Forwarded from کلکتیو ۹۸
بازنشر از دیدبان آزار:
این متن ساعاتی پیش از اعلام آتشبس به پایان رسید؛ یک روز پس از آنکه ترامپ با تهدیدی استعماری از «مرگ یک تمدن» سخن گفت، تهدیدی که بهطور تلویحی استفاده از بمب اتم یا کشتار دستهجمعی مردمان ساکن جغرافیای ایران و تخریب زیرساختهای حیاتی آن را در بر میگرفت. این متن بدون هیچ تغییری منتشر میشود.
در کنفرانس خبری ۶ آوریل ۲۰۲۶ / ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، وقتی خبرنگار از ترامپ درباره تهدید به بمباران زیرساختهای حیاتیِ و تنبیه دستهجمعی مردم پرسید، او در پاسخ گفت: «مردم ایران حاضرند رنج بکشند تا آزادی داشته باشند؛ آنها به رغم اینکه بمبها کنار خانههایشان فرود میآید میگویند: به بمباران ادامه بده!»
این اظهارنظر ترامپ که «جنایت جنگی» را مشخصاً با ارجاع به «خواست» خود مردمان ایران مشروع و موجه میسازد، بهخوبی نشان میدهد تا چه حد اتخاذ موضع ضدجنگ و محکومیت بدون لکنت حملات نظامی اسرائیل و امریکا واجد اهمیت است. سکوت در برابر جنگ یا فقدان تلاش فعالانه برای «آتشبس» نه فقط چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد بلکه تا اینجای کار به تداوم جنگی یاری رسانده که ازقضا بهطرز کنایهآمیزی جمهوری اسلامی را به لحاظ اجتماعی، سیاسی و ژئوپلکتیک
ادامه این متن را در وبسایت دیدبان بخوانید.
این متن ساعاتی پیش از اعلام آتشبس به پایان رسید؛ یک روز پس از آنکه ترامپ با تهدیدی استعماری از «مرگ یک تمدن» سخن گفت، تهدیدی که بهطور تلویحی استفاده از بمب اتم یا کشتار دستهجمعی مردمان ساکن جغرافیای ایران و تخریب زیرساختهای حیاتی آن را در بر میگرفت. این متن بدون هیچ تغییری منتشر میشود.
در کنفرانس خبری ۶ آوریل ۲۰۲۶ / ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، وقتی خبرنگار از ترامپ درباره تهدید به بمباران زیرساختهای حیاتیِ و تنبیه دستهجمعی مردم پرسید، او در پاسخ گفت: «مردم ایران حاضرند رنج بکشند تا آزادی داشته باشند؛ آنها به رغم اینکه بمبها کنار خانههایشان فرود میآید میگویند: به بمباران ادامه بده!»
این اظهارنظر ترامپ که «جنایت جنگی» را مشخصاً با ارجاع به «خواست» خود مردمان ایران مشروع و موجه میسازد، بهخوبی نشان میدهد تا چه حد اتخاذ موضع ضدجنگ و محکومیت بدون لکنت حملات نظامی اسرائیل و امریکا واجد اهمیت است. سکوت در برابر جنگ یا فقدان تلاش فعالانه برای «آتشبس» نه فقط چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد بلکه تا اینجای کار به تداوم جنگی یاری رسانده که ازقضا بهطرز کنایهآمیزی جمهوری اسلامی را به لحاظ اجتماعی، سیاسی و ژئوپلکتیک
ادامه این متن را در وبسایت دیدبان بخوانید.
دیدبان آزار
وقتی جنگ به یاری جمهوری اسلامی میآید
نعکاس مبارزات فمینیستی ایران و دیگر کشورهای دنیا علیه سرکوب و خشونت جنسی و بررسی و معرفی اشکال سازماندهی زنان علیه خشونت
Forwarded from نقد
«جنگ میهنی» یا «مبارزهی طبقاتی»؟
در رویارویی با جنگ امپریالیسم علیه ایران
یاشار دارالشفاء
12 آوریل 2026
بیایید یک راست سراغ محل دعوای کنونی چپ ایران بر سر جنگ جاری برویم: اکنون در جریان جنگ جاری بین ایران با آمریکا و اسرائيل، گروهی از چپهای ایرانی این جنگ را یک «جنگ میهنی» میدانند و آن را با جنگی که ویتنام با آمریکا درگیر آن بود یا چین با ژاپن (پیش از تحقق انقلاب کمونیستی) مقایسه میکنند. آنها با دست گذاشتن بر اینکه در امپریالیستی بودن آمریکا و اسرائيل تردیدی نیست، معتقدند که همهی مسأله بر سر این است که ماهیت جمهوری اسلامی را چطور ارزیابی کنیم. از نظر این گروه از چپ، جمهوری اسلامی طی سالیان حضورش در قدرت، با همهی سرکوبگریهای علیه چپها و به ویژه طبقهی کارگر، در نهایت یک رژيم ملی با استقلال سیاسی است و همین امر هم باعث میشود که باید در این جنگ پُشتش بایستیم؛ به همین قیاس آنها معتقدند که سوریهی بشار اسد هم رژیمی سوسیالیستی نبود اما جنگی که در جریان بهار عربی علیه آن بهراه افتاد در واقع چیزی نبود جز یک تلاش برای براندازی امپریالیستی.
اما نیروهای چپ انقلابی ضدامپریالیست با این صورتبندیها مخالفاند. آنان معتقدند ضدیت با امپریالیسم و جنگافروزیهایش مؤلفهای نیست که به اعتبار آن باید در لحظه، تمامی اشکال ضدیت با رژیمهایی چون جمهوری اسلامی، اسد، صدام یا قذافی را عجالتا کنار گذاشت و با پشتیبانی از مقاومت آنها در برابر تهاجم نظامی امپریالیستی از میهن دفاع کرد. این رژيمها اگر پس از چنین جنگی بتوانند به بقای خود ادامه دهند، بسیار وحشیتر از قبل به چپ و طبقهی کارگر یورش میبرند. البته این حرف به این معنا نیست که پس باید دعا کرد این رژيمها در جریان جنگهای اینچنینی سقوط کنند تا فرصت چنان وحشیگریای را نیابند؛ زیرا روشن است که همهنگام با نابود شدن این رژيمها، زیرساختهای کشور هم بر باد میروند. از نظر چپ انقلابی اساسا موضوع این نیست که در هنگامهی افروخته شدن جنگ باید خود را در تنگنای دوگانهی یا دفاع از امپریالیسم یا رژیم قرار داد.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5wk
#مبارزهی_طبقاتی #ماتریالیسم_تاریخی #چپ_انقلابی_ضدامپریالیست #یاشار_دارالشفاء
در رویارویی با جنگ امپریالیسم علیه ایران
یاشار دارالشفاء
12 آوریل 2026
بیایید یک راست سراغ محل دعوای کنونی چپ ایران بر سر جنگ جاری برویم: اکنون در جریان جنگ جاری بین ایران با آمریکا و اسرائيل، گروهی از چپهای ایرانی این جنگ را یک «جنگ میهنی» میدانند و آن را با جنگی که ویتنام با آمریکا درگیر آن بود یا چین با ژاپن (پیش از تحقق انقلاب کمونیستی) مقایسه میکنند. آنها با دست گذاشتن بر اینکه در امپریالیستی بودن آمریکا و اسرائيل تردیدی نیست، معتقدند که همهی مسأله بر سر این است که ماهیت جمهوری اسلامی را چطور ارزیابی کنیم. از نظر این گروه از چپ، جمهوری اسلامی طی سالیان حضورش در قدرت، با همهی سرکوبگریهای علیه چپها و به ویژه طبقهی کارگر، در نهایت یک رژيم ملی با استقلال سیاسی است و همین امر هم باعث میشود که باید در این جنگ پُشتش بایستیم؛ به همین قیاس آنها معتقدند که سوریهی بشار اسد هم رژیمی سوسیالیستی نبود اما جنگی که در جریان بهار عربی علیه آن بهراه افتاد در واقع چیزی نبود جز یک تلاش برای براندازی امپریالیستی.
اما نیروهای چپ انقلابی ضدامپریالیست با این صورتبندیها مخالفاند. آنان معتقدند ضدیت با امپریالیسم و جنگافروزیهایش مؤلفهای نیست که به اعتبار آن باید در لحظه، تمامی اشکال ضدیت با رژیمهایی چون جمهوری اسلامی، اسد، صدام یا قذافی را عجالتا کنار گذاشت و با پشتیبانی از مقاومت آنها در برابر تهاجم نظامی امپریالیستی از میهن دفاع کرد. این رژيمها اگر پس از چنین جنگی بتوانند به بقای خود ادامه دهند، بسیار وحشیتر از قبل به چپ و طبقهی کارگر یورش میبرند. البته این حرف به این معنا نیست که پس باید دعا کرد این رژيمها در جریان جنگهای اینچنینی سقوط کنند تا فرصت چنان وحشیگریای را نیابند؛ زیرا روشن است که همهنگام با نابود شدن این رژيمها، زیرساختهای کشور هم بر باد میروند. از نظر چپ انقلابی اساسا موضوع این نیست که در هنگامهی افروخته شدن جنگ باید خود را در تنگنای دوگانهی یا دفاع از امپریالیسم یا رژیم قرار داد.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5wk
#مبارزهی_طبقاتی #ماتریالیسم_تاریخی #چپ_انقلابی_ضدامپریالیست #یاشار_دارالشفاء
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
«جنگ میهنی» یا «مبارزهی طبقاتی»؟
در رویارویی با جنگ امپریالیسم علیه ایران نوشتهی: یاشار دارالشفاء موضع دقیق و منسجم چپ انقلابی باید چنین باشد: نه به تجاوز امپریالیستی، نه به اتحاد ملی زیر پرچم رژیم؛ نه به تخریب زیرساختها و زندگی…
Forwarded from شبکه نوآوا
#تلویزیون_جنبش
#پخش_زنده
تقلا برای نظم نوین: خوانشی طبقاتی از جنگ، امپریالیسم و بحران تئوریک چپ | گفتوگوی زنده با محمد حاجینیا
——
یکشنبه ساعت ۱۹ اروپای مرکزی - ۲۰:۳۰ ایران
https://www.youtube.com/live/Rc7hMwpsybU?is=Jh1279SvE50Z_sNB
——-
در یکی از ملتهبترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ غرب آسیا قرار داریم؛ منطقهای که دهههاست روی گسل جنگها، رقابتهای تسلیحاتی و مداخلات امپریالیستی بنا شده است. تصاویری که این روزها از جنگ و ویرانی مخابره میشود، توأمان خشم، یأس و استیصالی عمیق را در جامعه پمپاژ میکند. در چنین شرایطی که صداهای مسلط یا در پی تطهیر تجاوزات خارجیاند و یا به نام «امنیت» سرکوب داخلی را توجیه میکنند، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیلی رادیکال و انتقادی هستیم که از دوگانههای کاذب فراتر برود.
مهمان این برنامهی ما، محمد حاجینیا ، پژوهشگر فلسفه سیاسی و مارکسیسم است. ایشان در نوشتهها و مقالات اخیرشان از جمله «فرایند درونیشدن تضادهای امپریالیستی» و «تقلا برای تحقق نظم نوین خاورمیانه»، تلاش کردهاند تا نشان دهند رقابتها و فشارهای امپریالیستی، صرفاً پدیدههایی «خارجی» نیستند که روی یک جامعه آوار شوند، بلکه در دل مناسبات طبقاتی، ساختار دولت و اقتصاد سیاسیِ کشورهای پیرامونی «درونی» میشوند و به بازتولید «خشونت مفرط» و برآمدن بدیلهای ارتجاعی کمک میکنند.
در این برنامهی زنده با ایشان گفتوگو میکنیم تا بفهمیم بسترها و محرکهای جنگ اخیر چیست، جمهوری اسلامی و ایران در کجای این نظم نوین قرار دارند، و چرا نیروهای مترقی و چپ در مواجهه با این بحرانها دچار غافلگیری و لکنت نظری شدهاند.
سوالات و نظرات خود را در بخش کامنتها با ما ونیهمان برنامه درمیان بگذارید ، مشارکت فعالانه شما بخش جدایناپذیر از برنامهها ما در جنبش تیوی است.
https://t.me/JonbeshTV
#پخش_زنده
تقلا برای نظم نوین: خوانشی طبقاتی از جنگ، امپریالیسم و بحران تئوریک چپ | گفتوگوی زنده با محمد حاجینیا
——
یکشنبه ساعت ۱۹ اروپای مرکزی - ۲۰:۳۰ ایران
https://www.youtube.com/live/Rc7hMwpsybU?is=Jh1279SvE50Z_sNB
——-
در یکی از ملتهبترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ غرب آسیا قرار داریم؛ منطقهای که دهههاست روی گسل جنگها، رقابتهای تسلیحاتی و مداخلات امپریالیستی بنا شده است. تصاویری که این روزها از جنگ و ویرانی مخابره میشود، توأمان خشم، یأس و استیصالی عمیق را در جامعه پمپاژ میکند. در چنین شرایطی که صداهای مسلط یا در پی تطهیر تجاوزات خارجیاند و یا به نام «امنیت» سرکوب داخلی را توجیه میکنند، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیلی رادیکال و انتقادی هستیم که از دوگانههای کاذب فراتر برود.
مهمان این برنامهی ما، محمد حاجینیا ، پژوهشگر فلسفه سیاسی و مارکسیسم است. ایشان در نوشتهها و مقالات اخیرشان از جمله «فرایند درونیشدن تضادهای امپریالیستی» و «تقلا برای تحقق نظم نوین خاورمیانه»، تلاش کردهاند تا نشان دهند رقابتها و فشارهای امپریالیستی، صرفاً پدیدههایی «خارجی» نیستند که روی یک جامعه آوار شوند، بلکه در دل مناسبات طبقاتی، ساختار دولت و اقتصاد سیاسیِ کشورهای پیرامونی «درونی» میشوند و به بازتولید «خشونت مفرط» و برآمدن بدیلهای ارتجاعی کمک میکنند.
در این برنامهی زنده با ایشان گفتوگو میکنیم تا بفهمیم بسترها و محرکهای جنگ اخیر چیست، جمهوری اسلامی و ایران در کجای این نظم نوین قرار دارند، و چرا نیروهای مترقی و چپ در مواجهه با این بحرانها دچار غافلگیری و لکنت نظری شدهاند.
سوالات و نظرات خود را در بخش کامنتها با ما ونیهمان برنامه درمیان بگذارید ، مشارکت فعالانه شما بخش جدایناپذیر از برنامهها ما در جنبش تیوی است.
https://t.me/JonbeshTV
YouTube
تقلا برای نظم نوین: خوانشی طبقاتی از جنگ، امپریالیسم و بحران تئوریک چپ|گفتگوی زنده با محمد حاجینیا
یکشنبه ساعت ۱۹ اروپای مرکزی - ۲۰:۳۰ ایراندر یکی از ملتهبترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ غرب آسیا قرار داریم؛ منطقهای که دهههاست روی گسل جنگها، رقابتهای تسلیحاتی و مداخلات امپریالیستی بنا شده است. تصاویری که این روزها از جنگ و ویرانی مخابره میشود،…
Forwarded from Radio Zamaneh
زندگی بهمثابه مقاومت؛ بازپسگیری انسان در وضعیت اضطراری
آهراز ـ در شرایطی که سیاست رسمی بهطور فزایندهای به سمت مرگ، خشونت و نابودی میل میکند، پافشاری بر زندگی، خود یک کنش سیاسی رادیکال است. جامعه مدنی، اگرچه تحت فشار شدید قرار دارد، اما همچنان میتواند با بازتعریف اولویتهای خود، از بازتولید چرخههای خشونت جلوگیری کند. زندگی، در این معنا، نه عقبنشینی، بلکه نوعی پیشروی است؛ پیشرویای که نه بر ویرانهها، بلکه بر امکانهای هنوز زنده انسان بودن بنا میشود.
https://www.radiozamaneh.com/886093/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
آهراز ـ در شرایطی که سیاست رسمی بهطور فزایندهای به سمت مرگ، خشونت و نابودی میل میکند، پافشاری بر زندگی، خود یک کنش سیاسی رادیکال است. جامعه مدنی، اگرچه تحت فشار شدید قرار دارد، اما همچنان میتواند با بازتعریف اولویتهای خود، از بازتولید چرخههای خشونت جلوگیری کند. زندگی، در این معنا، نه عقبنشینی، بلکه نوعی پیشروی است؛ پیشرویای که نه بر ویرانهها، بلکه بر امکانهای هنوز زنده انسان بودن بنا میشود.
https://www.radiozamaneh.com/886093/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
زندگی بهمثابه مقاومت؛ بازپسگیری انسان در وضعیت اضطراری
آهراز ـ در شرایطی که سیاست رسمی بهطور فزایندهای به سمت مرگ، خشونت و نابودی میل میکند، پافشاری بر زندگی، خود یک کنش سیاسی رادیکال است. جامعه مدنی، اگرچه تحت فشار شدید قرار دارد، اما همچنان میتواند با بازتعریف اولویتهای خود، از بازتولید چرخههای خشونت…
Forwarded from ديدبان آزار
🔹چطور از «ژن، ژیان، ئازادی» به جنگ رسیدیم؟
نویسنده: سمیه رستمپور
استدلال مرکزی این مقاله این است: سرکوب خیزش دیماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی، که طی چند شب هزاران کشته بر جا گذاشت، و حملهی نظامی آمریکا و اسرائیل در اسفندماه، که به جنایتهای جنگی متعدد منجر شد، نه دو رویداد جداگانهاند و نه دو خشونت متضاد، بلکه دو لحظهی پیدرپی از یک فرایند واحد ضدانقلابیاند. این فرایند اما پیش از جنگ آغاز شده بود: با یک روند ضدانقلابیِ آرامتر در سطح سیاسی، رسانهای و نمادین؛ روندی که بهویژه از سوی جریان راست ناسیونالیست و سلطنتطلب ایرانی، بهخصوص در میان دیاسپورا، پیش برده میشد و میکوشید «زن، زندگی، آزادی» بهعنوان «راه سوم» را خنثی، تحریف و تصاحب کند و آن را در قالب یک دستور کار شوونیستی، اقتدارگرا، ضدچپ و در نهایت نظامیگرا و جنگطلب بازآرایی کند.
نسخه کامل مقاله:
https://harasswatch.com/news/2571/
@harasswatch
نویسنده: سمیه رستمپور
استدلال مرکزی این مقاله این است: سرکوب خیزش دیماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی، که طی چند شب هزاران کشته بر جا گذاشت، و حملهی نظامی آمریکا و اسرائیل در اسفندماه، که به جنایتهای جنگی متعدد منجر شد، نه دو رویداد جداگانهاند و نه دو خشونت متضاد، بلکه دو لحظهی پیدرپی از یک فرایند واحد ضدانقلابیاند. این فرایند اما پیش از جنگ آغاز شده بود: با یک روند ضدانقلابیِ آرامتر در سطح سیاسی، رسانهای و نمادین؛ روندی که بهویژه از سوی جریان راست ناسیونالیست و سلطنتطلب ایرانی، بهخصوص در میان دیاسپورا، پیش برده میشد و میکوشید «زن، زندگی، آزادی» بهعنوان «راه سوم» را خنثی، تحریف و تصاحب کند و آن را در قالب یک دستور کار شوونیستی، اقتدارگرا، ضدچپ و در نهایت نظامیگرا و جنگطلب بازآرایی کند.
نسخه کامل مقاله:
https://harasswatch.com/news/2571/
@harasswatch
کارگاه دیالکتیک
Photo
https://tinyurl.com/ytxbkmv4
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام
حملات ایالات متحده به ایران و ونزوئلا در واقع چین را هدف قرار داده است. موضوع بر سر تصاحب منابع در رقابتی جهانی است.
نوشتهی دیوید مکنالی
کارگاه دیالکتیک | ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
ما در حال حاضر در مرحلهای از رقابتهای تشدید شدهی امپریالیستی قرار داریم. در حالی که من این متن را مینویسم، ایالات متحده و اسرائیل در حال پرتاب بمب بر فراز ایران هستند. یک تجاوز نظامی که بلافاصله پس از دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا در ژانویهی همین سال صورت میگیرد. در مواجهه با چنین تحولاتی، وظیفهی همهی سوسیالیستها مقاومت در برابر تمامی اقدامات خشونتآمیز امپریالیستی است. در حال حاضر هیچچیز مبرمتر از ایجاد یک جنبش گستردهی ضدجنگ نیست.
در عین حال، وظیفهی یک چپ انترناسیونالیست جدی آن است که پویاییهایی را که زیربنای امپریالیسم نو است، تحلیل کند. این امر برای آگاهی عمومی، که لازمهی ایجاد جنبشهای قدرتمند است، اهمیتی حیاتی دارد. در غیر این صورت، توضیحاتْ اغلب تنها در سطح باقی میمانند. اظهاراتی مانند «همه چیز فقط بر سر تصاحب نفت است» یا «ترامپ یک خودشیفته است»، تغییرات عمیق رقابت امپریالیستیِ معاصر ما را روشن نمیکنند. تحلیلهای چپ اغلب از این نکته غافل میشوند که در دوران نئولیبرال، مرکز جدیدی از انباشت جهانی پدید آمده که اکنون دامنهای جهانی یافته است: ظهور چین بهعنوان مرکز ثقل اقتصاد جهانی، آرایش ژئوپلیتیک امپریالیستی را بازتعریف کرده است. بههمین دلیل، استراتژیهای امپریالیستی فعلیِ ایالات متحده در درجهی اول حول محور کنترل نفوذ فزایندهی جهانی چین میچرخد.
تمرکز بر چین
چین طی ۴۰ سال گذشته به پویاترین منطقهی جهان از نظر انباشت سرمایه تبدیل شده است (Hung 2009; McNally 2011; Friedman et al. 2024). در سال ۲۰۲۴، سهم این کشور در تولید کالاهای جهانی ۲۷ درصد بود. این رقم برای ایالات متحده ۱۷ درصد، برای آلمان ۵ درصد و برای هند ۳ درصد بود. از سال ۲۰۰۱، چین بزرگترین تولیدکنندهی فولاد در سطح بینالمللی بوده است؛ این کشور با سرعتی خیرهکننده شهرهای جدید ساخته و اکنون نقشی پیشرو در زمینهی هوش مصنوعی یافته است.
این رشد عظیم چین در دهههای اخیر باعث ایجاد یک به اصطلاح «ابرچرخهی مواد خام» شد، زیرا رونق چین تقاضا برای نفت، گاز، مواد معدنی و سایر منابع طبیعی – و در نتیجه قیمتها – را بهشدت افزایش داده است. چین زنجیرههای تأمین را از آمریکای لاتین تا آفریقا و خاورمیانه ایجاد کرد و در صنایع مرتبط با مواد خام سرمایهگذاری کرد تا دسترسیاش به منابع حیاتی را تضمین کند. در این میان، «ابتکار کمربند و جاده» (BRI) از اهمیت محوری برخوردار است، پروژهای که ازطریق آن پکن ۱.۴ تریلیون دلار در پروژههای بزرگ، بهویژه در بخشهای انرژی و معدن سرمایهگذاری کرده است. چین بهواسطهی عقد هزاران توافقنامه با ۱۵۰ کشور، همچنین به بزرگترین وامدهندهی دوجانبه در جهان تبدیل شده است (White 2026; Miller 2025). افزون بر این، نکتهی تعیینکننده این است که دولت چین اکنون در کنار کنترل گستردهاش بر مواد معدنی مهمی مانند کبالت و نیکل، نقشی محوری در استخراج عناصر خاکیِ نادر را بر عهده دارد؛ عناصر کمیابی که برای بخشهای نظامی و نیمههادیها اهمیت حیاتی دارند. بر اساس مطالعهی آژانس بینالمللی انرژی (۲۰۲۵)، چین امروزه بزرگترین تأمینکنندهی ۱۹ عنصر از ۲۰ ماده معدنی حیاتی مهم است (Pilling/Hook 2026).
«از آنجا که ایالات متحده در ایجاد زنجیرههای تأمین جهانی و سرمایهگذاریهای مستقیم برای تضمین دسترسی به منابع مهم از چین عقب مانده است، دولت آمریکا بر قابلیت اصلی خود یعنی برتری نظامی تمرکز کرده است.»
پیامدهای ژئوپلیتیک همهی اینها در آوریل ۲۰۲۵ ناگهان در معرض دید عموم قرار گرفت. ترامپ بهتازگی تعرفههایی به میزان ۱۲۵ درصد علیه چین وضع کرده بود. دولت چین، در اقدامی متقابل، مقررات سختگیرانهای را برای صادرات عناصر نادر خاکی (و آهنرباهای ساخته شده از آنها) وضع کرد. این اقدام از جمله برای خودروسازان آمریکایی چنان پیامدهای مخربی داشت که کاخ سفید با وحشت عقبنشینی کرد و تعرفههای چین را دوباره بهشدت کاهش داد. با این حال، این چرخش باعث شد تا کاخ سفید تلاشهای خود را برای کنترل حداکثری بر منابع استراتژیک، از نفت تا مس، و نیز تهدیداتش برای اشغال و کنترل مناطقی مانند گرینلند یا ونزوئلا را تشدید کند. در اینجا میتوان عناصری از یک استراتژی امپریالیستی را تشخیص داد که متعلق به منطق منحط رقابتهای سرمایهداری متأخر است.
ادامهی مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1643
-------------------
@kdialectic
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام
حملات ایالات متحده به ایران و ونزوئلا در واقع چین را هدف قرار داده است. موضوع بر سر تصاحب منابع در رقابتی جهانی است.
نوشتهی دیوید مکنالی
کارگاه دیالکتیک | ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
ما در حال حاضر در مرحلهای از رقابتهای تشدید شدهی امپریالیستی قرار داریم. در حالی که من این متن را مینویسم، ایالات متحده و اسرائیل در حال پرتاب بمب بر فراز ایران هستند. یک تجاوز نظامی که بلافاصله پس از دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا در ژانویهی همین سال صورت میگیرد. در مواجهه با چنین تحولاتی، وظیفهی همهی سوسیالیستها مقاومت در برابر تمامی اقدامات خشونتآمیز امپریالیستی است. در حال حاضر هیچچیز مبرمتر از ایجاد یک جنبش گستردهی ضدجنگ نیست.
در عین حال، وظیفهی یک چپ انترناسیونالیست جدی آن است که پویاییهایی را که زیربنای امپریالیسم نو است، تحلیل کند. این امر برای آگاهی عمومی، که لازمهی ایجاد جنبشهای قدرتمند است، اهمیتی حیاتی دارد. در غیر این صورت، توضیحاتْ اغلب تنها در سطح باقی میمانند. اظهاراتی مانند «همه چیز فقط بر سر تصاحب نفت است» یا «ترامپ یک خودشیفته است»، تغییرات عمیق رقابت امپریالیستیِ معاصر ما را روشن نمیکنند. تحلیلهای چپ اغلب از این نکته غافل میشوند که در دوران نئولیبرال، مرکز جدیدی از انباشت جهانی پدید آمده که اکنون دامنهای جهانی یافته است: ظهور چین بهعنوان مرکز ثقل اقتصاد جهانی، آرایش ژئوپلیتیک امپریالیستی را بازتعریف کرده است. بههمین دلیل، استراتژیهای امپریالیستی فعلیِ ایالات متحده در درجهی اول حول محور کنترل نفوذ فزایندهی جهانی چین میچرخد.
تمرکز بر چین
چین طی ۴۰ سال گذشته به پویاترین منطقهی جهان از نظر انباشت سرمایه تبدیل شده است (Hung 2009; McNally 2011; Friedman et al. 2024). در سال ۲۰۲۴، سهم این کشور در تولید کالاهای جهانی ۲۷ درصد بود. این رقم برای ایالات متحده ۱۷ درصد، برای آلمان ۵ درصد و برای هند ۳ درصد بود. از سال ۲۰۰۱، چین بزرگترین تولیدکنندهی فولاد در سطح بینالمللی بوده است؛ این کشور با سرعتی خیرهکننده شهرهای جدید ساخته و اکنون نقشی پیشرو در زمینهی هوش مصنوعی یافته است.
این رشد عظیم چین در دهههای اخیر باعث ایجاد یک به اصطلاح «ابرچرخهی مواد خام» شد، زیرا رونق چین تقاضا برای نفت، گاز، مواد معدنی و سایر منابع طبیعی – و در نتیجه قیمتها – را بهشدت افزایش داده است. چین زنجیرههای تأمین را از آمریکای لاتین تا آفریقا و خاورمیانه ایجاد کرد و در صنایع مرتبط با مواد خام سرمایهگذاری کرد تا دسترسیاش به منابع حیاتی را تضمین کند. در این میان، «ابتکار کمربند و جاده» (BRI) از اهمیت محوری برخوردار است، پروژهای که ازطریق آن پکن ۱.۴ تریلیون دلار در پروژههای بزرگ، بهویژه در بخشهای انرژی و معدن سرمایهگذاری کرده است. چین بهواسطهی عقد هزاران توافقنامه با ۱۵۰ کشور، همچنین به بزرگترین وامدهندهی دوجانبه در جهان تبدیل شده است (White 2026; Miller 2025). افزون بر این، نکتهی تعیینکننده این است که دولت چین اکنون در کنار کنترل گستردهاش بر مواد معدنی مهمی مانند کبالت و نیکل، نقشی محوری در استخراج عناصر خاکیِ نادر را بر عهده دارد؛ عناصر کمیابی که برای بخشهای نظامی و نیمههادیها اهمیت حیاتی دارند. بر اساس مطالعهی آژانس بینالمللی انرژی (۲۰۲۵)، چین امروزه بزرگترین تأمینکنندهی ۱۹ عنصر از ۲۰ ماده معدنی حیاتی مهم است (Pilling/Hook 2026).
«از آنجا که ایالات متحده در ایجاد زنجیرههای تأمین جهانی و سرمایهگذاریهای مستقیم برای تضمین دسترسی به منابع مهم از چین عقب مانده است، دولت آمریکا بر قابلیت اصلی خود یعنی برتری نظامی تمرکز کرده است.»
پیامدهای ژئوپلیتیک همهی اینها در آوریل ۲۰۲۵ ناگهان در معرض دید عموم قرار گرفت. ترامپ بهتازگی تعرفههایی به میزان ۱۲۵ درصد علیه چین وضع کرده بود. دولت چین، در اقدامی متقابل، مقررات سختگیرانهای را برای صادرات عناصر نادر خاکی (و آهنرباهای ساخته شده از آنها) وضع کرد. این اقدام از جمله برای خودروسازان آمریکایی چنان پیامدهای مخربی داشت که کاخ سفید با وحشت عقبنشینی کرد و تعرفههای چین را دوباره بهشدت کاهش داد. با این حال، این چرخش باعث شد تا کاخ سفید تلاشهای خود را برای کنترل حداکثری بر منابع استراتژیک، از نفت تا مس، و نیز تهدیداتش برای اشغال و کنترل مناطقی مانند گرینلند یا ونزوئلا را تشدید کند. در اینجا میتوان عناصری از یک استراتژی امپریالیستی را تشخیص داد که متعلق به منطق منحط رقابتهای سرمایهداری متأخر است.
ادامهی مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1643
-------------------
@kdialectic
Telegraph
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام
حملات ایالات متحده به ایران و ونزوئلا در واقع چین را هدف قرار داده است. موضوع بر سر تصاحب منابع در رقابتی جهانی است. نوشته دیوید مکنالی فروردین ۱۴۰۵ | کارگاه دیالکتیک ما در حال حاضر در مرحلهای از رقابتهای تشدید شده امپریالیستی قرار داریم. در حالی که من…
Forwarded from Radio Zamaneh
تداوم حملات جمهوری اسلامی به کمپهای کُردی؛ چرا این حملهها متوقف نمیشود؟
در پی ادامه حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به اقلیم کردستان عراق، گزارشها از هدف قرار گرفتن کمپهای غیرنظامی از جمله «سورداش» و جانباختن غزال مولان، پیشمرگه ۱۹ ساله حکایت دارد. هیوا مجیدزاده، فعال سیاسی چپ کورد ساکن اقلیم کردستان، شهر سلیمانیه، در گفتوگو با زمانه به تبیین چرایی تداوم این حملهها علیرغم اعلام عدم مداخله احزاب کورد در جنگ فعلی و تلاش چندین ساله تهران برای انتقال اجباری آنها به کشورهای ثالث میپردازد.
https://www.radiozamaneh.com/886464/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
در پی ادامه حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به اقلیم کردستان عراق، گزارشها از هدف قرار گرفتن کمپهای غیرنظامی از جمله «سورداش» و جانباختن غزال مولان، پیشمرگه ۱۹ ساله حکایت دارد. هیوا مجیدزاده، فعال سیاسی چپ کورد ساکن اقلیم کردستان، شهر سلیمانیه، در گفتوگو با زمانه به تبیین چرایی تداوم این حملهها علیرغم اعلام عدم مداخله احزاب کورد در جنگ فعلی و تلاش چندین ساله تهران برای انتقال اجباری آنها به کشورهای ثالث میپردازد.
https://www.radiozamaneh.com/886464/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
تداوم حملات جمهوری اسلامی به کمپهای کُردی؛ چرا این حملهها متوقف نمیشود؟
در پی ادامه حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به اقلیم کردستان عراق، گزارشها از هدف قرار گرفتن کمپهای غیرنظامی از جمله «سورداش» و جانباختن غزال مولان، پیشمرگه ۱۹ ساله حکایت دارد. هیوا مجیدزاده، فعال سیاسی چپ کورد ساکن اقلیم کردستان، شهر سلیمانیه، در گفتوگو…
کارگاه دیالکتیک
Photo
197_USAs_War_in_Iran_against_China_McNally_Farsi.pdf
201.3 KB
#فایل پیدیاف ☝️🏿
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام
حملات ایالات متحده به ایران و ونزوئلا در واقع چین را هدف قرار داده است. موضوع بر سر تصاحب منابع در رقابتی جهانیست.
نوشتهی دیوید مکنالی
ترجمه: کارگاه دیالکتیک
۲۷ فروردین ۱۴۰۵
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام
حملات ایالات متحده به ایران و ونزوئلا در واقع چین را هدف قرار داده است. موضوع بر سر تصاحب منابع در رقابتی جهانیست.
نوشتهی دیوید مکنالی
ترجمه: کارگاه دیالکتیک
۲۷ فروردین ۱۴۰۵