Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان مختلف
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» عید فطر و نوروز ۱۴۰۵ را به عموم مردم ایران و بهویژه خانواده جانباختگان قیام دی ماه ۱۴۰۴ و تمامی سربداران یک سال اخیر که توسط حکومت مستبد و سرکوبگر «ولایت فقیه» به خاک و خون کشیده شدند را تبریک میگوید. از تمامی افراد، نهادهای صنفی معلمان، بازنشستگان، کارگران و خانواده محکومان به اعدام و همچنین رسانههای مستقل و تمامی کسانی که صدای محکومان به اعدام بودند کمال تشکر و قدردانی را داریم و امیدواریم سال ۱۴۰۵ سال آزادی ایران، ایران بدون شکنجه و اعدام باشد.
حکومت اعدامی در یک سال اخیر بالغ بر ۲۶۵۰ تن از هموطنانمان را در اقصی نقاط کشور به دار آویخت و به طور ظالمانه در شب عید نوروز سه تن از جوانان دلیر به نامهای مهدی قاسمی، سعید داوودی و صالح محمدی را که در اعتراضات دی ماه بازداشت شده بودند در قم اعدام کرد و یک زندانی دیگر به اسم کوروش کیوانی را به اتهام جاسوسی در زندان مرکزی کرج حلقآویز کرد.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن محکومیت اعدامهای خودسرانه و جنایتکارانه که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه صورت میگیرد، از ملل متحد و کشورهای مختلف و نهادهای حقوق بشری میخواهیم حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند تا حداقل حقوق زندانیان رعایت شود، بهویژه زندانیانی که در ماههای اخیر بازداشت شده و در سکوت خبری و قطعی اینترنت زیر شکنجه هستند و در خطر حکم اعدام قرار دارند. ما همچنین خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستیم. بهخصوص که در شرایط بمباران جان زندانیان در معرضِ خطر مضاعف است و بسیاری از زندانیان از کمبود غذا و رسیدگیهای درمانی رنج میبرند. در هفته اخیر ده.ها تن از زندانیان زندان چابهار به دلیل اعتراض به عدم تامین مواد غذایی، توسط ماموران زندان کشته و زخمی شدند.
لازم به ذکر است در دو هفته گذشته، بیانیه این کارزار (هفتههای ۱۱۱و ۱۱۲) به دلیل قطعی ارتباطات منتشر نشد.
کارزار «سهشنبه های نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوسیزدهم
سهشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» عید فطر و نوروز ۱۴۰۵ را به عموم مردم ایران و بهویژه خانواده جانباختگان قیام دی ماه ۱۴۰۴ و تمامی سربداران یک سال اخیر که توسط حکومت مستبد و سرکوبگر «ولایت فقیه» به خاک و خون کشیده شدند را تبریک میگوید. از تمامی افراد، نهادهای صنفی معلمان، بازنشستگان، کارگران و خانواده محکومان به اعدام و همچنین رسانههای مستقل و تمامی کسانی که صدای محکومان به اعدام بودند کمال تشکر و قدردانی را داریم و امیدواریم سال ۱۴۰۵ سال آزادی ایران، ایران بدون شکنجه و اعدام باشد.
حکومت اعدامی در یک سال اخیر بالغ بر ۲۶۵۰ تن از هموطنانمان را در اقصی نقاط کشور به دار آویخت و به طور ظالمانه در شب عید نوروز سه تن از جوانان دلیر به نامهای مهدی قاسمی، سعید داوودی و صالح محمدی را که در اعتراضات دی ماه بازداشت شده بودند در قم اعدام کرد و یک زندانی دیگر به اسم کوروش کیوانی را به اتهام جاسوسی در زندان مرکزی کرج حلقآویز کرد.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن محکومیت اعدامهای خودسرانه و جنایتکارانه که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه صورت میگیرد، از ملل متحد و کشورهای مختلف و نهادهای حقوق بشری میخواهیم حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند تا حداقل حقوق زندانیان رعایت شود، بهویژه زندانیانی که در ماههای اخیر بازداشت شده و در سکوت خبری و قطعی اینترنت زیر شکنجه هستند و در خطر حکم اعدام قرار دارند. ما همچنین خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستیم. بهخصوص که در شرایط بمباران جان زندانیان در معرضِ خطر مضاعف است و بسیاری از زندانیان از کمبود غذا و رسیدگیهای درمانی رنج میبرند. در هفته اخیر ده.ها تن از زندانیان زندان چابهار به دلیل اعتراض به عدم تامین مواد غذایی، توسط ماموران زندان کشته و زخمی شدند.
لازم به ذکر است در دو هفته گذشته، بیانیه این کارزار (هفتههای ۱۱۱و ۱۱۲) به دلیل قطعی ارتباطات منتشر نشد.
کارزار «سهشنبه های نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوسیزدهم
سهشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
Telegram
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
#بازنشر
از رادیو زمانه
هشدار سازمان حقوق بشر ایران نسبت به موج بازداشتها در ایران زیر سایه جنگ
همزمان با تداوم تنشهای نظامی و حملات هوایی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده است، گزارشها از ایران حاکی از موج گسترده بازداشتها در سراسر کشور است.
بر اساس آمارهای سازمان حقوق بشر ایران از رسانههای حکومتی و نهادهای قضائی، دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی طی ۲۵ روز اخیر دستکم دو هزار شهروند را بازداشت کردهاند.
بهگفته این نهاد حقوق بشری، این دستگیریها افزون بر شهروندان عادی شماری از فعالان مدنی و سیاسی و خانوادههای دادخواه را نیز دربر میگیرد.
سازمان حقوق بشر ایران نسبت به تشدید سرکوب مردم در هفتههای پیشرو نیز هشدار داد.
محمود امیریمقدم، مدیر این سازمان، گفت:
موج گسترده دستگیریها در هفتههای اخیر، بهویژه بازداشت فعالان مدنی در شرایط جنگی، بار دیگر نشان میدهد که جمهوری اسلامی مردم ایران را اصلیترین تهدید برای بقای خود میداند.
امیریمقدم با ابراز نگرانی جدی از وضعیت بازداشتشدگان در مناطق تحت بمباران، اعلام کرد که حکومت از بحران جنگی برای سرکوب داخلی بهرهبرداری میکند.
لینک دسترسی به مطلب:
https://www.radiozamaneh.com/883598/
از رادیو زمانه
هشدار سازمان حقوق بشر ایران نسبت به موج بازداشتها در ایران زیر سایه جنگ
همزمان با تداوم تنشهای نظامی و حملات هوایی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده است، گزارشها از ایران حاکی از موج گسترده بازداشتها در سراسر کشور است.
بر اساس آمارهای سازمان حقوق بشر ایران از رسانههای حکومتی و نهادهای قضائی، دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی طی ۲۵ روز اخیر دستکم دو هزار شهروند را بازداشت کردهاند.
بهگفته این نهاد حقوق بشری، این دستگیریها افزون بر شهروندان عادی شماری از فعالان مدنی و سیاسی و خانوادههای دادخواه را نیز دربر میگیرد.
سازمان حقوق بشر ایران نسبت به تشدید سرکوب مردم در هفتههای پیشرو نیز هشدار داد.
محمود امیریمقدم، مدیر این سازمان، گفت:
موج گسترده دستگیریها در هفتههای اخیر، بهویژه بازداشت فعالان مدنی در شرایط جنگی، بار دیگر نشان میدهد که جمهوری اسلامی مردم ایران را اصلیترین تهدید برای بقای خود میداند.
امیریمقدم با ابراز نگرانی جدی از وضعیت بازداشتشدگان در مناطق تحت بمباران، اعلام کرد که حکومت از بحران جنگی برای سرکوب داخلی بهرهبرداری میکند.
لینک دسترسی به مطلب:
https://www.radiozamaneh.com/883598/
Radiozamaneh
هشدار سازمان حقوق بشر ایران نسبت به موج بازداشتها در ایران زیر سایه جنگ
سازمان حقوق بشر ایران از بازداشت دستکم دو هزار نفر طی ۲۵ روز گذشته خبر داده و نسبت به استفاده از زندانیان بهعنوان «سپر انسانی» و تشدید سرکوب فعالان مدنی در شرایط جنگی هشدار داد.
Forwarded from هماندیشی چپ
هماندیشی چپ:
نظرات حزب کمونیست ایران دربارهی جنگ، شرایط کنونی ایران و کردستان
گفتوگو با: صلاح مازوجی، عضو کمیتهی اجرایی و کمیتهی مرکزی حزب کمونیست ایران
گفتوگوگردان: یسنا احمدی
پرسشها: یوسف اردلان، همایون ایوانی، صدیقه حاج محسن، علی دماوندی، میترا محمودی، جمشید مهر.
۳ فروردین ۱۴۰۵ (۲۳ مارس ۲۰۲۶)
روایت تصویری:
https://www.youtube.com/watch?v=dp7GQvz1Wuk
در این گفتوگو، ازجمله این موضوعها مورد توجه و بررسی قرار گرفتند:
🔷 شرایط سیاسی کنونی در ایران،
کارگران و دیگر زحمتکشان؛
🔷 #جنگ و حملهی امریکا و اسرائیل به ایران و نقش #جمهوریـاسلامی در این جنگ؛
🔷 وظایف نیروهای #چپ انقلابی و مترقی؛
🔷 وضع در #کردستان؛ #ناسیونالیسم کُرد و ناسیونالیسم عظمتطلب ایرانی؛
ائتلاف ششگانهی گروههای کُرد؛
🔷 برنامههای این ائتلاف باتوجه به سفر نمایندگان برخی از این گروهها به اسرائیل و آمریکا؛
🔷 بیانیەی حزب کمونیست ایران* در تأیید کومەلە؛
🔷 مبارزهی ضدجنگ و جنگافروزی.
* دو گروه با عنوان «حزب کمونیست ایران» فعالیت میکنند.
* * * * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در کانال یوتیوب و کانال تلگرام #هماندیشیـچپ.
نظرات حزب کمونیست ایران دربارهی جنگ، شرایط کنونی ایران و کردستان
گفتوگو با: صلاح مازوجی، عضو کمیتهی اجرایی و کمیتهی مرکزی حزب کمونیست ایران
گفتوگوگردان: یسنا احمدی
پرسشها: یوسف اردلان، همایون ایوانی، صدیقه حاج محسن، علی دماوندی، میترا محمودی، جمشید مهر.
۳ فروردین ۱۴۰۵ (۲۳ مارس ۲۰۲۶)
روایت تصویری:
https://www.youtube.com/watch?v=dp7GQvz1Wuk
در این گفتوگو، ازجمله این موضوعها مورد توجه و بررسی قرار گرفتند:
🔷 شرایط سیاسی کنونی در ایران،
کارگران و دیگر زحمتکشان؛
🔷 #جنگ و حملهی امریکا و اسرائیل به ایران و نقش #جمهوریـاسلامی در این جنگ؛
🔷 وظایف نیروهای #چپ انقلابی و مترقی؛
🔷 وضع در #کردستان؛ #ناسیونالیسم کُرد و ناسیونالیسم عظمتطلب ایرانی؛
ائتلاف ششگانهی گروههای کُرد؛
🔷 برنامههای این ائتلاف باتوجه به سفر نمایندگان برخی از این گروهها به اسرائیل و آمریکا؛
🔷 بیانیەی حزب کمونیست ایران* در تأیید کومەلە؛
🔷 مبارزهی ضدجنگ و جنگافروزی.
* دو گروه با عنوان «حزب کمونیست ایران» فعالیت میکنند.
* * * * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در کانال یوتیوب و کانال تلگرام #هماندیشیـچپ.
Forwarded from هماندیشی چپ
Mazuji_CPI views_PolitCond'ns, War, Kurdistan_audio.mp4
36.4 MB
هماندیشی چپ:
نظرات حزب کمونیست ایران دربارهی جنگ، شرایط کنونی ایران و کردستان
گفتوگو با: صلاح مازوجی، عضو کمیتهی اجرایی و کمیتهی مرکزی حزب کمونیست ایران
گفتوگوگردان: یسنا احمدی
پرسشها: یوسف اردلان، همایون ایوانی، صدیقه حاج محسن، علی دماوندی، میترا محمودی، جمشید مهر.
۳ فروردین ۱۴۰۵ (۲۳ مارس ۲۰۲۶)
روایت شنیداری
در این گفتوگو، ازجمله این موضوعها مورد توجه و بررسی قرار گرفتند:
🔷 شرایط سیاسی کنونی در ایران،
کارگران و دیگر زحمتکشان؛
🔷 #جنگ و حملهی امریکا و اسرائیل به ایران و نقش #جمهوریـاسلامی در این جنگ؛
🔷 وظایف نیروهای #چپ انقلابی و مترقی؛
🔷 وضع در #کردستان؛ #ناسیونالیسم کُرد و ناسیونالیسم عظمتطلب ایرانی؛
ائتلاف ششگانهی گروههای کُرد؛
🔷 برنامههای این ائتلاف باتوجه به سفر نمایندگان برخی از این گروهها به اسرائیل و آمریکا؛
🔷 بیانیەی حزب کمونیست ایران* در تأیید کومەلە؛
🔷 مبارزهی ضدجنگ و جنگافروزی.
* دو گروه با عنوان «حزب کمونیست ایران» فعالیت میکنند.
* * * * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در کانال یوتیوب و کانال تلگرام #هماندیشیـچپ.
نظرات حزب کمونیست ایران دربارهی جنگ، شرایط کنونی ایران و کردستان
گفتوگو با: صلاح مازوجی، عضو کمیتهی اجرایی و کمیتهی مرکزی حزب کمونیست ایران
گفتوگوگردان: یسنا احمدی
پرسشها: یوسف اردلان، همایون ایوانی، صدیقه حاج محسن، علی دماوندی، میترا محمودی، جمشید مهر.
۳ فروردین ۱۴۰۵ (۲۳ مارس ۲۰۲۶)
روایت شنیداری
در این گفتوگو، ازجمله این موضوعها مورد توجه و بررسی قرار گرفتند:
🔷 شرایط سیاسی کنونی در ایران،
کارگران و دیگر زحمتکشان؛
🔷 #جنگ و حملهی امریکا و اسرائیل به ایران و نقش #جمهوریـاسلامی در این جنگ؛
🔷 وظایف نیروهای #چپ انقلابی و مترقی؛
🔷 وضع در #کردستان؛ #ناسیونالیسم کُرد و ناسیونالیسم عظمتطلب ایرانی؛
ائتلاف ششگانهی گروههای کُرد؛
🔷 برنامههای این ائتلاف باتوجه به سفر نمایندگان برخی از این گروهها به اسرائیل و آمریکا؛
🔷 بیانیەی حزب کمونیست ایران* در تأیید کومەلە؛
🔷 مبارزهی ضدجنگ و جنگافروزی.
* دو گروه با عنوان «حزب کمونیست ایران» فعالیت میکنند.
* * * * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در کانال یوتیوب و کانال تلگرام #هماندیشیـچپ.
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
سنگينترین بمبارانهای این یکماه، در ۴۸ساعت اخیر انجام شد و صنایع فولاد، معادن، دانشگاههای صنعتی، درمانگاهها و محلات مسکونی هدف قرار گرفتند. کار بهجایی رسید که حتی سازمان مراتع و آبخیزداری ایران را نیز با خاک یکسان کردند. تعداد زیادی از غیرنظامیان کشته شدند و جمعیت آواره ساعت به ساعت افزایش مییابد. درست در همان ساعاتی که صنایع ایران و مناطق مسکونی توسط تروریستهای آمریکایی-اسرائیلی ویران میشدند، تفالهی سلطنتیِ ایران، سخنرانیای برگزار کرد. او بدون کوچکترین اشاره به نابودی زیرساختهای ایران و کشته شدن هزاران انسان، هموطنان خود را «تروریستهای انتحاریِ صادراتی» توصیف کرد و ضمن تشکر از «شجاعت پرزیدنت ترامپ»، سخنرانی خود را با این جمله بهپایان رساند: «خداوند آمریکا را حفظ کند».
#صهیوپهلویسم
#iranunderattack
@Blackfishvoice1
#صهیوپهلویسم
#iranunderattack
@Blackfishvoice1
کارگاه دیالکتیک
Photo
https://tinyurl.com/ckncsudw
(نا)جنبش ضدجنگ در تنگنای "نیروی تجاوزگر"
فرازی از بخش اول مقالهی:
تنگنای مقاومت در عصر استیصال
نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک | ۹ فروردین ۱۴۰۵
در متن التهابات فضای جنگیِ حاضر میتوان دید که تعارضات مشهود در مواضع نیروهایِ مترقیِ مخالف جنگ (که - در کنار سایر عوامل و ضعفهای تاریخی - تدارک مقاومت ضدجنگ را دشوارتر کردهاند)، بهرغم آن رخ میدهند که بر سر محکومیت تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل اجماع عمومی وجود دارد. محل اصلیِ مناقشه – چنانکه گفته شد - اینجاست که در بافتار مشخص جنگ کنونی، جنگی که با اقدام نظامی دولتهای مخالف جمهوری اسلامی آغاز شد، کنش ضدجنگ میباید چه استراتژی و موضعی نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ کند. با اینکه بسیاری از نیروهای مخالف جنگ، با اذعان به ماهیت استبدادی و سرکوبگر جمهوری اسلامی، خطر تشدید سرکوبهای دولتی در موقعیت جنگی (وضعیت اضطراری) را مطرح و/یا برجسته میکنند، و یا دغدغههای مشابهی نسبت به خطر گسترش جنگ برای جان و حیاتِ معیشتی و اجتماعیِ تودهها دارند، رهیافتهای متعارض آنها در خوانش موقعیت جدید، به مسیرهای متفاوتی برای مواجهه با چنین خطراتی راه میبرند.
تناقضات عزیمتِ کنش ضدجنگ از آغازگر جنگ
آرمین خامه در نوشتاری با عنوان «جنگ و داوری اخلاقی: نقدی بر مقصر جمهوری اسلامیست1» با ارجاع به ادبیات نظری جنگ، سه سطح اصلی را برای بازشناسی مسئولیت اخلاقی عاملان جنگ در سنت «جنگ عادلانه» برمیشمارد که فارغ از رویکرد تحلیلی و جمعبندیِ نویسنده، میتواند مدخل مفیدی برای ادامهی بحث حاضر باشد. این سه سطح عبارتند از: «زمینههای وقوع جنگ؛ دلایل شروع جنگ؛ و نحوهی جنگیدن». اگر این دسته بندی کلی را بپذیریم، روشن است که رویکردی که آماج اصلی کنش ضدجنگ را آغازگر جنگ میانگارد، تنها بر سطح دوم یعنی دلایل شروع جنگ تمرکز دارد. در حالی که این واقعیت که جمهوری اسلامی در این سطح فاعلیت مستقیمی نداشته است (شروعکنندهی جنگ نبوده است)، فاعلیت آن در دو سطح دیگر را منتفی نمیکند. در عین حال، جایی که برخی از حاملان چنین رویکردی به «زمینههای وقوع جنگ» (سطح اول) ارجاع میدهند، در این سطح نیز فاعلیت اصلی را به اسرائیل و آمریکا نسبت میدهند؛ با این توجیه که فارغ از کارکردهای تاریخی جمهوری اسلامی در منطقه، آنها از دیرباز در پی پیشبرد «طرح خاورمیانهی بزرگ» بودهاند. حال آنکه این واقعیت که راهبردهای نظامی و منطقهای جمهوری اسلامی (از طرحهای هستهای و موشکی تا محور مقاومت) نهایتا بهانه یا راهگشای طرحهای امپریالیستی کلان آمریکا و اسرائیل در منطقه بودهاند، فاعلیت جمهوری اسلامی (در کنار فاعلیت بازیگران بزرگتر) در وقوع جنگهای اخیر (بهشمول جنگ ۱۲ روزه) را نفی نمیکند، بلکه صرفا بر خصلت تباهیآور فاعلیتِ آن دلالت دارد. چون نقطهی عزیمت در تحلیل ماتریالیستی نه رویدادها و طرحها و نیتها، بلکه فرآیندهای واقعی و تاریخیست که بیگمان بازیگران فعالی از هر دو طرف داشتهاند (فارغ از سهم و قدرت ناهمتراز این بازیگران).
آن دسته از مخالفان جنگ که آماج نقدشان تنها معطوف به شروعکنندهی جنگ است، بنیان نقدشان را بر چارچوب حقوق بینالملل موجود (بورژوایی) استوار میکنند. چنین نقطهی عزیمتی، با توجه به زمین سخت واقعیت، فینفسه محل مناقشه نیست. مشکل اما دلالتهای بعدی آن است. چون آنها با عزیمت از همان چارچوب در ادامه مجبورند از «حق دفاع از خودِ» دولتی که مورد تهاجم قرار گرفته دفاع کنند (چنانکه که بسیاری چنین کردهاند). در امتداد چنین منطقی، حاملان این رویکرد خواهناخواه ناچارند: الف) تلویحا یا صراحتا از اقدامات نیروهای مسلح دولت ایران بهسان قوایی که سیاست «دفاع از خود» را پیش میبرند حمایت کنند (چنانکه که برخی چنین کردهاند). حال آنکه حق «دفاع از خود» جمهوری اسلامی نه معطوف به دفاع از مردمان ساکن قلمرو ایران در برابر خطرات و لطمات جنگ، بلکه دفاع جانانه از موجودیت نظام جمهوری اسلامیست که اینک قلمرو حکمرانیاش («تمامیت ارضی») مورد تعرض دشمنان خارجیاش قرار گرفته است. یک گواه عینی و مشهودِ این مدعا این فاکتِ ساده است که حاکمان جمهوری اسلامی در تمامی سالهایی که دیوارهای دژهای دفاعیِ نظام (بهاصطلاح بازدارندگیهای هستهای و موشکی) را بالا میبردهاند و خود را برای رویارویی نظامی آتی آماده میکردند، حتی یک پناهگاه جنگی برای حفاظت از جان شهروندان بنا نکردهاند. رسواتر از آن، در جریان جنگ اخیر (و نیز جنگ ۱۲ روزه) نهتنها بهوقت حملات موشکی و هوایی هیچ آژیر هشداری برای سرپناهگرفتن شهروندان در میان نبوده است، بلکه راههای ارتباطی شهرورندان با جهانِ خارج و با یکدیگر، که بستری ضروری برای تدارک همیاریهای محافظتی در شرایط جنگیست، نیز به بهانهی امنیت ملی (امنیت حاکمان) مسدود شدند.
ادامهی مطلب 👇🏿
@kdialectic
(نا)جنبش ضدجنگ در تنگنای "نیروی تجاوزگر"
فرازی از بخش اول مقالهی:
تنگنای مقاومت در عصر استیصال
نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک | ۹ فروردین ۱۴۰۵
در متن التهابات فضای جنگیِ حاضر میتوان دید که تعارضات مشهود در مواضع نیروهایِ مترقیِ مخالف جنگ (که - در کنار سایر عوامل و ضعفهای تاریخی - تدارک مقاومت ضدجنگ را دشوارتر کردهاند)، بهرغم آن رخ میدهند که بر سر محکومیت تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل اجماع عمومی وجود دارد. محل اصلیِ مناقشه – چنانکه گفته شد - اینجاست که در بافتار مشخص جنگ کنونی، جنگی که با اقدام نظامی دولتهای مخالف جمهوری اسلامی آغاز شد، کنش ضدجنگ میباید چه استراتژی و موضعی نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ کند. با اینکه بسیاری از نیروهای مخالف جنگ، با اذعان به ماهیت استبدادی و سرکوبگر جمهوری اسلامی، خطر تشدید سرکوبهای دولتی در موقعیت جنگی (وضعیت اضطراری) را مطرح و/یا برجسته میکنند، و یا دغدغههای مشابهی نسبت به خطر گسترش جنگ برای جان و حیاتِ معیشتی و اجتماعیِ تودهها دارند، رهیافتهای متعارض آنها در خوانش موقعیت جدید، به مسیرهای متفاوتی برای مواجهه با چنین خطراتی راه میبرند.
تناقضات عزیمتِ کنش ضدجنگ از آغازگر جنگ
آرمین خامه در نوشتاری با عنوان «جنگ و داوری اخلاقی: نقدی بر مقصر جمهوری اسلامیست1» با ارجاع به ادبیات نظری جنگ، سه سطح اصلی را برای بازشناسی مسئولیت اخلاقی عاملان جنگ در سنت «جنگ عادلانه» برمیشمارد که فارغ از رویکرد تحلیلی و جمعبندیِ نویسنده، میتواند مدخل مفیدی برای ادامهی بحث حاضر باشد. این سه سطح عبارتند از: «زمینههای وقوع جنگ؛ دلایل شروع جنگ؛ و نحوهی جنگیدن». اگر این دسته بندی کلی را بپذیریم، روشن است که رویکردی که آماج اصلی کنش ضدجنگ را آغازگر جنگ میانگارد، تنها بر سطح دوم یعنی دلایل شروع جنگ تمرکز دارد. در حالی که این واقعیت که جمهوری اسلامی در این سطح فاعلیت مستقیمی نداشته است (شروعکنندهی جنگ نبوده است)، فاعلیت آن در دو سطح دیگر را منتفی نمیکند. در عین حال، جایی که برخی از حاملان چنین رویکردی به «زمینههای وقوع جنگ» (سطح اول) ارجاع میدهند، در این سطح نیز فاعلیت اصلی را به اسرائیل و آمریکا نسبت میدهند؛ با این توجیه که فارغ از کارکردهای تاریخی جمهوری اسلامی در منطقه، آنها از دیرباز در پی پیشبرد «طرح خاورمیانهی بزرگ» بودهاند. حال آنکه این واقعیت که راهبردهای نظامی و منطقهای جمهوری اسلامی (از طرحهای هستهای و موشکی تا محور مقاومت) نهایتا بهانه یا راهگشای طرحهای امپریالیستی کلان آمریکا و اسرائیل در منطقه بودهاند، فاعلیت جمهوری اسلامی (در کنار فاعلیت بازیگران بزرگتر) در وقوع جنگهای اخیر (بهشمول جنگ ۱۲ روزه) را نفی نمیکند، بلکه صرفا بر خصلت تباهیآور فاعلیتِ آن دلالت دارد. چون نقطهی عزیمت در تحلیل ماتریالیستی نه رویدادها و طرحها و نیتها، بلکه فرآیندهای واقعی و تاریخیست که بیگمان بازیگران فعالی از هر دو طرف داشتهاند (فارغ از سهم و قدرت ناهمتراز این بازیگران).
آن دسته از مخالفان جنگ که آماج نقدشان تنها معطوف به شروعکنندهی جنگ است، بنیان نقدشان را بر چارچوب حقوق بینالملل موجود (بورژوایی) استوار میکنند. چنین نقطهی عزیمتی، با توجه به زمین سخت واقعیت، فینفسه محل مناقشه نیست. مشکل اما دلالتهای بعدی آن است. چون آنها با عزیمت از همان چارچوب در ادامه مجبورند از «حق دفاع از خودِ» دولتی که مورد تهاجم قرار گرفته دفاع کنند (چنانکه که بسیاری چنین کردهاند). در امتداد چنین منطقی، حاملان این رویکرد خواهناخواه ناچارند: الف) تلویحا یا صراحتا از اقدامات نیروهای مسلح دولت ایران بهسان قوایی که سیاست «دفاع از خود» را پیش میبرند حمایت کنند (چنانکه که برخی چنین کردهاند). حال آنکه حق «دفاع از خود» جمهوری اسلامی نه معطوف به دفاع از مردمان ساکن قلمرو ایران در برابر خطرات و لطمات جنگ، بلکه دفاع جانانه از موجودیت نظام جمهوری اسلامیست که اینک قلمرو حکمرانیاش («تمامیت ارضی») مورد تعرض دشمنان خارجیاش قرار گرفته است. یک گواه عینی و مشهودِ این مدعا این فاکتِ ساده است که حاکمان جمهوری اسلامی در تمامی سالهایی که دیوارهای دژهای دفاعیِ نظام (بهاصطلاح بازدارندگیهای هستهای و موشکی) را بالا میبردهاند و خود را برای رویارویی نظامی آتی آماده میکردند، حتی یک پناهگاه جنگی برای حفاظت از جان شهروندان بنا نکردهاند. رسواتر از آن، در جریان جنگ اخیر (و نیز جنگ ۱۲ روزه) نهتنها بهوقت حملات موشکی و هوایی هیچ آژیر هشداری برای سرپناهگرفتن شهروندان در میان نبوده است، بلکه راههای ارتباطی شهرورندان با جهانِ خارج و با یکدیگر، که بستری ضروری برای تدارک همیاریهای محافظتی در شرایط جنگیست، نیز به بهانهی امنیت ملی (امنیت حاکمان) مسدود شدند.
ادامهی مطلب 👇🏿
@kdialectic
Telegraph
(نا)جنبش ضدجنگ در بنبست نیروی تجاوزگر
فرازی از بخش اول مقالهی: تنگنای مقاومت در عصر استیصال نویسنده: نیما صبوری کارگاه دیالکتیک | ۹ فروردین ۱۴۰۵ در متن التهابات فضای جنگیِ حاضر میتوان دید که تعارضات مشهود در مواضع نیروهایِ مترقیِ مخالف جنگ (که - در کنار سایر عوامل و ضعفهای تاریخی - تدارک…
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
ایران- مردمی گروگانِ بمباران خارجی، استبداد داخلی و جنگ روانی مهندسیشده
در ادامه بخوانيد
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
در ادامه بخوانيد
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
ایران- مردمی گروگانِ بمباران خارجی، استبداد داخلی و جنگ روانی مهندسیشده
در جریان حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران، در گزارشهای منتشرشده، جدا از منازل مسکونی، نام مجموعهای از مراکز آموزشی، درمانی، پژوهشی، صنعتی و زیرساختی بهعنوان اهداف حملات ذکر شده است: دبستان دخترانهٔ شجره طیبه در میناب، دانشگاه علم و صنعت ایران در تهران، دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه امام حسین در تهران در بخش آموزشی؛ انستیتو پاستور ایران، بیمارستان گاندی در تهران، یک درمانگاه در استان زنجان، و برخی بیمارستانها و شرکتها و زیرساختهای دارویی در بخش درمانی؛ زیرساختهای حملونقل مانند پل B1 کرج و برخی فرودگاهها و تأسیسات فرودگاهی؛ مراکز صنعتی مانند مجتمع فولاد خوزستان در اهواز و فولاد مبارکه اصفهان؛ و تأسیسات حیاتی انرژی و خدمات عمومی از جمله پالایشگاه تهران، انبارهای نفت شهران، اقدسیه و کرج، میدان گازی پارس جنوبی و تأسیسات آبشیرینکن قشم.
هر کس گمان کند تخریب این مراکز فقط فرو ریختن چند ساختمان است، خطا کرده است؛ این یعنی مرگ و زخمی شدن غیرنظامیان، بیکار شدن هزاران کارگر، توقف تولید و خدمات، و گسترش هرچه بیشتر بیماری، ویرانی، و فقر و گرسنگی.
در چنین زمینهای ست که منطقِ «اگر جنگ نکشد، فقر میکشد» خود را نشان میدهد، که انفلوانسر کم آگاه (با ماًمور) با آسودگی به زبان می آورد و برخی برایش دست می زنند،؛ منطقی که نه از درک واقعی عدالت اجتماعی و ساختارهای مولد فقر برمیآید و نه از همدردی با رنج مردم، بلکه بیش از هر چیز بیانگر ازخودبیگانگی و فاصله گرفتن از واقعیت زندگی مردم است، جایی که جنگ دیگر فاجعهای انسانی دیده نمیشود، بلکه به شعار یا ابزار سیاسی تقلیل مییابد. چنین نگاهی در عمل به قطع اتصال با واقعیت زندگی مردم، تحقیر شعور عمومی و بازتولید جنگ روانی مهندسیشدهای میانجامد که ویرانی را بهعنوان راهحل بازنمایی میکند.
بازسازی چنین زیرساختهایی کار چند روز و چند ماه نیست؛ سالها طول میکشد و حتی پس از آن نیز احیای ظرفیت علمی و اقتصادی جامعه ممکن است دههها یا بیشتر زمان ببرد.
با این حال، مبلغان و ملتمسان جنگ و بمباران همچنان وعدهٔ ویرانی بیشتر میدهند و با هر انفجار جشن و همایش و موسیقی برپا میکنند و با خیال راحت میگویند: «بهترش را میسازیم.»
بسیار خوب—بفرمایید، این گوی و این میدان.
توصیهٔ من این است که از همین حالا فهرست داوطلبی خود برای اعزام به ایران و مشارکت در بازسازی این زیرساختها را تنظیم کنند. زیرا ویران کردن را میشود در چند دقیقه انجام داد، اما ساختن دوبارهاش سالها کار، دانش، هزینه و مسئولیت میخواهد.
اما واقعیت تلخ چیز دیگری است. بسیاری از همین مدعیان، کسانیاند که خود، و برخی دیگر، خود و فرزندان و نوههایشان سالهاست در کشورهای خارجی ریشه دواندهاند؛ نه قصد بازگشت دارند و نه حاضرند از خانوادهٔ خود مایه بگذارند. سهم بسیاری از آنان از «نجات ایران» چیزی بیش از رؤیای گذراندن تعطیلاتی کوتاه در آن نبوده و نیست. در ذهنشان، یواشکی، «بهترسازی» ایران را به دیگران واگذار کردهاند، همانگونه که سالها مبارزه با استبداد را نیز به دیگران واگذار کرده بودند؛ با رفتوآمد به ایران و شرکت در انتخابات به رژیم مشروعیت میبخشیدند، و سهمشان از آن مبارزه اغلب چیزی جز این نبود که بگویند:
«این سیاسیها ما را راحت نمیگذارند تا از زندگی مان لذت ببریم.»
امروز برخی جنگ را از دور تماشا میکنند و آن را رؤیایی به نام آزادی میخوانند؛ گویی آزادیای که از سوی متجاوزان و غارتگران وعده داده میشود میتواند آیندهای روشن برای مردم بسازد.
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
در جریان حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران، در گزارشهای منتشرشده، جدا از منازل مسکونی، نام مجموعهای از مراکز آموزشی، درمانی، پژوهشی، صنعتی و زیرساختی بهعنوان اهداف حملات ذکر شده است: دبستان دخترانهٔ شجره طیبه در میناب، دانشگاه علم و صنعت ایران در تهران، دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه امام حسین در تهران در بخش آموزشی؛ انستیتو پاستور ایران، بیمارستان گاندی در تهران، یک درمانگاه در استان زنجان، و برخی بیمارستانها و شرکتها و زیرساختهای دارویی در بخش درمانی؛ زیرساختهای حملونقل مانند پل B1 کرج و برخی فرودگاهها و تأسیسات فرودگاهی؛ مراکز صنعتی مانند مجتمع فولاد خوزستان در اهواز و فولاد مبارکه اصفهان؛ و تأسیسات حیاتی انرژی و خدمات عمومی از جمله پالایشگاه تهران، انبارهای نفت شهران، اقدسیه و کرج، میدان گازی پارس جنوبی و تأسیسات آبشیرینکن قشم.
هر کس گمان کند تخریب این مراکز فقط فرو ریختن چند ساختمان است، خطا کرده است؛ این یعنی مرگ و زخمی شدن غیرنظامیان، بیکار شدن هزاران کارگر، توقف تولید و خدمات، و گسترش هرچه بیشتر بیماری، ویرانی، و فقر و گرسنگی.
در چنین زمینهای ست که منطقِ «اگر جنگ نکشد، فقر میکشد» خود را نشان میدهد، که انفلوانسر کم آگاه (با ماًمور) با آسودگی به زبان می آورد و برخی برایش دست می زنند،؛ منطقی که نه از درک واقعی عدالت اجتماعی و ساختارهای مولد فقر برمیآید و نه از همدردی با رنج مردم، بلکه بیش از هر چیز بیانگر ازخودبیگانگی و فاصله گرفتن از واقعیت زندگی مردم است، جایی که جنگ دیگر فاجعهای انسانی دیده نمیشود، بلکه به شعار یا ابزار سیاسی تقلیل مییابد. چنین نگاهی در عمل به قطع اتصال با واقعیت زندگی مردم، تحقیر شعور عمومی و بازتولید جنگ روانی مهندسیشدهای میانجامد که ویرانی را بهعنوان راهحل بازنمایی میکند.
بازسازی چنین زیرساختهایی کار چند روز و چند ماه نیست؛ سالها طول میکشد و حتی پس از آن نیز احیای ظرفیت علمی و اقتصادی جامعه ممکن است دههها یا بیشتر زمان ببرد.
با این حال، مبلغان و ملتمسان جنگ و بمباران همچنان وعدهٔ ویرانی بیشتر میدهند و با هر انفجار جشن و همایش و موسیقی برپا میکنند و با خیال راحت میگویند: «بهترش را میسازیم.»
بسیار خوب—بفرمایید، این گوی و این میدان.
توصیهٔ من این است که از همین حالا فهرست داوطلبی خود برای اعزام به ایران و مشارکت در بازسازی این زیرساختها را تنظیم کنند. زیرا ویران کردن را میشود در چند دقیقه انجام داد، اما ساختن دوبارهاش سالها کار، دانش، هزینه و مسئولیت میخواهد.
اما واقعیت تلخ چیز دیگری است. بسیاری از همین مدعیان، کسانیاند که خود، و برخی دیگر، خود و فرزندان و نوههایشان سالهاست در کشورهای خارجی ریشه دواندهاند؛ نه قصد بازگشت دارند و نه حاضرند از خانوادهٔ خود مایه بگذارند. سهم بسیاری از آنان از «نجات ایران» چیزی بیش از رؤیای گذراندن تعطیلاتی کوتاه در آن نبوده و نیست. در ذهنشان، یواشکی، «بهترسازی» ایران را به دیگران واگذار کردهاند، همانگونه که سالها مبارزه با استبداد را نیز به دیگران واگذار کرده بودند؛ با رفتوآمد به ایران و شرکت در انتخابات به رژیم مشروعیت میبخشیدند، و سهمشان از آن مبارزه اغلب چیزی جز این نبود که بگویند:
«این سیاسیها ما را راحت نمیگذارند تا از زندگی مان لذت ببریم.»
امروز برخی جنگ را از دور تماشا میکنند و آن را رؤیایی به نام آزادی میخوانند؛ گویی آزادیای که از سوی متجاوزان و غارتگران وعده داده میشود میتواند آیندهای روشن برای مردم بسازد.
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Telegram
دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
روانشناسي فرد و جامعه
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
راه ارتباط با من:
@golkomyayad