کلید 🔑
79 subscribers
6.33K photos
1.84K videos
7 files
2.23K links
🔐
«ــ این طلسمِ کهنه کلیدش به مُشتِ توست؛
«با کس مپیچ بیهُده، آیینه‌یی بجوی!»

شاملو
Download Telegram
شب تيره و ره دراز و من حيران
فانوس گرفته او به راه من
بر شعله بی‌شکيب فانوسش
وحشت زده می‌دود نگاه من

بر ما چه گذشت؟ کس چه می‌داند
در بستر سبزه‌های تر دامان
گویی که لبش به گردنم آويخت
الماس هزار بوسه سوزان

بر ما چه گذشت؟ کس چه می‌داند
من او شدم، او خروش درياها
من بوته وحشی نيازی گرم
او زمزمه نسيم صحراها

من تشنه ميان بازوان او
همچون علفی ز شوق رویيدم
تا عطر شکوفه‌های لرزان را
در جام شب شکفته نوشيدم

باران ستاره ريخت بر مويم
از شاخه تک‌درخت خاموشی
در بستر سبزه‌های تر دامان
من ماندم و شعله‌های آغوشی

می‌ترسم از اين نسيم بی‌پروا
گر با تنم اينچنين درآويزد
ترسم که ز پيکرم ميان جمع
عطر علف فشرده برخيزد

#فروغ_فرخزاد

https://t.me/kellidd
تو که می‌آیی
معنا
از پشتِ واژه‌ها بیرون می‌افتد

و من
می‌فهمم
که بعضی حضورها
برای بودن نیستند
برای فهمیدن‌اند

نه در تو
چیزی کامل می‌شود
نه در من
چیزی تمام

فقط
جهان
از حالتِ عادت خارج می‌شود

و من
برای لحظه‌ای کوتاه
می‌فهمم
که زندگی
شاید پاسخ نیست
سؤالِ درست است

تو می‌گذری
و آنچه می‌ماند
نه خاطره است
نه فقدان

فقط
تغییرِ شکلِ نگاه به زندگی است.

#مینـــــو_پنــــاهپـــور

https://t.me/kellidd
🌻

به شوق نور در ظلمت قدم بردار
به این غم‌های جان آزار دل مسپار

#فریدون‌مشیری


الهی داشته هایتان چنان پررنگ شود
که غم نداشته هایتان آزارتان ندهد...


سلاااام و مهر ☀️🌻
صبحتون بخیر🍃🌼
روزگارتون سرشار از حس خوب زندگی🌹❤️

🌞

https://t.me/kellidd
🙏1
یک روز حوالیِ همین صبح
دوباره می بینمت

دوباره دل می بندم
دوباره جان می گیرم
و دوباره عاشقت می‌شوم

یک روز حوالیِ همین صبح
به چشم‌هایت می آیم

و مثلِ هـر بار دلت را از آنِ خودم می‌کنم

یک روز حوالیِ همین صبح مثلِ هــر روز .

#ابراهیم_حسینی_مطرب

https://t.me/kellidd
👏1
Hata Age Piram Beshi
Mazyar Fallahi
❤️‍🔥

ما همدیگر را اتفاقی دیدیم،
همدیگر را بازشناختیم،
تسلیمِ هم شدیم،
عشقی آتشین از بلورِ ناب ساختیم،
آیا به خوشبختی‌مان و آنچه نصیبمان شده حواست هست؟

📕
#خطاب_به_عشق
#آلبر_کامو
🧿

https://t.me/kellidd
👌1
چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
چه خیالات دگر مست درآید به میان

گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند
وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان

هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند
همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان

سخنم مست شود از صفتی و صد بار
از زبانم به دلم آید و از دل به زبان

سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران

همه بر همدگر از بس که بمالند دهن
آن خیالات به هم درشکند او ز فغان

همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است
همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان

ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم
تا مفرح شود آن را که بود دیده جان

#مولانا

https://t.me/kellidd
😍1
در آغوش تو
لبخند زدن ، پلڪ زدن
همانند نُت دل انڪَیزی‌ست
ڪه سال‌ها پیش ڪَم ڪرده‌ام ،
تنت، بوی تمام شعرهای ِ
عاشقانه‌ام را میدهد ،
من با تو،
متلاطم ترین موسیقی جهانم.


#پریناز_ارشد

https://t.me/kellidd
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادت میاد یه روز برات دوست دارم میخوندم
با شوق رویت تا سحر چشم انتظار میموندم
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل

خسته شدم از بس که با غریبه ها دیدمت
به راه عشق و عاشقی چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه من خودت سرای دیگرون

اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل

خسته شدم از بس که با غریبه ها دیدمت
به راه عشق و عاشقی چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه من خودت سرای دیگرون

اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل

https://t.me/kellidd
👌1
The Kiss_Trevor Jones and Randy Edelman - (The Last of the Mohicans…
@Euterpe_Calliope
🖌🎼

The Kiss
Trevor Jones & Randy Edelman
The Last of the Mohicans_
1992


"روز جهانی بوسه" را با یکی از ماندگارترین قطعات سینما یادآوری میکنیم. قطعهٔ "بوسه" از #موسیقی_متن_فیلم _مایکل مان "آخرین موهیکان "
قطعه‌ای حماسی که بوسه را نه در لب که در نت‌هایش جاودانه کرده‌است. "ترور جونز" و "رندی ادلمن" در این قطعه آنچنان ریتم و ملودی را در هم گره زده‌اند که انگار دو نفر در میان هیاهوی جنگ و آشوب یکدیگر را یافته و لحظه‌ای برای خودشان وقت می‌دزدند و عشق در اوج خطر و التهاب فرصت بودن را در نغمه‌ای پرشور غنیمت شمرده و خود را در آن به زیبایی ماندگار می‌کند.
امیدوارم امروز حتی اگر کسی در کنارتان نیست... با خاطره‌ای که برایتان مانده...صلح کنید.🙏❤️

بگذار خاکسترهای دیرین دلها را
بجوییم که سوختند،
و بگذار بوسه‌هایمان
آنجا را لمس کنند،
یکی یکی، تا گل بی‌جسم
بار دیگر برخیزد.

"پابلو نرودا"


https://t.me/kellidd
👏1
مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد

گر در خیال خلق، پری‌وار بگذری
فریاد در نهاد بنی‌آدم اوفتد

افتاده تو شد دلم ای دوست دستْ گیر
در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد

در رویت آن که تیغ نظر می‌کشد به جهل
مانند من به تیر بلا محکم اوفتد

مَشکن دلم که حقهٔ راز نهان توست
ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد

وقت‌ست اگر بیایی و لب بر لبم نهی
چندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد

#سعدی صبور باش بر این ریشِ دردناک
باشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد


https://t.me/kellidd
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا گفته ای غلام توأم می فروشنت
چون برده ای به قیمت کم می فروشنت

گاهی به اسم شرع، و گاهی برای نان
نامردمان قدم به قدم می فروشنت

دیگر به هیچ حادثه ای اعتبار نیست
حتی میان شادی و غم می فروشنت

هرکس که گفت با تو رفیقم رفیق نیست
این قوم جای جود و کرم، می فروشنت

با ادعای باکره گی در مقام عشق
احساس های فاحشه هم می فروشنت

وقتی تمام مردم این شهر شاعرند!
چیزی شبیه شعر و قلم می فروشنت

#محمدنجفی‌نوکاشتی

https://t.me/kellidd
👌1
برگها را تا خزان بر روی دوشِ باد برد
تازه فهمیدم که غم را می‌شود از یاد برد

باد و باران هم تبانی کرده‌اند این روزها
ناودان روی لبانش هرچه می‌افتاد برد

کوچه سرمست از ترنمهای یادت می‌شود
ظاهر اردیبهشتی را تب خرداد برد

زندگی زیبایی محض است باور می‌کنی
عشق را هم می‌توان تا ناکجاآباد برد

دفترم را رو به چتر خاطرت وا می‌کنم
خاطراتت هر چه غیر از عشق یادم داد برد!

#صفیه_قومنجانی

https://t.me/kellidd
👌1
دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!
من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پِیِ خوابی شاید،
پِیِ نوری، ریگی، لبخندی...

#سهراب_سپهری

درود ، صبحتان بخیر

دلتون روشن
روزتان شیرین
لحظه هاتون رنگین
روزگارتون  بهترین  باد 🙏☺️

🌞

https://t.me/kellidd
🙏1
زل زدم  بر  باغ  رخسارت بهار  آمد  بیاد
شانه کردی موج گیسو را سه تار آمد بیاد

از گرامافون  شنیدم  قطعه ای از  رودکی
بوی ِ جوی ِ مولیان  و  یادِ  یار  آمد  بیاد

"آمدی  جانم  به  قربانت  ولی حالا چرا"
چشم خیس و حبس بغض شهریار آمد بیاد

پشت  باغ  اطلسی  با  دیدنِ  رنگ  لبت
شهدِ  انگور  و  انارِ  خوشگوار  آمد بیاد

می‌نوشتم پشت میزم از تو‌ و اسطوره‌ها 
شرح حالِ  چهره هایِ  ماندگار  آمد بیاد

در خیابانِ نمازی  چادر  افتاد  از  سرت
دلگشای ِ  حافظ ِ    والا   تبار  آمد   بیاد

در  غروب جمعه دلگیرم  نکن  بانو عسل
در  نبودت  کوچه های  انتظار  آمد  بیاد

#علی_قیصری


https://t.me/kellidd
👌1
من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام

سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام

چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام

شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام

این همه تند مرو ، شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام


"فریدون مشیری"


https://t.me/kellidd
👏1
🤍

     گرچه دیشب باز هم با چشم‌های تر گذشت
     دست‌کم شادم که از عمرم شبی دیگر گذشت

     عشق ورزیدم که شاید کم شود تنهایی‌ام
     روزهای عاشقی، دور از تو، تنهاتر گذشت

     پیله کردن‌های من، پروا نکردن های تو
     عمر ما ای دوست، با آزار یکدیگر گذشت

     آن‌چه می‌بینی تو از من، داستان من نبود
     فرق بسیاری‌ست بین سرنوشت و سرگذشت

     بی‌شکایت بودنم عمری عذابت می‌دهد
     گاه پنهان است دست انتقامی در گذشت

     مرگ اگر می‌بود، می‌رفتم به استقبال او
     شکر می‌گفتم که این عمر ملال آور گذشت

     تا ابد شب‌های تو از عشق، گرم و روشن است
     گرچه عمر آتش من، زیر خاکستر گذشت

#سجاد_رشیدی_پور



https://t.me/kellidd
👌1
نگاهم کن
هایده و عارف
دیدارِ تو حلِّ مشکلات است
صبر از تو خلافِ ممکنات است

دیباچهٔ صورتِ بدیعت
عنوانِ کمالِ حُسنِ ذات است

لب‌های تو خِضر اگر بدیدی
گفتی لبِ چشمهٔ حیات است

بر کوزهٔ آب نِه دهانت
بردار که کوزهٔ نبات است

ترسم تو به سِحرِ غمزه یک روز
دعوی بکنی که معجزات است

زهر از قِبَل تو نوشدارو
فحش از دهن تو طیبات است

چون روی تو صورتی ندیدم
در شهر که مُبطِل صلات است

عهد تو و توبهٔ من از عشق
می‌بینم و هر دو بی‌ثَبات است

آخر نگهی به سوی ما کن
کاین دولتِ حُسن را زکات است

چون تشنه بسوخت در بیابان
چه فایده گر جهان فرات است

#سعدی غم نیستی ندارد
جان دادن عاشقان نجات است


https://t.me/kellidd
👌1
دوستان فرصت ِدیدار کم است
طالب ِ شعر ِ شکر بار کم است

پشت ما را نکند خم ایام
همدم ِ همدل و غمخوار کم است

یک نفس غرق ِ ترّنم ، با عشق
گوشه ای سایه ِ دیوار کم است

گر چه پر گشته جهان از یاران
چشم ِ عاشق کُش ِ بیمار کم است

روز و شب وسوسه ی بی رنگیست
رنگ در نقش ِ خریدار کم است

گرچه در بند ِ غمیم ، می خندیم
شکوه از آه ِ شرر بار کم است

واژه در واژه ی ما دل تنگیست
یک غزل طالب ِ بازار کم است

چون (طلا) ضامن ِ خوشبختی نیست
یک دل ِ عاشق و دلدار کم است

#طلعت‌خیاط‌پیشه ( طلا )

https://t.me/kellidd
👌1
با استکان چای که پُر رنگ تر شده
همراه یک دلی که کمی تنگ تر شده

می خواستم کنار تو باشم، که روزگار
انگار از همیشه دلش سنگ تر شده

هی تند هورت میکشم این چای تلخ را
آن قدر خورده ام که سَرَم مَنگ تر شده

دستم به ساز می رود و هم نمی رود
هرچند از همیشه خوش آهنگ تر شده

از خود بپرس درد جدایی چه کرده است
با استکان چای که پُر رنگ تر شده...

                                               #حامدرفیعی

https://t.me/kellidd
👌1