پر از بغضم ، پر از دردم ، غمانگیزم ، پریشانم
فقط از حال خود اینقدر میدانم ، نمیدانم
به صبح شنبهی زندانیان بیملاقاتی
به عصر جمعهی یک پادگان در مرز میمانم
به قدر دوری یک مادر از طفلش دلم تنگ است
شبیه کودکی جا مانده از بابا پریشانم
تو فروردین بکر و بانشاط و پاک گیلانی
شلوغم ، خستهام ، آلودهام ، پاییز تهرانم
نه طبع رشکانگیزی ، نه دیگر شوق لبریزی
تو وقتی نیستی شعری نمیگویم ، نمیخوانم
سراغت را که میگیرند با افسوس میگویم
نمیدانم ، نمیدانم ، نمیدانم ،نمیدانم
#عمران_بهروج
https://t.me/kellidd
فقط از حال خود اینقدر میدانم ، نمیدانم
به صبح شنبهی زندانیان بیملاقاتی
به عصر جمعهی یک پادگان در مرز میمانم
به قدر دوری یک مادر از طفلش دلم تنگ است
شبیه کودکی جا مانده از بابا پریشانم
تو فروردین بکر و بانشاط و پاک گیلانی
شلوغم ، خستهام ، آلودهام ، پاییز تهرانم
نه طبع رشکانگیزی ، نه دیگر شوق لبریزی
تو وقتی نیستی شعری نمیگویم ، نمیخوانم
سراغت را که میگیرند با افسوس میگویم
نمیدانم ، نمیدانم ، نمیدانم ،نمیدانم
#عمران_بهروج
https://t.me/kellidd
توی شیرینی ، تو اول ، قند دوم می شود
مزه سوهان اعلا پیش تو گم می شود
بین قطاب و گز و نقل محلی ساده است
حدس اینکه طعم لب های تو چندم می شود
روزها رد میشود، چشمت شرابی کهنهتر
پلکهایت کم کَمک تبدیل به خُم میشود
هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال
جمعیت آنجا گرفتار تراکم میشود
چشم بسته، هر کسی بویت کند توی سرش
باغهای پرگُلِ قمصر تجسم میشود
ماه را جای تو می گیرم نمی دانم چرا
اینقدر این روزها سوءتفاهم می شود!
دود کن اسپند را، چشم حسود از دیدنت
شورِ شور، اصلا دو تا دریاچهی قم میشود
وقتِ شرعی، لطف کن از پیش مسجد رد نشو
موجبات سستیِ ایمان مردم میشود
وسوسه یعنی تو ! شالیزار هم یعنی بهشت
بیخودی آدم دچار سیب و گندم می شود...
https://t.me/kellidd
مزه سوهان اعلا پیش تو گم می شود
بین قطاب و گز و نقل محلی ساده است
حدس اینکه طعم لب های تو چندم می شود
روزها رد میشود، چشمت شرابی کهنهتر
پلکهایت کم کَمک تبدیل به خُم میشود
هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال
جمعیت آنجا گرفتار تراکم میشود
چشم بسته، هر کسی بویت کند توی سرش
باغهای پرگُلِ قمصر تجسم میشود
ماه را جای تو می گیرم نمی دانم چرا
اینقدر این روزها سوءتفاهم می شود!
دود کن اسپند را، چشم حسود از دیدنت
شورِ شور، اصلا دو تا دریاچهی قم میشود
وقتِ شرعی، لطف کن از پیش مسجد رد نشو
موجبات سستیِ ایمان مردم میشود
وسوسه یعنی تو ! شالیزار هم یعنی بهشت
بیخودی آدم دچار سیب و گندم می شود...
" جواد منفرد "
https://t.me/kellidd
😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون لیلی و شورش حال او بگفتند که با کمال فضل و بلاغت سر در بیابان نهاده است و زمام عقل از دست داده.
بفرمودش تا حاضر آوردند و ملامت کردن گرفت که: «در شرف نفس انسان چه خلل دیدی که خوی بهایم گرفتی و ترک عشرت مردم گفتی؟»
گفت:
کاش کآنان که عیب من جستند
رویت ای دلستان بدیدندی
تا به جای ترنج در نظرت
بیخبر دستها بریدندی
ملک را در دل آمد جمال لیلی مطالعه کردن تا چه صورت است موجب چندین فتنه.
بفرمودش طلب کردن. در احیاء عرب بگردیدند و به دست آوردند و پیش ملک در صحن سراچه بداشتند. ملک در هیأت او نظر کرد. شخصی دید سیه فام باریک اندام. در نظرش حقیر آمد، به حکم آن که کمترین خدّام حرم او به جمال از او در پیش بودند و به زینت بیش.
مجنون به فراست دریافت، گفت: «از دریچهٔ چشم مجنون باید در جمال لیلی نظر کردن تا سرّ مشاهدهٔ او بر تو تجلی کند».
تندرستان را نباشد درد ریش
جز به همدردی نگویم درد خویش
گفتن از زنبور بیحاصل بود
با یکی در عمر خود ناخورده نیش
تا تو را حالی نباشد همچو ما
حال ما باشد تو را افسانه پیش
سوز من با دیگری نسبت مکن
او نمک بر دست و من بر عضو ریش
#گلستان
#سعدی
https://t.me/kellidd
بفرمودش تا حاضر آوردند و ملامت کردن گرفت که: «در شرف نفس انسان چه خلل دیدی که خوی بهایم گرفتی و ترک عشرت مردم گفتی؟»
گفت:
کاش کآنان که عیب من جستند
رویت ای دلستان بدیدندی
تا به جای ترنج در نظرت
بیخبر دستها بریدندی
ملک را در دل آمد جمال لیلی مطالعه کردن تا چه صورت است موجب چندین فتنه.
بفرمودش طلب کردن. در احیاء عرب بگردیدند و به دست آوردند و پیش ملک در صحن سراچه بداشتند. ملک در هیأت او نظر کرد. شخصی دید سیه فام باریک اندام. در نظرش حقیر آمد، به حکم آن که کمترین خدّام حرم او به جمال از او در پیش بودند و به زینت بیش.
مجنون به فراست دریافت، گفت: «از دریچهٔ چشم مجنون باید در جمال لیلی نظر کردن تا سرّ مشاهدهٔ او بر تو تجلی کند».
تندرستان را نباشد درد ریش
جز به همدردی نگویم درد خویش
گفتن از زنبور بیحاصل بود
با یکی در عمر خود ناخورده نیش
تا تو را حالی نباشد همچو ما
حال ما باشد تو را افسانه پیش
سوز من با دیگری نسبت مکن
او نمک بر دست و من بر عضو ریش
#گلستان
#سعدی
https://t.me/kellidd
👌1
شب تيره و ره دراز و من حيران
فانوس گرفته او به راه من
بر شعله بیشکيب فانوسش
وحشت زده میدود نگاه من
بر ما چه گذشت؟ کس چه میداند
در بستر سبزههای تر دامان
گویی که لبش به گردنم آويخت
الماس هزار بوسه سوزان
بر ما چه گذشت؟ کس چه میداند
من او شدم، او خروش درياها
من بوته وحشی نيازی گرم
او زمزمه نسيم صحراها
من تشنه ميان بازوان او
همچون علفی ز شوق رویيدم
تا عطر شکوفههای لرزان را
در جام شب شکفته نوشيدم
باران ستاره ريخت بر مويم
از شاخه تکدرخت خاموشی
در بستر سبزههای تر دامان
من ماندم و شعلههای آغوشی
میترسم از اين نسيم بیپروا
گر با تنم اينچنين درآويزد
ترسم که ز پيکرم ميان جمع
عطر علف فشرده برخيزد
#فروغ_فرخزاد
https://t.me/kellidd
فانوس گرفته او به راه من
بر شعله بیشکيب فانوسش
وحشت زده میدود نگاه من
بر ما چه گذشت؟ کس چه میداند
در بستر سبزههای تر دامان
گویی که لبش به گردنم آويخت
الماس هزار بوسه سوزان
بر ما چه گذشت؟ کس چه میداند
من او شدم، او خروش درياها
من بوته وحشی نيازی گرم
او زمزمه نسيم صحراها
من تشنه ميان بازوان او
همچون علفی ز شوق رویيدم
تا عطر شکوفههای لرزان را
در جام شب شکفته نوشيدم
باران ستاره ريخت بر مويم
از شاخه تکدرخت خاموشی
در بستر سبزههای تر دامان
من ماندم و شعلههای آغوشی
میترسم از اين نسيم بیپروا
گر با تنم اينچنين درآويزد
ترسم که ز پيکرم ميان جمع
عطر علف فشرده برخيزد
#فروغ_فرخزاد
https://t.me/kellidd
تو که میآیی
معنا
از پشتِ واژهها بیرون میافتد
و من
میفهمم
که بعضی حضورها
برای بودن نیستند
برای فهمیدناند
نه در تو
چیزی کامل میشود
نه در من
چیزی تمام
فقط
جهان
از حالتِ عادت خارج میشود
و من
برای لحظهای کوتاه
میفهمم
که زندگی
شاید پاسخ نیست
سؤالِ درست است
تو میگذری
و آنچه میماند
نه خاطره است
نه فقدان
فقط
تغییرِ شکلِ نگاه به زندگی است.
#مینـــــو_پنــــاهپـــور
https://t.me/kellidd
معنا
از پشتِ واژهها بیرون میافتد
و من
میفهمم
که بعضی حضورها
برای بودن نیستند
برای فهمیدناند
نه در تو
چیزی کامل میشود
نه در من
چیزی تمام
فقط
جهان
از حالتِ عادت خارج میشود
و من
برای لحظهای کوتاه
میفهمم
که زندگی
شاید پاسخ نیست
سؤالِ درست است
تو میگذری
و آنچه میماند
نه خاطره است
نه فقدان
فقط
تغییرِ شکلِ نگاه به زندگی است.
#مینـــــو_پنــــاهپـــور
https://t.me/kellidd
🌻
به شوق نور در ظلمت قدم بردار
به این غمهای جان آزار دل مسپار
#فریدونمشیری
الهی داشته هایتان چنان پررنگ شود
که غم نداشته هایتان آزارتان ندهد...
سلاااام و مهر ☀️🌻
صبحتون بخیر🍃🌼
روزگارتون سرشار از حس خوب زندگی🌹❤️
🌞
https://t.me/kellidd
به شوق نور در ظلمت قدم بردار
به این غمهای جان آزار دل مسپار
#فریدونمشیری
الهی داشته هایتان چنان پررنگ شود
که غم نداشته هایتان آزارتان ندهد...
سلاااام و مهر ☀️🌻
صبحتون بخیر🍃🌼
روزگارتون سرشار از حس خوب زندگی🌹❤️
🌞
https://t.me/kellidd
🙏1
یک روز حوالیِ همین صبح
دوباره می بینمت
دوباره دل می بندم
دوباره جان می گیرم
و دوباره عاشقت میشوم
یک روز حوالیِ همین صبح
به چشمهایت می آیم
و مثلِ هـر بار دلت را از آنِ خودم میکنم
یک روز حوالیِ همین صبح مثلِ هــر روز .
#ابراهیم_حسینی_مطرب
https://t.me/kellidd
دوباره می بینمت
دوباره دل می بندم
دوباره جان می گیرم
و دوباره عاشقت میشوم
یک روز حوالیِ همین صبح
به چشمهایت می آیم
و مثلِ هـر بار دلت را از آنِ خودم میکنم
یک روز حوالیِ همین صبح مثلِ هــر روز .
#ابراهیم_حسینی_مطرب
https://t.me/kellidd
👏1
Hata Age Piram Beshi
Mazyar Fallahi
❤️🔥
ما همدیگر را اتفاقی دیدیم،
همدیگر را بازشناختیم،
تسلیمِ هم شدیم،
عشقی آتشین از بلورِ ناب ساختیم،
آیا به خوشبختیمان و آنچه نصیبمان شده حواست هست؟
📕 #خطاب_به_عشق
#آلبر_کامو
🧿
https://t.me/kellidd
ما همدیگر را اتفاقی دیدیم،
همدیگر را بازشناختیم،
تسلیمِ هم شدیم،
عشقی آتشین از بلورِ ناب ساختیم،
آیا به خوشبختیمان و آنچه نصیبمان شده حواست هست؟
📕 #خطاب_به_عشق
#آلبر_کامو
🧿
https://t.me/kellidd
👌1
چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
چه خیالات دگر مست درآید به میان
گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند
وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان
هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند
همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان
سخنم مست شود از صفتی و صد بار
از زبانم به دلم آید و از دل به زبان
سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران
همه بر همدگر از بس که بمالند دهن
آن خیالات به هم درشکند او ز فغان
همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است
همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان
ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم
تا مفرح شود آن را که بود دیده جان
#مولانا
https://t.me/kellidd
چه خیالات دگر مست درآید به میان
گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند
وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان
هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند
همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان
سخنم مست شود از صفتی و صد بار
از زبانم به دلم آید و از دل به زبان
سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران
همه بر همدگر از بس که بمالند دهن
آن خیالات به هم درشکند او ز فغان
همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است
همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان
ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم
تا مفرح شود آن را که بود دیده جان
#مولانا
https://t.me/kellidd
😍1
در آغوش تو
لبخند زدن ، پلڪ زدن
همانند نُت دل انڪَیزیست
ڪه سالها پیش ڪَم ڪردهام ،
تنت، بوی تمام شعرهای ِ
عاشقانهام را میدهد ،
من با تو،
متلاطم ترین موسیقی جهانم.
#پریناز_ارشد
https://t.me/kellidd
لبخند زدن ، پلڪ زدن
همانند نُت دل انڪَیزیست
ڪه سالها پیش ڪَم ڪردهام ،
تنت، بوی تمام شعرهای ِ
عاشقانهام را میدهد ،
من با تو،
متلاطم ترین موسیقی جهانم.
#پریناز_ارشد
https://t.me/kellidd
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادت میاد یه روز برات دوست دارم میخوندم
با شوق رویت تا سحر چشم انتظار میموندم
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
خسته شدم از بس که با غریبه ها دیدمت
به راه عشق و عاشقی چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه من خودت سرای دیگرون
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
خسته شدم از بس که با غریبه ها دیدمت
به راه عشق و عاشقی چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه من خودت سرای دیگرون
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
https://t.me/kellidd
با شوق رویت تا سحر چشم انتظار میموندم
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
خسته شدم از بس که با غریبه ها دیدمت
به راه عشق و عاشقی چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه من خودت سرای دیگرون
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
خسته شدم از بس که با غریبه ها دیدمت
به راه عشق و عاشقی چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه من خودت سرای دیگرون
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
https://t.me/kellidd
👌1
The Kiss_Trevor Jones and Randy Edelman - (The Last of the Mohicans…
@Euterpe_Calliope
🖌🎼
The Kiss
Trevor Jones & Randy Edelman
The Last of the Mohicans_
1992
"روز جهانی بوسه" را با یکی از ماندگارترین قطعات سینما یادآوری میکنیم. قطعهٔ "بوسه" از #موسیقی_متن_فیلم _مایکل مان "آخرین موهیکان "
قطعهای حماسی که بوسه را نه در لب که در نتهایش جاودانه کردهاست. "ترور جونز" و "رندی ادلمن" در این قطعه آنچنان ریتم و ملودی را در هم گره زدهاند که انگار دو نفر در میان هیاهوی جنگ و آشوب یکدیگر را یافته و لحظهای برای خودشان وقت میدزدند و عشق در اوج خطر و التهاب فرصت بودن را در نغمهای پرشور غنیمت شمرده و خود را در آن به زیبایی ماندگار میکند.
امیدوارم امروز حتی اگر کسی در کنارتان نیست... با خاطرهای که برایتان مانده...صلح کنید.🙏❤️
https://t.me/kellidd
The Kiss
Trevor Jones & Randy Edelman
The Last of the Mohicans_
1992
"روز جهانی بوسه" را با یکی از ماندگارترین قطعات سینما یادآوری میکنیم. قطعهٔ "بوسه" از #موسیقی_متن_فیلم _مایکل مان "آخرین موهیکان "
قطعهای حماسی که بوسه را نه در لب که در نتهایش جاودانه کردهاست. "ترور جونز" و "رندی ادلمن" در این قطعه آنچنان ریتم و ملودی را در هم گره زدهاند که انگار دو نفر در میان هیاهوی جنگ و آشوب یکدیگر را یافته و لحظهای برای خودشان وقت میدزدند و عشق در اوج خطر و التهاب فرصت بودن را در نغمهای پرشور غنیمت شمرده و خود را در آن به زیبایی ماندگار میکند.
امیدوارم امروز حتی اگر کسی در کنارتان نیست... با خاطرهای که برایتان مانده...صلح کنید.🙏❤️
بگذار خاکسترهای دیرین دلها را
بجوییم که سوختند،
و بگذار بوسههایمان
آنجا را لمس کنند،
یکی یکی، تا گل بیجسم
بار دیگر برخیزد.
✍"پابلو نرودا"
https://t.me/kellidd
👏1
مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد
گر در خیال خلق، پریوار بگذری
فریاد در نهاد بنیآدم اوفتد
افتاده تو شد دلم ای دوست دستْ گیر
در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد
در رویت آن که تیغ نظر میکشد به جهل
مانند من به تیر بلا محکم اوفتد
مَشکن دلم که حقهٔ راز نهان توست
ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد
وقتست اگر بیایی و لب بر لبم نهی
چندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد
#سعدی صبور باش بر این ریشِ دردناک
باشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد
https://t.me/kellidd
کآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد
گر در خیال خلق، پریوار بگذری
فریاد در نهاد بنیآدم اوفتد
افتاده تو شد دلم ای دوست دستْ گیر
در پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد
در رویت آن که تیغ نظر میکشد به جهل
مانند من به تیر بلا محکم اوفتد
مَشکن دلم که حقهٔ راز نهان توست
ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد
وقتست اگر بیایی و لب بر لبم نهی
چندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد
#سعدی صبور باش بر این ریشِ دردناک
باشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد
https://t.me/kellidd
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا گفته ای غلام توأم می فروشنت
چون برده ای به قیمت کم می فروشنت
گاهی به اسم شرع، و گاهی برای نان
نامردمان قدم به قدم می فروشنت
دیگر به هیچ حادثه ای اعتبار نیست
حتی میان شادی و غم می فروشنت
هرکس که گفت با تو رفیقم رفیق نیست
این قوم جای جود و کرم، می فروشنت
با ادعای باکره گی در مقام عشق
احساس های فاحشه هم می فروشنت
وقتی تمام مردم این شهر شاعرند!
چیزی شبیه شعر و قلم می فروشنت
#محمدنجفینوکاشتی
https://t.me/kellidd
چون برده ای به قیمت کم می فروشنت
گاهی به اسم شرع، و گاهی برای نان
نامردمان قدم به قدم می فروشنت
دیگر به هیچ حادثه ای اعتبار نیست
حتی میان شادی و غم می فروشنت
هرکس که گفت با تو رفیقم رفیق نیست
این قوم جای جود و کرم، می فروشنت
با ادعای باکره گی در مقام عشق
احساس های فاحشه هم می فروشنت
وقتی تمام مردم این شهر شاعرند!
چیزی شبیه شعر و قلم می فروشنت
#محمدنجفینوکاشتی
https://t.me/kellidd
👌1
برگها را تا خزان بر روی دوشِ باد برد
تازه فهمیدم که غم را میشود از یاد برد
باد و باران هم تبانی کردهاند این روزها
ناودان روی لبانش هرچه میافتاد برد
کوچه سرمست از ترنمهای یادت میشود
ظاهر اردیبهشتی را تب خرداد برد
زندگی زیبایی محض است باور میکنی
عشق را هم میتوان تا ناکجاآباد برد
دفترم را رو به چتر خاطرت وا میکنم
خاطراتت هر چه غیر از عشق یادم داد برد!
#صفیه_قومنجانی
https://t.me/kellidd
تازه فهمیدم که غم را میشود از یاد برد
باد و باران هم تبانی کردهاند این روزها
ناودان روی لبانش هرچه میافتاد برد
کوچه سرمست از ترنمهای یادت میشود
ظاهر اردیبهشتی را تب خرداد برد
زندگی زیبایی محض است باور میکنی
عشق را هم میتوان تا ناکجاآباد برد
دفترم را رو به چتر خاطرت وا میکنم
خاطراتت هر چه غیر از عشق یادم داد برد!
#صفیه_قومنجانی
https://t.me/kellidd
👌1
دشتهایی چه فراخ!
کوههایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی میآمد!
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم:
پِیِ خوابی شاید،
پِیِ نوری، ریگی، لبخندی...
#سهراب_سپهری
درود ، صبحتان بخیر
دلتون روشن
روزتان شیرین
لحظه هاتون رنگین
روزگارتون بهترین باد 🙏☺️☘
🌞
https://t.me/kellidd
کوههایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی میآمد!
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم:
پِیِ خوابی شاید،
پِیِ نوری، ریگی، لبخندی...
#سهراب_سپهری
درود ، صبحتان بخیر
دلتون روشن
روزتان شیرین
لحظه هاتون رنگین
روزگارتون بهترین باد 🙏☺️☘
🌞
https://t.me/kellidd
🙏1
زل زدم بر باغ رخسارت بهار آمد بیاد
شانه کردی موج گیسو را سه تار آمد بیاد
از گرامافون شنیدم قطعه ای از رودکی
بوی ِ جوی ِ مولیان و یادِ یار آمد بیاد
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا"
چشم خیس و حبس بغض شهریار آمد بیاد
پشت باغ اطلسی با دیدنِ رنگ لبت
شهدِ انگور و انارِ خوشگوار آمد بیاد
مینوشتم پشت میزم از تو و اسطورهها
شرح حالِ چهره هایِ ماندگار آمد بیاد
در خیابانِ نمازی چادر افتاد از سرت
دلگشای ِ حافظ ِ والا تبار آمد بیاد
در غروب جمعه دلگیرم نکن بانو عسل
در نبودت کوچه های انتظار آمد بیاد
#علی_قیصری
https://t.me/kellidd
شانه کردی موج گیسو را سه تار آمد بیاد
از گرامافون شنیدم قطعه ای از رودکی
بوی ِ جوی ِ مولیان و یادِ یار آمد بیاد
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا"
چشم خیس و حبس بغض شهریار آمد بیاد
پشت باغ اطلسی با دیدنِ رنگ لبت
شهدِ انگور و انارِ خوشگوار آمد بیاد
مینوشتم پشت میزم از تو و اسطورهها
شرح حالِ چهره هایِ ماندگار آمد بیاد
در خیابانِ نمازی چادر افتاد از سرت
دلگشای ِ حافظ ِ والا تبار آمد بیاد
در غروب جمعه دلگیرم نکن بانو عسل
در نبودت کوچه های انتظار آمد بیاد
#علی_قیصری
https://t.me/kellidd
👌1
من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام
سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام
چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام
شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام
این همه تند مرو ، شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام
https://t.me/kellidd
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام
سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام
چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام
شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام
این همه تند مرو ، شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام
"فریدون مشیری"
https://t.me/kellidd
👏1
🤍
گرچه دیشب باز هم با چشمهای تر گذشت
دستکم شادم که از عمرم شبی دیگر گذشت
عشق ورزیدم که شاید کم شود تنهاییام
روزهای عاشقی، دور از تو، تنهاتر گذشت
پیله کردنهای من، پروا نکردن های تو
عمر ما ای دوست، با آزار یکدیگر گذشت
آنچه میبینی تو از من، داستان من نبود
فرق بسیاریست بین سرنوشت و سرگذشت
بیشکایت بودنم عمری عذابت میدهد
گاه پنهان است دست انتقامی در گذشت
مرگ اگر میبود، میرفتم به استقبال او
شکر میگفتم که این عمر ملال آور گذشت
تا ابد شبهای تو از عشق، گرم و روشن است
گرچه عمر آتش من، زیر خاکستر گذشت
https://t.me/kellidd
گرچه دیشب باز هم با چشمهای تر گذشت
دستکم شادم که از عمرم شبی دیگر گذشت
عشق ورزیدم که شاید کم شود تنهاییام
روزهای عاشقی، دور از تو، تنهاتر گذشت
پیله کردنهای من، پروا نکردن های تو
عمر ما ای دوست، با آزار یکدیگر گذشت
آنچه میبینی تو از من، داستان من نبود
فرق بسیاریست بین سرنوشت و سرگذشت
بیشکایت بودنم عمری عذابت میدهد
گاه پنهان است دست انتقامی در گذشت
مرگ اگر میبود، میرفتم به استقبال او
شکر میگفتم که این عمر ملال آور گذشت
تا ابد شبهای تو از عشق، گرم و روشن است
گرچه عمر آتش من، زیر خاکستر گذشت
#سجاد_رشیدی_پور
https://t.me/kellidd
👌1