کارگاه دیالکتیک
1.33K subscribers
943 photos
152 videos
89 files
850 links
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود.

درباره ی ما:
https://kaargaah.net/?page_id=2

نشانی تماس کارگاه:
info@kaargaah.net

ارتباط با ادمین:
@Nimmous
Download Telegram
#بازنشر

رضا پهلوی بار دیگر زمین کشتار را برای جمهوری اسلامی هموار می‌کند 👇🏿👇🏿

------------------------------------------

🔻شاهزاده رضا پهلوی از نیروهایی که آن‌ها را «گارد جاویدان» می‌نامد خواست از شرایط موجود استفاده کنند و نیروهای جمهوری اسلامی را «بیش از پیش فرسوده و تضعیف کنند تا زمینه فروپاشی نهایی آن‌ها فراهم شود.»

آقای پهلوی در این بیانیه ویدئویی خطاب به «گارد جاویدان» گفت: «به شما گفته بودم که کمک در راه است. اکنون آن کمک رسیده است.»

رضا پهلوی خطاب به «گارد جاویدان» گفت: «حفظ جان خود را در اولویت قرار دهید چرا که حضور شما در نبرد نهایی برای حفاظت از سیل میلیونی جمعیت، لازم و ضروری است.»

📸 AFP via Getty Images
https://bbc.in/41avGaN
@BBCPersian
دونالد ترامپ:
شاید برای تفریح یکی دو بار دیگر هم آن‌جا [خارک] را بزنیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو: منطقه‌ی جوادیه - تهران، ۲۳ اسفند

مصیبت جنگ‌ بیش از همه بر سر محروم‌ترین لایه‌های جامعه آوار می‌شود. همان‌ها که به قول فروغ فرخراد:

... مردم محله‌ی کشتارگاه/ که خاک باغچه‌هاشان هم خونی‌ست/ و آب حوض‌شان هم خونی‌ست/ و تخت کفش‌هاشان هم خونی‌ست ...

با این‌ همه، و‌ به‌رغم بمب‌هایی که اینک مرگ‌شان را هم با خون قاب می‌گیرند، آنها «شهید» نیستند. چون آنها نه این جنگ لعنتی را انتخاب کردند و نه کشته‌شدن را. شهیدنامیدن آنها ترفند ایدئولوژیک حقیری‌ست برای سهیم‌کردن ستمدیدگان در انتخابی‌ که هرگز نکرده‌اند؛ برای پوشاندن اینکه سهم واقعی مردمان‌ِ صدها جوادیه از جنگی که قدرت‌های امپریالیستی و حاکمان ایران بر آنها تحمیل کرده‌اند همین بمب‌ها و‌ آوارهاست، و وحشت دایمی و دیو‌ گرسنگی.
حاتم‌بخشی برای شهیدنامیدن کشته‌شدگانِ بمباران‌های جنگ از جنس همان فشار حکومت به خانواده‌های کشته‌شدگان در اعتراضات خیابانی دی‌ماه است، درجهت قبول و اعلام اینکه عزیزشان از نیروهای مدافع حکومت بوده‌اند و به‌دست دشمنان کشته شده‌اند.
نه! دشمن یکی دوتا نیست: همه‌ی شما جنگ‌طلبان دشمنان مردمان ستمدیده‌اید، با هر مسلک و ملیت و پرچمی!

-
@kdialectic
پیوست به پست قبلی:

تصویر بالا در جریان ملاقات شماری از حامیان پهلوی، ازجمله دانیل ایلخانی‌پور (نماینده‌ی حزب SPD از هامبورگ)، با مسئولان سفارت اسرائیل در برلین گرفته شده است. آنها ضمن ابراز تشکر از تهاجم نظامی اسرائیل به ایران، خواستار ادامه‌ی این جنگ تا سرنگونی «رژیم ملاها» شده‌اند.

در سوی دیگر، تاکنون - طی ۱۴ روز گذشته - دست‌کم بیش از ۱۲۰۰ نفر در ایران در اثر بمباران‌های اسرائیلی-آمریکایی جان خود را از دست داده‌اند: در خانه‌های مسکونی، خیابان‌ها، کارخانه‌ها، مدارس، بیمارستان‌ها و ... و زندگی مادی مردم و ساختارهای حیات اجتماعی در حال ویرانی و نابودی‌اند.

این‌ حد از تباهی جایی برای نقد و استدلال باقی نمی‌گذارد ... وقتی این جنگ مصیبت‌بار کماکان همچون «راه نجاتْ» توجیه و تبلیغ می‌شود، تنها می‌توان سخنی از فرانتس فانون را بازگو کرد: بیچاره استعمارزده‌ای که‌ در منطق استعمارگر ادغام شود.
-----------------
@kdialectic
Forwarded from Radio Zamaneh
سرکوب مزدی کارگران زیر سایه جنگ

دولت در میانه جنگ و بی‌خبری دستمزد کارگران را بار دیگر کمتر از نصف سبد معیشت تعیین کرد.

https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/880033/&rhash=0ceb6994783a68

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Forwarded from Radio Zamaneh
جنگ ما را زخمی‌تر کرد و کمکی به مبارزه‌ علیه ج.ا نبود!

این روایت، صدای زنی از دل تهرانِ زیر بمباران است؛ از شهری که در آن نه آژیر هست، نه پناه، نه اینترنت و نه حتی امکان فهمیدن اینکه انفجار بعدی کجا رخ خواهد داد. او از ترس، آوارگی، ایست‌وبازرسی‌های مسلح، فروپاشی معیشت و شکاف عمیق میان واقعیت جنگ و تصویر رسانه‌ای آن می‌گوید. روایتی از زندگی روزمره در میان بمب، سرکوب و بی‌خبری؛ جایی که مردم عادی بیش از هر کس دیگر هزینه جنگ را می‌پردازند.

https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/882648/&rhash=0ceb6994783a68

https://www.radiozamaneh.com/882648/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
#بازنشر از شبنامه

میان دو تاریکی؛ مردم ایران در دو هفته پس از جنگ

یادداشتی از فرخ قهرمانی

دو هفته از آغاز حملهٔ نظامی گذشته و مردم ایران در وضعیتی قرار دارند که هیچ‌کس برای آن آماده نبود همزمان که این جنگ را مردم انتخاب نکرده بودند ترس از صلحی را هم دارند که شاید پس از آن، سرکوبی سنگین‌تر بر سرشان آوار شود. مردم در این روزها میان دو ترس گرفتار شده‌اند ، ترس از جنگ، و ترس از صلحی که می‌تواند بهانه‌ای برای انتقام‌گیری داخلی باشد. از یک سو، بسیاری می‌ترسند که اگر آتش‌بس اعلام شود و دولت‌ها پشت میز مذاکره بنشینند حکومت ایران با احساس امنیت دوباره تمامی نیروهای خود را برای سرکوب داخلی بکار گیرد ، ترس از این‌که زندانیان سیاسی اولین قربانیان این «بازگشت به وضعیت عادی» باشند ترسی واقعی است ، ترسی که از دل تجربه‌های گذشته می‌آید، نه از خیال. اما از سوی دیگر، ادامهٔ جنگ نیز چشم ‌اندازی روشن برای مردم ندارد جنگ، اگر ادامه پیدا کند، تنها به معنای بمباران و درگیری نیست ، جنگ یعنی فروریختن زیرساخت‌هایی که سال‌هاست فرسوده‌اند، یعنی بیمارستان‌هایی که دیگر توان پاسخ‌گویی ندارند ، یعنی قطع برق، کمبود دارو، گرانی افسارگسیخته ، یعنی صف‌های طولانی برای نان ، یعنی کودکانی که با صدای آژیر بزرگ می‌شوند ، یعنی خانواده‌هایی که هر شب با ترس از دست دادن عزیزانشان می‌خوابند ، ادامه جنگ یعنی فروریختن پل‌ها ، ساختمانها ، کارخانه ها و در یک کلام زیر ساخت های کشور که ساختن دوباره ا‌شان سال‌ها طول خواهد کشید و در نهایت فروریختن امیدهایی که شاید هیچ‌وقت بازنگردند. جنگ، حتی اگر محدود بماند زندگی مردم را نامحدود و بی‌پایان ویران می‌کند، هیچ جنگی، حتی اگر به نام امنیت آغاز شود برای مردم امنیت نمی‌آورد. در این میان، مردم ایران با حقیقتی تلخ رو به‌ رو می شوند: هیچ‌ یک از طرفین این درگیری، نمایندهٔ خواست و منافع آنان نیست ، مردم نه آغازکنندهٔ جنگ‌اند و نه تصمیم‌گیرندهٔ پایان آن ، اما هزینه‌اش را با جان، با زندگی، با آیندهٔ خود می ‌پردازند. با این حال، در دل این تاریکی، چیزی هست که خاموش نشده ، مبارزهٔ مردم برای آزادی این مبارزه، نه با جنگ متوقف می‌شود و نه با آتش‌بس ، نه با تهدید خارجی خاموش می‌شود و نه با سرکوب داخلی ، این مبارزه، ریشه در خواست عمیق مردم برای زندگی دارد ، این باور که آیندهٔ ایران نه در میدان جنگ رقم می‌خورد و نه در اتاق‌های مذاکرهٔ دولت‌ها ، بلکه در ارادهٔ مردمی که هنوز می‌خواهند آزاد زندگی کنند. و در نهایت، حقیقتی کوتاه و روشن باقی می‌ ماند، این جنگ‌ها نه جنگ مردم ‌اند و نه برای منافع مردم ، این جنگ ها رویارویی دولت‌ها و ساختارهای قدرت ‌اند و سودشان تنها به منافع سرمایه و نظام‌های سرمایه‌داری می‌رسد نه به زندگی انسان‌هایی که هزینه ‌اش را می‌ پردازند.
نوروز از پویش زندگی می‌گوید و به ایستادگی در برابر جمود مرگ‌ فرامی‌خواند.
نوروزتان مبارک!
به امید پیروزیِ زندگی ✌️🏿

یک فروردین ۱۴۰۵
کارگاه دیالکتیک
کارگاه دیالکتیک
Photo
https://tinyurl.com/567hus5r

در چهارمین هفته جنگ، زیرساخت‌های زندگی مردم به میدان نبرد تبدیل شده‌اند

کومله حزب کمونیست ایران


جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران اکنون وارد چهارمین هفته خود شده است. با گذشت هر روز، ابعاد این رویارویی آشکارتر و خطرناک‌تر می‌شود. آنچه در آغاز به‌عنوان یک تقابل نظامی محدود معرفی می‌شد، اکنون به مرحله‌ای رسیده است که در آن زیرساخت‌های حیاتی، منابع انرژی و امکان زیست عادی میلیون‌ها انسان در معرض تهدید مستقیم قرار گرفته است. این تحول، جنگ را وارد سطحی تازه کرده است؛ سطحی که در آن هزینه اصلی را نه دولت‌ها، بلکه مردم عادی می‌پردازند.

در روزهای اخیر، تهدیدهای مستقیم علیه تنگه هرمز و زیرساخت‌های برق و انرژی ایران، دامنه بحران را به شکلی کم‌سابقه گسترش داده است. دونالد ترامپ با صدور اولتیماتومی ۴۸ ساعته اعلام کرده است که در صورت باز نشدن کامل تنگه هرمز، تأسیسات برق و انرژی ایران هدف قرار خواهند گرفت. در برابر، جمهوری اسلامی نیز هشدار داده است که در صورت اجرای این تهدید، منابع انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس را مورد حمله قرار خواهد داد. این سطح از تهدید متقابل، به‌روشنی نشان می‌دهد که جنگ از مرز حملات نظامی فراتر رفته و اکنون مستقیماً به عرصه نابودسازی شرایط زندگی مردم کشیده شده است.

ناگفته پیداست که حمله به شبکه برق یک کشور، فقط حمله به چند نیروگاه یا چند مرکز صنعتی نیست. این اقدام، در عمل، حمله به تمام ارکان زندگی اجتماعی است. برق فقط یک زیرساخت فنی نیست. برق، آب را به خانه‌ها می‌رساند. برق، بیمارستان را فعال نگه می‌دارد. برق، زنجیره نگهداری دارو و غذا را حفظ می‌کند. برق، امکان ارتباط، حمل‌ونقل، آموزش و حداقلی از نظم اجتماعی را فراهم می‌سازد. از این‌رو، تهدید به نابودی شبکه برق ایران، اگر عملی شود، معنایی جز فروریختن آوار یک بحران عظیم انسانی بر سر مردم ندارد.

نخستین پیامد چنین حمله‌ای، قطع گسترده آب خواهد بود. از کار افتادن پمپ‌ها و شبکه‌های توزیع، دسترسی میلیون‌ها نفر به آب آشامیدنی را مختل می‌کند. این وضعیت، به‌ویژه در شهرهای بزرگ و مناطق گرمسیر، می‌تواند در فاصله‌ای کوتاه به بحران بهداشتی در مقیاس اجتماعی تبدیل شود. کمبود آب فقط مشکل مصرف خانگی نیست. این بحران مستقیماً بر بهداشت عمومی، نظافت محیط، کنترل بیماری‌ها و حتی امنیت غذایی اثر می‌گذارد.

در کنار آن، بحران بهداشت و درمان به‌سرعت گسترش می‌یابد. بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و مراکز اورژانس بدون برق قادر به ادامه فعالیت عادی نیستند. دستگاه‌های حیاتی، بخش‌های مراقبت ویژه، اتاق‌های عمل، سیستم‌های سرمایش، ذخیره‌سازی دارو و خدمات آزمایشگاهی همگی به برق وابسته‌اند. در چنین وضعی، بیماران خاص، سالمندان، کودکان، زنان باردار و مجروحان جنگی بیش از همه در معرض خطر قرار می‌گیرند. در این‌جا دیگر سخن فقط از خسارت مادی نیست. سخن از جان انسان‌هاست.

پیامد دیگر، بحران غذایی است. خاموشی‌های گسترده به‌سرعت موجب فساد مواد غذایی می‌شود. زنجیره سرد از کار می‌افتد. ذخایر غذایی خانوارها از بین می‌رود. فروشگاه‌ها با کمبود روبه‌رو می‌شوند. حمل‌ونقل و توزیع مختل می‌شود. در نتیجه، فشار اصلی بر دوش خانواده‌های کارگری، فرودستان شهری و مناطق محروم قرار می‌گیرد. در شرایط جنگی، این فشار می‌تواند به گرسنگی، سوءتغذیه و تشدید فقر بینجامد.

بنابراین، اگر تهدید اخیر آمریکا عملی شود، این اقدام را نمی‌توان صرفاً یک فشار نظامی علیه حکومت ایران توصیف کرد. چنین حمله‌ای در واقع ویرانی‌ای را که جمهوری اسلامی طی دهه‌ها بر جامعه ایران تحمیل کرده، به‌صورت فشرده و خشن بر سر مردم خراب خواهد کرد. این همان منطق مجازات جمعی است؛ یعنی وارد آوردن فشار حداکثری بر یک جامعه، با این توجیه که حکومت هدف اصلی است. اما در واقع در چنین شرایطی، مردم پیش از هر کس دیگر و بیش از هر کس دیگر آسیب می‌بینند.

در سوی دیگر نیز تهدید جمهوری اسلامی به حمله به منابع انرژی کشورهای منطقه، چیزی جز گسترش دامنه‌ی ویرانی نیست. این تهدید، اگر عملی شود، جنگ را وارد مرحله‌ای منطقه‌ای‌تر و بی‌مهارتر خواهد کرد. در آن صورت، میلیون‌ها انسان دیگر در کشورهای منطقه نیز در معرض بی‌ثباتی، اختلال اقتصادی، کمبود انرژی و ناامنی قرار خواهند گرفت.

آنچه اکنون بیش از هر زمان دیگری آشکار شده، این است که هیچ‌یک از طرفین جنگ، جان انسان‌ها را در مرکز محاسبات خود قرار نداده‌اند. آمریکا و اسرائیل در پی آنند که به هر شکل ممکن یک پیروزی سیاسی و نظامی به نمایش بگذارند. جمهوری اسلامی نیز با تمام توان برای بقای خود می‌جنگد. اما در این میان، زندگی مردم به حاشیه رانده شده است. مردمی که نه آغازگر این جنگ بوده‌اند، نه در تصمیم‌گیری‌های آن سهمی داشته‌اند و نه از تداوم آن سودی می‌برند.

ادامه‌ی مطلب 👇🏾

-------------------
@kdialectic