The Kiss_Trevor Jones and Randy Edelman - (The Last of the Mohicans…
@Euterpe_Calliope
🖌🎼
The Kiss
Trevor Jones & Randy Edelman
The Last of the Mohicans_
1992
"روز جهانی بوسه" را با یکی از ماندگارترین قطعات سینما یادآوری میکنیم. قطعهٔ "بوسه" از #موسیقی_متن_فیلم _مایکل مان "آخرین موهیکان "
قطعهای حماسی که بوسه را نه در لب که در نتهایش جاودانه کردهاست. "ترور جونز" و "رندی ادلمن" در این قطعه آنچنان ریتم و ملودی را در هم گره زدهاند که انگار دو نفر در میان هیاهوی جنگ و آشوب یکدیگر را یافته و لحظهای برای خودشان وقت میدزدند و عشق در اوج خطر و التهاب فرصت بودن را در نغمهای پرشور غنیمت شمرده و خود را در آن به زیبایی ماندگار میکند.
امیدوارم امروز حتی اگر کسی در کنارتان نیست... با خاطرهای که برایتان مانده...صلح کنید.🙏❤️
https://t.me/kellidd
The Kiss
Trevor Jones & Randy Edelman
The Last of the Mohicans_
1992
"روز جهانی بوسه" را با یکی از ماندگارترین قطعات سینما یادآوری میکنیم. قطعهٔ "بوسه" از #موسیقی_متن_فیلم _مایکل مان "آخرین موهیکان "
قطعهای حماسی که بوسه را نه در لب که در نتهایش جاودانه کردهاست. "ترور جونز" و "رندی ادلمن" در این قطعه آنچنان ریتم و ملودی را در هم گره زدهاند که انگار دو نفر در میان هیاهوی جنگ و آشوب یکدیگر را یافته و لحظهای برای خودشان وقت میدزدند و عشق در اوج خطر و التهاب فرصت بودن را در نغمهای پرشور غنیمت شمرده و خود را در آن به زیبایی ماندگار میکند.
امیدوارم امروز حتی اگر کسی در کنارتان نیست... با خاطرهای که برایتان مانده...صلح کنید.🙏❤️
بگذار خاکسترهای دیرین دلها را
بجوییم که سوختند،
و بگذار بوسههایمان
آنجا را لمس کنند،
یکی یکی، تا گل بیجسم
بار دیگر برخیزد.
✍"پابلو نرودا"
https://t.me/kellidd
👏1
مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد
گر در خیال خلق، پریوار بگذری
فریاد در نهاد بنیآدم اوفتد
افتاده تو شد دلم ای دوست دستْ گیر
در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد
در رویت آن که تیغ نظر میکشد به جهل
مانند من به تیر بلا محکم اوفتد
مَشکن دلم که حقهٔ راز نهان توست
ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد
وقتست اگر بیایی و لب بر لبم نهی
چندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد
#سعدی صبور باش بر این ریشِ دردناک
باشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد
https://t.me/kellidd
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد
گر در خیال خلق، پریوار بگذری
فریاد در نهاد بنیآدم اوفتد
افتاده تو شد دلم ای دوست دستْ گیر
در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد
در رویت آن که تیغ نظر میکشد به جهل
مانند من به تیر بلا محکم اوفتد
مَشکن دلم که حقهٔ راز نهان توست
ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد
وقتست اگر بیایی و لب بر لبم نهی
چندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد
#سعدی صبور باش بر این ریشِ دردناک
باشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد
https://t.me/kellidd
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا گفته ای غلام توأم می فروشنت
چون برده ای به قیمت کم می فروشنت
گاهی به اسم شرع، و گاهی برای نان
نامردمان قدم به قدم می فروشنت
دیگر به هیچ حادثه ای اعتبار نیست
حتی میان شادی و غم می فروشنت
هرکس که گفت با تو رفیقم رفیق نیست
این قوم جای جود و کرم، می فروشنت
با ادعای باکره گی در مقام عشق
احساس های فاحشه هم می فروشنت
وقتی تمام مردم این شهر شاعرند!
چیزی شبیه شعر و قلم می فروشنت
#محمدنجفینوکاشتی
https://t.me/kellidd
چون برده ای به قیمت کم می فروشنت
گاهی به اسم شرع، و گاهی برای نان
نامردمان قدم به قدم می فروشنت
دیگر به هیچ حادثه ای اعتبار نیست
حتی میان شادی و غم می فروشنت
هرکس که گفت با تو رفیقم رفیق نیست
این قوم جای جود و کرم، می فروشنت
با ادعای باکره گی در مقام عشق
احساس های فاحشه هم می فروشنت
وقتی تمام مردم این شهر شاعرند!
چیزی شبیه شعر و قلم می فروشنت
#محمدنجفینوکاشتی
https://t.me/kellidd
👌1
برگها را تا خزان بر روی دوشِ باد برد
تازه فهمیدم که غم را میشود از یاد برد
باد و باران هم تبانی کردهاند این روزها
ناودان روی لبانش هرچه میافتاد برد
کوچه سرمست از ترنمهای یادت میشود
ظاهر اردیبهشتی را تب خرداد برد
زندگی زیبایی محض است باور میکنی
عشق را هم میتوان تا ناکجاآباد برد
دفترم را رو به چتر خاطرت وا میکنم
خاطراتت هر چه غیر از عشق یادم داد برد!
#صفیه_قومنجانی
https://t.me/kellidd
تازه فهمیدم که غم را میشود از یاد برد
باد و باران هم تبانی کردهاند این روزها
ناودان روی لبانش هرچه میافتاد برد
کوچه سرمست از ترنمهای یادت میشود
ظاهر اردیبهشتی را تب خرداد برد
زندگی زیبایی محض است باور میکنی
عشق را هم میتوان تا ناکجاآباد برد
دفترم را رو به چتر خاطرت وا میکنم
خاطراتت هر چه غیر از عشق یادم داد برد!
#صفیه_قومنجانی
https://t.me/kellidd
👌1
دشتهایی چه فراخ!
کوههایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی میآمد!
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم:
پِیِ خوابی شاید،
پِیِ نوری، ریگی، لبخندی...
#سهراب_سپهری
درود ، صبحتان بخیر
دلتون روشن
روزتان شیرین
لحظه هاتون رنگین
روزگارتون بهترین باد 🙏☺️☘
🌞
https://t.me/kellidd
کوههایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی میآمد!
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم:
پِیِ خوابی شاید،
پِیِ نوری، ریگی، لبخندی...
#سهراب_سپهری
درود ، صبحتان بخیر
دلتون روشن
روزتان شیرین
لحظه هاتون رنگین
روزگارتون بهترین باد 🙏☺️☘
🌞
https://t.me/kellidd
🙏1
زل زدم بر باغ رخسارت بهار آمد بیاد
شانه کردی موج گیسو را سه تار آمد بیاد
از گرامافون شنیدم قطعه ای از رودکی
بوی ِ جوی ِ مولیان و یادِ یار آمد بیاد
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا"
چشم خیس و حبس بغض شهریار آمد بیاد
پشت باغ اطلسی با دیدنِ رنگ لبت
شهدِ انگور و انارِ خوشگوار آمد بیاد
مینوشتم پشت میزم از تو و اسطورهها
شرح حالِ چهره هایِ ماندگار آمد بیاد
در خیابانِ نمازی چادر افتاد از سرت
دلگشای ِ حافظ ِ والا تبار آمد بیاد
در غروب جمعه دلگیرم نکن بانو عسل
در نبودت کوچه های انتظار آمد بیاد
#علی_قیصری
https://t.me/kellidd
شانه کردی موج گیسو را سه تار آمد بیاد
از گرامافون شنیدم قطعه ای از رودکی
بوی ِ جوی ِ مولیان و یادِ یار آمد بیاد
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا"
چشم خیس و حبس بغض شهریار آمد بیاد
پشت باغ اطلسی با دیدنِ رنگ لبت
شهدِ انگور و انارِ خوشگوار آمد بیاد
مینوشتم پشت میزم از تو و اسطورهها
شرح حالِ چهره هایِ ماندگار آمد بیاد
در خیابانِ نمازی چادر افتاد از سرت
دلگشای ِ حافظ ِ والا تبار آمد بیاد
در غروب جمعه دلگیرم نکن بانو عسل
در نبودت کوچه های انتظار آمد بیاد
#علی_قیصری
https://t.me/kellidd
👌1
من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام
سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام
چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام
شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام
این همه تند مرو ، شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام
https://t.me/kellidd
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام
سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام
چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام
شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام
این همه تند مرو ، شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام
"فریدون مشیری"
https://t.me/kellidd
👏1
🤍
گرچه دیشب باز هم با چشمهای تر گذشت
دستکم شادم که از عمرم شبی دیگر گذشت
عشق ورزیدم که شاید کم شود تنهاییام
روزهای عاشقی، دور از تو، تنهاتر گذشت
پیله کردنهای من، پروا نکردن های تو
عمر ما ای دوست، با آزار یکدیگر گذشت
آنچه میبینی تو از من، داستان من نبود
فرق بسیاریست بین سرنوشت و سرگذشت
بیشکایت بودنم عمری عذابت میدهد
گاه پنهان است دست انتقامی در گذشت
مرگ اگر میبود، میرفتم به استقبال او
شکر میگفتم که این عمر ملال آور گذشت
تا ابد شبهای تو از عشق، گرم و روشن است
گرچه عمر آتش من، زیر خاکستر گذشت
https://t.me/kellidd
گرچه دیشب باز هم با چشمهای تر گذشت
دستکم شادم که از عمرم شبی دیگر گذشت
عشق ورزیدم که شاید کم شود تنهاییام
روزهای عاشقی، دور از تو، تنهاتر گذشت
پیله کردنهای من، پروا نکردن های تو
عمر ما ای دوست، با آزار یکدیگر گذشت
آنچه میبینی تو از من، داستان من نبود
فرق بسیاریست بین سرنوشت و سرگذشت
بیشکایت بودنم عمری عذابت میدهد
گاه پنهان است دست انتقامی در گذشت
مرگ اگر میبود، میرفتم به استقبال او
شکر میگفتم که این عمر ملال آور گذشت
تا ابد شبهای تو از عشق، گرم و روشن است
گرچه عمر آتش من، زیر خاکستر گذشت
#سجاد_رشیدی_پور
https://t.me/kellidd
👌1
نگاهم کن
هایده و عارف
دیدارِ تو حلِّ مشکلات است
صبر از تو خلافِ ممکنات است
دیباچهٔ صورتِ بدیعت
عنوانِ کمالِ حُسنِ ذات است
لبهای تو خِضر اگر بدیدی
گفتی لبِ چشمهٔ حیات است
بر کوزهٔ آب نِه دهانت
بردار که کوزهٔ نبات است
ترسم تو به سِحرِ غمزه یک روز
دعوی بکنی که معجزات است
زهر از قِبَل تو نوشدارو
فحش از دهن تو طیبات است
چون روی تو صورتی ندیدم
در شهر که مُبطِل صلات است
عهد تو و توبهٔ من از عشق
میبینم و هر دو بیثَبات است
آخر نگهی به سوی ما کن
کاین دولتِ حُسن را زکات است
چون تشنه بسوخت در بیابان
چه فایده گر جهان فرات است
#سعدی غم نیستی ندارد
جان دادن عاشقان نجات است
https://t.me/kellidd
صبر از تو خلافِ ممکنات است
دیباچهٔ صورتِ بدیعت
عنوانِ کمالِ حُسنِ ذات است
لبهای تو خِضر اگر بدیدی
گفتی لبِ چشمهٔ حیات است
بر کوزهٔ آب نِه دهانت
بردار که کوزهٔ نبات است
ترسم تو به سِحرِ غمزه یک روز
دعوی بکنی که معجزات است
زهر از قِبَل تو نوشدارو
فحش از دهن تو طیبات است
چون روی تو صورتی ندیدم
در شهر که مُبطِل صلات است
عهد تو و توبهٔ من از عشق
میبینم و هر دو بیثَبات است
آخر نگهی به سوی ما کن
کاین دولتِ حُسن را زکات است
چون تشنه بسوخت در بیابان
چه فایده گر جهان فرات است
#سعدی غم نیستی ندارد
جان دادن عاشقان نجات است
https://t.me/kellidd
👌1
دوستان فرصت ِدیدار کم است
طالب ِ شعر ِ شکر بار کم است
پشت ما را نکند خم ایام
همدم ِ همدل و غمخوار کم است
یک نفس غرق ِ ترّنم ، با عشق
گوشه ای سایه ِ دیوار کم است
گر چه پر گشته جهان از یاران
چشم ِ عاشق کُش ِ بیمار کم است
روز و شب وسوسه ی بی رنگیست
رنگ در نقش ِ خریدار کم است
گرچه در بند ِ غمیم ، می خندیم
شکوه از آه ِ شرر بار کم است
واژه در واژه ی ما دل تنگیست
یک غزل طالب ِ بازار کم است
چون (طلا) ضامن ِ خوشبختی نیست
یک دل ِ عاشق و دلدار کم است
#طلعتخیاطپیشه ( طلا )
https://t.me/kellidd
طالب ِ شعر ِ شکر بار کم است
پشت ما را نکند خم ایام
همدم ِ همدل و غمخوار کم است
یک نفس غرق ِ ترّنم ، با عشق
گوشه ای سایه ِ دیوار کم است
گر چه پر گشته جهان از یاران
چشم ِ عاشق کُش ِ بیمار کم است
روز و شب وسوسه ی بی رنگیست
رنگ در نقش ِ خریدار کم است
گرچه در بند ِ غمیم ، می خندیم
شکوه از آه ِ شرر بار کم است
واژه در واژه ی ما دل تنگیست
یک غزل طالب ِ بازار کم است
چون (طلا) ضامن ِ خوشبختی نیست
یک دل ِ عاشق و دلدار کم است
#طلعتخیاطپیشه ( طلا )
https://t.me/kellidd
👌1
با استکان چای که پُر رنگ تر شده
همراه یک دلی که کمی تنگ تر شده
می خواستم کنار تو باشم، که روزگار
انگار از همیشه دلش سنگ تر شده
هی تند هورت میکشم این چای تلخ را
آن قدر خورده ام که سَرَم مَنگ تر شده
دستم به ساز می رود و هم نمی رود
هرچند از همیشه خوش آهنگ تر شده
از خود بپرس درد جدایی چه کرده است
با استکان چای که پُر رنگ تر شده...
#حامدرفیعی
https://t.me/kellidd
همراه یک دلی که کمی تنگ تر شده
می خواستم کنار تو باشم، که روزگار
انگار از همیشه دلش سنگ تر شده
هی تند هورت میکشم این چای تلخ را
آن قدر خورده ام که سَرَم مَنگ تر شده
دستم به ساز می رود و هم نمی رود
هرچند از همیشه خوش آهنگ تر شده
از خود بپرس درد جدایی چه کرده است
با استکان چای که پُر رنگ تر شده...
#حامدرفیعی
https://t.me/kellidd
👌1
کشد صد طعنه از دشمن چو با من همنشین باشد
بنازم دوستی را کز وفاداری چنین باشد
به دل چون داغ روغن دمبهدم پس میرود داغم
چه سازم، کوکب بخت مرا بالیدن این باشد
سیه دل دود از آن باشد که در سر نخوتی دارد
بود روشندل اخگر زانکه خاکسترنشین باشد
به گل ای مرغ گلشن، راز دل آهستهتر میگو
مبادا در پس دیوار، گوشی درکمین باشد
#قدسیمشهدی
https://t.me/kellidd
بنازم دوستی را کز وفاداری چنین باشد
به دل چون داغ روغن دمبهدم پس میرود داغم
چه سازم، کوکب بخت مرا بالیدن این باشد
سیه دل دود از آن باشد که در سر نخوتی دارد
بود روشندل اخگر زانکه خاکسترنشین باشد
به گل ای مرغ گلشن، راز دل آهستهتر میگو
مبادا در پس دیوار، گوشی درکمین باشد
#قدسیمشهدی
https://t.me/kellidd
👏1
غُنچهای لب بستهام، برچیده دامان در بغل
دور از آسیبِ خزان دارم گلستان در بغل
از دو رنگیهایِ مردم خستهام، حق با تو بود
باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل
هیچکس باور ندارد عشق را؛ تکلیف چیست؟
باید از این کُفر بگریزیم، ایمان در بغل
جُز تو معنای سکوتم را نمیفهمد کسی
در گلویم بغض بی تابیست "توفان در بغل"
#امیر_خسرو_دهلوی
https://t.me/kellidd
دور از آسیبِ خزان دارم گلستان در بغل
از دو رنگیهایِ مردم خستهام، حق با تو بود
باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل
هیچکس باور ندارد عشق را؛ تکلیف چیست؟
باید از این کُفر بگریزیم، ایمان در بغل
جُز تو معنای سکوتم را نمیفهمد کسی
در گلویم بغض بی تابیست "توفان در بغل"
#امیر_خسرو_دهلوی
https://t.me/kellidd
👌1
Forwarded from ─═हई♚ امـــــیـــــد ♚ईह═─
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در زندگی، زخمهایی هست که مثل خوره، روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد...
آیا جز عشق، پناهگاهی هست؟
چشمت به دریا زلزدن دارد
-یک عاشقانه-
ترانهسرا و خواننده: #میم_پایمزد
آهنگساز: #پویا_سرایی
تنظیمکننده: #پویان_رمضانی
https://t.me/kellidd
آیا جز عشق، پناهگاهی هست؟
چشمت به دریا زلزدن دارد
-یک عاشقانه-
ترانهسرا و خواننده: #میم_پایمزد
آهنگساز: #پویا_سرایی
تنظیمکننده: #پویان_رمضانی
https://t.me/kellidd
اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمیپوشی
به هتکِ پردهٔ صاحبدلان همیکوشی
چنین قیامت و قامت ندیدهام همه عمر
تو سرو یا بدنی، شمس یا بناگوشی؟!
غلام حلقهٔ سیمینِ گوشوارِ توام
که پادشاهِ غلامانِ حلقهدرگوشی
به کنجِ خلوتِ پاکان و پارسایان آی
نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی
به روزگارِ عزیزان که یاد میکنمت
عَلَی الدّوام نه یادی پس از فراموشی
چنان موافقِ طبعِ منی و در دل من
نشستهای که گمان میبرم در آغوشی
چه نیکبخت کسانی که با تو همسخنند
مرا نه زَهرهٔ گفت و نه صبرِ خاموشی
رقیبِ نامتناسب چه اهلِ صحبت توست
که طبعِ او همه نیش و تو سربهسر نوشی
#سعدی
https://t.me/kellidd
به هتکِ پردهٔ صاحبدلان همیکوشی
چنین قیامت و قامت ندیدهام همه عمر
تو سرو یا بدنی، شمس یا بناگوشی؟!
غلام حلقهٔ سیمینِ گوشوارِ توام
که پادشاهِ غلامانِ حلقهدرگوشی
به کنجِ خلوتِ پاکان و پارسایان آی
نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی
به روزگارِ عزیزان که یاد میکنمت
عَلَی الدّوام نه یادی پس از فراموشی
چنان موافقِ طبعِ منی و در دل من
نشستهای که گمان میبرم در آغوشی
چه نیکبخت کسانی که با تو همسخنند
مرا نه زَهرهٔ گفت و نه صبرِ خاموشی
رقیبِ نامتناسب چه اهلِ صحبت توست
که طبعِ او همه نیش و تو سربهسر نوشی
#سعدی
https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وه وه که به دیدار تو چونم تشنه
چندانکه ببینمت فزونم تشنه
من بندهٔ آن دو لعل سیراب توام
عالم همه زانست به خونم تشنه
#مولانا
https://t.me/kellidd
چندانکه ببینمت فزونم تشنه
من بندهٔ آن دو لعل سیراب توام
عالم همه زانست به خونم تشنه
#مولانا
https://t.me/kellidd
🔥1
رفتی تو و شب میخورد با غصه پیوند
در من، غم و دردی غریب و بیهمانند
یاد تو پوشانده تمام لحظهها را
در هالهای شیرینتر از یک حبهی قند
یادت هنوز اینجاست، پیش من نشسته
مثل همیشه مهربان و غرق لبخند
من چای میریزم به فنجانت دوباره
دمکردهی بابونه با عطر خداوند
طعم تمام بوسههای عاشقانه
زیر زبانم با گلاب ناب میمند
دلخوش به شعرم با تغزلهای نامت
چشم بد از تو دور کردم با نظربند
در باغ لبخندم خیال تو عسل شد
با رقص یک پروانهی از عشق خرسند
با این غزل باید خدا را سجدهها کرد
مثل گلی محو بلندای دماوند
#نرگس_جم_رتبه
https://t.me/kellidd
در من، غم و دردی غریب و بیهمانند
یاد تو پوشانده تمام لحظهها را
در هالهای شیرینتر از یک حبهی قند
یادت هنوز اینجاست، پیش من نشسته
مثل همیشه مهربان و غرق لبخند
من چای میریزم به فنجانت دوباره
دمکردهی بابونه با عطر خداوند
طعم تمام بوسههای عاشقانه
زیر زبانم با گلاب ناب میمند
دلخوش به شعرم با تغزلهای نامت
چشم بد از تو دور کردم با نظربند
در باغ لبخندم خیال تو عسل شد
با رقص یک پروانهی از عشق خرسند
با این غزل باید خدا را سجدهها کرد
مثل گلی محو بلندای دماوند
#نرگس_جم_رتبه
https://t.me/kellidd
سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگری
زخم مزن بر جگر خستهٔ خستهجگری
بر دل من زن همه را ز آنک دریغ است و غبین
زخم تو و سنگ تو بر سینه و جان دگری
باز رهان جمله اسیران جفا را جز من
تا به جفا هم نکنی در جز بنده نظری
هم به وفا با تو خوشم هم به جفا با تو خوشم
نی به وفا نی به جفا بیتو مبادم سفری
چونک خیالت نبود آمده در چشم کسی
چشم بزِ کشته بوَد تیره و خیرهنگری
پیش ز زندان جهان با تو بدم من همگی
کاش بر این دامگهم هیچ نبودی گذری
چند بگفتم که خوشم هیچ سفر مینروم
این سفر صعب نگر ره ز علی تا به ثری
لطف تو بفریفت مرا گفت برو هیچ مرم
بدرقه باشد کرمم بر تو نباشد خطری
چون به غریبی بروی فرجه کنی پخته شوی
باز بیایی به وطن باخبری پرهنری
گفتم ای جان خبر بیتو خبر را چه کنم؟
بهر خبر خود که رود از تو مگر بیخبری
چون ز کفت باده کشم بیخبر و مست و خوشم
بیخطر و خوف کسی بیشر و شور بشری
گفت به گوشم سخنان چون سخن راهزنان
برد مرا شاه ز سر کرد مرا خیرهسری
قصه دراز است بلی آه ز مکر و دغلی
گر ننماید کرمش این شب ما را سحری
#مولانا
https://t.me/kellidd
زخم مزن بر جگر خستهٔ خستهجگری
بر دل من زن همه را ز آنک دریغ است و غبین
زخم تو و سنگ تو بر سینه و جان دگری
باز رهان جمله اسیران جفا را جز من
تا به جفا هم نکنی در جز بنده نظری
هم به وفا با تو خوشم هم به جفا با تو خوشم
نی به وفا نی به جفا بیتو مبادم سفری
چونک خیالت نبود آمده در چشم کسی
چشم بزِ کشته بوَد تیره و خیرهنگری
پیش ز زندان جهان با تو بدم من همگی
کاش بر این دامگهم هیچ نبودی گذری
چند بگفتم که خوشم هیچ سفر مینروم
این سفر صعب نگر ره ز علی تا به ثری
لطف تو بفریفت مرا گفت برو هیچ مرم
بدرقه باشد کرمم بر تو نباشد خطری
چون به غریبی بروی فرجه کنی پخته شوی
باز بیایی به وطن باخبری پرهنری
گفتم ای جان خبر بیتو خبر را چه کنم؟
بهر خبر خود که رود از تو مگر بیخبری
چون ز کفت باده کشم بیخبر و مست و خوشم
بیخطر و خوف کسی بیشر و شور بشری
گفت به گوشم سخنان چون سخن راهزنان
برد مرا شاه ز سر کرد مرا خیرهسری
قصه دراز است بلی آه ز مکر و دغلی
گر ننماید کرمش این شب ما را سحری
#مولانا
https://t.me/kellidd
😍1
🌼
ﻋﺸﻖ ﻣﺎ ﺭﺍ
ﭘﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺍﺩﺏ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝِ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻧﺸﻮﯾﻢ👌
#ﺻﺎﺋﺐ_ﺗﺒﺮﯾﺰﯼ
درود ، صبحتان بخیر
چشمانتون روشن
دل هاتون امیدوار
دستانتون بخشنده
پاهاتون محکم و استوار
قلب هاتون تپنده و مهربان
روزی تون فراوان و پر برکت باد
🌞
https://t.me/kellidd
ﻋﺸﻖ ﻣﺎ ﺭﺍ
ﭘﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺍﺩﺏ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝِ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻧﺸﻮﯾﻢ👌
#ﺻﺎﺋﺐ_ﺗﺒﺮﯾﺰﯼ
درود ، صبحتان بخیر
چشمانتون روشن
دل هاتون امیدوار
دستانتون بخشنده
پاهاتون محکم و استوار
قلب هاتون تپنده و مهربان
روزی تون فراوان و پر برکت باد
🌞
https://t.me/kellidd
دیدارت سکوت است
آبشار پرندگانى که راهِ سپیده را میجویند
لیوانى عسل
در کفِ ناخدایى خسته که بوى نهنگ میدهد
چایى دم کشیده
درست لحظهاى که از تمام دغدغهها فارغ میشوى ؛
دیدار تو کشتزارِ نور است..
#شمس_لنگرودی
https://t.me/kellidd
آبشار پرندگانى که راهِ سپیده را میجویند
لیوانى عسل
در کفِ ناخدایى خسته که بوى نهنگ میدهد
چایى دم کشیده
درست لحظهاى که از تمام دغدغهها فارغ میشوى ؛
دیدار تو کشتزارِ نور است..
#شمس_لنگرودی
https://t.me/kellidd