Forwarded from ─═हई♚ امـــــیـــــد ♚ईह═─
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال ۱۳۵۱ در خیابان مولوی جلوی در خانه ای رها شده بود، یه معلمی پیداش کرد و چند روز بعد به پرورشگاه نارمک تحویلش داد. چون خیلی گریه میکرد اسمشو اشک گذاشتن.
مدتی بعد یه زوج سوئدی، او را به فرزندی پذیرفتند....
تاثیر فرهنگ جوامع مختلف در نوع تربیت رو میشه تو این پست به وضوح درک کرد.
https://t.me/kellidd
مدتی بعد یه زوج سوئدی، او را به فرزندی پذیرفتند....
تاثیر فرهنگ جوامع مختلف در نوع تربیت رو میشه تو این پست به وضوح درک کرد.
https://t.me/kellidd
دنیا اگرچه کوچک و بیقدر و قیمت است
کوتهنظر مباش بزرگی به همت است
لطف خداست موهبت زندگی ولی
وقتی عمیق مینگری مرگ نعمت است
جای شراب هرچه به ما خوندل دهند
راهی به جز قبول نداریم، قسمت است
تا کی ستون صبر زدن زیر بار غم
گاهی خراب کردن سقفی مرمت است
گیرم مجال صید در این بیشهزار نیست
وقتی کمان شکسته، تماشا غنیمت است
#فاضلنظری
https://t.me/kellidd
کوتهنظر مباش بزرگی به همت است
لطف خداست موهبت زندگی ولی
وقتی عمیق مینگری مرگ نعمت است
جای شراب هرچه به ما خوندل دهند
راهی به جز قبول نداریم، قسمت است
تا کی ستون صبر زدن زیر بار غم
گاهی خراب کردن سقفی مرمت است
گیرم مجال صید در این بیشهزار نیست
وقتی کمان شکسته، تماشا غنیمت است
#فاضلنظری
https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم
#مولانا
https://t.me/kellidd
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم
#مولانا
https://t.me/kellidd
میگفت:
«دلتان خوش باشد الهی»
میگفت: مهم دل آدم است که خوش باشد.
دل که خوش بود بقیه چیزها حل است.
دل هم که ساده است.
خوش میشود به همین چیزهای ساده؛
به سلامی، به گلی، شعری،
به یک پیاله چایی
#محبوبه_احمدی
https://t.me/kellidd
«دلتان خوش باشد الهی»
میگفت: مهم دل آدم است که خوش باشد.
دل که خوش بود بقیه چیزها حل است.
دل هم که ساده است.
خوش میشود به همین چیزهای ساده؛
به سلامی، به گلی، شعری،
به یک پیاله چایی
#محبوبه_احمدی
https://t.me/kellidd
Me Jaan_Parastoo Ahmadi
@Euterpe_Calliope
🖌🎼
ترانهٔ "مِه جان"
خواننده "پرستو احمدی"
ترانهسرا "یاسر امیری"
آهنگساز "سهیل فقیه نصیری"
ترجمه متن ترانه 👇👇👇
" جانِ من"
تو بوی برنج من هستی
نور آفتاب من هستی
دل به دریا زدم
تو آب دریای من هستی
تو روز و شب ِ من هستی
تو فاخته (کوکوی کوه) من هستی
آره تو مالِ منی
تو گل من وُ چشم من هستی
تو صدای من وُ آواز من هستی
تو چشمِ منی
تو بارون ِ مازندران هستی
نوازش ِ موی سرِ من هستی
تو حرف وُ همصحبتِ من
وُ آواز منی
بارون و مه ( گریه )
از چشمات دور باشه
تو دعای من وُ حاجت من هستی
مثل نون تنوری هستی برای من
برکت گندم زارِ منی
بهار همراه تو میرسه برای من
تو شکوفهی درخت آلوچه هستی
آره تو گل من و چشم من هستی
تو صدای من وُ
نوای خواندنی برای من
تو چشمِ من هستی
تو بارون مازندرانی ...
https://t.me/kellidd
ترانهٔ "مِه جان"
خواننده "پرستو احمدی"
ترانهسرا "یاسر امیری"
آهنگساز "سهیل فقیه نصیری"
ترجمه متن ترانه 👇👇👇
" جانِ من"
تو بوی برنج من هستی
نور آفتاب من هستی
دل به دریا زدم
تو آب دریای من هستی
تو روز و شب ِ من هستی
تو فاخته (کوکوی کوه) من هستی
آره تو مالِ منی
تو گل من وُ چشم من هستی
تو صدای من وُ آواز من هستی
تو چشمِ منی
تو بارون ِ مازندران هستی
نوازش ِ موی سرِ من هستی
تو حرف وُ همصحبتِ من
وُ آواز منی
بارون و مه ( گریه )
از چشمات دور باشه
تو دعای من وُ حاجت من هستی
مثل نون تنوری هستی برای من
برکت گندم زارِ منی
بهار همراه تو میرسه برای من
تو شکوفهی درخت آلوچه هستی
آره تو گل من و چشم من هستی
تو صدای من وُ
نوای خواندنی برای من
تو چشمِ من هستی
تو بارون مازندرانی ...
https://t.me/kellidd
😍1
تو را دوست دارم ولی رو نکردم
فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم
نگفتم، که روزی که گفتم بگویی:
«کفِ دست خود را که من بو نکردم!»
ضمیر مخاطب برایم «تو» بودی
به غیر از تو، من قصدی از «او» نکردم
سرم با تو چرخید هر سو که رفتی
دلم را به غیر تو همسو نکردم
به پیش حسودانِ تو اعتنایی
به یاوهسراییِ بدگو نکردم
خودت را، خودت را... تو را دوست دارم
تو را دوست دارم، ولی رو نکردم
#قیصر_امین_پور
https://t.me/kellidd
فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم
نگفتم، که روزی که گفتم بگویی:
«کفِ دست خود را که من بو نکردم!»
ضمیر مخاطب برایم «تو» بودی
به غیر از تو، من قصدی از «او» نکردم
سرم با تو چرخید هر سو که رفتی
دلم را به غیر تو همسو نکردم
به پیش حسودانِ تو اعتنایی
به یاوهسراییِ بدگو نکردم
خودت را، خودت را... تو را دوست دارم
تو را دوست دارم، ولی رو نکردم
#قیصر_امین_پور
https://t.me/kellidd
هوا شرجی، خیابان خیس، با کفشِ کتانیها
چه آسان زندگی را میدویدیم از جوانیها
چقدر آن روزها سر به هوا در کوچه میخواندیم
دوتایی یک غزل را... بی هوا مثل روانیها
و باران نم نمک موسیقیِ متن غـزل میشد
دُ رِ می فا سُ لا سی می چکید از ناودانیها
عسل میریزد از کندو تو وقتی شعر میخوانی
شکر وصف قشنگی نیست در شیرین زبانیها
تو آن شعر سپیدی که برایت حرف میسازند
حسودی میکنند از بس که با ذوقم فلانیها
خبر داری همیشه از دلم هرچند خاموشم
زبانِ همدلیها باش در این بی زبانیها
قدم بگذار کم کم روی فرش قـرمز شعرم
تو مشهوری همیشه با همین دامن کشانیها
و نصفِ... نه! جهانم هستی و من دوستت دارم
همان اندازه که «نصف جهان» را اصفهانیها
#سید_محمد_عارف_حسینی
https://t.me/kellidd
چه آسان زندگی را میدویدیم از جوانیها
چقدر آن روزها سر به هوا در کوچه میخواندیم
دوتایی یک غزل را... بی هوا مثل روانیها
و باران نم نمک موسیقیِ متن غـزل میشد
دُ رِ می فا سُ لا سی می چکید از ناودانیها
عسل میریزد از کندو تو وقتی شعر میخوانی
شکر وصف قشنگی نیست در شیرین زبانیها
تو آن شعر سپیدی که برایت حرف میسازند
حسودی میکنند از بس که با ذوقم فلانیها
خبر داری همیشه از دلم هرچند خاموشم
زبانِ همدلیها باش در این بی زبانیها
قدم بگذار کم کم روی فرش قـرمز شعرم
تو مشهوری همیشه با همین دامن کشانیها
و نصفِ... نه! جهانم هستی و من دوستت دارم
همان اندازه که «نصف جهان» را اصفهانیها
#سید_محمد_عارف_حسینی
https://t.me/kellidd
❤🔥1
طاقت نداشت قبل زمانش گذاشت رفت
قلب مرا ته چمدانش گذاشت رفت
کمکم خودش بهار شد و لانهی مرا
پاسوز روزهای خزانش گذاشت، رفت
خندید تا خیال کنم مهربان شده است
مرهم به روی زخم زبانش گذاشت رفت
در را به روی خاطره بست و کلید را
کنج کجای دنج جهانش گذاشت رفت؟
اصلا نگفت با چه کسی، تا کجا؟چه وقت؟
"من" را دوباره دلنگرانش گذاشت رفت
او یک پرنده بود و در این برف ها مرا
در جست وجوی رد و نشانش گذاشت رفت
او رفت و با تمام توان دوست دارمش
او را که با تمام توانش گذاشت رفت
#رحمان_بشردوست
https://t.me/kellidd
قلب مرا ته چمدانش گذاشت رفت
کمکم خودش بهار شد و لانهی مرا
پاسوز روزهای خزانش گذاشت، رفت
خندید تا خیال کنم مهربان شده است
مرهم به روی زخم زبانش گذاشت رفت
در را به روی خاطره بست و کلید را
کنج کجای دنج جهانش گذاشت رفت؟
اصلا نگفت با چه کسی، تا کجا؟چه وقت؟
"من" را دوباره دلنگرانش گذاشت رفت
او یک پرنده بود و در این برف ها مرا
در جست وجوی رد و نشانش گذاشت رفت
او رفت و با تمام توان دوست دارمش
او را که با تمام توانش گذاشت رفت
#رحمان_بشردوست
https://t.me/kellidd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و من
سفارشِ جانَم را به تو میکنم
چرا که او
بیشتر به سویِ تو میآید
تا پیشِ من.
#احمد_شوقی
https://t.me/kellidd
سفارشِ جانَم را به تو میکنم
چرا که او
بیشتر به سویِ تو میآید
تا پیشِ من.
#احمد_شوقی
https://t.me/kellidd
👌1
اولٖ صبح است
خیز کآخر دنیا فناست
صحبت یار عزیز
حاصل دور بقاست
یک دمه دیدار دوست
هر دو جهانش بهاست
درد دل دوستان
گر تو پسندی رواست
#سعدی
درود ، صبحتان بخیر
امروزتون
پر از خیر و برکت
پر از موفقیت و
پر از محبت و ...
بهترین ها را برایتان آرزو دارم
روزگارتون زیبا 🙏☺️☘
🌞
https://t.me/kellidd
خیز کآخر دنیا فناست
صحبت یار عزیز
حاصل دور بقاست
یک دمه دیدار دوست
هر دو جهانش بهاست
درد دل دوستان
گر تو پسندی رواست
#سعدی
درود ، صبحتان بخیر
امروزتون
پر از خیر و برکت
پر از موفقیت و
پر از محبت و ...
بهترین ها را برایتان آرزو دارم
روزگارتون زیبا 🙏☺️☘
🌞
https://t.me/kellidd
🍾1
Panah
Salar Aghili
💞
صد بوسه دادهایم امانت به دستِ باد
تا کِی تو را نسیم ببوسد به جای ما؟
#احسان_انصاری
🧿
https://t.me/kellidd
صد بوسه دادهایم امانت به دستِ باد
تا کِی تو را نسیم ببوسد به جای ما؟
#احسان_انصاری
🧿
https://t.me/kellidd
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بفرست براش❤️
یک بغل
عطر تنت را
به تنم هدیه کنی
به جهانی ندهم
حبس در آغوشت را...
#حمید_رضا_یگانه
🧿
https://t.me/kellidd
یک بغل
عطر تنت را
به تنم هدیه کنی
به جهانی ندهم
حبس در آغوشت را...
#حمید_رضا_یگانه
🧿
https://t.me/kellidd
❤1👌1
شانه بر زلف پریشان زده ای به به و به
دست بر منظرۀ جان زده ای به به و به
آفتاب از چه طرف سرزده امروز، که سر
به من بی سر و سامان زده ای؟ به به و به
صبح از دست تو پیرآهن طاقت زده چاک
تا سر از چاک گریبان زدهای به به و به
من خراباتیم از چشم تو پیداست که دی
باده در خلوت رندان زدهای به به و به
تن یک لایی من بازوی تو سیلی عشق
تو مگر رستم دستان زدهای به به و به
عارف اینگونه سخن از دگران ممکن نیست
دست بالاتر از امکان زدهای به به و به
#عارف_قزوینی
https://t.me/kellidd
دست بر منظرۀ جان زده ای به به و به
آفتاب از چه طرف سرزده امروز، که سر
به من بی سر و سامان زده ای؟ به به و به
صبح از دست تو پیرآهن طاقت زده چاک
تا سر از چاک گریبان زدهای به به و به
من خراباتیم از چشم تو پیداست که دی
باده در خلوت رندان زدهای به به و به
تن یک لایی من بازوی تو سیلی عشق
تو مگر رستم دستان زدهای به به و به
عارف اینگونه سخن از دگران ممکن نیست
دست بالاتر از امکان زدهای به به و به
#عارف_قزوینی
https://t.me/kellidd
بیا دوباره ماهِ من، کنار قلبِ کوچکم..
از انزوای پنجره،، بتاب بر اتاقکم..
تلنگری بزن ببین،، چه زود گریه میکنم..
سکوت کردهام ولی، به یاد تو، چه کودکم..
به لهجهی ترانهها، بخند و با بهانهای..
به من بگو نگارکم،،عزیزکم،،عروسکم..
به روی سرو قامتت خیال کن تنِ مرا..
و دورِ گردنت ببین، حریرِ دستِ پیچکم..
بنوش جرعهای شراب، و یا که مستِازغزل..
برقص با طنینِ شاد و دلنوازِ تُنبکم..
نفس بریز در رگم،، که با تو زندگی کنم..
شبیه آبشارِ خون، برای نبضِ اندکم..
نوشتهام تو را به عشق،میانِ واژههای لال..
بیا غزل بساز از، سروده های تکتکم..
تفاوتی نمیکند به زمزمه، به چهچه،،
بخوان که دل سپردهام بهجانِتو، چکاوکم..
به لحن عاشقانهات، کمی نگاه کن مرا..
و بعدِ آن صدا بزن، مرا به اسمِ کوچکم..
#نگار_حسینی
https://t.me/kellidd
از انزوای پنجره،، بتاب بر اتاقکم..
تلنگری بزن ببین،، چه زود گریه میکنم..
سکوت کردهام ولی، به یاد تو، چه کودکم..
به لهجهی ترانهها، بخند و با بهانهای..
به من بگو نگارکم،،عزیزکم،،عروسکم..
به روی سرو قامتت خیال کن تنِ مرا..
و دورِ گردنت ببین، حریرِ دستِ پیچکم..
بنوش جرعهای شراب، و یا که مستِازغزل..
برقص با طنینِ شاد و دلنوازِ تُنبکم..
نفس بریز در رگم،، که با تو زندگی کنم..
شبیه آبشارِ خون، برای نبضِ اندکم..
نوشتهام تو را به عشق،میانِ واژههای لال..
بیا غزل بساز از، سروده های تکتکم..
تفاوتی نمیکند به زمزمه، به چهچه،،
بخوان که دل سپردهام بهجانِتو، چکاوکم..
به لحن عاشقانهات، کمی نگاه کن مرا..
و بعدِ آن صدا بزن، مرا به اسمِ کوچکم..
#نگار_حسینی
https://t.me/kellidd
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب آزارها فرمود و جایِ آشتی نگذاشت
مگر آهِ سحرخیزان سویِ گردون نخواهد شد؟
مرا روزِ ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد
خدا را محتسب ما را به فریادِ دَف و نِی بخش
که سازِ شرع از این افسانه بیقانون نخواهد شد
مجالِ من همین باشد که پنهان عشقِ او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
شرابِ لعل و جایِ امن و یارِ مهربان ساقی
دلا کی بِه شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
مشوی ای دیده نقشِ غم ز لوحِ سینهٔ #حافظ
که زخمِ تیغِ دلدار است و رنگِ خون نخواهد شد
https://t.me/kellidd
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب آزارها فرمود و جایِ آشتی نگذاشت
مگر آهِ سحرخیزان سویِ گردون نخواهد شد؟
مرا روزِ ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد
خدا را محتسب ما را به فریادِ دَف و نِی بخش
که سازِ شرع از این افسانه بیقانون نخواهد شد
مجالِ من همین باشد که پنهان عشقِ او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
شرابِ لعل و جایِ امن و یارِ مهربان ساقی
دلا کی بِه شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
مشوی ای دیده نقشِ غم ز لوحِ سینهٔ #حافظ
که زخمِ تیغِ دلدار است و رنگِ خون نخواهد شد
https://t.me/kellidd
آن بار گران رفت و دگر یار شما نیست
دل کندنم این بار به اصرار شما نیست
من رود پریشان و تو دریای غروری
دیگر به سرم خواهش دیدار شما نیست
یا تاب دلم کم شده یا ظلم تو بسیار
چون طاقتم اندازه آزار شما نیست
سوزاندن و له کردن من عادتتان شد
این آدم دلسوخته سیگار شما نیست
بیهوده پی پنجرهای بودم و دیدم
یک روزنه سرتاسر دیوار شما نیست
یک جور از آوار تنم ساده گذشتی
انگار که ویرانی من کار شما نیست
پایان مرا خوب تماشا کن و خود را
مفروش به آن کس که خریدار شما نیست
#مهدی_جوینی
https://t.me/kellidd
دل کندنم این بار به اصرار شما نیست
من رود پریشان و تو دریای غروری
دیگر به سرم خواهش دیدار شما نیست
یا تاب دلم کم شده یا ظلم تو بسیار
چون طاقتم اندازه آزار شما نیست
سوزاندن و له کردن من عادتتان شد
این آدم دلسوخته سیگار شما نیست
بیهوده پی پنجرهای بودم و دیدم
یک روزنه سرتاسر دیوار شما نیست
یک جور از آوار تنم ساده گذشتی
انگار که ویرانی من کار شما نیست
پایان مرا خوب تماشا کن و خود را
مفروش به آن کس که خریدار شما نیست
#مهدی_جوینی
https://t.me/kellidd
بهای خون مرا خاک خستهام پرداخت
که رود رود هدر رفت و کوه کوه گداخت
منی که وِرد زبانم دعای باران بود
زمانه آب دهان روی صورتم انداخت
خوشا غزل که بریزم به ساغر اغیار
که در قبیلهی من ، هیچکس مرا نشناخت
تفو بر آن صحرایی که در فراخی او
الاغ بر تن اَسبان سربریده بتاخت
امید قصر شدن را به تیشهای بستم
که خشتخشت مرا خود خراب کرد و نساخت
پناه بردهام از شرّ قوم خویش به خویش
کسی که از وطن خود شکست خورد ، نباخت
#محمدرضا_طاهری
https://t.me/kellidd
که رود رود هدر رفت و کوه کوه گداخت
منی که وِرد زبانم دعای باران بود
زمانه آب دهان روی صورتم انداخت
خوشا غزل که بریزم به ساغر اغیار
که در قبیلهی من ، هیچکس مرا نشناخت
تفو بر آن صحرایی که در فراخی او
الاغ بر تن اَسبان سربریده بتاخت
امید قصر شدن را به تیشهای بستم
که خشتخشت مرا خود خراب کرد و نساخت
پناه بردهام از شرّ قوم خویش به خویش
کسی که از وطن خود شکست خورد ، نباخت
#محمدرضا_طاهری
https://t.me/kellidd
چرا ز هم بگریزیم؟ راهمان که یکیست
سکوتمان، غممان، اشک و آهمان که یکیست
چرا ز هم بگریزیم؟ دست کم یک عمر
مسیر میکده و خانقاهمان که یکیست
تو آن سپیدی روزی، من این سیاهی شب
هنوز گردش خورشید و ماهمان که یکیست
تو از سلالهی لیلی، من از تبار جنون
اگر نه مثل همیم، اشتباهمان که یکیست
من و تو هر دو به دیوار و مرز معترضیم
چرا دو تودهی آتش؟ گناهمان که یکیست
اگرچه رابطههامان کمی کدر شده است
چه باک! حرف و حدیث نگاهمان که یکیست
#محمد_سلمانی
https://t.me/kellidd
سکوتمان، غممان، اشک و آهمان که یکیست
چرا ز هم بگریزیم؟ دست کم یک عمر
مسیر میکده و خانقاهمان که یکیست
تو آن سپیدی روزی، من این سیاهی شب
هنوز گردش خورشید و ماهمان که یکیست
تو از سلالهی لیلی، من از تبار جنون
اگر نه مثل همیم، اشتباهمان که یکیست
من و تو هر دو به دیوار و مرز معترضیم
چرا دو تودهی آتش؟ گناهمان که یکیست
اگرچه رابطههامان کمی کدر شده است
چه باک! حرف و حدیث نگاهمان که یکیست
#محمد_سلمانی
https://t.me/kellidd
گفتي بگو که در چه خيالي و حال چيست ؟
ما را خيال توست تو را در خيال چيست ؟
جانم به لب رسيد چه پرسي ز حال من ؟
چون قوت جواب ندارم سوال چيست ؟
بيذوق را ز لذت تيغت چه آگهي ؟
از حلق تشنه پرس که آب زلال چيست ؟
گفتم هميشه فکر وصال تو ميکنم
در خنده شد که اين همه فکر محال چيست ؟
دردا که عمر در شب هجران گذشت و من
آگه نيم هنوز که روز وصال چيست ؟
چون حل نميشود به سخن مشکلات عشق
در حيرتم که فايده ي قيل و قال چيست ؟
اي دم به دم به خون هلالي کشيده تيغ
مسکين چه کرد ؟ موجب چندين ملال چيست ؟
هلالي جغتايي
https://t.me/kellidd
ما را خيال توست تو را در خيال چيست ؟
جانم به لب رسيد چه پرسي ز حال من ؟
چون قوت جواب ندارم سوال چيست ؟
بيذوق را ز لذت تيغت چه آگهي ؟
از حلق تشنه پرس که آب زلال چيست ؟
گفتم هميشه فکر وصال تو ميکنم
در خنده شد که اين همه فکر محال چيست ؟
دردا که عمر در شب هجران گذشت و من
آگه نيم هنوز که روز وصال چيست ؟
چون حل نميشود به سخن مشکلات عشق
در حيرتم که فايده ي قيل و قال چيست ؟
اي دم به دم به خون هلالي کشيده تيغ
مسکين چه کرد ؟ موجب چندين ملال چيست ؟
هلالي جغتايي
https://t.me/kellidd
کجايي تو ، اي گرمي جان من ؟
که شد زندگي بي تو زندان من
کجايي تو اي تک چراغ شبم ؟
که دور از تو جان ميرسد بر لبم
لبم ، بوسه جوي لب نوش تست
در آغوش من بوي آغوش تست
به هر جا گلي ديده ، بو کرده ام
ز گلها تو را جستجو کرده ام
شب آمد ، سياهي جهان را گرفت
غم تو ، گريبانِ جان را گرفت
بيا اي درخشنده مهتاب من
که عشق تو برد از سرم خواب من
رهايم مکن در غمِ بي کسي
کنم ناله ، شايد به دادم رسي
خطاکارم ، اما ز من گوش کن
بيا رفته ها را فراموش کن
مهدي سهيلي
https://t.me/kellidd
که شد زندگي بي تو زندان من
کجايي تو اي تک چراغ شبم ؟
که دور از تو جان ميرسد بر لبم
لبم ، بوسه جوي لب نوش تست
در آغوش من بوي آغوش تست
به هر جا گلي ديده ، بو کرده ام
ز گلها تو را جستجو کرده ام
شب آمد ، سياهي جهان را گرفت
غم تو ، گريبانِ جان را گرفت
بيا اي درخشنده مهتاب من
که عشق تو برد از سرم خواب من
رهايم مکن در غمِ بي کسي
کنم ناله ، شايد به دادم رسي
خطاکارم ، اما ز من گوش کن
بيا رفته ها را فراموش کن
مهدي سهيلي
https://t.me/kellidd
❤1
من صید زخمخورده از پا فتادهام
رحمی، که بر سپردن جان، دل نهادهام
اظهار دوستی زبانی کند چو خصم
باور کنم محبتش، از بس که سادهام
از یمن عشق، دیدن رویم مبارک است
چون آفتاب، با همه کس رو گشادهام
ساقی، دلم مقید دام کدورت است
بستان ز چنگ غصه به یک جام بادهام
هرگز ارادهای نکنم آرزو، مباد
مردم گمان برند که صاحب ارادهام
ایمان به عشق دارم و گویم حدیث عقل
در باطنم سوار و به ظاهر پیادهام
قدسی نظر به خواری ظاهر مکن، که من
داغم، ولیک در بغل لاله زادهام
قدسی مشهدی
https://t.me/kellidd
رحمی، که بر سپردن جان، دل نهادهام
اظهار دوستی زبانی کند چو خصم
باور کنم محبتش، از بس که سادهام
از یمن عشق، دیدن رویم مبارک است
چون آفتاب، با همه کس رو گشادهام
ساقی، دلم مقید دام کدورت است
بستان ز چنگ غصه به یک جام بادهام
هرگز ارادهای نکنم آرزو، مباد
مردم گمان برند که صاحب ارادهام
ایمان به عشق دارم و گویم حدیث عقل
در باطنم سوار و به ظاهر پیادهام
قدسی نظر به خواری ظاهر مکن، که من
داغم، ولیک در بغل لاله زادهام
قدسی مشهدی
https://t.me/kellidd
👌1