حسودان اوفتاد آوارگی

سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست
چارهٔ عاشق به‌جز بیچارگی

#سعدی

https://t.me/kellidd
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نصیحت

تخته نرد:

«طاس اگر نیک نشیند ، همه کس نراد است »

https://t.me/kellidd
👏1
ای که هوایِ منی، بی تو نفس ادعاست
ذکر کمالاتِ تو ، تذکره الاولیا ست

مثنویِ معنویست ، قصه‌یِ ما که در آن
آخرِ هر ماجرا ، اولِ یک ماجراست

در صفِ قند و شکر ، زندگی‌ام تلخ شد
قندِ من افتاده است، پس صفِ بوسه کجاست

بوسه‌یِ گرمی بده ، تا لَبم اذعان کند
بین دو قطبِ رُخت، خطِ لبت استواست

باز هم افتاده در ، پیچ و خم قامتت
شکرِ خدا که دلم ، گمشده در راهِ راست

ای نه چنین نه چنان ، در دلِ من همچنان
عشق زمینی بمان، عشقِ هوایی هواست

#غلامرضاطریقی

https://t.me/kellidd
👌1
عجب لبی ! شکرستان که گفته اند ، اینست
چه بوسه ! قند فراوان که گفته اند اینست

به بوسه حکم وصال مرا موشح کن
که آن نگین سلیمان که گفته اند اینست

تو رمز حسنی و می گنجی ام به حس اما
نگنجی ام به بیان آن که گفته اند اینست

مرا به کشمکش خیره با غم تو چه کار ؟
که تخته پاره و توفان که گفته اند اینست

کجاست بالش امنی که با تو سر بنهم
که حسرت سر و سامان که گفته اند اینست

نسیمت آمد و رؤیای دفترم آشفت
نه شعر ، خواب پریشان که گفته اند اینست

غم غروب و غم غربت وطن بی تو
نماز شام غریبان که گفته اند اینست


حسین منزوی

https://t.me/kellidd
.
بچه که بودیم
بهتر می‌دانستیم چطور باید از داشته‌هایمان مواظبت کنیم و برایشان بجنگیم
بهتر بلد بودیم دوست داشتن واقعی را
شاید اندازه سن‌مان نبود، اما عشق و وفاداری را خوب می‌شناختیم
فرقی نمی‌کرد آنچه داشتیم
پدر و مادر باشد دوست باشد،
دوچرخه یا عروسک
توپ یا مداد رنگی
هر چه بود سهم ما بود
دوست داشتنی بود
و با هیچ چیز در دنیا عوضش نمی‌کردیم
آن روزها نمی‌دانستیم خستگی یعنی چه،
دلزدگی یعنی چه
نه اهل رها کردن بودیم
نه تنهایی ترجیح‌مان بود
و نه فرار راه نجات
حالا اما،
ما همان بچه‌ها هستیم
که حتی روزی فکرش را هم نمی‌کردیم
کمی قد کشیدن و بزرگ شدن
این همه دنیای‌مان را عوض کند.

#فرشته_رضایی

https://t.me/kellidd
👍1
.

"چهارشنبه"ها را
باید جاری گشت در خیالت
در هوایت نفس کشید.
باید عطش شد در نبودنت.
تو را باید فریاد زد
هاااای ای جاری خیالم !!
#چهارشنبه ها که یادت هست ؟
این منم.
مَنَت
منِ تو.
آری ایستاده‌ام
بنگر که زمزمه میکنم یادت را
بر ذهن میگذرانم حضورت را.

بازآی
     و جاری کن
           هوای دونفره هایمان را....!


#امیرحسین_رضایی


https://t.me/kellidd
🔥1👏1
گوربابای عشق، بعد از من
گور بابای من که دل دادم
لعنت روزگار بر یادت
لعنت روزگار بر یادم

تف به دنیای خالی از چشمت
تف به معنای بی تو بودنها
معنی من پس از تو یعنی هیچ
تف به دنیای بی تو بودنها

سرزمینم تن تو بود اما
- رفته ای تا که بی وطن باشم
پای تاوان عشق مجنونی
- بی خیال از وجود تن باشم

کاش گاهی خدا سری میزد
- به جهنمسرای من تا عشق
تا ببیند که دوزخ سردی
- شده دنیای بین من با عشق

آخرین پرسه های جانم را
- در خیال تو میزنم با درد
به خودم با نهیب میگویم :
- زخم خورده ، به خانه ات برگرد

به خودم با نهیب میگویم :
- زخمیِ عشقِ  پشتِ پا خورده
- به جهنم که عشق نامردست
- به جهنم که عاشقی مرده

به پریشانی ام نگاهی کن
رفته ای ، گرچه خسته از جانم
به خدایی که با خودت بردی
- با غمت تا همیشه می مانم

قل اعوذ برب تنهایی
- گور بابای عشقِ بعد از تو
قل اعوذ برب احساسات
- تف به دنیای عشقِ بعد از تو


#سعید_خاکسار


https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نگاهِ خلق، از دیوانگان کم نیستم!
فکرِ زخمی دیگرم، دنبال مرهم نیستم

ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به‌ زیر انداختم؛ خم نیستم

لطفِ خورشید است اگر از ماه نوری می‌رسد
آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم، نیستم!

شیشه‌ای نازک‌دلم؛ اما بدان ای سنگدل
خُرد شد هرکس که می‌پنداشت محکم نیستم

جام زهرت را بیاور، من برای زندگی
بیش از این چیزی که می‌بینی مصمم نیستم...!


#حسین_دهلوی


https://t.me/kellidd
🌻



تیر باد صبح
بوی تو آورد سوی من
امروز دل به
سوی تو بر باد داده‌ام


#امیر_خسرو_دهلوی


درود ، صبحتان بخیر

امروزتون پر از موفقیت
زندگی تون پر از  محبت
روزتون پر خیر و  برکت
روزگارتون پر از حس خوب
پاینده و سلامت باشید 🙏☺️


🌞

https://t.me/kellidd

صبح ها
تو که نباشی چشم
دیدن آفتاب را هم ندارم...
مگر روز هم بی خورشید
می شود
که من بی تو باشم...
نگاهت
آفتاب عشق من است
و چشمانت
خورشید جانم...
بدون تو
صبح لطفی ندارد
و روز هم
که دگر هیچ ندارد بی تو...


#رضا_کریمی


https://t.me/kellidd
ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل
ای از کرم پرسان دل وی پرسشت آرام دل

ما زنده از اکرام تو ای هر دو عالم رام تو
وی از حیات نام تو جانی گرفته نام دل

بر گرد تن دل حلقه شد تن با دلم همخرقه شد
وین هر دو در تو غرقه شد ای تو ولی انعام دل

ای تن گرفته پای دل وی دل گرفته دامنت
دامن ز دل اندرمکش تا تن رسد بر بام دل

ای گوهر دریای دل چه جای جان چه جای دل
روشن ز تو شب‌های دل خرم ز تو ایام دل

ای عاشق و معشوق من در غیر عشق آتش بزن
چون نقطه‌ای در جیم تن چون روشنی بر جام دل

از بارگاه عقل کل آید همی بانگ دهل
کآمد سپاه آسمان نک می‌رسد اعلام دل

از زخم تیغ آن سپه در کشتن خصمان شه
پرخون شده صحرا و ره ره گشته خون آشام دل

زان حمله‌های صف شکن سرکوفته دیوان تن
خطبه به نام شه شده دیوان پر از احکام دل

ای قیل و قالت چون شکر وی گوشمالت چون شکر
گر زین ادب خوارم کنی خواری منست اکرام دل

گر سر تو ننهفتمی من گفتنی‌ها گفتمی
تا از دلم واقف شدی امروز خاص و عام دل

#مولانا

https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💡

#نصیحت

ما باکسی مشکل داریم که نمیدونیم چی هست
همانگونه که هستی باش


https://t.me/kellidd
لعنتی را دوست دارم
مثل یک استکان چای کمر باریک است
نزدیکش که میشوم...
عطرش مثل دارچین توی سرم میپیچد!
توی چشم هایش زل میزنم و دستش را میگیرم
عطر هل ، هولم میکند!
و میبوسمش، میبوسمش ...
شیرین مثل نبات!
پس...
الکی نیست؛
خستگی هایم را دور میریزی!
معجون زیبای دوست داشتنی ام

#حامد_نیازی

https://t.me/kellidd
یک ره سؤال کن گنه بی‌گناه خود
زین چشم پر تغافل اندک گناه خود

زان نیمه شب بترس که در تازد از جگر
تا کی عنان کشیده توان داشت آه خود

دادیم جان به راه تو ظالم چه می‌کنی
سر داده‌ای چه فتنهٔ چشم سیاه خود

بردی دل مرا و به حرمان بسوختی
او خود چه کرده بود بداند گناه خود

درد سرت مباد ز فریاد دادخواه
گو داد می‌زنید تو میران به راه خود

زان عهد یاد باد کز آسیب زهر چشم
می‌داشت نوشخند توام در پناه خود

من صید دیگری نشوم وحشی توام
اما تو هم برون مرو از صیدگاه خود

#وحشی‌بافقی


https://t.me/kellidd
در حضور چشم مستت حرمت میخانه چیست؟!
تا تو هستی جذبه و گیرایی پیمانه چیست؟!

در قیاس دلربایی های سَروِ قامتت؛
خود نمایی های یاس و سوسن و ریحانه چیست؟!

شعله ور تر کُن، بسوزان این دلِ شوریده را ؛
تا بفهمد خون بهای عاشقِ دیوانه چیست

بسکه از رسوایی عشق تو خاکستر شدم ؛
تازه فهمیدم که آتش در دلِ پروانه چیست

ساغرم را گر شکستند این خیانت پیشِگان ؛
در قبالِ نشاَتِ آن نرگسِ فَتّانه چیست ؟!

خِیلِ مجنونان عالَم را ز من آگه کنید ؛
تا بگویم های و هوی و نَعره مستانه چیست

نازنین، تا وسعت مِهرِ تو را دارم به دل
سرزنش های مُدامِ مَردمِ بیگانه چیست؟!

#منوچهر_سوری

https://t.me/kellidd
‍ من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه‌ای که با شب می‌رفت
این فال را برای دلم دید.

دیری است
مثل ستاره‌ها
چمدانم را
از شوق ماهیان و تنهایی خودم
پر کرده‌ام ولی
مهلت نمی‌دهند که مثل کبوتری
در شرم صبح پر بگشایم
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم
اما
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه‌ای که با شب می‌رفت
این فال را برای دلم دید...

#دکتر_شفیعی_کدکنی


https://t.me/kellidd
یخ زمانه ندارد، خیال آب شدن
مگر هوا برود رو به آفتاب شدن

کجاست غیرت خورشید، تا فرا گیرد
جمود فصل زمین را تب مذاب شدن

چقدر شوق و شتاب و شکیب می خواهد
گذر ز هر گره ی تاک، تا شراب شدن

هزار پویش ریشه است تا تبسم گل
هزار کوشش واژه است تا کتاب شدن

دریغ و درد که جایی نمی شود آباد
مگر به خاطر فرسودن و خراب شدن

هدف ز پرورش خوشه های گندم چیست؟
خوراک روز و شبِ چرخ آسیاب شدن

که گفته ابر نشیند به مسند خورشید
سراب، آینه بندد برای آب شدن

ز بیم پرده دریهاست، پرده پوشی ها
و گرنه مرگ تجلی است، در حجاب شدن

خوشا ز خویش پریدن، رها شدن ز مدار
به سینه سار فلک، نیزه ی شهاب شدن

بهمن.رافعی

https://t.me/kellidd
از پا درآوردند ما را، پر درآوردیم
خنجر کشیدند و کماکان ما سر آوردیم

در آستین هربار ماری در کمین دیدیم،
چیزی نگفتیم و دمار از خود درآوردیم

ننگ است اگر با خون دل از درد بنویسیم
دامان سرخ از لکه‌های جوهر آوردیم

هرگز نفهمیدند بذری از درون سبزیم
"تا دفنمان کردند، از نو سر برآوردیم"

حتی اگر در خشکسالی‌ها رها ماندیم
از خاک مرده همچنان بار و بر آوردیم

خاکستریم و آتشی در خود نهان داریم
بادی وزید و شعله‌های دیگر آوردیم

بر جان هرچه خار و خس آتش زدیم، اما
بر شاخه‌ی خشکیده هم برگ تر آوردیم

#مریم_آرام

https://t.me/kellidd
🔥1
چگونه باغ ِ تو باور کند بهاران را ؟
که سال ها نچشیده است ، طعم باران را

گمان مبر که چراغان کنند ، دیگر بار
شکفته ها تن عریان شاخساران را

و یا ز روی چمن بسترد دو باره نسیم
غبار خستگی روز و روزگاران را

درخت های کهن ساقه ، ساقه دار شوند
به دار کرده بر اینان تن هزاران را

غبار مرگ به رگ های باغ خشکانید
زلال ِ جاری ِ آواز ِ جویباران را

نگاه کن گل من ! باغبان ِ باغت را
و شانه هایش آن رُستگاه ماران را

گرفتم این که شکفتی و بارور گشتی
چگونه می بری از یاد داغ ِ یاران را ؟

درخت ِ کوچک من ! ای درخت ِ کوچک من !
صبور باش و فراموش کن بهاران را

به خیره گوش مخوابان ، از این سوی دیوار
صلای سُمّ سمندان ِ شهسواران را

سوار ِ سبز ِ تو هرگز نخواهد آمد ، آه !
به خیره خیره مبر رنج انتظاران را !

حسین منزوی

https://t.me/kellidd